تالاب انزلی هویت خود را از دست داده است
مرگ تدریجی قلب تپنده اقتصاد گیلان
تالاب انزلی، یکی از مهمترین اکوسیستمهای آبی ایران و خاورمیانه، حالا در وضعیتی قرار گرفته که کارشناسان از «مرگ تدریجی» آن سخن میگویند. تالابی که زمانی قلب تپنده اقتصاد، صیادی و حیات طبیعی گیلان بود، امروز زیر فشار رسوبگذاری بیسابقه، ورود فاضلاب شهری و صنعتی، رشد انفجاری گیاهان مهاجم و حذف تدریجی جوامع محلی، نفسهای آخر را میکشد. کارشناسان و فعالان محیط زیست در گفتوگو با رویداد۲۴ هشدار میدهند که اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، انزلی نه فقط یک فاجعه زیستمحیطی، بلکه به بحرانی اقتصادی و اجتماعی برای کل منطقه تبدیل خواهد شد.
تالاب انزلی سالهاست درگیر بحران است، اما آنچه امروز در این اکوسیستم رخ میدهد، دیگر صرفاً یک بحران محیط زیستی معمولی نیست؛ بلکه نشانههای فروپاشی تدریجی یکی از مهمترین تالابهای ایران را آشکار کرده است.
ورود مداوم فاضلاب شهری و صنعتی، رسوبگذاری شدید، کاهش تبادل آب با دریای خزر، رشد بیرویه گیاهان مهاجم، توسعه نامتوازن کشاورزی و حذف تدریجی نقش جوامع محلی، مجموعه عواملی هستند که تالاب انزلی را به مرز نابودی رساندهاند.
کارشناسان میگویند آنچه امروز در انزلی رخ میدهد، حاصل دههها مدیریت ناهماهنگ، نگاه پروژهای به محیط زیست و نادیده گرفتن نقش مردم محلی در حفظ اکوسیستم است.
اولین منطقه حفاظتشده، اولین منطقهای بود که خشک شد
نرگس فلاح، کارشناس محیط زیست و سرپرست پیشین اداره محیط زیست بندر انزلی با اشاره به تجربه ۲۶ ساله خود در حوزه محیط زیست، یکی از ریشههای بحران را در مدل حفاظت از تالاب میداند.
او میگوید: «اولین منطقهای که در تالاب انزلی به عنوان منطقه حفاظتشده اعلام شد، منطقه سیاهکِشیم بود؛ اما همان منطقه نخستین بخشی بود که خشک شد و از بین رفت، چرا که ارتباط مردم با آن قطع شد.»
به گفته او، حذف مردم از فرآیند حفاظت، یکی از بزرگترین اشتباهات مدیریتی در تالاب انزلی بوده است.
فلاح با انتقاد از رویکردهای حفاظتی بدون مشارکت جوامع محلی میگوید: «هر جا مردم فراموش شوند، آن سیستم از هم میپاشد. نمیشود منطقهای را حفاظت کرد، اما معیشت مردم و نقش آنها در حفظ اکوسیستم را نادیده گرفت.»
او معتقد است بخشی از بحران امروز تالاب ناشی از قطع ارتباط تاریخی مردم با این زیستبوم است؛ مردمی که سالها از طریق صیادی، حملونقل آبی و فعالیتهای سنتی، بخشی از چرخه طبیعی تالاب بودند. فلاح میگوید تالاب انزلی در برخی نقاط عملاً دیگر تالاب نیست. او توضیح میدهد: «تالاب انزلی امروز از یک اکوسیستم آبی، در برخی نقاط به دشت و جنگل تبدیل شده است.»
به گفته این کارشناس، محدود شدن تردد قایقها و مسدود شدن بخشی از مسیرهای طبیعی آب باعث شده روند طبیعی گردش آب مختل شود. این مسئله به تجمع لجن، تغییر پوشش گیاهی و حتی تغییر اقلیم محلی منجر شده است.
او هشدار میدهد که در برخی بخشها، تالاب عملاً در حال از دست دادن هویت طبیعی خود است.
فلاح یکی از مهمترین عوامل بحران را ورود گسترده فاضلاب شهری و صنعتی میداند.
او میگوید: «مواد مغذی و آلایندهها تالاب را وارد مرحله “سوپر هایپرتروفی” کردهاند؛ یعنی تالاب عملاً به سمت مرگ پیش میرود.»
به گفته او، حداقل فاضلاب هشت شهر وارد تالاب انزلی میشود؛ مسئلهای که باعث رشد انفجاری جلبکها و گیاهان مهاجم شده است.
او همچنین هشدار میدهد که تبادل طبیعی آب شور دریای خزر با تالاب تقریباً متوقف شده و همین مسئله روند شیرین شدن آب تالاب را تشدید کرده است. این تغییر، شرایط را برای رشد بیرویه گیاهان و جلبکها فراهم کرده و اکوسیستم تالاب را بههم زده است.
رسوبگذاری بیسابقه
یکی دیگر از بحرانهای جدی تالاب انزلی، رسوبگذاری شدید است.
فلاح در اینباره میگوید: «در حالی که میانگین رسوبگذاری در تالابهای دنیا کمتر از یک سانتیمتر در سال است، در تالاب انزلی این عدد به ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر رسیده است.»
او با اشاره به تغییرات شدید بستر تالاب میافزاید: «جایی که زمانی ۱۱ متر عمق داشت، امروز به جنگل تبدیل شده است.»
فلاح معتقد است احیای تالاب نیازمند اقدامات فوری و اضطراری است. او میگوید: «تالاب انزلی مثل بیماری است که رگهای قلبش گرفته؛ ابتدا باید راه تنفسش باز شود و بعد سراغ برنامههای بلندمدت رفت.»
وقتی مردم کنار گذاشته شدند، تالاب آسیب دید
حمید فتحی شیرین، فعال محیط زیست تالاب انزلی نیز تأکید میکند که حذف مردم محلی، یکی از عوامل اصلی بحران بوده است.
او میگوید: «سابقه تاریخی نشان داده هر زمان نگهداری منابع طبیعی در اختیار مردم بوده، وضعیت تالاب بهتر مدیریت شده و با ورود نهادهای دولتی و محدود شدن نقش مردم، آسیبها افزایش یافته است.»
فتحی شیرین توضیح میدهد: «آن زمان مردم ۱۲ ماه سال هم صیادی میکردند، هم نگهداری و پاکسازی تالاب را انجام میدادند، اما وقتی صیادی محدود شد، دیگر کسی برای جمعآوری زبالهها و پاکسازی مسیرها نبود و همین باعث شد آشغالها جمع شوند و راههای آبی مسدود شود.»
او درباره ساخت یک پل موقت در تالاب میگوید: «قرار بود این پل سه ساله باشد، اما به دلیل طراحی غلط و فاصله کم پایهها، سیلابها چوب و تنه درختان را با خود میآورند و میان پایهها گیر میکنند و همین موضوع مانع خروج رسوبات به سمت دریا شده است.»
فتحی شیرین با اشاره به چرخه طبیعی آب در تالاب انزلی میگوید: «تالاب انزلی یک تاریخچه طبیعی دارد؛ هر ۵۰ سال سطح آب بالا میآید و هر ۵۰ سال پایین میرود. الان در دورهای هستیم که آب پایین رفته و باید لایروبی و برداشت رسوبات انجام شود.»
به گفته او: «برداشت رسوبات میتواند هم به احیای تالاب کمک کند و هم از فروش خاک هزینه پروژهها تأمین شود، اما “مافیا” اجازه اجرای درست این طرحها را نمیدهد.»
فتحی میگوید: «وقتی مردم را کنار گذاشتند، بسیاری از صیادان به گردشگری روی آوردند، اما اگر تالاب خشک شود و بوی بد و آلودگی افزایش پیدا کند، گردشگری هم از بین میرود و منطقه با یک سونامی اقتصادی روبهرو میشود.»
فاضلاب صنعتی؛ بزرگترین تهدید تالاب
این فعال محیط زیست ورود فاضلاب صنعتی و شهری را مهمترین تهدید فعلی تالاب میداند.
او میگوید: «کارخانه پودر ماهی، شهرک صنعتی رشت، شهرک صنعتی بندر انزلی، بیمارستانها و فاضلاب شهری استان، همه وارد تالاب میشوند.»
فتحی شیرین با انتقاد از عملکرد سازمان محیط زیست میگوید: «سازمان محیط زیست یا باید جلوی این تخلیهها را بگیرد یا پاسخ بدهد چرا اجازه داده فاضلاب وارد تالاب شود.»
او مدعی است برخی صنایع بدون رعایت الزامات زیستمحیطی فعالیت میکنند و حتی سادهترین تجهیزات کنترل آلودگی را ندارند.
فتحی شیرین در بخش دیگری از گفتوگو به وضعیت آب منطقه اشاره میکند و میگوید: «من خودم دیگر از آب شهری استفاده نمیکنم و دستگاه تصفیه گذاشتهام. مردم اگر ورودی آب شهر را ببینند متوجه آلودگی میشوند.»
دیدگاه تان را بنویسید