شطرنج خونین

لیگ بیست‌وپنجم ایران، در هفته نوزدهم به ما آموخت که نام‌ها و هزینه‌ها تضمین‌کننده موفقیت نیستند. دراگان اسکوچیچ با هوشمندی، تراکتور را به ساحل آرامش صدرنشینی رسانده است. او فعلا برنده‌ مطلق این شطرنج است. ریکاردو ساپینتو در استقلال، میان توجیهات مدیریتی و ضعف‌های مفرط فنی گیر کرده و آسیا آخرین سنگر اوست. محرم نویدکیا با سپاهان در حال تجربه کردن سخت‌ترین دوران مربیگری‌اش است؛ جایی که نجابت دیگر کافی نیست و او نیاز به تغییر استراتژی دارد. اوسمار ویرا نیز امروز در برابر چادرملو، روی لبه‌ تیغ راه می‌رود تا ثابت کند سایه‌ هاشمیان و دوران ناکامی از سر پرسپولیس دور شده است. جدول لیگ بیست‌وپنجم دیگر جایی برای اشتباه ندارد. تراکتور ۳۵‌ امتیازی، با اسکوچیچ از بقیه فاصله گرفته و حالا توپ در زمین سه مربی دیگر است. آیا آنها می‌توانند از خواب زمستانی بیدار شوند، یا باید بنشینند و تاج‌گذاری سرخ‌های تبریز را تماشا کنند؟ استقلال، سپاهان و پرسپولیس برای بازگشت به زندگی، نیاز به چیزی فراتر از شانس دارند؛ آنها نیاز به تغییر دارند.

 آریا طاری

در هفته‌ای که لیگ بیست‌وپنجم به سیم آخر زده، نیمکت‌های چهار تیم مدعی، داغ‌ترین و ملتهب‌ترین روزهای خود را سپری می‌کنند. یکی در خلسه‌ پیروزی و صدرنشینی است، یکی در میان شعله‌های بحران فریاد می‌زند، یکی با سکوت نجیبانه به سمت سقوط می‌رود و دیگری، سایه‌ سنگین گذشته را روی سرش حس می‌کند. لیگ بیست‌وپنجم به نقطه‌ای رسیده است که دیگر شانس، جای خود را به شخصیت داده است. جایی که اشتباه یک مربی، نه یک بازی، بلکه سرنوشت یک فصل و هزینه‌های میلیاردی یک باشگاه را به باد می‌دهد. امروز تراکتور، استقلال، سپاهان و پرسپولیس در چهار دنیای متفاوت سیر می‌کنند؛ دنیاهایی که معمار آنها، مردانی هستند که روی نیمکت نشسته‌اند. 

اگر در ابتدای فصل کسی می‌گفت تراکتور اسکوچیچ، پس از آن شروع پرنوسان و جنجال‌های بی‌پایان، در هفته‌ نوزدهم با ۳۵ امتیاز صدرنشین مطلق خواهد بود، شاید خوش‌بین‌ترین هوادار این تیم هم باور نمی‌کرد. اما دراگان نشان داد که استاد مدیریت بحران در سکوت است. اسکوچیچ تراکتور را از یک تیم احساسی و متکی به فرد، به یک ماشین پیروزی تبدیل کرده است. او در نیم‌فصل دوم، ساختار دفاعی تراکتور را چنان مستحکم کرد که حتی در روزهایی که تیمش از نظر بصری مالک مطلق نبود، باز هم راه بردن را پیدا می‌کرد. ثبات تراکتور در نتایج اخیر، ریشه در واقع‌گرایی اسکوچیچ دارد. او به دنبال فوتبال نمایشی صرف نیست؛ او به دنبال فتح قله است. بزرگ‌ترین پیروزی دراگان، نه در زمین مسابقه، بلکه در رختکن بود. او اجازه نداد جدایی جنجالی ریکاردو آلوز یا حواشی مدیریتی، روح تیمی را متلاشی کند. دراگان با تکیه بر مهره‌هایی چون مهدی هاشم‌نژاد و لوشکیا، نشان داد که سیستم بالاتر از ستاره است. پیروزی این هفته مقابل سپاهان، مهر تاییدی بر این ادعا بود؛ جایی که او مچ نویدکیا را خواباند تا ثابت کند پادشاه جدید تبریز، راه باطل کردن سحر رقبای بزرگ را به خوبی بلد است. او حالا با ۳۵‌ امتیاز، از صندلی خود به بقیه لیگ  لبخند می‌زند. 

اگر در ابتدای فصل کسی می‌گفت تراکتور اسکوچیچ، پس از آن شروع پرنوسان و جنجال‌های بی‌پایان، در هفته‌ نوزدهم با ۳۵ امتیاز صدرنشین مطلق خواهد بود، شاید خوش‌بین‌ترین هوادار این تیم هم باور نمی‌کرد. اما دراگان نشان داد که استاد مدیریت بحران در سکوت است

در قطب آبی پایتخت، ریکاردو ساپینتو روزهای سیاهی را تجربه می‌کند. استقلال او که قرار بود با بردن سپاهان در اصفهان اوج بگیرد، حالا در یک چاه فنی گرفتار شده است. ساپینتو این روزها بیشتر از آنکه یک مربی متمرکز بر تمرین باشد، شبیه به یک معترض دائمی شده است که تمام ناکامی‌ها را به گردن مدیریت و غیبت بازیکنان می‌اندازد. آمار یک‌گل در چهار بازی اخیر، برای تیمی که سودای قهرمانی دارد، چیزی فراتر از بحران است؛ این یک فاجعه است. استقلال ساپینتو در بازی مقابل پیکان و استقلال خوزستان ثابت کرد که هیچ طرح و برنامه‌ای برای باز کردن دفاع حریف ندارد. تیمی که در طول ۹۰‌ دقیقه حتی یک موقعیت جدی نمی‌سازد، یعنی روی نیمکتش دچار انسداد تاکتیکی شده است. ساپینتو مدام از تمدید قرارداد برای فصل بعد حرف می‌زند، اما کدام منطق می‌گوید مربی‌ای که از ۱۹‌بازی فقط هشت برد (با احتساب هدیه‌ انضباطی ملوان) داشته، شایسته‌ تمدید است؟ چرا عارف آقاسی زیر نظر او محو شد؟ چرا رامین رضاییان که در فولاد می‌درخشد، در سیستم او جایی نداشت؟ چرا ابوالفضل جلالی مدام بین نیمکت و ترکیب تبعید می‌شود و ناگهان فیکس می‌شود؟ ساپینتو به جای پاسخ به این سوالات، پشت دیواری از انتقاد علیه مدیریت تاجرنیا و دیر برگشتن منیر و آسانی سنگر گرفته است. او استقلال را به تیمی تبدیل کرده که فقط هست، اما خلق نمی‌کند. حالا تمام اعتبار او به بازی با الحسین اردن گره خورده است؛ تیمی که سپاهان را برده و اصلا شوخی‌بردار نیست. اگر ساپینتو در آسیا هم ناکام بماند، دیگر هیچ بیانیه‌ای او را نجات  نخواهد داد. 

سپاهان محرم نویدکیا، بزرگ‌ترین ناامیدی نیم‌فصل دوم است. تیمی که با هشت برد متوالی در دور رفت، همه را به تحسین واداشته بود، حالا در سرازیری وحشتناکی سقوط کرده است. محرم که همیشه به نجابت و اخلاق شناخته می‌شد، حالا با یک اتهام سنگین فنی روبه‌رو است؛ او در بازی‌های بزرگ، خلع سلاح می‌شود. شکست رفت و برگشت به پرسپولیس و باخت به استقلال و تراکتور، نشان می‌دهد که نقشه‌های محرم در بزنگاه‌ها کار نمی‌کند. سپاهان او در نیمه دوم بازی با تراکتور مالک توپ بود، دو بار تیر دروازه را لرزاند، اما در نهایت باخت. چرا؟ چون در فوتبال حرفه‌ای، مالکیت بدون زهر یعنی خودکشی تاکتیکی. محرم هنوز نتوانسته میان فوتبال رمانتیک و فوتبال نتیجه‌گرا تعادلی ایجاد کند. سپاهان نه‌تنها صدر را از دست داد، بلکه در حال از دست دادن ابهت خود است. تیمی که پنج هفته است رنگ برد را ندیده، یعنی از نظر روانی فروپاشیده است. اخراج‌های بی‌مورد (مثل حزباوی‌پور در دقیقه ۷۶) نشان‌دهنده این است که نیمکت سپاهان نتوانسته نظم و انضباط ذهنی را به بازیکنان تزریق کند. نویدکیا در تبریز فرصت داشت اعتبارش را پس بگیرد، اما با یک باخت دیگر، ثابت کرد که شاید مدل مربیگری او برای جنگ‌های چریکی بالای جدول، بیش از حد ملایم و فاقد غریزه کشتار است. 

و اما پرسپولیس و اوسمار ویرا. جانشین برزیلی که قرار بود راه یحیی را با متدی مدرن‌تر ادامه دهد، حالا خودش را در میان کابوسی می‌بیند که هواداران را به یاد دوران سیاه وحید هاشمیان و گذارهای ناموفق تاریخی می‌اندازد. نیم‌فصل دوم برای اوسمار به هیچ‌وجه طبق نقشه پیش نرفته است. بازی امروز مقابل چادرملو برای اوسمار، فراتر از یک مسابقه معمولی در لیگ است؛ این یک دادگاه علنی برای تعیین صلاحیت اوست. پرسپولیس ۳۱ امتیازی اگر امروز نبرد، نه‌تنها از کورس ۳۵‌امتیازی تراکتور جا می‌ماند، بلکه وارد یک تونل تاریک از اعتراضات تند هواداری خواهد شد. اوسمار باید ثابت کند که آن پرسپولیس هجومی و مقتدر، با رفتن یحیی و آمدن او، مغز متفکرش را از دست نداده است. هواداران پرسپولیس به شدت بی‌صبر هستند. آنها نمایش‌های بی‌روح اخیر و شکست مقابل فولاد را برنمی‌تابند. شباهت وضعیت فعلی اوسمار به دوران گذار ناموفق مربیان قبلی، فشار را روی او دوچندان کرده است. او اگر می‌خواهد از این بحران عبور کند، باید نشان دهد که فراتر از یک تمرین‌دهنده، یک فرمانده است. بازی با چادرملو دقیقا همان جایی است که مشخص می‌شود اوسمار می‌تواند ورق را برگرداند یا او هم قرار است به سیاهه مربیان گذری پرسپولیس اضافه شود.