علیرضا ایرانی

خاورمیانه بار دیگر درگیر یک بازی خطرناک ژئوپلیتیکی شده است؛ بازی‌ای که در آن مرز میان تهدید لفظی و اقدام نظامی، به نازکی یک تار مو رسیده است. در بحبوحه اظهارات متناقض و تحرکات نظامی پنهان، ایران در حال مواجهه با سخت‌ترین انتخاب‌های امنیتی خود است. اخبار حاکی از آن است که فضای کنونی نه تنها تحت تأثیر تهدیدات آشکار آمریکا و اسرائیل قرار دارد، بلکه تحلیل‌ها حول محور احتمال «حمله پیش‌دستانه» از سوی ایران می‌چرخد؛ سناریویی که می‌تواند منطقه را به سرعت به یک درگیری تمام‌عیار بکشاند. 

خط قرمز ایران و هشدار قاطع دبیرخانه شورای دفاع

در پاسخ به تشدید بی‌سابقه ادبیات تهدید دولت‌های خارجی، دبیرخانه شورای دفاع با صدور بیانیه‌ای، موضعی قاطع و غیرقابل انعطاف اتخاذ کرد. این بیانیه، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران را «خط قرمزی غیرقابل عبور» دانست و تأکید کرد که هرگونه تعرض یا تداوم رفتارهای خصمانه، با «پاسخ متناسب، قاطع و تعیین‌کننده» مواجه خواهد شد.

اما نکته حائز اهمیت در این بیانیه، فراتر از محکومیت صرف است. شورای دفاع، آمریکا و اسرائیل را به نوعی حمله نظامی پیش‌دستانه تهدید کرد. این شورا اعلام داشت که ایران خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمی‌داند و «نشانه‌های عینی تهدید» را بخشی از معادله امنیتی تلقی می‌کند. این موضع نشان می‌دهد که ایران آماده است تا در صورت مشاهده شواهد کافی مبنی بر قریب‌الوقوع بودن حمله، ابتکار عمل را به دست گرفته و قبل از وقوع تهاجم، دست به اقدام بزند. مسئولیت کامل پیامدهای چنین روندی، به صراحت متوجه طراحان رفتارهای خصمانه دانسته شده است.

این موضع‌گیری، در واقع بازتابی از درک عمیق تهران از فضای کنونی است. ایران، به گفته سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه، با «انتخاب‌های سخت» مواجه است و حق خطا ندارد؛ بلکه وظیفه دارد با قدرت، تدبیر و استقامت از منافع ملی دفاع کند. ایران پیش‌تر نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که هم اراده و هم توان پاسخ به متجاوز را دارد؛ نبردی که با توئیت رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر «تسلیم بی‌قید و شرط» آغاز شد و در روز دوازدهم با درخواست طرف مقابل برای «آتش‌بس بی‌قید و شرط» به پایان رسید، که به مثابه یک شکست راهبردی برای متجاوزین تلقی شد.

تناقضات اسرائیلی

 و  معمای استراتژی پنهان

فضای تنش، بیش از هر چیز با ابهام و تناقض در مواضع اسرائیل آمیخته شده است. اخبار منتشر شده از تل‌آویو، حاوی خطوط خبری کاملاً متفاوتی است که تحلیل استراتژی واقعی اسرائیل را دشوار می‌سازد. در حالی که برخی گزارش‌ها از آمادگی اسرائیل برای حمله خبر می‌دهند و برخی دیگر احتمال حمله پیش‌دستانه ایران را مطرح می‌کنند، یک خط خبری سوم، روایتی کاملاً متفاوت را ارائه می‌دهد.

نزدیک به دو ماه پیش نتانیاهو از طریق ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، پیامی «اطمینان‌بخش» به ایران ارسال کرده که در آن هرگونه قصد برای شروع جنگ جدید را تکذیب کرده است. این پیام در حالی ارسال شده که نتانیاهو همزمان در کنست، ایران را تهدید کرده که اجازه بازسازی برنامه موشکی و هسته‌ای خود را نخواهد داد و در صورت حمله ایران، با «عواقب وخیمی» مواجه خواهد شد.

سوال اصلی این است که استراتژی واقعی اسرائیل چیست؟ آیا پیام اطمینان صرفاً یک فریب است یا تلاشی برای جلوگیری از اقدام پیش‌دستانه ایران؟ تحلیلگران بر این باورند که اسرائیل ممکن است از این بیم داشته باشد که ایران، حمله اسرائیل را قطعی بداند و خود پیش‌دستی کند. ارسال پیام اطمینان از طریق پوتین، تلاشی هوشمندانه برای ممانعت از چنین اقدامی است. با این حال، حتی وجود چنین بیمی به معنای کنار گذاشتن گزینه جنگ نیست، بلکه می‌تواند تلاشی باشد تا اسرائیل ابتکار عمل و زمان شروع جنگ را در دست خود نگه دارد. به ویژه که با ناآرامی‌های اخیر احتمال درگیری شدت گرفته است.

تهدیدات اخیر ترامپ و نتانیاهو، فضای تنش را به شدت تشدید کرده است. احتمال حمله پیش‌دستانه ایران به عنوان یک «خط خبری تحلیلی» مطرح شده است؛ این احتمال ممکن است ناشی از برآوردهای اطلاعاتی تهران باشد یا صرفاً ابزاری برای توجیه حملات احتمالی اسرائیل تحت عنوان دفع تهاجم. همچنین، تحرکات نظامی ایران در واکنش به تهدیدات آمریکا، می‌تواند عاملی باشد که اسرائیل را به در نظر گرفتن حمله پیش‌دستانه سوق دهد.

سیاست «نه جنگ، نه صلح» 

و تضعیف از درون

به نظر می‌رسد هدف اصلی آمریکا و اسرائیل در قبال ایران، حفظ وضعیت «نه جنگ و نه صلح» است. این وضعیت معلق، طبیعتاً می‌تواند به بی‌ثباتی اقتصادی و تا حدی بی‌ثباتی‌های سیاسی در ایران منجر شود؛ موضوعی که آن‌ها تصور می‌کنند باعث تضعیف بیشتر ایران خواهد شد.

این استراتژی، در کنار تحریم‌های فلج‌کننده، فشار مضاعفی بر ساختار داخلی ایران وارد کرده است. در داخل ایران، اعتراضاتی آغاز شده که  دولت را مجبور به اصلاح بودجه سال ۱۴۰۵ کرد تا با افزایش حقوق و مزایا، بخشی از نارضایتی‌ها را کاهش دهد. با این حال، مسعود پزشکیان، رئیس دولت، یک روز پس از تصویب کلیات بودجه ترمیم‌شده، اذعان کرد که دولت پول کافی برای اجرای این افزایش حقوق را ندارد و کشور با کمبود منابع مالی ناشی از تحریم‌ها مواجه است. همزمان، سخنگوی دولت نیز از افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی قیمت کالاهای اساسی خبر داده است. این وضعیت اقتصادی، بهترین بستر را برای استراتژی «نه جنگ، نه صلح» فراهم می‌کند.

هدف اصلی آمریکا و اسرائیل حفظ وضعیت استراتژیک «نه جنگ و نه صلح» است. این حالت معلق، با ایجاد بی‌ثباتی اقتصادی و سیاسی، ایران را در معرض تضعیف از درون قرار می‌دهد. این استراتژی، در کنار فشار تحریم‌ها و نارضایتی‌های داخلی، ثبات لازم برای توسعه کشور را مخدوش می‌کند و به ضرر ایران تمام می‌شود

در همین راستا، برخی منابع بین‌المللی گزارش داده‌اند که ایران در حال تلاش گسترده برای تأمین ماشین‌آلات ویژه تولید موشک است؛ تجهیزاتی که به‌طور رسمی با عنوان مصارف غیرنظامی معرفی می‌شوند، اما در عمل برای ساخت قطعات کلیدی موشک‌های بالستیک و سانتریفیوژهای غنی‌سازی اورانیوم به کار می‌روند. این تلاش‌ها برای تولید موشک‌های دقیق بالستیک با هدف قرار دادن عمق خاک اسرائیل، نشان‌دهنده آمادگی دفاعی ایران است. این منابع که به نحوی در راستای تحریک قدرت‌های خارجی برای حمله به ایران اقدام می‌کنند اعلام کرده‌اند که تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، علیه ایران اتفاقی نیست و مواضع او بر پایه اطلاعات دقیق و معتبر اطلاعاتی از اقدامات پنهانی ایران در حوزه موشکی شکل گرفته است.

 دو رویکرد آمریکایی و تأثیر ونزوئلا

در آمریکا، دو رویکرد اصلی در قبال ایران وجود دارد که تفاوت‌های بنیادین در نحوه برخورد با بحران را نشان می‌دهد. رویکرد «فشار حداکثری و فرصت‌محور» (نزدیک به جمهوری‌خواهان و ترامپ) اعتراضات داخلی را فرصتی تاریخی برای تضعیف یا فروپاشی می‌داند و بر تحریم‌های شدید و پیام‌های تهدیدآمیز تاکید دارد. در مقابل، رویکرد «احتیاط‌محور و ثبات‌گرا» (نزدیک به دموکرات‌ها) با وجود حمایت از مردم ایران، نسبت به هرگونه مداخله نظامی یا تشدید تنش که منجر به جنگ تمام‌عیار شود، هشدار می‌دهد. سناتور مارک وارنر تاکید کرده که واشنگتن باید راه‌های عملی حمایت را بدون قرار گرفتن در مسیر مداخله مستقیم نظامی بررسی کند.

با این حال، اقدام اخیر آمریکا در ونزوئلا (ربودن نیکلاس مادورو) محاسبات اسرائیل و آمریکا را درباره امکان‌پذیری اقدام علیه جمهوری اسلامی تغییر داده است. پیش از این، مقامات اسرائیلی اعتراضات را برای تغییر رژیم (در اصطلاح Regime Change) کافی نمی‌دانستند، اما اکنون نشانه‌هایی مبنی بر بررسی نوعی مداخله هدفمند برای سوءاستفاده از جنبش اعتراضی در ایران برای این منظور مشاهده می‌شود.

با این حال موقعیت استراتژیک ایران با ونزوئلا کاملاً متفاوت است. ونزوئلا در منطقه نفوذ مستقیم آمریکا قرار دارد، اما هرج‌ومرج در خلیج فارس و تنگه هرمز می‌تواند یک بحران جهانی غیرقابل کنترل ایجاد کند. همچنین، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه در تیررس موشک‌های ایران قرار دارند. بنابراین، احتمال مداخله نظامی مستقیم آمریکا برای پیاده کردن نیرو به بهانه کمک مستقیم به معترضان در ایران، تقریباً صفر است و تهدیدهای ترامپ در این زمینه بیشتر جنبه تبلیغاتی و پروپاگاندا دارد.

فضای تنش میان ایران و اسرائیل آمیخته به تناقض است؛ تحلیلگران معتقدند اسرائیل در تلاش است تا از اقدام پیش‌دستانه ایران جلوگیری کند، زیرا بیم آن دارد که تهران حمله را قطعی بداند و خود پیش‌دستی کند؛ با این حال، این استراتژی متناقض به تل‌آویو اجازه می‌دهد تا ابتکار عمل و زمان شروع احتمالی درگیری را در دست خود نگه دارد

 آمادگی نظامی

 و تاکتیک‌های غافلگیرکننده

احتمال وقوع جنگ علیه ایران همچنان بالا و مسئله اصلی، زمان وقوع آن است. اسرائیل و آمریکا آگاهند که ایران برنامه‌های موشکی و هسته‌ای خود را متوقف نخواهد کرد. اگرچه ظاهراً آمریکا و اسرائیل ناظر بر سرنوشت اعتراضات کنونی در ایران هستند، اما بعید است این اعتراضات را تهدیدی براندازانه بدانند. از این رو، در صورتی که اعتراضات داخلی به سطح مورد انتظار آنها نرسد و رو به خاموشی برود، این احتمال وجود دارد که برای جلوگیری از ثبات مجدد، حمله‌ای علیه مراکز امنیتی و اهداف حساس ایران تدارک دیده شود.

در صورت وقوع جنگ مجدد، شیوه اجرای آن احتمالاً بسیار غافلگیرکننده خواهد بود. دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ رخ خواهد داد یا خیر، بلکه این است که از چه تاکتیک‌های غیرمنتظره‌ای استفاده خواهد شد. تجربیاتی چون عملیات ویژه در ونزوئلا یا تاکتیک‌های به کار رفته در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل (مانند ترور فرماندهان ارشد در لحظات اولیه) نشان می‌دهد که طرفین درگیری به دنبال استفاده از شیوه‌هایی هستند که عنصر غافلگیری را به حداکثر برسانند تا به جای یک درگیری طولانی، عملیات‌های سریع و تعیین‌کننده انجام دهند.

مقامات کشورمان معتقدند توان دفاعی و موشکی ایران، برخلاف عراق و لیبی، قابل مذاکره نیست؛ زیرا ایران برای حفظ بازدارندگی در برابر تهدیدات آمریکا و اسرائیل به آن متکی است. مطرح کردن موضوع موشکی، ابزاری است که آمریکا آن را به عنوان «شمشیر داموکلس» بالای سر ایران نگه داشته تا فشار را برای عقب‌نشینی افزایش دهد. سردار مرتضی قربانی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، با تأکید بر سطح آمادگی ایران، اعلام کرده است که «۴۰۰ مجموعه سپاه و ارتش دست‌شان روی ماشه است. آماده‌اند فقط تعدی کند، با خاک یکسانش می‌کنند.» این اظهارات، در کنار سخنان سردار وحیدی معاون ستاد کل نیروهای مسلح مبنی بر اینکه «از قدرت ظاهری دشمن نباید ترسید»، نشان‌دهنده اعتماد به نفس نظامی تهران در مواجهه با تهدیدات است. 

دیپلماسی و هوشیاری عمومی

در این فضای پرالتهاب، تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش نیز در جریان است. سخنگوی وزارت خارجه قطر اعلام کرده که این کشور با تهران و واشنگتن در تماس است و از هرگونه گفت‌وگو برای جلوگیری از تشدید تنش حمایت می‌کند. به گفته «ماجد الانصاری»، هنوز فرصت برای راه‌حل‌های دیپلماتیک و سیاسی در مورد ایران وجود دارد. در سطح بین‌المللی، وزارت امور خارجه روسیه نیز با ابراز نگرانی عمیق از تهدیدات اسرائیل علیه ایران، این سیاست‌ها را «غیرمسئولانه» خواند. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، از جنگ‌افروزان خواست تا از تشدید تنش‌ها خودداری کنند و «اشتباهات فاحش ژوئن ۲۰۲۵ (جنگ ۱۲ روزه) را تکرار نکنند.»

از سوی دیگر، وزیر امور خارجه، سخنان ترامپ درباره جمهوری اسلامی را «نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد» توصیف کرد و خواستار محکومیت آن شد. عباس عراقچی، هشدار داد که سکوت در برابر این تهدیدها «پیامدهای خطرناک» دارد و ایران در پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده به هرگونه تعرضی تردید نخواهد کرد.

اگرچه اقدامات محدود نظامی مانند ترور شخصیت‌ها یا حملات به سایت‌های هسته‌ای از سوی آمریکا یا اسرائیل منتفی نیست، اما با توجه به ضرباتی که اسرائیلی‌ها در جنگ ۱۲ روزه متحمل شدند و همچنین درگیری آمریکا در ونزوئلا، جنگ فراگیر در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد. این تهدیدها بیشتر در راستای حفظ فضای «نه جنگ و نه صلح» است که ثبات لازم اقتصادی و سیاسی ایران را مخدوش می‌کند. در این میان، نقش مردم ایران در خنثی‌سازی مداخلات خارجی بسیار تعیین‌کننده است. مردم ایران با حس بالای ملی‌گرایی، با هرگونه دخالت خارجی مخالف‌اند و ترجیح می‌دهند مسائل و اعتراضات خود را در داخل حل و فصل کنند. این هوشیاری عمومی، مداخلات خارجی را نه تنها بی‌اثر، بلکه با نتیجه معکوس مواجه می‌کند.