در غیاب طارمی، فرشته نجات قلعهنویی کیست؟
اضطراب در اردو!
آریا طاری
آفتاب سوزان خردادماه ۱۴۰۵، تب و تاب جامجهانی ۲۰۲۶ را به اوج خود رسانده است. در فاصله کوتاه باقیمانده تا نبرد حساس تیم ملی فوتبال ایران مقابل نیوزیلند، صدای ضربان قلب میلیونها هوادار ایرانی از هزاران کیلومتر دورتر در اردوی تیم ملی به گوش میرسد. اما در پس لبخندهای بازیکنان و تمرینات تاکتیکی، یک سکوت وهمانگیز و یک علامت سوال بزرگ بر فضای اردو سایه افکنده است؛ آیا مهدی طارمی به بازی با نیوزیلند میرسد؟ مسیر آمادهسازی شاگردان امیر قلعهنویی برای بزرگترین فستیوال فوتبال جهان، بیشتر به یک فیلم سینمایی درام شباهت داشته است تا یک برنامهریزی دقیق ورزشی. وقتی تیمهای ملی کوچکی مانند پورتوریکو و گرنادا، یکی پس از دیگری از تقابل دوستانه با ایران انصراف دادند، کادر فنی مجبور شد در بامداد یک پنجشنبه عجیب، یوزهای ایرانی را به مصاف تیم زیر ۲۱سالههای باشگاه تیخوانای مکزیک بفرستد. پیروزی سه بر صفر مقابل جوانان تیخوانا، شاید در ظاهر یک برد روحیهبخش پیش از آغاز جامجهانی به نظر برسد، اما این بازی تدارکاتی که قلعهنویی در آن از دو ترکیب کاملا متفاوت استفاده کرد، پرده از حقایق تلخ و نگرانکنندهای برداشت که مهمترین آنها، غیبت شناختهشدهترین ستاره خط حمله ایران بود.
وقتی خبرنگار نشریه معتبر اتلتیک برای اولینبار در جریان اردوی تیم ملی در ترکیه از مصدومیت مهدی طارمی خبر داد، کمتر کسی تصور میکرد این آسیبدیدگی تا آستانه جامجهانی ۲۰۲۶ گریبانگیر ستاره بوشهری تیم ملی بماند. کادر رسانهای و پزشکی تیم ملی ابتدا سعی در مدیریت فضای روانی داشتند. حتی مهدی محمدنبی، مدیر باتجربه تیم ملی، در مصاحبهای با لحنی آرامبخش اعلام کرد که آسیبدیدگی شماره۹ ایران جزئی است و او به زودی به شرایط مسابقه بازخواهد گشت. حضور طارمی با لباس تمرینی در میان سایر ملیپوشان نیز نویدبخش بود، اما غیبت مطلق او در ترکیب اصلی و حتی روی نیمکت در جریان بازی با تیخوانا، آژیر خطر را با صدای بلندتری به صدا درآورد.
وقتی خبرنگار نشریه معتبر اتلتیک برای اولینبار در جریان اردوی تیم ملی در ترکیه از مصدومیت مهدی طارمی خبر داد، کمتر کسی تصور میکرد این آسیبدیدگی تا آستانه جامجهانی ۲۰۲۶ گریبانگیر ستاره بوشهری تیم ملی بماند. آیا قلعهنویی روی ارزشمندترین دارایی هجومیاش ریسک میکند؟
اهمیت طارمی برای تیم مدل ۲۰۲۶ ایران، فراتر از یک مهاجم صرف است. او قلب تپنده خط آتش یوزهاست. آمارها در این زمینه بیرحمانه حقیقت را فریاد میزنند. تیم ملی ایران در سال ۲۰۲۶ در مسابقات رسمی ۱۱گل به ثمر رسانده که در این میان مهدی به تنهایی چهار گل از این تعداد را (مقابل گامبیا، کاستاریکا - دو گل و نیجریه) وارد دروازه حریفان کرده است. طارمی نهتنها یک تمامکننده قهار است، بلکه با توانایی بالا در بازیسازی و قرار گرفتن در پست شماره۱۰ (همانطور که در نبرد با گامبیا درخشید)، مهرهای بیبدیل در شطرنج تاکتیکی قلعهنویی محسوب میشود. حالا کادر پزشکی در یک مسابقه نفسگیر با زمان قرار دارد. آیا قلعهنویی حاضر است روی ارزشمندترین دارایی هجومیاش در اولین و شاید مهمترین گام جامجهانی ریسک کند؟
در درام دلهرهآور مصدومیت طارمی، یک نام بیشتر از همیشه در ذهن هواداران و کارشناسان تکرار میشود؛ سردار آزمون. غیبت سردار در لیست ۲۶نفره و نهایی مسافران جامجهانی ۲۰۲۶، تصمیمی بود که در زمان اعلام لیست، موجی از انتقادات و تحلیلهای متفاوت را به همراه داشت. شاید در آن روزها، کادر فنی با اتکا به فرم ایدهآل طارمی و حضور مهاجمان جایگزین، غیبت آزمون را قابل جبران میدانست اما فوتبال، بازی لحظههای غیرقابل پیشبینی است. اکنون که حضور طارمی در هالهای از ابهام قرار گرفته، جای خالی زوج تاریخی او بیش از پیش آزاردهنده است. بدون تردید، حضور سردار با آن شم گلزنی و تجربه بینالمللی بالا، میتوانست در این روزهای پرالتهاب، آبی بر آتش نگرانیهای کادر فنی و هواداران باشد. غیبت او، فشار روانی را روی سایر مهاجمان حاضر در اردو دوچندان کرده است؛ مهاجمانی که حالا باید جور دو فوقستاره را به دوش بکشند.
اگر تصور میکنید دردسرهای تیم ملی فقط به مصدومیت طارمی ختم میشود، سخت در اشتباهید. بازی با جوانان تیخوانا که قرار بود یک تمرین سبک برای هماهنگی بیشتر باشد، تبدیل به یک میدان مین برای مهاجمان ایران شد. در لیست فعلی تیم ملی، علاوه بر طارمی، چهار بازیکن دیگر با قابلیت بازی در فاز هجومی حضور دارند؛ امیرحسین حسینزاده، علی علیپور، شهریار مغانلو و دنیس درگاهی. اما سرنوشت هر کدام در این بازی دوستانه، داستانی متفاوت داشت.
شهریار مغانلو، مهاجم بلندقامت و فیزیکی تیم ملی که امید زیادی برای پر کردن جای خالی طارمی در نبردهای هوایی مقابل مدافعان نیوزیلند داشت، در جریان همین بازی تدارکاتی دچار آسیبدیدگی شد! شدت مصدومیت او به حدی بود که تیم ملی در دقایق پایانی بازی مجبور شد ۱۰نفره به کار خود ادامه دهد. خروج لنگلنگان شهریار از زمین، دومین شوک بزرگ به خط حمله ایران بود.
در درام دلهرهآور مصدومیت طارمی، یک نام بیشتر از همیشه در ذهن هواداران و کارشناسان تکرار میشود؛ سردار آزمون. اکنون که حضور طارمی در هالهای از ابهام قرار گرفته، جای خالی زوج تاریخی او بیش از پیش آزاردهنده است
درگاهی که برای اولینبار فرصت پوشیدن پیراهن تیم ملی در یک بازی دوستانه را پیدا کرده بود، نتوانست انتظارات را برآورده کند. او که کاملا دور از شرایط آرمانی و فرم مطلوب به نظر میرسید، تنها یک نیمه در زمین دوام آورد و با نمایشی سردرگم، ثابت کرد که هنوز برای تبدیل شدن به مرد شماره یک خط حمله ایران در جامجهانی، به زمان و پختگی بیشتری نیاز دارد.
در میان گزینههای موجود، امیرحسین حسینزاده وضعیتی متمایز دارد. او بازیکنی است که از نظر سبک بازی، بیشترین شباهت را به فرم بازیساز مهدی طارمی دارد. حسینزاده توانایی فوقالعادهای در بازی به عنوان مهاجم سایه و همچنین در پست هافبک طراح (پشت شماره۱۰) دارد. احتمال بسیار بالایی وجود دارد که امیر قلعهنویی، صرفنظر از اینکه چه کسی را به عنوان مهاجم هدف (نوک) انتخاب میکند، از حسینزاده در ترکیب اصلی بازی با نیوزیلند استفاده کند. دوندگی بیامان، تکنیک فردی و قدرت انتقال توپ از خط میانی به حمله، حسینزاده را به یک مهره کلیدی برای باز کردن گرههای دفاعی حریف تبدیل کرده است. او شاید جایگزین مستقیم طارمی در گلزنی نباشد، اما قطعا بار بازیسازی او را به دوش خواهد کشید.
در میان تمام اخبار ناامیدکننده، مصدومیتها و نمایشهای ضعیف، نیمه دوم بازی با جوانان تیخوانا یک نقطه روشن و خیرهکننده داشت؛ تولد دوباره بازیکنی که مدتها تشنه اثبات تواناییهایش در عرصه ملی بود؛ علی علیپور. در شرایطی که مغانلو مصدوم شده و درگاهی ناآماده نشان داده است، علیپور با آمادگی بدنی بالا و انگیزهای مثالزدنی به عنوان یار تعویضی وارد زمین شد و با به ثمر رساندن دو گل در یک نیمه، پیام روشنی برای کادر فنی ارسال کرد؛ من اینجا هستم و برای فیکس شدن آمادهام! علیپور ویژگیهایی دارد که او را به منطقیترین و محتملترین جانشین برای مهدی طارمی تبدیل میکند. او در فرار از تله آفساید و استفاده از فضاهای خالی پشت مدافعان (که در بازی مقابل تیمهای فیزیکی مانند نیوزیلند حیاتی است) تبحر خاصی دارد. از طرفی زدن دو گل در آخرین بازی تدارکاتی، اعتماد به نفس او را به سقف چسبانده است. فراموش نکنیم برخلاف بازیکنانی مانند درگاهی، علیپور تجربه سالها بازی در بالاترین سطح داخلی و اروپایی را در کارنامه دارد و به خوبی میداند چگونه فشار مسابقات بزرگ را مدیریت کند.
در غیاب پادشاه، یک سرباز باید تاجگذاری کند؛ این شاید بهترین توصیف برای وضعیت فعلی علی علیپور باشد. او که سالها زیر سایه نامهای بزرگی چون سردار و طارمی قرار داشت، حالا در حساسترین مقطع تاریخ فوتبال ایران، این فرصت طلایی را دارد تا نام خود را به عنوان قهرمان ملی در جامجهانی ۲۰۲۶ جاودانه کند.
زمان به سرعت در حال گذر است و تقابل با نیوزیلند، دیگر یک چشمانداز دور نیست، بلکه واقعیتی است که پشت درهای اردوی تیم ملی ایستاده است. کادر پزشکی با تمام قوا، از فیزیوتراپیهای فشرده گرفته تا جدیدترین متدهای ریکاوری، در تلاش است تا معجزهای رقم بزند و طارمی را به فرم مطلوب برساند. شاید مهدی به ترکیب اصلی نرسد، اما حضورش حتی به عنوان یار تعویضی در نیمه دوم میتواند کفه ترازو را به نفع یوزهای ایرانی سنگین کند. اما اگر طارمی بزرگ به طور قطعی به این بازی نرسد، سناریوی تاکتیکی تیم ملی کاملا تغییر خواهد کرد. به نظر میرسد امیر قلعهنویی در حال طراحی یک پلن B جسورانه است؛ نقشهای که در آن علی علیپور در نوک پیکان خط حمله قرار میگیرد و امیرحسین حسینزاده کمی عقبتر، به عنوان مغز متفکر و حلقه وصل خط میانی و حمله ایفای نقش میکند.
جامجهانی، تورنمنت شگفتیها، درامها و قهرمانان غیرمنتظره است. گاهی اوقات، بزرگترین بحرانها، بستر خلق خاصترین پیروزیها میشوند. حالا تمام چشمها به ساقپای بازیکنانی دوخته شده است که باید ثابت کنند تیم ملی ایران، فراتر از یک یا دو نام بزرگ است. در نبرد گلادیاتورها مقابل نیوزیلند، چه طارمی در زمین باشد و چه از روی نیمکت با اضطراب بازی را تماشا کند، قلب یک ملت ۸۵میلیونی با هر حمله آنها خواهد تپید. آیا علیپور میتواند فرشته نجات ایران در قاره آمریکا باشد؟ پاسخ این معما، بهزودی در مستطیل سبز مشخص خواهد شد. جامجهانی ۲۰۲۶ برای ایران، با یک تعلیق هالیوودی آغاز شده است!
دیدگاه تان را بنویسید