وقتی با «تهدیدنامه» فوتبال زنان را به زور سرکوب میکنند!
کمدی سیاه «ورود آقایان ممنوع»
نگار رشیدی
روزهای پاییزی فوتبال ایران در سال ۱۴۰۵، قرار بود با یک اتفاق بینظیر و تاریخی گره بخورد. لیگ برتر فوتبال زنان ایران که حالا به ایستگاه نوزدهم خود رسیده است، امسال با یک تفاوت بزرگ و هیجانانگیز کارش را آغاز کرد. پس از سالها انتظار، سرانجام طلسم شکسته شد و دو قطب بزرگ و پرهوادار پایتخت، یعنی استقلال و پرسپولیس، در کنار نامهای بزرگ و ریشهداری چون خاتون بم، گلگهر سیرجان، سپاهان اصفهان و ملوان بندرانزلی وارد عرصه تیمداری در بخش زنان شدند. این حضور باشکوه، موجی از امید و انگیزه را به رگهای فوتبال زنان تزریق کرد. رسانههای نوشتاری و تصویری که تا پیش از این بهانههای مختلفی برای نادیده گرفتن این مسابقات داشتند، حالا با تمام قوا پای کار آمده بودند و پوشش همهجانبهای از رقابتهای فصل جدید ارائه میدادند. به نظر میرسید همهچیز در بهترین حالت خود قرار دارد؛ تیمها دوشادوش هم در بالای جدول میجنگیدند و کیفیت فنی مسابقات، تحسین کارشناسان را برانگیخته بود.
در تقویم مسابقات، یک تاریخ خاص با رنگ قرمز مشخص شده بود؛ جمعه، اول آبانماه. روزی که قرار بود ورزشگاه شهید کاظمی تهران، میزبان یک رویداد بیسابقه باشد؛ اولین دربی تاریخ پایتخت در فوتبال باشگاهی زنان. تقابل پرسپولیس و استقلال، آنهم برای نخستینبار، رویایی بود که دختران فوتبالیست سالها در سر میپروراندند. همهچیز برای برگزاری یک جشن بزرگ فوتبالی آماده به نظر میرسید. اما درست در فاصله پنج روز مانده به این مسابقه تاریخی، نامهای از راه رسید که چون سطل آبی یخ، بر پیکره این شور و اشتیاق ریخته شد.
محمدرضا کشوریفرد، دبیر سازمان لیگ، در نامهای جنجالی و غیرمنتظره خطاب به مدیرانعامل تیمهای لیگ برتری و روسای هیئتهای فوتبال، یک دستورالعمل حیرتانگیز را ابلاغ کرد. در متن این نامه که بیشتر شبیه به یک تهدیدنامه علنی است، صراحتا قید شده:«حضور آقایان در ورزشگاه محل برگزاری مسابقات فوتبال زنان ممنوع بوده و مسئولیت کامل اجرای آن و جلوگیری از هرگونه تخلف در این خصوص برعهده باشگاه میزبان میباشد. بدیهی است در صورت بروز تخلف... مسئولیت عواقب آن برعهده باشگاه میزبان بوده و گزارش مربوطه به ارکان قضایی فدراسیون ارجاع خواهد شد.»
با خواندن این خطوط، آن سوال آشنا و کلافهکننده با تمام وزن خود در ذهن مخاطب زنگ میزند:«چرا آخه؟ چرا واقعا؟» درست در روزهایی که فوتبال زنان پس از سالها انزوا، در حال پیدا کردن مسیر خود به سمت دیده شدن بود، چرا باید چنین تصمیم قهقرایی و عجیبی گرفته شود؟ این ممنوعیت، صرفا محدود به تماشاگران عادی روی سکوها نیست. عمق فاجعه زمانی مشخص میشود که بدانیم این محدودیت برای تمام چهرهها، اعم از مدیران عامل باشگاهها، مربیان، عکاسان، خبرنگاران و اصحاب رسانه اعمال شده است! یعنی مدیرعاملی که بودجه تیم زنان خود را تامین کرده، حق ندارد بازی تیمش را از نزدیک ببیند. خبرنگاری که ماههاست برای دیده شدن این دختران قلم زده، حق ورود به ورزشگاه را ندارد. آیا این چیزی جز یک خودزنی آشکار در عرصه مدیریت ورزش است؟ چرا واقعا؟
اما داستان به همینجا ختم نمیشود. نقطه اوج کمدی سیاه این ماجرا زمانی است که پای موعود بنیادیفر به میان میآید. ماجرا از این قرار است که تنها یک روز قبل از رسانهای شدن این بخشنامه، دانیال مرادی، رئیس دپارتمان داوری فدراسیون فوتبال، با افتخار اسامی تیم داوری دربی زنان را اعلام کرده بود. سورپرایز ویژه این فهرست، حضور موعود بنیادیفر، داور سرشناس بینالمللی ایران، به عنوان داور «VAR» در این مسابقه حساس بود. حالا، در یک تناقض خندهدار و در عین حال گریهآور، سازمان لیگ رسما به دپارتمان داوری ابلاغ کرده است که آقای بنیادیفر هم حق حضور در ورزشگاه شهید کاظمی را ندارد! یعنی فدراسیون فوتبال، داوری را برای مهمترین بازی فصل زنان تعیین کرده و سازمان لیگ همان فدراسیون، اجازه ورود او را به ورزشگاه خودش نمیدهد. آیا در هیچ کجای دنیا میتوان چنین سطحی از ناهماهنگی مدیریتی را پیدا کرد؟
پشت پرده این تصمیم حیرتانگیز چیست؟ پیگیریها نشان میدهد که ریشه این ماجرا به مسابقات هفته اول لیگ برتر زنان و حضور تماشاگران مرد در ورزشگاهها بازمیگردد. ظاهرا همان زمان مسئولان از این اتفاق شاکی شده و قصد ارسال این نامه را داشتند. با رایزنی و وساطت مدیران برخی تیمها، این نامه موقتا مسکوت ماند تا آبها از آسیاب بیفتد. اما حالا، پس از گذشت حدود ۲۰ روز و در آستانه حساسترین بازی فصل، گویا فشارهای نهادهای غیرفوتبالی کار خودش را کرده است. مقامات تصمیمگیر، در تصمیمی که مشخصا روی پوشش رسانهای بازیها اثر منفی خواهد گذاشت، نامهای را ابلاغ کردهاند که یک عقبگرد ناباورانه برای کل مجموعه فوتبال ایران محسوب میشود.
چرا در سالی که برندهای معتبری چون استقلال و پرسپولیس پای کار آمدهاند و میتوانستند اسپانسرها و نگاههای جدیدی را به سمت فوتبال زنان جذب کنند، باید چنین مانعتراشیهای بیدلیلی صورت بگیرد؟ پوشش رسانهای، شاهرگ حیاتی برای بقا و پیشرفت هر ورزشی است. وقتی عکاسان و خبرنگاران مرد از ورود به ورزشگاه منع شوند، بازیها در یک بایکوت خبری نانوشته فرو میروند. این یعنی بازگشت به دوران تاریک بیخبری و خشکاندن ریشه نوپای این پیشرفت.
اکنون موجی از شوک و ناباوری در میان مدیران باشگاههای لیگ برتری ایجاد شده است. آنها که با هزاران امید قدم در این مسیر گذاشته بودند، حالا با دیواری بتنی مواجه شدهاند و قصد دارند به صورت علنی علیه این مسئله موضعگیری کنند. در فاصله کوتاه باقیمانده تا سوت آغاز دربی تاریخی زنان، چشم تمام اهالی ورزش به فدراسیون دوخته شده است. آیا صدای اعتراضها شنیده خواهد شد؟ آیا کسی پیدا میشود که به این سوال ساده اما عمیق پاسخ دهد که «چرا واقعا؟» یا اینکه باز هم تصمیمات دور از انتظار، مقدمات یک عقبگرد تلخ دیگر را رقم خواهد زد؟ تاریخ، قضاوت سختی درباره این روزها خواهد داشت.
دیدگاه تان را بنویسید