آریا طاری

حمله نظامی ایالات متحده به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور این کشور، به دستور مستقیم دونالد ترامپ که در نهایت منجر به انتقال وی به نیویورک برای محاکمه ملی شد، یکی از جنجالی‌ترین و بحث‌برانگیزترین اقدامات سیاست خارجی آمریکا در سال‌های اخیر به شمار می‌رود؛ اقدامی که نه‌تنها پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی گسترده‌ای در آمریکای لاتین داشته و نگرانی‌های امنیتی زیادی را برای کشورهای این حوزه به وجود آورده است، بلکه در داخل ایالات متحده نیز شکافی عمیق در ساختار قدرت و میان دو حزب اصلی سیاسی (دموکرات و جمهوریخواهان) ایجاد کرده است. این عملیات که هم‌زمان با انتقال مادورو به نیویورک برای محاکمه در دادگاه فدرال انجام شد، به‌سرعت به محور مناقشه‌ای تازه درباره حدود اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا در آغاز و اداره عملیات نظامی بدل شده و حالا نه تنها سیاستمداران و مقامات امنیتی و نظامی علیه او موضع گرفته‌اند، بلکه حقوقدانان هم در این راستا لب به انتقاد از رئیس جمهور ایالات متحده گشوده‌اند.

در حالی که دولت ترامپ این اقدام را بخشی از «اجرای قانون» و مبارزه با قاچاق مواد مخدر معرفی می‌کند، مخالفان آنرا مصداق روشن نقض قانون اساسی و بی‌اعتنایی به نقش کنگره در تصمیم‌گیری‌های حیاتی امنیتی می‌دانند. همین اختلاف نگاه، ونزوئلا را از یک پرونده خارجی به مسئله‌ای محوری در سیاست داخلی آمریکا تبدیل کرده است؛ مسئله‌ای که هم‌زمان با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای و رقابت‌های زودهنگام ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸، ابعاد سیاسی پررنگ‌تری به خود گرفته است.

بازداشت مادورو و فعال شدن 

شکاف نهادها در واشنگتن

تحولات ونزوئلا بلافاصله واکنش‌های گسترده‌ای طی روزهای اخیر در کنگره آمریکا برانگیخت. چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا روز گذشته (سه‌شنبه) اعلام کرده که دولت دونالد ترامپ بدون کسب مجوز از کنگره دست به حمله نظامی زده و بدین ترتیب، قانون اختیارات جنگ را نقض کرده است. به گفته شومر، این نخستین‌بار نیست که روسای جمهور آمریکا تلاش می‌کنند نقش کنگره را در چنین تصمیم‌هایی به حاشیه برانند، اما اقدام اخیر ترامپ از نظر دامنه و پیامد، زنگ خطری جدی محسوب می‌شود.

تجربه دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نشان می‌دهد که او در برابر تلاش‌ها برای محدود کردن اختیاراتش، معمولاً رویکردی تهاجمی اتخاذ می‌کند و احتمالاً اقدامات کنگره را «سیاسی‌کاری» و «تضعیف امنیت ملی» خواهد خواند. او می‌کوشد با اتکا به پایگاه رأی خود، افکار عمومی را علیه دموکرات‌ها بسیج کند

برنی سندرز، سناتور مستقل از ایالت ورمونت نیز بازداشت رئیس‌جمهور یک کشور خارجی را «غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی» توصیف کرد و هشدار داد که ورود آمریکا به پروژه‌های «تغییر رژیم» نه‌تنها امنیت جهانی را افزایش نمی‌دهد، بلکه می‌تواند ایالات متحده را درگیر بحران‌هایی تازه و پرهزینه کند. از دیدگاه دموکرات‌ها، عملیات ونزوئلا یادآور الگوهای خطرناکی است که پیش‌تر در عراق، افغانستان و لیبی تجربه شده و نتایج فاجعه‌باری به همراه داشته است و حالا نیز بیم تکرار این مسائل در آمریکای لاتین با محوریت ونزوئلا وجود دارد. 

در مقابل، جمهوری‌خواهان عمدتاً از اقدام ترامپ حمایت کردند. به عنوان مثال مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، مدعی شد که مادورو مسئول شبکه‌های گسترده قاچاق مواد مخدر بوده و عملیات آمریکا اقدامی مشروع برای حفاظت از جان شهروندان آمریکایی است. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که شکاف ایجاد شده، صرفاً اختلاف حزبی نیست، بلکه به برداشت‌های متضاد از امنیت ملی، نقش آمریکا در جهان و حتی تعریف «تهدید» بازمی‌گردد.

در این راستا باید توجه داشت که جلسات توجیهی دولت ترامپ برای قانون‌گذاران نیز نتوانست این شکاف را ترمیم کند. بسیاری از سناتورها و نمایندگان دموکرات پس از این جلسات اعلام کردند که پاسخ روشنی درباره اهداف نهایی آمریکا در ونزوئلا، آینده اداره این کشور و احتمال اعزام نیرو دریافت نکرده‌اند. به گفته شومر، نقشه دولت ترامپ برای ونزوئلا «مبهم، آرزومندانه و غیرقابل‌اطمینان» است؛ توصیفی که نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق نسبت به رویکرد کاخ سفید در مورد پرونده کاراکاس دارد. 

چرا کنگره به‌دنبال محدود کردن 

اختیارات ترامپ است؟

واقعیت این است که اصرار سناتورها و نمایندگان مجلس نمایندگان بر محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ ریشه در تجربه‌های تاریخی و نگرانی‌های حقوقی دارد. طبق قانون اساسی آمریکا، اختیار اعلام جنگ و آغاز عملیات نظامی گسترده به کنگره سپرده شده است، اما در دهه‌های اخیر، روسای جمهور با تفسیر موسع از اختیارات خود، بارها این مرز را کمرنگ کرده‌اند. در دولت دوم ترامپ، این نگرانی تشدید شده است. ترامپ آشکارا اعلام کرده که برای حمله به ونزوئلا نیازی به مجوز کنگره نداشته و این اقدام را «کوتاه و محدود» توصیف کرده است. منتقدان اما هشدار می‌دهند که همین استدلال می‌تواند به بهانه‌ای برای اقدامات بعدی تبدیل شود و عملاً نقش نظارتی کنگره را بی‌اثر کند که از نظر آنها ادامه این روند می‌تواند به معنای بی‌اهمیت دانستن کنگره در چارچوب دموکراسی سیاسی ایالات متحده منجر شود و حتی اعتماد عمومی در داخل و خارج از آمریکا را کاهش دهد. 

تقابل ترامپ و قانونگذاران در عرصه داخلی، می‌تواند به تشدید قطبی‌سازی سیاسی، کاهش اعتماد عمومی به نهادها و تبدیل سیاست خارجی به ابزاری برای رقابت انتخاباتی منجر شود و درصورت تصویب محدودیت‌های جدید در کنگره، این اقدام می‌تواند به الگویی برای مهار اقدامات نظامی آینده رؤسای جمهور تبدیل شود

از منظر دموکرات‌ها، طرح محدودسازی اختیارات جنگی نه ‌تنها پاسخی به یک عملیات خاص، بلکه تلاشی برای بازگرداندن توازن قوا در نظام سیاسی آمریکا است. حمایت برخی جمهوری‌خواهان مانند «رند پال» از این طرح نشان می‌دهد که دغدغه مهار قدرت اجرایی، فراتر از خطوط حزبی نیز طرفدارانی دارد.

عامل مهم دیگر، بُعد انتخاباتی این مناقشه حزبی بوده که جمهوریخواهان و دموکرات‌ها را روبرو هم قرار داده است. دموکرات‌ها تلاش می‌کنند نشان دهند ترامپ برخلاف شعار «اول آمریکا»، بار دیگر کشور را درگیر ماجراجویی خارجی کرده است. واکنش‌های چهره‌هایی چون پیت بوتیجج، جی‌بی پریتزکر و کمیته ملی دموکرات‌ها، همگی در راستای پیوند زدن سیاست خارجی ترامپ با مشکلات اقتصادی و معیشتی داخلی است؛ پیوندی که می‌تواند در بسیج رأی‌دهندگان ناراضی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند و به نوعی پایگاه اجتماعی محافظه‌کاران و تیم ترامپ را با مشکل روبرو کند.

پیامدهای سیاسی 

تقابل کنگره و ترامپ 

واقعیت این است که تداوم تنش میان کنگره و کاخ سفید بر سر ونزوئلا، پیامدهای قابل‌توجهی برای سیاست داخلی و خارجی آمریکا خواهد داشت. در عرصه داخلی، این تقابل می‌تواند به تشدید قطبی‌سازی سیاسی، کاهش اعتماد عمومی به نهادها و تبدیل سیاست خارجی به ابزاری برای رقابت انتخاباتی منجر شود و اگر کنگره موفق به تصویب محدودیت‌های جدید شود، این اقدام می‌تواند به الگویی برای مهار اقدامات نظامی آینده رؤسای جمهور تبدیل شود، اما هم‌زمان خطر بن‌بست تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی را نیز به همراه دارد.

در سیاست خارجی، اختلافات علنی میان قوه مجریه و مقننه، تصویر آمریکا را به‌عنوان بازیگری منسجم و قابل پیش‌بینی تضعیف می‌کند. متحدان واشنگتن ممکن است نسبت به تعهدات آمریکا دچار تردید شوند و رقبای آن، این شکاف را فرصتی برای آزمودن خطوط قرمز ایالات متحده بدانند.

حالا سوال این است که واکنش احتمالی دونالد ترامپ چه خواهد بود؟ تجربه دوره نخست ریاست‌جمهوری او نشان می‌دهد که ترامپ در برابر تلاش‌ها برای محدود کردن اختیاراتش، معمولاً رویکردی تهاجمی اتخاذ می‌کند. او احتمالاً اقدامات کنگره را «سیاسی‌کاری» و «تضعیف امنیت ملی» خواهد خواند و می‌کوشد با اتکا به پایگاه رأی خود، افکار عمومی را علیه دموکرات‌ها بسیج کند. در عین حال، بعید نیست کاخ سفید با استفاده از تفسیرهای حقوقی موسع و اقدامات نمادین، تلاش کند ابتکار عمل را حفظ کند.

در مجموع، حمله به ونزوئلا و بازداشت مادورو به نقطه عطفی در دولت دوم ترامپ تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که در آن، مناقشه‌ای قدیمی درباره جنگ و صلح بار دیگر به مرکز توجه بازگشته است. نتیجه این جدال نه‌تنها مسیر سیاست خارجی آمریکا، بلکه آینده توازن قدرت در نظام سیاسی این کشور را نیز رقم خواهد زد؛ مسیری که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایالات متحده و ونزوئلا قابل مشاهده خواهد بود.