فیفا و کشورهای دیگر در بحران چه تصمیمی گرفتند؟ آینه عبرت
نگار رشیدی
در روزهایی که فدراسیون فوتبال ایران با یک تصمیم ناگهانی تقویم مسابقات را به حالت تعلیق درآورده است، یکی از مهمترین پرسشها به وضعیت قرارداد بازیکنان و تعهدات مالی باشگاهها در این شرایط خاص برمیگردد. نگاهی به تقویم بحرانهای جهانی نشان میدهد که ما اولین کشوری نیستیم که سایه سنگین جنگ و شرایط اضطراری بر سر لیگ فوتبالمان افتاده است. اما تفاوت فاحشی میان نحوه برخورد نهادهای بینالمللی با الگوبرداری از کشورهای درگیر بحران و تصمیمات انفعالی فوتبال ایران وجود دارد. این موضوع که در مقررات فیفا برای شرایط عادی تعریف شده، در موقعیتهای بحرانی مثل جنگ یا تعطیلیهای گسترده، بسیار پیچیدهتر میشود.
فیفا اگرچه دستورالعمل مشخصی برای شرایط جنگی ندارد، اما تجربه دوران همهگیری کرونا، نزدیکترین الگو برای چنین موقعیتهایی محسوب میشود. در آن دوران تاریک، این نهاد بینالمللی تلاش کرد با ارائه چارچوبی منعطف، تعادل میان منافع باشگاهها و بازیکنان را حفظ کند. مهمترین تصمیم فیفا در دوران کرونا این بود که پایان قراردادها با پایان واقعی فصل هماهنگ شود، نه تاریخی که از پیش تعیین شده بود. به این معنا که اگر لیگی به تعویق افتاد، قرارداد بازیکنان نیز بهطور خودکار تا پایان فصل تمدید تا نظم رقابتها حفظ شود. حتی قراردادهایی که قرار بود از ابتدای فصل جدید آغاز شوند، به تعویق افتادند تا با زمان واقعی شروع فصل هماهنگ شوند.
اما شاهبیت تصمیمات فیفا، توصیه به توافق بهجای تقابل بود. در واقع بهجای تصمیمگیری یکطرفه، از طرفین خواسته شد تا با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و واقعیات موجود، به راهحلهای مشترک برسند. مواردی مانند کاهش یا تعویق دستمزدها، بررسی حمایتهای دولتی و استفاده از پوششهای بیمهای بهعنوان ابزارهای قابل استفاده در این چارچوب مطرح شدند.
برای درک بهتر شرایط فعلی، بررسی لیگهایی که واقعا درگیر جنگ شدهاند، تصویر دقیقتری به ما میدهد. در اوکراین، با آغاز جنگ، لیگ بلافاصله متوقف و فصل نیمهتمام اعلام شد. با این توقف مطلق، درآمد باشگاهها تقریبا به صفر رسید و بسیاری از بازیکنان خارجی، کشور را ترک کردند. در این بنبست نابودکننده، اصل حقوقی «فورسماژور» (شرایط خارج از کنترل) مبنای تصمیمگیری قرار گرفت. نتیجه این شد که برخی قراردادها با توافق طرفین تعلیق یا تعدیل و اجرای برخی دیگر عملا غیرقابل اجرا شد. فیفا نیز برای نجات ستارههای گرفتار شده، یک تصمیم ویژه و تاریخی گرفت؛ بازیکنان خارجی اجازه یافتند قرارداد خود را یکطرفه تعلیق کرده و موقتا به تیمهای دیگر بپیوندند، بدون اینکه هیچ جریمهای شامل حالشان شود. در آن سوی میدان، روسیه مسیر متفاوتی را تجربه کرد. برخلاف اوکراین، لیگ در روسیه متوقف نشد و مسابقات ادامه پیدا کرد. اما ترکشهای جنگ، باشگاههای روس را از رقابتهای اروپایی کنار گذاشت و ارزش اقتصادی لیگ به شدت پایین آمد. در آنجا هم چالش اصلی، وضعیت بازیکنان خارجی بود. فیفا به آنها نیز اجازه داد قراردادشان را بهصورت یکطرفه تعلیق موقت کنند، نه اینکه آن را فسخ کامل کنند.
حالا با کنار هم گذاشتن این تجربههای جهانی، کاملا مشخص است که در شرایط فعلی، هیچ راهحل سادهای برای فوتبال ایران وجود ندارد. از یکسو حفظ یکپارچگی لیگ اهمیت دارد و از سوی دیگر، واقعیتهای اقتصادی و شرایط خاص کشور، تصمیمگیری را بسیار دشوار میکند. آنچه مانند روز روشن است، این است که بدون توافق شفاف و دوجانبه بین باشگاهها و بازیکنان، پروندههای شکایتی متعددی میتواند به فیفا کشیده شود. هر تصمیمی در این محاکم، تبعات فنی و مالی قابلتوجهی برای باشگاههای ورشکسته ما خواهد داشت.
در نهایت باید دید مدیران فوتبال ایران با توجه به این الگوهای بینالمللی، چه مسیری را برای تعیین تکلیف قراردادها انتخاب خواهند کرد. آیا همچنان به سکوت و بلاتکلیف گذاشتن باشگاهها ادامه میدهند، یا سرانجام با الگوبرداری از مدیریت بحران در جهان، چارچوبی حقوقی و حمایتی برای جلوگیری از فروپاشی تیمها در دوران پساجامجهانی ارائه خواهند داد؟
دیدگاه تان را بنویسید