سال‌هاست قطار وعده‌ها برای بازنشستگان سوت می‌کشد اما در ایستگاه عمل توقف نمی‌کند. آنهایی که جوانی و نیروی بازوی خود را در چرخ‌دنده‌های صنعت و تولید این کشور فرسودند، حالا در ایامی که باید فصل «آسایش» و «تکریم» باشد، در خط مقدم جنگی نابرابر با هیولای تورم رها شده‌اند. سفره‌هایی که روزبه‌روز آب می‌رود و شرمی که بر پیشانی نان‌آوران دیروز می‌نشیند، دیگر با بخشنامه‌های اداری و درصدهای ناچیز افزایش مزد روی کاغذ ترمیم نمی‌شود.

این روزها صحبت از «زندگی» نیست بلکه «بقا»ست. صحبت از دست‌هایی‌ست که روزگاری نماد شرافت کارگری بودند و وعده بوسیدنشان داده می‌شد.

«محمد احمدی» فعال صنفی بازنشستگان تأمین اجتماعی در گفت‌وگو با ایلنا، پرده از این واقعیت تلخ برمی‌دارد و از روزگار سخت هم‌قطارانش می‌گوید.

این فعال بازنشستگان گفت: ببینید تخم‌مرغ هم گران شده و نمی‌دانیم چطور زندگی کنیم، به خاطر اینکه قیمت‌ها سر به فلک کشیده است. دستمزد یک روز کارگر نزدیک به قیمت یک شانه تخم‌مرغ است! این نشان می‌دهد که وضعیت معیشت ما دیگر از مرز خطر گذشته و به بحران رسیده و دیگر نمی‌توانیم ادامه دهیم.

وی با اشاره به تغییر نگاه مسئولان به کارگران نسبت به دهه‌های گذشته افزود: من کارگر دهه 60 و 70 بودم. آن زمان که جوان بودیم به ما می‌گفتند «دست کارگر را می‌بوسیم» اما الان دست ما لای گیره است. سوال من این است که این دست ما چه زمانی قرار است از لای گیره دربیاید؟ با این وضعیت معیشتی، زندگی ما زیر فشار است.

احمدی درباره محاسبات ریاضی حقوق و خط فقر تصریح کرد: حقوق بازنشستگی من ۱۶ میلیون و ۸۰۰هزار تومان است که ۸۰۰هزار تومان آن بابت بیمه تکمیلی کسر می‌شود و طبق روال قانونی ۱۶ میلیون دستم را می‌گیرد. این در حالی‌ست که تورم و خط فقر به بالای ۵۰ و ۶۰ میلیون تومان رسیده است. این فاصله خیلی زیاد است. حتی اگر ۵۰درصد هم روی حقوق ۱۶ میلیونی بگذارند، می‌شود ۲۴ میلیون و باز هم تا خط فقر، بیش از ۲۰ - 30 میلیون تومان فاصله داریم. سال دیگر هم دوباره تورم و گرانی داریم. واقعاً چه تصمیمی می‌خواهند برای معیشت و حقوق ما بگیرند؟ ما الان عملاً زیر خط فقر مطلق هستیم.

این فعال صنفی با مقایسه قیمت اقلام اساسی گفت: یک زمانی حقوق ما ۱۰ میلیون بود و نان سنگک ۵ هزار تومان. الان نان سنگک شده ۲۵هزار تومان اما حقوق ما ۱۶ میلیون است. من با روغنی که ۳۶۰هزار تومان بود و الان شده یک میلیون و حدود پنج برابر شده کاری ندارم. دارم از نان سنگک صحبت می‌کنم که ساده‌ترین نیاز ماست. نان را از ۵ هزار تومان رساندند به ۲۵ هزار تومان یعنی ۵ برابر اما حقوق ما نهایتاً ۵۰ تا ۶۰ درصد (حدود یک و نیم برابر) شده است. این اختلاف را چطور می‌خواهند برای من پر کنند؟ نان دیگر حداقل قوت کارگر است. ما که نمی‌گوییم برویم کباب بریان بخوریم یا صحبت از گوشت بالای یک میلیون تومانی نمی‌کنیم که یک زمانی 100هزار تومان بود. داریم از همان نان سنگکی حرف می‌زنیم که ۵هزار تومان بود.

وی درباره دشواری‌های بیان مطالبات صنفی هم اظهار داشت: اگر به خیابان بیاییم، برچسب می‌خوریم. پس صدایمان را کجا باید به اینها برسانیم؟ کجا می‌توانیم صحبت کنیم که یک فضایی بگذارند که ما اغتشاشگر محسوب نشویم؟ ما مطالبه‌گریم. باید فضایی را برای ما در نظر بگیرند که بتوانیم صحبت کنیم و مسئولان گوش کنند و اجرا کنند، نه اینکه یک گوش در باشد و یکی دروازه! حرف‌درمانی دیگر فایده ندارد و مطالبات ما باید محقق شود. خطاب به مسئولان می‌گویم، شما دارید حداقل قوت کارگر را از او می‌گیرید.

احمدی در پایان با اشاره به فشارهای روحی وارد بر بازنشستگان خاطرنشان کرد: در شرایط کلی، شرمنده خانواده‌هاییم و عملاً نمی‌توانیم نیازهای اولیه فرزندانمان را تامین کنیم، چه پوشاک باشد چه چیزهای دیگر. با این حقوق فقط می‌توانیم به «قوت لایموت» و حداقل‌های سفره‌هایمان برسیم. خود من شخصاً چند سال است نتوانسته‌ام لباس نو بخرم. اگر داشته باشم می‌خرم، وقتی ندارم نمی‌توانم. بچه‌های ما نیازهای اولیه دارند و ما ناتوانیم. مگر اولویت پیامبر، رعایت حق‌الناس نبود؟ آیا این وضعیت رعایت حق‌الناس است؟!