ابرقهرمان پوشالی

نگار رشیدی

سوت پایان مسابقه که به صدا درآمد، اسکوربرد ورزشگاه نتیجه‌ای را نشان می‌داد که برای فوتبال ایران به معنای پایان یک رویای دیگر بود؛ ایران یک - مصر یک. اما این تساوی، تنها یک نتیجه روی تابلوی نتایج نبود؛ بلکه آغازگر یک انتظار کشنده و در نهایت، یک وداع زودهنگام و تلخ با جام‌جهانی ۲۰۲۶ بود. در میان تمام بازیکنانی که با چهره‌هایی درهم‌رفته و چشمانی خیره به افق سبز چمن، زمین را ترک می‌کردند، یک نفر بیش از همه زیر بار سنگین این ناکامی خم شده بود؛ مهدی طارمی. ستاره‌ای که قرار بود در غیاب سردار آزمون، تک‌ستاره آسمان خط حمله ایران باشد، حالا در پایان مسلخی به نام مرحله گروهی، به نماد بزرگ‌ترین حسرت‌های تاریخ فوتبال ملی ایران تبدیل شده بود. داستان طارمی در جام‌جهانی ۲۰۲۶، یک روایت خبری ساده نیست؛ این یک درام ورزشی تمام‌عیار از قهرمانی است که هر بار تا یک‌قدمی فتح قله پیش رفت، اما در آخرین لحظه، پایش لغزید. 

پس از سوت پایان بازی با مصر، رختکن تیم ملی غرق در سکوت و دلهره بود. شاگردان امیر قلعه‌نویی می‌دانستند که صعودشان دیگر در دستان خودشان نیست. آنها با چشمانی نگران، لحظه‌شماری می‌کردند تا در سه مسابقه باقی‌مانده از مرحله گروهی، معادلات و احتمالات روی کاغذ به نفع‌شان رقم بخورد تا شاید بتوانند در قامت یکی از هشت تیم برتر سوم، به مرحله حذفی جام‌جهانی صعود کنند. اما گویی سرنوشت، فیلمنامه این جام را با جوهر تلخ‌کامی برای فوتبال ایران نوشته بود. دقیقا همان سه مسابقه‌ای که سرنوشت تیم ملی به آنها گره خورده بود، یکی پس از دیگری با نتایجی به پایان رسید که حکم به حذف ایران می‌داد. تیم ملی فوتبال ایران، با تمام امیدها و آرزوهایش، یکی از ۱۶تیمی لقب گرفت که در پایان مرحله گروهی، باید چمدان‌هایش را می‌بست و وداعی زودهنگام با جام جهانی ۲۰۲۶ می‌داشت. در این میان، نگاه‌ها نه به کادر فنی و نه به خط دفاعی، بلکه مستقیما به سمت کاپیتان بدون بازوبند تیم بود. 

تیم ملی در شرایطی پا به آوردگاه جام‌جهانی ۲۰۲۶ گذاشت که بیش از هر زمان دیگری، بار مسئولیت روی دوش مهدی طارمی سنگینی می‌کرد. در غیاب سردار آزمون، زوج همیشگی و ویرانگر او، طارمی باید به تنهایی بار فاز هجومی تیم را به دوش می‌کشید. اگرچه بازیکنان باتجربه‌تری مانند احسان حاج‌صفی و علیرضا جهانبخش در لیست تیم حضور داشتند و داعیه کاپیتانی داشتند، اما در مستطیل سبز، این طارمی بود که نقش رهبر و کاپیتان واقعی تیم را ایفا می‌کرد. در دیدار سرنوشت‌ساز مقابل مصر، با غیبت حاج‌صفی و جهانبخش در ترکیب اولیه، طارمی رسما بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست تا آخرین رقص خود را در ۳۳‌سالگی و در بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان، با رهبری تیمش آغاز کند. او امید داشت در این تورنمنت که به احتمال فراوان آخرین حضورش در جام‌جهانی بود، سکانسی متفاوت و جاودانه از خود به یادگار بگذارد. اما واقعیت درون زمین، فرسنگ‌ها با رویاپردازی‌های او فاصله داشت. «وای اگر پنالتی گل می‌شد...» این جمله‌ای است که شاید تا سال‌ها در ذهن طارمی و میلیون‌ها هوادار ایرانی اکو شود. فاصله‌ بین یک قهرمان اسطوره‌ای و یک ستاره‌ ناکام، گاهی به اندازه فاصله‌ نقطه پنالتی تا تور دروازه است. 

وقتی به کارنامه مهدی طارمی در جام‌جهانی ۲۰۲۶ نگاه می‌کنیم، با یک تناقض دردناک روبه‌رو می‌شویم. او که تا پیش از این تورنمنت، همواره به عنوان بهترین گلزن و موثرترین بازیکن ایران در تاریخ این رقابت‌ها شناخته می‌شد، در این دوره، سایه‌ای از آن مهاجم زهردار همیشگی نبود. ۲۶۰‌دقیقه حضور در میدان (طارمی در هر سه ‌مسابقه تیم ملی در ترکیب ثابت حضور داشت)، صفر گل زده (مهاجمی که در پورتو و اینتر دروازه غول‌های اروپا را باز می‌کرد، در باز کردن دروازه رقبای ایران ناکام ماند) و صفر پاس گل (او حتی در نقش یک بازی‌ساز و گلساز نیز نتوانست کمکی به تیم قلعه‌نویی بکند). عجیب اما واقعی؛ طارمی هر دو عنوان افتخارآمیز خود (بهترین گلزن و موثرترین بازیکن) را در این تورنمنت از دست داد و در کمال ناباوری، این رقابت را به رامین رضاییان واگذار کرد. تنها دستاورد او در این جام، یک گل آفساید برابر بلژیک بود که خیلی زود توسط تکنولوژی و پرچم کمک‌داور مردود اعلام شد تا حسرت‌های او ادامه‌دار باشد. 

اوج درام داستان طارمی در جام‌جهانی ۲۰۲۶، در همان بازی آخر برابر مصر رقم خورد. مهدی که در طول تورنمنت چندین‌بار در موقعیت‌های گلزنی قرار گرفته بود اما در گشودن دروازه‌ها ناکام مانده بود، با سماجت و جنگندگی مثال‌زدنی‌اش، موفق شد یک ضربه پنالتی برای ایران بگیرد. ورزشگاه در سکوت فرو رفت. طارمی پشت توپ ایستاد. او یکی از بهترین پنالتی‌زن‌های تاریخ فوتبال ایران است؛ کسی که در جام‌جهانی قبلی با خونسردی تمام از روی نقطه پنالتی به انگلیس گل زده بود. 

همه منتظر بودند تا او با باز کردن دروازه مصر، هم طلسم ناکامی‌های خودش را بشکند و عدد صفر را از مقابل نامش پاک کند و هم ایران را به سوی صعود به مرحله حذفی رهنمون سازد. اما سوت داور به صدا درآمد، طارمی حرکت کرد، ضربه زده شد و... نشد که بشود. طارمی پنالتی را از دست داد. یک فرصت‌سوزی بزرگ و تاریخی که کمر تیم را شکست. اگر آن توپ گل می‌شد، شاید سرنوشت صعود کاملا تغییر می‌کرد. اما آن ضربه‌ از دست رفته، تبدیل به مهر تاییدی بر پایان تلخ ایران و شخص طارمی در جام‌۲۶ شد. 

برای فوتبال‌دوستان ایرانی، ناکامی‌های طارمی در لحظات حساس جام‌های جهانی، یک پدیده جدید نیست. ستاره ۳۳‌ساله فوتبال ایران، در فرصت‌سوزی در بزرگ‌ترین آوردگاه‌های جهانی، متاسفانه ید طولایی دارد. کارنامه او در جام‌های جهانی، به جای آنکه با گل‌های پیروزی‌بخش گره خورده باشد، با سکانس‌های غم‌انگیز و حسرت‌بار پیوند خورده است. هنوز تصویر لحظات پایانی دیدار مقابل پرتغال از ذهن هیچ ایرانی پاک نشده است. توپی که در دقیقه‌۹۴ به طارمی رسید، او در موقعیتی تک‌به‌تک و طلایی قرار گرفت. یک ضربه دقیق می‌توانست ایران را برای اولین‌بار به مرحله حذفی بفرستد و پرتغالِ کریستیانو رونالدو را حذف کند. اما ضربه طارمی به تور کناری دروازه برخورد کرد. تصویر او که پس از سوت پایان بازی با چشمانی گریان روی چمن افتاده بود، به نماد آن جام تبدیل شد. در دیدار حساس و سرنوشت‌ساز برابر آمریکا هم ایران برای صعود تنها به یک تساوی نیاز داشت. در آخرین ثانیه‌های وقت‌های تلف‌شده، توپی به درون محوطه جریمه آمریکا ارسال شد و طارمی در درگیری با مدافع حریف به زمین افتاد. او نتوانست ضربه نهایی را بزند و درخواست پنالتی‌اش نیز توسط داور رد شد تا بار دیگر، در نقش منجی ناکام بماند. و حالا از دست دادن پنالتی سرنوشت‌ساز مقابل مصر و گل آفساید برابر بلژیک، تا سه‌گانه حسرت‌های او در جام‌های جهانی تکمیل شود. 

بدون تردید و با نگاهی منصفانه به تاریخ، مهدی طارمی یکی از بهترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است. او در حال حاضر دومین گلزن تاریخ تیم ملی و بهترین گلزن فعال فوتبال ملی ایران محسوب می‌شود. افتخارات باشگاهی او در اروپا بی‌نظیر است و نام او همواره با احترام در محافل فوتبالی یاد می‌شود. اما پارادوکس تلخ داستان مهدی اینجاست؛ برجسته‌ترین خاطراتی که از طارمی با لباس ملی در ذهن اهالی فوتبال نقش بسته، نه گل‌های زیبای او، بلکه تصور ناکامی‌های دردناک اوست. اخطار بی‌مورد و غیرحرفه‌ای پیش از دیدار با ژاپن در مرحله نیمه‌نهایی جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ که منجر به غیبت تاثیرگذار او و شکست سنگین ایران شد، فرصت‌سوزی‌های بزرگ و عجیب پای فینال جام ملت‌های آسیا ۲۰۲۳ برابر قطر که مانع از طلسم‌شکنی فوتبال ایران شد و حالا، نمایش ناامیدکننده و پنالتی از دست رفته در جام‌جهانی ۲۰۲۶. مهدی طارمی در لباس ملی، همواره شبیه به یک ابرقهرمان بوده است؛ اما ابرقهرمانی که در حساس‌ترین لحظه داستان، قدرت‌هایش را از دست می‌دهد. او کماکان در حسرت خلق یک سکانس به‌یادماندنی، یک گل پیروزی‌بخش در لحظات آخر و ایفای نقش یک منجی واقعی در یک رویداد مهم ملی باقی ماند. داستان طارمی در جام جهانی، داستان «وای اگر...» هاست. وای اگر توپ پرتغال گل می‌شد، وای اگر داور در بازی با آمریکا پنالتی می‌گرفت، وای اگر پنالتی مصر به تور می‌چسبید. اما در فوتبال، تاریخ را با «اگر»ها نمی‌نویسند؛ تاریخ را با توپ‌هایی می‌نویسند که از خط دروازه عبور می‌کنند. و برای مهدی طارمی، در این سکانس‌های حیاتی، توپ هرگز از خط عبور نکرد تا پرونده او در جام‌های جهانی، با بغضی که هرگز نترکید و حسرتی که تا ابد کش می‌آید، بسته شود.