بازگشت به نقطه صفر

نازنین دشتی

فوتبال ایران در تابستانی که گذشت، یکی از طولانی‌ترین، پرالتهاب‌ترین و پیچیده‌ترین سریال‌های نقل‌و‌انتقالاتی خود را سپری کرد؛ سریالی که نقش اول آن کسی نبود جز رامین رضاییان. بازیکنی که همواره نامش با حاشیه، تیترهای درشت و البته کیفیتی انکارناپذیر در مستطیل سبز گره خورده است. حالا اما، پس از هفته‌ها کش‌وقوس، شایعات ضد و نقیض و مذاکرات فرسایشی، شماره‌۲۷ محبوب و جنجالی فوتبال ایران، تصمیم نهایی خود را گرفته است. او نه به اردوگاه سرخ‌پوشان پایتخت بازگشت، نه در جمع آبی‌ها ماندگار شد، نه راهی اصفهان شد و نه بلیت تبریز را در جیب گذاشت. رامین رضاییان، با لباسی قرمز اما در دیار کارون، رسما به فولاد خوزستان پیوست تا یکی از جذاب‌ترین انتقال‌های تابستانی لیگ بیست‌وششم لقب بگیرد. اما در پس این عکس‌های یادگاری با پیراهن فولاد و لبخندهای مقابل دوربین، داستانی پر از فراز و نشیب، طمع، واقع‌بینی و در نهایت قدرشناسی نهفته است. داستانی که واکاوی آن، پرده از واقعیت‌های امروز مارکتینگ و اقتصاد فوتبال ایران برمی‌دارد.

داستان جدایی رامین از استقلال، فراتر از یک اتمام قرارداد ساده بود. او که پیش از انتقال قرضی‌اش به فولاد در فصل گذشته، قرارداد خود را با استقلال تمدید کرده بود، پس از درخشش در اهواز و تیم ملی، با دستانی پر به پایتخت بازگشت. الحاقیه‌ها و بندهای موجود در قرارداد او با آبی‌پوشان، راه را برای یک چانه‌زنی بزرگ باز گذاشته بود. اما وقتی مذاکرات برای ادامه همکاری به بن‌بست رسید، تورنمنت بزرگ رضاییان در بازار نقل‌و‌انتقالات آغاز شد. رامین خودش را در بالاترین نقطه فرم فوتبالی‌اش می‌دید و معتقد بود ارزش او در بازار، بسیار فراتر از قراردادهای معمول لیگ برتر است. نمایندگان او دور میزی نشستند که در سمت دیگر آن، مدیران متمول‌ترین و بزرگ‌ترین باشگاه‌های ایران حضور داشتند؛ پرسپولیس با رویای بازگشت پسر یاغی، سپاهان با جیب‌های همیشه پر و تراکتور که این تابستان برای بستن یک تیم کهکشانی خیز برداشته بود. اما یک سد بزرگ وجود داشت؛ رقم درخواستی رامین. اعدادی که از سوی تیم مذاکره‌کننده رضاییان روی میز گذاشته می‌شد، به قدری نجومی و بالا بود که حتی دست‌ودلبازترین مدیران لیگ را هم به عقب‌نشینی واداشت. در اقتصادی که سقف بودجه (هرچند با تبصره و دور زدن) همچون شمشیری بالای سر باشگاه‌هاست، هیچ‌کدام از این چهار قطب بزرگ فوتبال ایران حاضر نشدند ساختار مالی تیم خود را برای جذب یک مدافع راست، ولو در قواره‌های بهترین بازیکن ایران در ادوار جام‌جهانی، در هم بشکنند. درهای استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور یکی پس از دیگری بسته شدند و رامین ماند و بازاری که دیگر حاضر نبود به هر قیمتی او را بخرد.

وقتی غبار مذاکرات با غول‌های مدعی خوابید، واقعیت خودش را نشان داد. رامین باید تیمی را انتخاب می‌کرد که هم اعتبار فوتبالی او را حفظ کند و هم فضایی آرام برای تداوم درخشش به او بدهد. اینجا بود که نام فولاد خوزستان دوباره در ذهن او پررنگ شد. برای درک این انتخاب، باید به نیم‌فصل دوم سال گذشته فلش‌بک بزنیم. رامین در استقلال آن روزها، بازیکنی بود که از روزهای اوجش فاصله گرفته بود. انتقادات بالا بود و فشار سکوها سنگین. انتقال قرضی به فولاد، در آن مقطع شبیه به یک عقب‌نشینی استراتژیک بود، اما در عمل به سکوی پرتاب دوباره او تبدیل شد. زیر نظر حمید مطهری، رضاییان دوباره متولد شد. او در ترکیب ثابت فولاد جا افتاد، اعتماد به نفس از دست رفته‌اش را بازیافت و آن‌قدر درخشید که توانست بلیت سفر به آمریکا را رزرو کند. حضور او در جام‌جهانی، یک نقطه عطف تاریخی بود. ثبت ۲گل و یک پاس گل در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان، او را به یکی از مؤثرترین یوزهای ایرانی تبدیل کرد. رامین به خوبی می‌دانست که اگر آغوش باز فولاد و اعتماد مطهری نبود، شاید رویای درخشش در جام‌جهانی برای همیشه برای او به خاک سپرده می‌شد.

بازگشت رامین به فولاد، با رقمی کاملا متفاوت از آنچه او به تیم‌های بزرگ پایتخت و شهرستان‌ها پیشنهاد داده بود، نهایی شد. اگرچه نمی‌توان گفت قرارداد او با فولاد یک قرارداد معمولی است و قطعا باشگاه خوزستانی نیز هزینه قابل توجهی برای صید این شاه‌ماهی پرداخته است، اما شواهد نشان می‌دهد که رقم نهایی، فاصله‌ای معنادار با خواسته‌های اولیه و نجومی او دارد. شاید بتوان این عقب‌نشینی مالی را به پای جبر بازار نوشت، اما در لایه‌های عمیق‌تر این تصمیم، نوعی ادای دین و قدرشناسی نهفته است. رامین در فرودگاه اهواز و در میان حلقه هواداران پرشور فولادی، جمله‌ای طلایی به زبان آورد: «موفقیتم در جام‌جهانی را مدیون مردم اهواز می‌دانم.» او به تیمی برگشته است که سال گذشته به او کمک کرد تا از یک بازیکن نیمکت‌نشین و پرحاشیه، دوباره به تیتر یک رسانه‌های بین‌المللی تبدیل شود. او برگشته تا پاسخ محبت مردمی را بدهد که در سخت‌ترین روزهای فوتبالی‌اش، 

تنهایش نگذاشتند.

رضاییان باهوش‌تر از آن است که بدون یک پایان‌بندی مناسب، استقلال را ترک کند. انتشار یک استوری احساسی و خداحافظی با هواداران استقلال، آخرین پرده از این نمایش تابستانی بود. او با ادبیاتی محترمانه از جنگیدن با تعصب برای سکوهای آبی نوشت و پرونده حضورش در این تیم را هم از نظر قانونی و هم از نظر احساسی بست. پیامی که نشان می‌دهد رامین امروز، بسیار پخته‌تر از بازیکنی است که در گذشته با تصمیمات هیجانی، پل‌های پشت سرش را خراب می‌کرد. اما تقویم لیگ برتر فوتبال ایران، طنز و درام عجیبی در دل خود دارد. فولاد خوزستان در هفته دوم به مصاف شمس‌آذر قزوین رفت اما اوج داستان، تنها دو هفته بعد رقم خواهد خورد. در هفته چهارم لیگ برتر، فولاد خوزستان در اهواز میزبان استقلال تهران خواهد بود. این یعنی رامین رضاییان، خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد، باید با پیراهن قرمز فولاد، در مقابل تیمی بایستد که تا همین چند روز پیش بر سر تمدید قرارداد با آن‌ها چانه می‌زد. مستطیل سبز در اهواز، به زودی شاهد یکی از جذاب‌ترین تقابل‌های فصل خواهد بود؛ جایی که بهترین بازیکن ایران در جام‌جهانی، باید ثابت کند که تصمیمش برای بازگشت به خانه دوم، برنده‌ترین برگ بازی این تابستان پرالتهاب بوده است. رامین حالا دوباره در نقطه صفر عاشقی است؛ آماده برای جنگیدن در سرزمینی که همیشه به او بال پرواز داده است.