همزمان با آتشبس شکننده میان ایران و آمریکا، نگاهها به مذاکرات اسلامآباد دوخته شد
میان جنگ و صلح؛ در منطقه خاکستری
نهال فرخی
بامداد چهارشنبه، ۱۹ فروردین و زمانی که عقربههای ساعت هنوز به ۳:۳۰ صبح یعنی همان لحظه که ترامپ به عنوان «لحظه پایان یک تمدن» از آن یاد کرده بود ناگهان خبر آتشبس دو هفتهای منتشر شد.
پس از چهل روز جنگی که از آسمان تا زیرساختهای حیاتی امتداد داشت، صدای انفجارها برای لحظهای خاموش شد. ایران نفس کشید، منطقه مکث کرد و جهان با تردیدی عمیق به این پرسش خیره ماند که این فقط یک وقفه است یا آغاز پایان یک بحران؟
اما آن چه رخ داد، بیش از آن که یک توافق کلاسیک صلح باشد، به یک «ترمز اضطراری» شباهت داشت. جنگی که با حملات گسترده به زیرساختهای حیاتی، مسیرهای انرژی و مراکز حساس آغاز شده بود، به نقطهای رسیده بود که ادامه آن میتوانست به یک درگیری غیرقابل کنترل منطقهای و حتی فرامنطقهای تبدیل شود.
آتشبس دو هفتهای، در چنین شرایطی، نه نتیجه یک پیروزی مطلق، بلکه محصول همزمان چند عامل از جمله فرسایش میدان، نگرانی از گسترش دامنه جنگ، فشارهای اقتصادی و مهمتر از همه، ورود میانجیها بود.
در این میان، نقش پاکستان برجسته شد؛ کشوری که با دیپلماسی آرام اما مستمر توانست کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن را باز نگه دارد و نهایتاً دو طرف را به پذیرش این وقفه موقت متقاعد کند. اما این آتشبس، از همان ابتدا نیز با احتیاط تعریف شد که نه توافقی جامع، نه تضمینی بلندمدت، بلکه فرصتی کوتاه برای بازتنظیم محاسبات است.
جنگ بر سر تفسیر پایان جنگ
در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس، جنگ روایتها آغاز شد؛ جنگی که شاید حتی پیچیدهتر از خود میدان بود. در واشنگتن، دونالد ترامپ تلاش کرد این توافق را بهعنوان یک دستاورد سیاسی معرفی کند. او از «روز بزرگ صلح جهانی» گفت، از نقش آمریکا در مدیریت تنگه هرمز سخن گفت و حتی وعده «عصر طلایی خاورمیانه» را مطرح کرد اما این روایت، بهسرعت با تردیدهای داخلی و خارجی مواجه شد. در تهران، روایت کاملاً متفاوت بود و تأکید بر تحقق اهداف، حفظ توان نظامی، و ورود به آتشبس بدون امتیازدهی راهبردی است. این دوگانه، البته پدیدهای جدید نیست. در تاریخ جنگها، تقریباً همیشه هر دو طرف خود را پیروز اعلام میکنند. اما تفاوت اینجاست که در این مورد، فاصله میان روایتها بهطور غیرمعمولی زیاد است و همین، نشانهای از پیچیدگی واقعی صحنه دارد.
جهان چگونه واکنش نشان داد؟
واکنشهای بینالمللی به این آتشبس، اما ترکیبی از آسودگی، تردید و محاسبه بود. در اروپا، رهبران سیاسی تلاش کردند میان حمایت از کاهش تنش و نگرانی از آینده تعادل برقرار کنند. دولت انگلستان این توافق را «لحظهای آسودگی برای جهان» خواند، اما همزمان تأکید کرد که این فقط یک آغاز است و باید به یک توافق پایدار منتهی شود.
در فرانسه، امانوئل مکرون حتی پا را فراتر گذاشت و خواستار گسترش دامنه آتشبس به لبنان شد؛ نشانهای از نگرانی پاریس نسبت به باز شدن جبهههای جدید. آلمان نیز با ادبیاتی محتاط، دیپلماسی را «تنها مسیر ممکن» توصیف کرد؛ جملهای که بیش از هر چیز، از ترس اروپا نسبت به تبعات اقتصادی و امنیتی ادامه جنگ حکایت داشت.
در منطقه، واکنشها واقعگرایانهتر بود. عربستان سعودی از آتشبس استقبال کرد، اما این استقبال بیش از آن که نشانه همسویی سیاسی باشد، بازتاب نگرانی از بیثباتی منطقه بود. عراق و عمان نیز با حمایت از این روند، عملاً تلاش کردند نقش خود را در تثبیت شرایط جدید تقویت کنند.
در داخل ایالات متحده، آتشبس بهسرعت به موضوعی برای منازعه سیاسی تبدیل شد. سناتورها و چهرههای سیاسی، بهویژه در میان دموکراتها، از ابتدا نسبت به رویکرد دولت ترامپ انتقاد داشتند. برخی این آتشبس را نتیجه «محاسبات اشتباه اولیه» دانستند و برخی دیگر، آن را نشانهای از کاهش قدرت بازدارندگی آمریکا تلقی کردند. این شکاف داخلی، خود به یکی از عوامل تعیینکننده آینده آتشبس تبدیل شده است؛ چرا که هرگونه تصمیم بعدی واشنگتن، تحت تأثیر این فشارهای سیاسی خواهد بود.
منطقه در وضعیت تعلیق
در خاورمیانه، آتشبس بیش از هر چیز، یک وضعیت تعلیق ایجاد کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس که در طول جنگ با تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم مواجه بودند، حالا در حال بازتعریف موقعیت خود هستند. امنیتی که پیشتر «خریدنی» تصور میشد، حالا شکنندهتر از همیشه به نظر میرسد. در همین حال، گزارشهایی درباره همکاری ایران و عمان در مدیریت تردد دریایی در تنگه هرمز منتشر شده؛ موضوعی که نشان میدهد آتشبس فقط یک پدیده نظامی نیست، بلکه ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیک نیز دارد. اما در عراق، توقف عملیات گروههای مسلح همسو با ایران، یکی از مهمترین نشانههای اثرگذاری این آتشبس در میدان است. اما این توقف، به همان اندازه که میتواند به کاهش تنش کمک کند، شکننده و وابسته به تحولات روزهای آینده است.
رسانههای بینالمللی نیز نقش مهمی در شکلدهی به برداشتها داشتند. برخی رسانههای آمریکایی، این آتشبس را نتیجه «تغییر محاسبات» توصیف کردند؛ عبارتی که بهطور ضمنی به فشارهای میدانی اشاره دارد. رسانههای اروپایی نیز از «واقعگرایی اجباری» سخن گفتند؛ تعبیری که نشان میدهد تصمیم به توقف جنگ، نه از موضع قدرت مطلق، بلکه در نتیجه محدودیتها گرفته شده است. در مقابل، رسانههای منطقهای بیشتر بر حفظ توان نظامی ایران و ورود بدون امتیاز به آتشبس تأکید کردند. این دوگانگی رسانهای، در واقع بازتاب همان شکاف عمیق در تفسیر نتیجه جنگ است.
آتشبس شکننده؛ صلح یا مکث؟
با وجود تمام این واکنشها، یک نکته تقریباً مورد اجماع است: این آتشبس، شکننده است.
نه چارچوبی حقوقی روشن دارد، نه تضمینی برای تداوم و نه حتی توافقی کامل بر سر همه جبههها؛ گزارشهایی از موارد نقض آتشبس، چه در ایران و چه در لبنان، از روز نخست مطرح شدهاند و این نشانهای است از آن که میدان هنوز کاملاً خاموش نشده و در چنین شرایطی، این آتشبس بیشتر شبیه «تنفس کوتاه» است تا پایان بحران.
پل به آینده؛ مذاکرات اسلامآباد
در همین فضای مبهم، نگاهها به مذاکرات پیشرو دوخته شده؛ مذاکراتی که قرار است در اسلامآباد برگزار شود و چهرههایی کلیدی از دو طرف در آن حضور داشته باشند. این گفتوگوها، در واقع آزمون اصلی آتشبس خواهند بود. اگر بتوانند به یک چارچوب پایدار برسند، آتشبس میتواند به نقطه عطفی در بحران تبدیل شود. در غیر این صورت، احتمال بازگشت به چرخه تنش بسیار بالا خواهد بود.
این در حالی است که عصر دیروز وال استریت ژورنال نیز گزارش داده که ایران به میانجیگران منطقهای گفته که مشارکتش در مذاکرات با مقامات آمریکایی در اسلامآباد مشروط به برقراری آتشبس در لبنان است و هشدار داده که ممکن است تصمیمش درباره بازگشایی تنگه هرمز را نیز معکوس کند. مقامات ایرانی همچنین هشدار دادهاند که در صورت ادامه حملات اسرائیل به لبنان و ایران، به حملات علیه کشورهای منطقه، از جمله اسرائیل، ادامه خواهند داد.
همین اظهارات یعنی آتش بس بر لبه تیغی قرار گرفته که به سادگی نمیتوان از کنارش عبور کرد.
آتشبس زیر سایه تردید و نشانههای لغزش
اگرچه آتشبس با ادبیاتی امیدوارکننده آغاز شد، اما تنها در فاصلهای کوتاه، نشانههایی از شکنندگی آن بروز کرد. گزارشهایی از موارد نقض آتشبس چه در داخل ایران و چه در جبهههای پیرامونی مانند لبنان؛ بهسرعت به تیتر رسانهها تبدیل شد.
در تماس اخیر میان عباس عراقچی و مقامات نظامی پاکستان، موضوع نقض آتشبس بهطور رسمی مطرح شد؛ نشانهای از آنکه حتی میانجیها نیز نسبت به پایداری این وضعیت تردید دارند.
این نقضهای آتشبس، هرچند محدود و پراکنده توصیف شدهاند، اما از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارند. در تجربههای مشابه بینالمللی، آتشبسهایی که در همان روزهای نخست با نقض در مقیاس کوچک مواجه میشوند، معمولاً یا به سرعت فرو میریزند یا وارد فاز فرسایشی و بیثبات میشوند. در اینجا نیز وضعیت مشابهی در حال شکلگیری است و نه جنگ بهطور کامل متوقف شده، نه صلح بهطور واقعی آغاز شده است.
حال در چنین شرایطی است که اسلامآباد، به یک «پایتخت موقت دیپلماسی بحران» تبدیل شده است. کشوری که توانست آتشبس اولیه را شکل دهد، حالا باید آن را به یک چارچوب پایدار تبدیل کند و این کاری که بهمراتب دشوارتر است.
موضوعات اصلی این مذاکرات، بر اساس نشانههای موجود، حول چند محور کلیدی میچرخد و از جمله تثبیت آتشبس، تعیین سازوکار نظارت بر نقضها، بازگشایی کامل مسیرهای انرژی و کشتیرانی، و مهمتر از همه، ورود به یک گفتوگوی گستردهتر درباره ترتیبات امنیتی منطقه.
سناریوهای پیشرو از صلح شکننده تا بازگشت به جنگ
اکنون اما آینده این آتشبس در نقطهای حساس قرار دارد و میتوان چند سناریوی اصلی را برای آن متصور شد.
سناریوی نخست، تبدیل این آتشبس به یک توافق پایدار است. در این حالت، مذاکرات اسلامآباد میتواند به ایجاد یک چارچوب رسمی منجر شود؛ چارچوبی که نهتنها جنگ را متوقف کند، بلکه قواعد جدیدی برای مدیریت تنشها در منطقه تعریف کند. این سناریو، هرچند مطلوبترین است، اما نیازمند سطحی از اعتماد و انعطاف است که هنوز نشانههای قوی از آن دیده نمیشود.
سناریوی دوم، تداوم وضعیت فعلی است: نه جنگ، نه صلح. در این وضعیت، آتشبس بهصورت دورهای تمدید میشود، اما هر بار با نقضهای پراکنده و تنشهای موضعی همراه است. این سناریو، در بسیاری از درگیریهای معاصر دیده شده و میتواند ماهها و حتی سالها ادامه یابد.
سناریوی سوم، بازگشت به درگیری است. اگر نقضهای آتشبس افزایش یابد یا مذاکرات به بنبست برسد، احتمال بازگشت سریع به جنگ وجود دارد. در چنین حالتی، حتی ممکن است سطح درگیری از قبل نیز گستردهتر شود؛ چرا که هر دو طرف از تجربه مرحله اول جنگ، برای تشدید اقدامات خود استفاده خواهند کرد.
آتشبس و نظم جدید منطقهای
اما باید توجه داشت که یکی از مهمترین پیامدهای این آتشبس، تأثیر آن بر نظم منطقهای است. در طول این جنگ، برخی مفروضات قدیمی به چالش کشیده شدند. از جمله این تصور که امنیت منطقه بهطور کامل در کنترل قدرتهای خارجی است. تحولات اخیر نشان داد که بازیگران منطقهای، نقش فعالتری در تعیین معادلات دارند. همچنین، موضوع کنترل و امنیت در تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی تبدیل شده است. این آبراه که همواره یکی از حساسترین نقاط جهان بوده، حالا بیش از هر زمان دیگری در مرکز توجه قرار دارد و گزارشهایی درباره نقشآفرینی مشترک ایران و عمان در مدیریت این مسیر، نشان میدهد که ترتیبات جدیدی در حال شکلگیری است.
آتشبسی تماما در وضعیت نه جنگ، نه صلح
در نهایت، آن چه اکنون در جریان است، نه یک صلح کامل است و نه ادامه مستقیم جنگ؛ بلکه وضعیتی خاکستری و ناپایدار است.
آتشبس دو هفتهای، شاید فرصتی برای بازنگری، برای مذاکره و برای جلوگیری از سقوط به یک بحران بزرگتر ایجاد کند؛ اما این فرصت، به همان اندازه که ارزشمند است، شکننده نیز هست. همه چیز اکنون به چند روز آینده بستگی دارد، بستگی به مذاکرات اسلامآباد، به میزان پایبندی طرفها به تعهدات و به توانایی میانجیها در مدیریت بحران.
اگر این مسیر به توافقی پایدار منتهی شود، میتوان گفت که جهان از لبه پرتگاه بازگشته است. اما اگر شکست بخورد، این آتشبس تنها بهعنوان مکثی کوتاه، پیش از آن که دوباره صدای جنگ بلندتر از قبل بازگردد؛ در تاریخ ثبت خواهد شد.
**یک نکته تقریباً مورد اجماع است: این آتشبس، شکننده است.نه چارچوبی حقوقی روشن دارد، نه تضمینی برای تداوم و نه حتی توافقی کامل بر سر همه جبههها. گزارشهایی از موارد نقض آتشبس، چه در ایران و چه در لبنان، از روز نخست مطرح شدهاند؛ نشانهای از آن که میدان هنوز کاملاً خاموش نشده و آتشبس بیشتر شبیه «تنفس کوتاه» است تا پایان بحران
سوتیتر : نقضهای آتشبس، هرچند محدود و پراکنده توصیف شدهاند، اما از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارند و در تجربههای مشابه بینالمللی، آتشبسهایی که در همان روزهای نخست با نقض در مقیاس کوچک مواجه میشوند، معمولاً یا به سرعت فرو میریزند یا وارد فاز فرسایشی و بیثبات میشوند.در اینجا نیز وضعیت مشابهی در حال شکلگیری است
سوتیتر : همه چیز اکنون به چند روز آینده بستگی دارد، بستگی به مذاکرات اسلامآباد، و اگر این مسیر به توافقی پایدار منتهی شود، میتوان گفت که جهان از لبه پرتگاه بازگشته است. اما اگر شکست بخورد، این آتشبس تنها بهعنوان مکثی کوتاه، پیش از آن که دوباره صدای جنگ بلندتر از قبل بازگردد؛ در تاریخ ثبت خواهد شد
دیدگاه تان را بنویسید