نسرین هزاره مقدم

می‌خواهید «صدای مردم» را بشنوید؟ وقتش رسیده که حقوق کارگران و کارمندان را حداقل با کشورهای همسایه همتراز کنید تا نیروی کار بتواند نیازهای اولیه زندگی را تامین کند و مجبور به مهاجرت از این مرز و بوم و نوکری برای سرمایه‌داران کشورهای بیگانه نشود. آقای رئیس جمهور صدای مردم اینها است، کمی بشنوید!

دولت می‌گوید مردم نگران نباشند چون ما کالابرگ می‌دهیم و گرانی‌ها با این کالابرگی که به مردم می‌دهیم، جبران می‌شود. اما کالابرگی که دولت از آن سخن می‌گوید، فقط یک میلیون تومان اعتبار دارد و در قیاس با تورم سنگین بازارها، آورده چندانی ندارد.

وقتش رسیده که حقوق کارگران و کارمندان را هم با کشورهای همسایه همتراز کنند تا نیروی کار بتواند نیازهای اولیه زندگی را تامین کند و مجبور به مهاجرت از این مرز و بوم و نوکری برای کشورهای بیگانه نشود

طبق محاسبات، کالابرگ دولتی برای دهک‌های فرودست فقط ماهانه ۵۰۰هزار تومان عایدی دارد و برای دهک‌های بالاتر چیزی حدود ۶۵۰ هزار تومان در هر ماه چون افراد متعلق به سه دهک فرودست قبلاً ۵۰۰هزار تومان یارانه می‌گرفتند و سهم دهک‌های بالاتر ۳۵۰هزار تومان بود. حالا چطور قرار است حمایت نهایتاً ۵۰۰هزار تومانی دولت، همه گرانی‌های ناشی از آزادسازی کامل قیمت ارز و تورمی را که مهار آن ظاهراً از دست دولت خارج شده، جبران کند؟!

مشاهدات میدانی نشان می‌دهد در ده روز یا دو هفته اخیر، گرانی شدیدی تقریباً به همه کالاها و اقلام اساسی زندگی سرایت کرده است. برای نمونه گوشت قرمز را در نظر می‌گیریم. دو هفته پیش از این، یک کیلو گوشت قرمز در قصابی‌های سطح شهر کرمانشاه حدود ۹۰۰هزار تومان قیمت داشت اما بیست و سوم دی‌ماه، این قیمت به حدود یک میلیون و ۴۰۰هزار تومان رسیده است.

در تهران و در روزهای ابتدای دی، قیمت گوشت قرمز در سطح شهر بین یک میلیون و ۵۰ تا یک میلیون و ۱۰۰هزار تومان بود اما ۲۳ دی، گوشت در تهران با حداقل ۴۰۰ تا ۵۰۰هزار تومان افزایش نرخ به فروش می‌رسد و یک قصابی در مرکز تهران، قیمت هر کیلو گوشت چرخکرده را یک میلیون و ۹۰۰هزار تومان اعلام می‌کند.

در همین بازه زمانی دو هفته‌ای، سایر کالاهای مصرفی سبد خانوار نیز 30، 40 یا حتی ۵۰درصد گرانی را تجربه کرده‌اند. نتایج جست‌وجوهای میدانی نشان می‌دهد اقلامی مانند دستمال کاغذی، شوینده‌ها و لبنیات نیز در بازار گران شده‌اند. قیمت روغن خوراکی نیز که به ادعای وزیر کشاورزی قرار بود نهایتاً دو برابر شود، به سه برابر قبل رسیده و البته این کالای اساسی هنوز در بسیاری از فروشگاه‌های سطح شهر یافت نمی‌شود.

فقط 500هزار تومان اضافه هزینه دارید!

برآیند این داده‌های تماماً واقعی نشان می‌دهد که تورمی که بر سبد مصرفی خانواده‌های ایرانی در اثر سیاست‌های اقتصادی اخیر دولت تحمیل شده، چند ده میلیون تومان است و اعجاب‌انگیز این است که رئیس جمهور در گفت‌وگو با مردم حدود دو هفته بعد از آغاز اعتراضات، با یقین و قاطعیت می‌گوید: «ما به دقت محاسبه کردیم. حذف ارز ترجیحی ۵۰۰هزار تومان افزایش هزینه برای مردم به دنبال می‌آورد که این مبلغ را هم در قالب کالابرگ به مردم داده‌ایم».

بیست و یکم دی، مسعود پزشکیان در گفت‌وگویی تلویزیونی با مردم و در دفاع از افزایش ۵۰۰هزار تومانی کالابرگ گفت: «براساس محاسبات صورت گرفته از سوی بانک مرکزی، سازمان برنامه و بودجه و دیگر سازمان‌ها و گروه‌های اقتصادی، میزان افزایش احتمال قیمت‌ها در ارتباط با کالاهای هدف حدود ۵۰۰هزار تومان است. برای اینکه فرد بتواند مقدار مورد نیاز را بخرد، ۵۰۰هزار تومان باید اضافه داشته باشد. پولی که ما از ارز ترجیحی تخصیص دادیم یک میلیون تومان است اما یک‌سری کالاهای دیگر ممکن است در این بسته یارانه‌ای نباشند و از تالار اول به تالار دوم بروند و ممکن است آنها هم افزایش پیدا کنند».

رئیس جمهور توضیح نمی‌دهد چطور این همه کارشناس، تورم انتظاری حذف ارز ترجیحی را فقط ۵۰۰هزار تومان تخمین زده‌اند وقتی فقط گرانی گوشت قرمز به تنهایی بیشتر از ۵۰۰هزار تومان است

رئیس جمهور توضیح نمی‌دهد چطور این همه کارشناس، تورم انتظاری حذف ارز ترجیحی را فقط ۵۰۰هزار تومان تخمین زده‌اند وقتی فقط گرانی گوشت قرمز به تنهایی بیشتر از ۵۰۰هزار تومان است؟! چطور این کارشناسان خود را به خواب زده‌اند و سرایت تورم نجومی به همه حوزه‌ها و تقریباً تمام کالاها را پیش‌بینی نکرده‌اند؟!

ترکش‌های مبارزه با رانت در سفره مردم

پزشکیان با رانتی نامیدن ارز دولتی، بر این مسأله پافشاری دارد که برداشتن یارانه واردات، باعث کاهش فشار معیشتی بر فرودستان می‌شود! او در بخشی دیگر از صحبت‌هایش ادعا می‌کند: «در روند گذشته و تا مقطعی که پرداخت ارز به شیوه رانتی ادامه داشت، دهک‌های یک، دو، سه، چهار و پنج که دهک‌های پایین جامعه محسوب می‌شوند، خیلی وقت‌ها از ارزهایی که تخصیص داده می‌شد، بهره‌مند نمی‌شدند و از طرف دیگر روزبه‌روز هم بار زندگی بر دوش آنها سنگین‌تر و سنگین‌تر می‌شد. ما مصمم هستیم به هیچ‌وجه نگذاریم مردم از بُعد معیشت در مشکل و تنگنا باشند و تا جایی که از دست ما برمی‌آید با تمام وجود در تلاشیم که نگرانی‌های آنها را 

رفع کنیم».

اما آنچه در کف بازار و در سطح خیابان‌های شهر قابل مشاهد است، گرانی سنگین همه اقلام اساسی زندگی و وضعیت بغرنج معیشت همان گروه‌هایی‌ست که رئیس جمهور ادعا می‌کند همه تلاش دولت آن است که در مشکل و تنگنا نباشند.

هزینه‌های جهانی، درآمدهای ایرانی

«با ۵۰۰هزار تومان کالابرگ اضافی، چطور مشکلات معیشتی مردم برطرف می‌شود؟»؛ «علیرضا خرمی» فعال کارگری با طرح این پرسش ادامه می‌دهد: قرار بود صدای مردم و اعتراضات آنها را بشنوند. آیا نتیجه آن همه ادعا مبنی بر شنیدن صدای مردم همین ۵۰۰هزار تومان اضافه است که به حساب مردم ریختند؟ هر کار خواستند صورت دادند، تورم را رها کردند و حالا چطور از این ۵۰۰هزار تومان که فعلاً با آن می‌شود فقط ۳۰۰ گرم گوشت خرید، دفاع می‌کنند؟!

وی اضافه می‌کند: دولت قیمت‌ها را آزاد کرده و همه اجناس دلاری به‌زعم دولت به «قیمت جهانی» به مردم عرضه می‌شود؛ یعنی گوشت و مرغ و برنج و مایحتاج ساده زندگی که تا چند وقت پیش از کشورهای منطقه ارزان‌تر بود، الان گران‌تر از بسیاری از کشورهای دنیا به مردمی فروخته می‌شود که ۸۰درصدشان زیر خط فقر درآمد دارند و با حقوق یک روزشان، یک کیلو گوشت نمی‌توانند بخرند!

حقوق‌ها را هم همتراز کنید

این فعال کارگری خطاب به تصمیم‌سازان و رئیس جمهور ادامه می‌دهد: می‌خواهید «صدای مردم» را بشنوید؟ وقتش رسیده که حقوق کارگران و کارمندان را حداقل با کشورهای همسایه همتراز کنید تا نیروی کار بتواند نیازهای اولیه زندگی را تامین کند و مجبور به مهاجرت از این مرز و بوم و نوکری برای سرمایه‌داران کشورهای بیگانه نشود. آقای رئیس جمهور صدای مردم اینها است، کمی بشنوید!

رئیس جمهور و دولت باید به «مردم» همان مردمی که مدعی شنیدن صدایشان هستند، پاسخ بدهند که ۵۰۰هزار تومان کالابرگ اضافه، از کدام محاسبات کارشناسانه بیرون آمده و چطور قرار است تنگناهای معیشتی را برطرف کند. باید پاسخ بدهند فقط دو هفته بعد از آزادسازی و دقیقاً وقتی که «مردم» به شرایط اقتصادی در خیابان اعتراض داشتند، چرا سبد مصرفی خانوار برای یک زندگی بسیار ساده، چند ده میلیون گران‌تر شد و چرا کار تامین معاش فرودستان آن‌چنان بیخ پیدا کرده که فریادها از گرسنگی به آسمان رسیده و فریادرسی نیست؟!