تراژدی خندهدار این روزهای استقلال
بریم ماهیگیری!
نازنین دشتی
تصور کنید در یک کشتی بزرگ و تاریخی نشستهاید؛ کشتیای که روزگاری اقیانوسها را میشکافت و به هیچ طوفانی باج نمیداد. حالا اما صدای مهیب برخورد با صخره به گوش رسیده، آب از سوراخهای بزرگ بدنه در حال فوران به داخل است، خدمه کشتی سراسیمه به این طرف و آن طرف میدوند و مسافران با وحشت به دنبال جلیقه نجات هستند. در همین لحظه پرالتهاب، ناگهان در کابین کاپیتان باز میشود و او با لبخندی ملیح، در حالی که چند چوب ماهیگیری لوکس در دست دارد، رو به مسافران میگوید:«مژده بدهید! از امروز روی عرشه تیم ماهیگیری هم داریم!» این دقیقا خلاصهترین، دردناکترین و در عین حال کمدیترین توصیفی است که میتوان از وضعیت امروز باشگاه استقلال تحت مدیریت هلدینگ خلیج فارس و تیم مدیریتی علی تاجرنیا ارائه داد.
وقتی مالکیت استقلال پس از سالها کشمکش به هلدینگ خلیج فارس واگذار شد، هواداران نفس راحتی کشیدند. تصور میشد کابوس بیپولی، پنجرههای بسته و فرار ستارهها به پایان رسیده است. استقلال قرار بود با پشتوانه یک غول اقتصادی، دوباره بر بام فوتبال آسیا بایستد. اما در کمال ناباوری، مدیریت جدید به جای تمرکز بر قلب تپنده باشگاه، یعنی تیم فوتبال بزرگسالان دچار یک سندروم امپراتوریسازی عجیب و غریب شد. علی تاجرنیا و همکارانش در باشگاه، در یک ماراتن بیسابقه شروع به تاسیس تیم در هر رشتهای کردند که نامش به گوششان میخورد. از کشتی، بسکتبال و والیبال که بگذریم (که البته آنها هم نیازمند زیرساخت و بودجههای نجومی هستند)، کار به جایی رسید که نام استقلال در کنار رشتههایی چون قایقرانی رویینگ، چوگان، گلف، هاکی، تنیس و دوچرخهسواری هم قرار گرفت! سوال اینجاست؛ در یک سال گذشته، این خیل عظیم تیمهای رنگارنگ چه دستاوردی برای باشگاه داشتهاند جز افزودن بر بار مالی و ایجاد تعهدات جدید؟ مصاحبههای بازیکنان همین رشتههای به ظاهر نوپا نشان میدهد که بسیاری از آنها از همان ماههای اول با مشکل دریافت مطالبات مالی روبهرو شدهاند. وقتی باشگاه در تامین هزینههای اولیه تیمهای اصلی خود میلنگد، این بریز و بپاشهای نمایشی و تیمداری در ۱۸رده و رشته مختلف، چه توجیهی جز ویترینسازی مدیریتی دارد؟
در حالی که مدیران در طبقات بالای باشگاه مشغول تاسیس تیم چوگان و گلف هستند، در مستطیل سبز یعنی جایی که هوادار با آن زندگی میکند، فاجعه در حال رخ دادن است. بیایید نگاهی به سیاهه مشکلات تیم فوتبال بیندازیم. پنجره نقلوانتقالات استقلال بسته است. این یعنی شریان حیاتی تیم برای جذب خون تازه قطع شده، اما ظاهرا دغدغه مدیران چیز دیگری است. رامین رضاییان و تمدیدی که طلسم شد؛ ستارهای که میتوانست عصای دست تیم باشد، قراردادش را با تیم تمدید نکرد و رسما از این تیم جدا شد. و اما معمای آسانی؛ بازیکنی که مشخص نیست اصلا میتواند مجوز بازی بگیرد یا نه. یک بلاتکلیفی محض که نشان از فقدان یک سیستم حقوقی و ورزشی کارآمد در باشگاه دارد. در مقابل دیدیه اندونگ قرارداد دارد، پولش را سر وقت (یا با تاخیرهای توافقشده) میگیرد، اما بازی نمیکند! او تبدیل به نماد هدررفت منابع در استقلال شده است. میلیونها تومان و دلار خرج میشود بدون آنکه خروجی فنی برای تیم داشته باشد. و در میان تمام این بحرانهای کمرشکن، مدیرعامل باشگاه در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر) پیام میدهد که همه چیز خوب است و جای نگرانی نیست! این حجم از قطع ارتباط با واقعیت در تاریخ مدیریت ورزشی ایران بیسابقه است. هوادار در حال سکته از وضعیت تیم است و مدیرعامل در دنیای موازی خود، همهچیز را گل و بلبل میبیند.
اما درست زمانی که فکر میکردیم اوضاع از این عجیبتر نمیشود، خبر تاسیس تیم ماهیگیری استقلال مثل یک بمب خبری یا بهتر است بگوییم یک جوک تلخ منفجر شد. شخصی که در صفحه اینستاگرامش خود را فعال و متخصص برندینگ سیاسی و اجتماعی معرفی میکند، با انتشار عکسی در کنار علی تاجرنیا و جامهای خاکخورده استقلال، با افتخار اعلام کرد که وظیفه تشکیل تیم ماهیگیری به او سپرده شده است! این خبر آنقدر سورئال و دور از ذهن بود که در ساعات اولیه، بسیاری گمان کردند با یک شوخی رسانهای طرف هستند. اما نه، واقعیت داشت. چند سوال اساسی در اینجا مغز هر انسان منطقی را میخراشد؛ تخصص سیاسی در ماهیگیری ورزشی؟ یک متخصص برندینگ سیاسی دقیقا با کدام سابقه و دانش فنی قرار است تیم ماهیگیری تاسیس کند؟ آیا قرار است ماهیها را با شعارهای سیاسی و کمپینهای اجتماعی به قلاب بیندازند؟ رشته ماهیگیری ورزشی در ایران دقیقا چه جایگاه، لیگ منسجم یا مارکتینگ سودآوری دارد که استقلال غرق در بدهی باید روی آن سرمایهگذاری کند؟
واقعیت تلخ این است که مدیریت فعلی استقلال، اولویتها را گم کرده است. آنها گمان میکنند بزرگی یک باشگاه به طولانی بودن فهرست رشتههای ورزشی آن در ویکیپدیا است. اما در دنیای واقعی فوتبال، بزرگی یک باشگاه به رضایت هواداران، ثبات تیم فوتبال، جامهای قهرمانی و تراز مالی مثبت آن بستگی دارد. هوادار استقلال امروز نه به تیم هاکی میبالد، نه از قهرمانی احتمالی در گلف خوشحال میشود و نه منتظر است ببیند تیم ماهیگیری باشگاه چند قزلآلا صید میکند! هوادار استقلال تیمی میخواهد که پنجرهاش باز باشد، ستارههایش (مثل رامین) با آرامش تمدید کنند، بازیکنان خارجیاش (مثل اندونگ و آسانی) در زمین بدرخشند نه روی سکوها، و مدیرانی داشته باشد که به جای توییتبازی و فرار از واقعیت، در خط مقدم حل مشکلات بجنگند. تاسیس تیم ماهیگیری، نماد کامل مدیریت نمایشی، باریبههرجهت و غیرتخصصی است. استقلال امروز نیازی به ماهیگیر ندارد؛ استقلال به ناجیانی نیاز دارد که سوراخهای این کشتی طوفانزده را پیش از غرق شدن کامل، مسدود کنند. اگر مدیران باشگاه نمیتوانند الفبای مدیریت تیم فوتبال را پیاده کنند، بهتر است به جای دست گرفتن چوب ماهیگیری، سکان کشتی را به کاردان بسپارند و بیش از این با اعصاب و روان میلیونها هوادار بازی نکنند. شاید هم واقعا همهچیز یک استعاره است؛ مدیران استقلال مدتهاست در حال ماهی گرفتن از آب گلآلود هستند، فقط اینبار تصمیم گرفتهاند آن را رسمی کنند!
دیدگاه تان را بنویسید