آرتتا قرار است باز هم قهرمانی را از دست بدهد؛ سایه پپ
نازنین دشتی
فوریه ۲۰۲۶ برای هواداران آرسنال با طعم گس دژاوو آغاز شده است. تماشای لیگ برتر در این روزها، شبیه به تماشای یک فیلم تکراری است که در آن قهرمان داستان، درست وقتی به قله نزدیک میشود، پایش روی یک سنگ کوچک میلغزد. پنجشنبه شب، در ورزشگاه کوچک اما پرسر و صدای جیتک برنتفورد، میکل آرتتا دوباره با واقعیتی روبهرو شد که شاید تا صبح اجازه نداده باشد چشمانش را روی هم بگذارد؛ چهار امتیاز. این تمام چیزی است که از آن حاشیه امنیت رویایی باقی مانده است.
داستان لغزش آرسنال نه در برنتفورد، بلکه ۲۴ ساعت قبل در اتحاد شروع شد. وقتی منچسترسیتی با آن پیراهنهای آبی آسمانی، مثل یک ماشین روغنکاری شده فولام را سه بر صفر در هم کوبید، پیام پپ گواردیولا واضح بود. گلهای آنتوان سمنیو، نیکو اورایلی و البته ماشین گلزنی تمامنشدنی، ارلینگ هالند، نه فقط تور دروازه فولام، بلکه آرامش اردوی آرسنال در لندن را پاره کرد. سیتیزنها شب را با لبخند به خواب رفتند، در حالی که میدانستند فشار را به حداکثر رساندهاند. پپ ثابت کرده است که در تعقیب و گریز، هیچکس در تاریخ فوتبال به اندازه او صبر و بیرحمی را با هم ندارد.
پنجشنبه شب، وقتی لیست نفرات آرسنال اعلام شد، یک نام غایب قلب هواداران را به لرزه انداخت؛ ویلیام سالیبا. ستون فقرات دفاع آرسنال به دلیل بیماری از ترکیب خارج شده بود. آرتتا مجبور شد به کریستین موسکرا اعتماد کند، اما همه میدانستند که دفاع آرسنال بدون سالیبا، مثل یک قلعه است که یکی از برجهای اصلیاش را ندارد.
نیمه اول بازی مقابل برنتفورد، کابوس هر عاشق فوتبالی بود. بازی سرد، بیروح و پر از اشتباه. آرسنال مالکیت توپ را داشت، اما چنگالی برای دریدن دفاع فشرده زنبورها نداشت. شاخص امید گل (xG) آرسنال در نیمه اول به قدری پایین بود که انگار تیم صدرنشین لیگ، هنوز در رختکن جا مانده است. در مقابل، داوید رایا که به خانه سابقش برگشته بود، با یک مهار خیرهکننده روی ضربه سر ایگور تیاگو، اجازه نداد فاجعه زودتر از موعد رقم بخورد.
دقیقه۶۱، وقتی نونی مادوئکه روی سانتری که از جناح چپ ارسال شده بود، با یک ضربه سر دقیق قفل دروازه کلهر را شکست، نیمکت آرسنال منفجر شد. آرتتا مشتهایش را گره کرد؛ انگار باری چند تنی از روی دوشش برداشته شده بود. اما این شادی فقط ۱۰ دقیقه دوام داشت.
برنتفورد، تیمی که استاد استفاده از هرجومرج است، روی یک پرتاب اوت بلند و آشفتگی دفاعی آرسنال، توسط کین لوئیس-پاتر به گل رسید. ضربه سر او در تیر دوم، تیر خلاصی بود به رویاهای آرتتا برای حفظ فاصله ۶ امتیازی. در دقایق پایانی، مارتینلی میتوانست فرشته نجات شود، اما درخشش کِلِهر و شاید ترس از باختن، مانع از پیروزی شد. سوت پایان جان بروکس، موسیقی دلنوازی برای هواداران در منچستر بود.
حالا سوال بزرگ در تمام کافههای اطراف استادیوم امارات این است؛ آیا آرتتا باز هم صدر را از دست میدهد؟ واقعیت این است که آرسنال تحت هدایت آرتتا، فوتبالی فوقالعاده بازی میکند، اما آنها هنوز در مدیریت بحران ضعیف نشان میدهند. غیبت یک بازیکن (سالیبا) نباید کل ساختار تیمی را که مدعی قهرمانی است به هم بریزد. در سوی دیگر، پپ گواردیولا شبیه به یک استاد شطرنج است که مهرههایش را برای ۱۰حرکت بعد چیده است. او میداند که آرسنال در هفتههای آینده بازیهای سختی دارد؛ از دربی شمال لندن گرفته تا نبردهای حذفی.
سیتی در حال حاضر در وضعیتی است که بوی خون را حس کرده. آنها چهار امتیاز عقب هستند، اما از نظر روانی، برنده این هفته بودند. پپ با آرامش همیشگیاش در کنفرانسهای خبری میگوید «هنوز بازیهای زیادی مانده»، اما در دلش میداند که آرسنال شروع به لرزیدن کرده است.
اختلاف چهار امتیاز در لیگ برتر، یعنی فقط دو لغزش کوچک. آرسنال حالا نهتنها باید با رقبای داخل زمین بجنگد، بلکه باید با سایههای گذشته خودش هم مبارزه کند. آرتتا باید به بازیکنان جوانش مثل نوانری و بازیکنان باتجربهای مثل رایس و اودگارد بفهماند که قهرمانی در لیگ برتر، با پاسهای سالم به دست نمیآید، بلکه با قلبهای سنگی به دست میآید.
اگر آرسنال نتواند از این تساوی تلخ درس بگیرد و در بازیهای بعدی (مثل تقابل با ویگان در جام حذفی و سپس بازیهای لیگ) به جاده پیروزی برنگردد، فوریه ۲۰۲۶ همان نقطهای خواهد بود که تاریخنگاران فوتبال از آن به عنوان آغاز پایان سلطنت نافرجام آرتتا یاد خواهند کرد.
کورس قهرمانی حالا وارد فاز جنگ روانی شده است. پپ گواردیولا لبخند میزند، آرتتا فریاد میکشد و هواداران فوتبال، نفسهایشان را در سینه حبس کردهاند. آیا اینبار، شاگرد از استاد عبور میکند یا باز هم تاریخ در برابر عظمت سیتی تعظیم خواهد کرد؟
دیدگاه تان را بنویسید