۸ ‌ روز بعد

 آریا طاری

صدای تیک‌تاک ساعت در مرکز ملی فوتبال و حالا در کمپ آنتالیا در ترکیه، بلندتر و دلهره‌آورتر از همیشه به گوش می‌رسد. عقربه‌ها بی‌رحمانه به سمت یازدهم خردادماه، یعنی ضرب‌الاجل نهایی فیفا برای ارسال لیست نهایی و ۲۶‌نفره تیم‌های حاضر در جام‌جهانی ۲۰۲۶ در حرکتند. در حالی که افکار عمومی و رسانه‌ها درگیر اخبار مربوط به تغییر کمپ تیم ملی از آمریکا به مکزیک و چالش‌های لجستیکی هستند، در پس‌زمینه این هیاهو، یک درام تمام‌عیار در جریان است؛ معمای حضور یا غیبت سردار آزمون. در فاصله تنها هشت ‌روز تا بسته شدن پرونده مسافران جام جهانی، وضعیت سومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی، کماکان در هاله‌ای از ابهام و تعلیق قرار دارد؛ تعلیقی که نشان می‌دهد شاید پرونده شماره‌۲۰ تیم ملی، برخلاف ادعاهای اولیه، هنوز به طور کامل بایگانی نشده است.

امیر قلعه‌نویی پس از برگزاری چهار ‌دوره مینی‌کمپ فشرده در تهران، در نهایت تصمیم گرفت از میان ۳۱‌بازیکن لیگ برتری، روی نام ۹‌نفر خط قرمز بکشد و با ترکیبی از ۲۲‌بازیکن داخلی و هشت ‌لژیونر، کمپ نهایی آماده‌سازی را در آنتالیای ترکیه برپا کند. اما آنچه در این میان توجه تحلیل‌گران را به خود جلب کرد، اتفاقی بود که پس از مصدومیت بدموقع روزبه چشمی رخ داد. با خروج اجباری چشمی از لیست، کادر فنی در تصمیمی غیرمنتظره به جای دعوت از یک هافبک دفاعی یا مدافع هم‌پست، شهریار مغانلو را به اردو فراخواند. این تغییر استراتژیک، یک پیام واضح و پنهان در دل خود داشت؛ لیست تیم ملی یک سند جامد و غیرقابل تغییر نیست و مهم‌تر از آن، امیر قلعه‌نویی هنوز به جمع‌بندی نهایی در مورد ساختار خط حمله تیمش نرسیده است. دعوت از یک مهاجم هدف جدید، نشان می‌دهد که سرمربی تیم ملی جای خالی یک تمام‌کننده شش‌دانگ را در پازل تاکتیکی خود احساس می‌کند و دقیقا در همین نقطه است که سایه سنگین سردار آزمون دوباره روی کمپ تیم ملی می‌افتد. 

همه می‌دانند که چرا سردار از لیست خط خورد. در بحبوحه یک جنگ ۴۰‌روزه و در اوج التهابات منطقه‌ای، بازنشر یک عکس قدیمی در کنار حکام اماراتی، اشتباهی مهلک و ناشی از عدم پختگی و درک موقعیت بازیکنی بود که در قواره‌های بین‌المللی توپ می‌زند. این تصمیم احساسی در فضای مجازی، بازتاب‌های بسیار منفی و گسترده‌ای داشت و باعث شد تا نام او از فهرست تیم ملی خارج شود. با این حال، آنچه انتقاد کارشناسان را برانگیخت، نه خود تنبیه، بلکه نحوه مواجهه سرمربی تیم ملی با این بحران بود. امیر قلعه‌نویی در روزهای ابتدایی با قاطعیت اعلام کرد که خط خوردن ستاره شباب الاهلی صرفا دلایل فنی داشته است. ادعایی که نه رسانه‌ها آن را پذیرفتند و نه منطق فوتبال آن را هضم می‌کرد. حالا و با گذشت زمان، کاملا محرز شده است که غیبت آزمون ریشه در مسائل غیرفنی داشته و اصرار بر فنی جلوه دادن آن، تنها یک فرار رو به جلو برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت مدیریت این بحران بوده است. 

سردار آزمون با تمام اشتباهات محاسباتی‌اش در فضای مجازی، سرمایه‌ای است که سال‌ها برای رسیدن او به این نقطه از تجربه و مهارت در فوتبال ملی هزینه شده است. آیا پادرمیانی‌های چهره‌های باتجربه‌ای چون طارمی و جهانبخش، در کنار پالس‌های مثبت خود آزمون، می‌تواند قفل این دروازه بسته را بشکند؟

در تاریخ فوتبال ایران، اتحاد درون‌تیمی و نقش بزرگ‌ترهای تیم همواره در عبور از بحران‌ها نقشی کلیدی ایفا کرده است. وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، ستاره‌های فنی نسل ۱۹۹۸ مانند علی دایی، کریم باقری و مهدی مهدوی‌کیا با برخورداری از جایگاه و اعتبار بین‌المللی به مراتب بالاتر و مهارت‌های فردی که هنوز هم در فوتبال ما بی‌رقیب است، از چنان وزن جهانی و کاریزمایی برخوردار بودند که می‌توانستند سنگین‌ترین تنش‌های داخلی را به تنهایی مدیریت کرده و فدراسیون را مجاب به همراهی کنند. اگرچه بازیکنان فعلی تیم ملی در قیاس با آن ستارگان تاریخی، از حیث اعتبار بین‌المللی و مهارت‌های ناب در جایگاه پایین‌تری قرار می‌گیرند، اما مهدی طارمی و علیرضا جهانبخش در تلاشند تا با استفاده از تجربه و نفوذ خود، نقش همان رهبران را ایفا کنند. طارمی به عنوان تنها بازیکنی که مستقیما به حذف نام سردار واکنش نشان داد و از دلتنگی برای زوج همیشگی‌اش نوشت، در کنار جهانبخش، رایزنی‌های گسترده‌ای را با کادر فنی و مسئولان بالادستی فدراسیون آغاز کرده‌اند. آنها به خوبی می‌دانند که در میدان سخت لس‌آنجلس و سیاتل، تیم ملی به تمام سرمایه‌های خود نیاز دارد و پادرمیانی آنها، کورسوی امیدی را در دل این تاریکی روشن نگه داشته است. 

در سوی دیگر ماجرا، سردار آزمون نیز که پیش‌تر در پیام‌هایی برای هم‌تیمی‌هایش آرزوی موفقیت کرده بود، با درک حساسیت زمان، استراتژی سکوت و همراهی را پیش گرفته است. انتشار پست‌های وطن‌دوستانه و ابراز علاقه صریح به ایران از سوی او در روزهای حضور تیم ملی در آنتالیا، یک پالس مثبت و واضح برای نشان دادن حسن نیت و پشیمانی از حواشی گذشته است. بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند این رفتار هوشمندانه، زمینه‌ساز نرمش احتمالی فدراسیون و نهادهای تصمیم‌گیر خواهد بود. 

اما مهم‌ترین برگ برنده در این میان، یک نکته ظریف و اداری است؛ نام سردار آزمون پیش از بروز این حواشی، در لیست اولیه و ۵۰‌نفره (Long List) که فدراسیون فوتبال به فیفا ارسال کرده، گنجانده شده است. این یعنی از لحاظ قوانین بین‌المللی و پروتکل‌های فیفا، هیچ منع قانونی برای اضافه شدن نام او به لیست نهایی ۲۶نفره وجود ندارد. تمام موانع موجود، ریشه در تصمیمات داخلی و تاییدیه‌های غیرفنی دارد. اگر گره‌های مدیریتی باز شود، فیفا منعی برای صدور آی‌دی کارت سردار نخواهد داشت. 

روزهای پیش‌رو، حیاتی‌ترین روزهای دوران ورزشی سردار آزمون و شاید یکی از مهم‌ترین آزمون‌های مدیریتی امیر قلعه‌نویی باشد. سرمربی تیم ملی نشان داده است که قصد ندارد تا واپسین ساعات مهلت فیفا (۱۱ خردادماه) دست خود را کاملا رو کند و لیست نهایی را زودتر از موعد رسانه‌ای نخواهد کرد. این تعلل و صبر، نشان از جریان داشتن مذاکرات پشت پرده و امیدواری برای حل و فصل داستان شماره‌۲۰ دارد. 

سردار آزمون با تمام اشتباهات محاسباتی‌اش در فضای مجازی، سرمایه‌ای است که سال‌ها برای رسیدن او به این نقطه از تجربه و مهارت در فوتبال ملی هزینه شده است. آیا پادرمیانی‌های چهره‌های باتجربه‌ای چون طارمی و جهانبخش، در کنار پالس‌های مثبت خود آزمون، می‌تواند قفل این دروازه بسته را بشکند؟ آیا امیر قلعه‌نویی در دقیقه‌۹۰، با یک سورپرایز لحظه‌آخری رسانه‌ها را غافلگیر کرده و ژنرالی خواهد بود که سردارش را برای جنگ بزرگ جام‌جهانی به خط مقدم بازمی‌گرداند؟

هفته‌ای سرنوشت‌ساز در پیش است؛ هفته‌ای که مشخص می‌کند آیا فوتبال ایران بالاخره هنر مدیریت بحران و حفظ سرمایه‌هایش را آموخته است، یا قرار است یکی دیگر از ستاره‌های نامدار خود را با دستانی بسته، قربانی حواشی خارج از مستطیل سبز کند. چشم‌ها به تقویم و گوش‌ها منتظر خروجی کمپ آنتالیاست.