گسترش «خط زرد» توسط اسرائیل، ناقوس جنگ را در غزه به صدا درآورد؛
حماس و تلآویو در لبه نبرد
رامین پرتو
در حالی که بسیاری از بحرانهای خاورمیانه طی ماههای اخیر یا وارد فاز سکون نسبی شدهاند یا همزمان با میدان نظامی به سمت مسیرهای سیاسی حرکت کردهاند، نوار غزه بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از اصلیترین کانونهای تنش منطقهای است. مجموعهای از تحرکات میدانی اسرائیل، گسترش دامنه کنترل ارتش در غزه، افزایش فشار بر روند کمکرسانی انسانی، تشدید تهدیدات مقامهای سیاسی و نظامی تلآویو و همچنین تحرکات پشت پرده درباره آینده آتشبس، همگی نشان میدهد که احتمال بازگشت جنگ گسترده به غزه بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
بازگشت جنگ احتمالاً بحران انسانی در غزه را وارد مرحلهای بسیار خطرناکتر خواهد کرد، چراکه زیرساختهای غزه تا حد زیادی تخریب شده و محدودیت ورود کمکها نیز ادامه دارد؛ بنابراین هرگونه عملیات گسترده جدید میتواند موج تازهای از آوارگی، کمبود غذا و فروپاشی خدمات درمانی را به دنبال داشته باشد
اگرچه آتشبس اکتبر گذشته با هدف توقف جنگ، کاهش بحران انسانی و فراهم کردن مسیر ورود کمکهای بشردوستانه برقرار شد، اما گزارشهای میدانی و اظهارات مقامهای فلسطینی و حتی برخی منابع اسرائیلی نشان میدهد که این توافق عملاً با نقضهای مکرر همراه بوده است. در همین چارچوب، اسماعیل الثوابته، رئیس دفتر اطلاعرسانی دولتی غزه اعلام کرده که اسرائیل دامنه «خط زرد» را تا عمق مناطق مسکونی شمال و مرکز غزه گسترش داده و همین مسئله موجب شده بخش بزرگی از مناطق قابل سکونت عملاً به محدودههای غیرقابل دسترس تبدیل شود.
بر اساس این گزارشها، ادامه روند فعلی نه تنها بازگشت صدها هزار آواره فلسطینی را ناممکن کرده، بلکه تراکم جمعیتی شدید در مناطق باقیمانده را نیز به وجود آورده است که عملاً غزه را وارد مرحله تازهای از بحران انسانی میکند. همزمان آمارهای منتشرشده از سوی مقامهای غزه نشان میدهد که از زمان آغاز آتشبس تاکنون هزاران مورد نقض توافق ثبت شده که صدها کشته و زخمی برجای گذاشته است.
در همین حال، رسانههای اسرائیلی نیز از تکمیل طرحهای عملیاتی ارتش برای حملات مجدد به غزه خبر میدهند. رادیو ارتش اسرائیل اعلام کرده که نیروهای اسرائیلی اکنون نزدیک به ۶۰ درصد نوار غزه را تحت کنترل دارند و آرایش جدید نیروها در جنوب لبنان و کرانه باختری نیز با هدف تمرکز بیشتر بر جبهه غزه صورت گرفته است. همزمان مقامهای نظامی اسرائیل معتقدند اکنون «فرصت مناسبی» برای وارد کردن ضربه نهایی به حماس فراهم شده است.
3 هدف اسرائیل از حمله مجدد به غزه
تحلیل رفتار اسرائیل نشان میدهد که تلآویو از چند زاویه به دنبال ازسرگیری حملات گسترده به غزه است. نخستین هدف، بازسازی بازدارندگی امنیتی و ترمیم تصویر آسیبدیده ارتش اسرائیل پس از جنگ طولانی غزه است. با وجود بیش از دو سال عملیات گسترده نظامی، مقامهای سابق و فعلی اسرائیل اذعان کردهاند که حماس نه تنها نابود نشده بلکه همچنان توان سازماندهی و حفظ نیروی انسانی خود را دارد. اظهارات گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش اسرائیل مبنی بر باقی ماندن حدود ۳۵ هزار نفر از نیروهای حماس در غزه، نشانهای مهم از شکست راهبرد نظامی تلآویو محسوب میشود.
این مسئله برای کابینه بنیامین نتانیاهو به یک بحران حیثیتی تبدیل شده است. دولت راستگرای اسرائیل که از آغاز جنگ وعده «نابودی کامل حماس» را داده بود، اکنون با واقعیتی متفاوت مواجه شده که نشان میدهد حتی شدیدترین حملات نظامی نیز نتوانسته ساختار مقاومت فلسطین را از بین ببرد. به همین دلیل، بخشی از محافل امنیتی و سیاسی اسرائیل معتقدند که باید مرحله تازهای از جنگ با شدت بیشتر آغاز شود.
دومین هدف اسرائیل، ایجاد تغییرات میدانی و جغرافیایی دائمی در غزه است. گسترش «خط زرد» و افزایش مناطق تحت کنترل ارتش اسرائیل را نمیتوان صرفاً اقدامی امنیتی دانست. این روند در عمل به معنای کوچکتر شدن فضای قابل زیست برای فلسطینیان و سوق دادن جمعیت به مناطق محدودتر است و برخی تحلیلگران آن را نوعی «مهندسی جمعیتی» در غزه توصیف میکنند.
سومین عامل را باید در بحرانهای داخلی اسرائیل جستوجو کرد. نتانیاهو همچنان با فشارهای گسترده سیاسی و اجتماعی روبهرو است و ادامه وضعیت جنگی تا حد زیادی به بقای سیاسی او کمک میکند و از این منظر، تشدید بحران امنیتی در غزه میتواند بخشی از شکافهای داخلی اسرائیل را موقتاً تحتالشعاع قرار دهد و مخالفان کابینه را در موضع تدافعی قرار دهد.
نتانیاهو همچنان با فشارهای گسترده سیاسی و اجتماعی روبهروست و ادامه وضعیت جنگی تا حد زیادی به بقای سیاسی او کمک میکند. از این منظر، تشدید بحران امنیتی در غزه میتواند بخشی از شکافهای داخلی اسرائیل را موقتاً تحتالشعاع و مخالفان کابینه را در موضع تدافعی قرار دهد
کمکرسانی انسانی؛
ابزار فشار سیاسی و نظامی
یکی از مهمترین ابعاد تحولات اخیر غزه، محدودسازی روند ورود کمکهای بشردوستانه است. بر اساس توافق آتشبس، قرار بود روزانه حدود ۶۰۰ کامیون حامل مواد غذایی، دارو، سوخت و تجهیزات امدادی وارد غزه شود، اما گزارشها نشان میدهد تعداد کامیونهای ورودی در بسیاری از روزها حتی به ۲۰۰ مورد هم نرسیده است.
اسرائیل از محدودسازی کمکهای انسانی به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و امنیتی استفاده میکند. تلآویو معتقد است که کنترل شدید بر جریان کمکها میتواند فشار اجتماعی بر حماس را افزایش دهد و این جنبش را وادار به پذیرش شروطی مانند خلع سلاح کند. به بیان دیگر، بحران انسانی برای اسرائیل صرفاً یک پیامد جنگ نیست، بلکه بخشی از سازوکار اعمال فشار محسوب میشود.
با این حال، این سیاستها با واکنشهای بینالمللی نیز روبهرو شده است. آلمان، اسپانیا و برخی دیگر از کشورهای اروپایی نسبت به وضعیت انسانی غزه هشدار دادهاند و وزیر خارجه آلمان خواستار افزایش فوری کمکهای انسانی و باز شدن گذرگاهها شده و همزمان با الحاق بخشهایی از کرانه باختری مخالفت کرده است. با وجود این، تلآویو همچنان از حمایت سیاسی آمریکا برخوردار است و همین مسئله موجب شده فشارهای بینالمللی تأثیر محدودی بر رفتار اسرائیل داشته باشد.
پاسخ حماس چه خواهد بود؟
نشانههای موجود حاکی از آن است که گروههای فلسطینی خود را برای سناریوی بازگشت جنگ آماده کردهاند. منابع نزدیک به حماس و جهاد اسلامی اعلام کردهاند که طرحهای دفاعی جدیدی تدوین شده و سطح آمادهباش نیروها افزایش یافته است. با این حال، این گروهها تأکید دارند که قصد آغاز جنگ جدید را ندارند و صرفاً در صورت حمله اسرائیل واکنش نشان خواهند داد.
در صورت آغاز دوباره جنگ، به نظر میرسد حماس چند مسیر را به طور همزمان دنبال کند. نخست، تمرکز بر جنگ فرسایشی و دفاع نامتقارن خواهد بود. دوم، احتمال گسترش جغرافیای بحران. سوم اینکه بازگشت جنگ احتمالاً بحران انسانی در غزه را وارد مرحلهای بسیار خطرناکتر خواهد کرد؛ چراکه زیرساختهای غزه تا حد زیادی تخریب شده و محدودیت ورود کمکها نیز ادامه دارد. بنابراین هرگونه عملیات گسترده جدید میتواند موج تازهای از آوارگی، کمبود غذا و فروپاشی خدمات درمانی را به دنبال داشته باشد.
در مجموع، غزه اکنون در نقطهای قرار گرفته که آتشبس موجود بیش از آنکه نشانه پایان جنگ باشد، به یک وقفه شکننده شباهت دارد.
به همین دلیل، اگر روند کنونی ادامه یابد و راهحل سیاسی مشخصی برای آینده غزه شکل نگیرد، احتمال بازگشت جنگ گسترده نه تنها دور از ذهن نیست، بلکه میتواند منطقه را وارد مرحله تازهای از بیثباتی و بحران کند.
دیدگاه تان را بنویسید