گروه حوادث:عاملان قتل آتشین یک پیرمرد در شرق تهران پس از 14 سال به ایستگاه آخر رسیدند.

زن 30 ساله که در ازدواج دوم خود با پیرمردی ازدواج کرده بود پس از خیانت نقشه جنایت را طراحی کرد.

قاتل که راننده مسافرکش بود پس از 14سال توانست رضایت خانواده مقتول  را بگیرد و از چوبه دار نجات یابد.

جسد سوخته

رسیدگی به این پرونده از ۱۴ سال پیش به دنبال پیدا شدن جنازه یک مرد سالخورده در خانه اش در دستور کار پلیس قرار گرفت. 

وقتی پسر محمود به خانه مراجعه کرده بود  با جسد سوخته پدرش رو‌به‌رو شد و پلیس را در جریان قرار داد.

فرار عروس جوان

شواهد نشان می‌داد جنایت از سوی یک آشنا رخ داده و عامل یا عاملان جنایت با آتش کشیدن خانه قصد گمراه کردن پلیس را داشته اند. 

پلیس به تحقیق پرداخت و دریافت همسر این مرد 70ساله به نام اعظم  که 30سال داشت  نیز همزمان با این جنایت ناپدید شده است.

تسلیم زن خائن

 به این ترتیب فرضیه دست داشتن اعظم در جنایت خانوادگی قوت گرفت .یک هفته از این ماجرا گذشته بود که اعظم به پلیس آگاهی رفت و خودش را تسلیم قانون کرد.

وی گفت :من با همدستی یک مرد همسرم را کشتم و خانه را آتش زدم تا پلیس را گمراه کنم .ما به شمال رفته بودیم اما یک هفته بعد دچار عذاب وجدان شدم و به تهران برگشتم .

دستگیری قاتل

با اعترافات این زن همدستش به نام فریبرز نیز ردیابی و بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد.

در دادگاه

فریبرز به اتهام قتل و اعظم به اتهام معاونت در قتل شوهرش در  شعبه ۷۱ دادگاه کیفری سابق استان تهران پای میز محاکمه ایستادند .در آن جلسه فرزندان قربانی برای عاملان جنایت حکم قصاص خواستند .

زن جوان  گفت:  12ساله بودم که پدرم به زور مرا شوهر داد. همسرم مرد بد اخلاقی بود .او معتاد بود و بارها مرا کتک زده بود. با آنکه  به تازگی بچه‌دار شده بودم مرا از خانه بیرون کرد و خواست تا به خانه پدرم برگردم .من هم به ناچار به خانه پدرم که در شمال کشور بود رفتم. اما پدرم وضع مالی خوبی نداشت .او می گفت نمی تواند مخارج زندگی ام را تامین کند. به همین خاطر چند سال بعد مرا به محمود که سنی بیشتر از پدرم داشت  شوهر داد. او مرد بدی نبود اما  صاحب چهار فرزند بود و من هیچ علاقه ای به او نداشتم.

 وی درباره آشنایی اش با فرامرز گفت:  آن روز همراه فرزندم  به عنوان مسافر سوار ماشین او شدیم.من که از زندگی ام ناراحت بودم گریه کردم و فرامرز علت گریه هایم را از من پرسید. من هم  با او درد دل کردم و تلفنم را به او دادم .خیلی زود من و او با هم رابطه برقرار کردیم بعد از مدتی از او خواستم تا در کشتن شوهرم به من کمک کند. او هم پذیرفت.ولی من در قتل دخالتی نداشتم.

فرار از اعدام

 با اظهارات این زن فرامرز نیز جنایت را گردن گرفت. در پایان جلسه قضات دادگاه فرامرز را به قصاص و زن جوان را به ۱۵ سال زندان محکوم کردند .

حکم صادره در دیوان عالی کشور تایید شده بود که فرامرز توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند.

آخرین دادگاه

صبح دیروز از جنبه عمومی جرم در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور یک مستشار پای میز محاکمه ایستاد .

وی گفت: من راننده بودم و با ماشین کار می کردم و یک پسر یک ساله داشتم .آن روز اعظم و فرزندش را به عنوان مسافر سوار ماشین کرد. او ناراحت بود و  گریه می کرد. من که ناراحت شده بودم علت گریه اش را پرسیدم و او با من درددل کرد. او گفت شوهرش مرد سالخوردهای است که هیچ علاقه ای به او ندارد.او  میگفت از زندگی اش ناراضی است .حرف های او باعث شد تا دلم برایش بسوزد.من  چند بار با او تماس گرفتم و او با من درد دل کرد .آخرین بار گفت از زندگی اش خسته شده  و می خواهد شوهرش را بکشد. او از من خواست تا در این کار به او کمک کنم. او در خانه را باز گذاشت و من نیمه شب وارد خانه آنها شدم و شوهرش را خفه کردم.سپس  ما خانه را آتش زدیم تا همه فکر کنم پیرمرد در آتش‌سوزی خانه مرده است.ما بعد از قتل  از ترس به شمال کشور فرار کردیم اما اعظم دچار عذاب وجدان شد و به تهران برگشت و ماجرا را به پلیس گفت .

وی ادامه داد: من در مدت ۱۴ سالی که در زندان بودم خیلی عذاب کشیدم حالا پسرم ۱۵ سال دارد و من شرمنده او هستم. من اشتباه بزرگی مرتکب شدم و حالا پشیمانم. با پرداخت دیه ۳۰۰ میلیونی توانستم رضایت فرزندان قربانی را جلب کنم  و حالا از دادگاه تقاضا دارم در مجازات تخفیف  قائل شوند. می‌خواهم به زندگی ام برگردم و گذشته سخت را برای پسر نوجوانم جبران کنم.

بنابه این گزارش،در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.