بهبود وضعیت سلامت جامعه دیگر تنها جنبه زیستی را دربرنمی‌گیرد و ابعاد روانی و اجتماعی آن نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. مددکاری اجتماعی حرفه‌ای است که با همین دیدگاه زاده شد و اکنون روش‌های گوناگون فردی، گروهی و اجتماعی آن در بهبود وضعیت سلامت جوامع تأثیرگذار است و در نظام بهداشت و درمان تمامی کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه جایگاه ویژه‌ای دارد. حضور مددکاران اجتماعی در نظام سلامت ایران نیز به چندین دهه قبل برمی‌گردد و در اکثر بیمارستان‌های دولتی، بخشی تحت‌عنوان مددکاری اجتماعی وجود داشته و دارد، اما نوع نگاه نظام بهداشتی درمانی ایران به حرفه مددکاری اجتماعی در بیمارستان‌ها، غالباً در ارائه حمایت‌های یا ارائه خدمات ارجاعی خلاصه شده است. سید محمدحسین جوادی، دکترای تخصصی مددکاری اجتماعی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی و توانبخشی تهران است. او بیش از ۱۸ سال در حوزه اجتماعی فعال و در این سال‌ها مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان بهزیستی کشور، معاون دانشجویی و جوانان سازمان جوانان هلال احمر و رئیس اداره مددکاری اجتماعی سازمان‌ زندان‌های نیز بوده است. او معتقد است می‌توان با مداخلات اجتماعی اثربخشی درمان را افزایش داد و از میزان مراجعات به مراکز درمانی کاست و همچنین از ظرفیت‌های مددکاران اجتماعی در حوزه بهداشت و سلامت در جهت سلامت اجتماعی استفاده کرد. با او به عنوان رئیس اداره مددکاری وزارت بهداشت است خصوص دورنمای فعالیت مددکاری در حوزه بهداشت و درمان در کشور گفت‌وگو کرده‌ایم که می‌خوانید.

سعیده علیپور

 آنچه درخصوص مددکاری اجتماعی در حوزه بهداشت و درمان شنیده‌ایم بیشتر به فعالیت چند ساله اخیر این واحد در مراکز درمانی برای کمک به بیماران بی‌بضاعت بازمی‌گردد. آیا فعالیت مددکاری به این موضوع محدود است؟

گرچه در حال حاضر تمرکز فعالیت مددکاران اجتماعی در وزارت بهداشت در مراکز درمانی است؛ اما پیش از انقلاب مددکاران اجتماعی فعالیت‌های گسترده‌تری را انجام می‌دادند؛ که از جمله آن می‌توان به فعالیت‌های گسترده اجتماعی خانم ستاره فرمانفرمایان، مؤسس حرفه مددکاری اجتماعی در ایران و دانشجویانشان در حوزه تنظیم خانواده و کنترل موالید اشاره کرد. سوابق موجود نشان می‌دهد که مددکاری اجتماعی بیش از ۴۰ سال در وزارت بهداشت قدمت دارد. گرچه جایگاه استقراری‌اش در این وزارتخانه، فراز و فرودهایی داشته است.

  مددکاری اجتماعی در حوزه بهداشت و درمان در دنیا چه قدمت و جایگاهی دارد و جایگاه آن در ایران کجاست؟

مددکاری اجتماعی دنیا در حوزه مراکز درمانی خیلی تخصصی شده است و قدمتی نزدیک به ۱۲۰ سال دارد. این در حالی است که قدمت حرفه مددکاری اجتماعی در ایران حدود ۶۰ سال است و بیشتر فعالیت مددکاران اجتماعی در ایران نیز در حال حاضر در بیمارستان‌هاست، چراکه بخش قابل‌توجهی از بیماران با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند.

در سال‌های اخیر گرچه سعی شده تا حوزه مددکاری اجتماعی تخصصی و پروتکل‌هایی در حوزه‌های مختلف مددکاری اجتماعی در بیمارستان تنظیم شود، اما واقعیت این است که هنوز مددکاری اجتماعی در جایگاه تخصصی خود قرار نگرفته و می‌طلبد در این زمینه هدف‌گذاری‌های مؤثرتری برقرار شود.

  در حال حاضر مددکاری اجتماعی در بیمارستان‌ها جنبه کمک‌های اقتصادی پیدا کرده است. دورنمای مددکاری اجتماعی چیست؟

آنچه در بیمارستان‌ها در داشبورد مدیریتی مدیران قرار می‌گیرد همین موضوعی است که بدان اشاره کردید. چرا که در ساختار H.I.S تنها همین بخش از خدمات مددکاری اجتماعی درج می‌شود؛ یعنی بعد مالی آن یا حتی ارزیابی‌های روانی و اجتماعی که از بیماران دارند یا بحث حمایت‌های اجتماعی که از خانواده بیمار یا فعالیت‌هایی که بعضاً در بیمارستان‌هایی با شرایط خاص مثل بیمارستان سرطان یا کودکان انجام می‌شود؛ اما حوزه عملیاتی مددکاران اجتماعی گسترده‌تر از این است. نگاه مدیریت بهداشت و درمان در دنیا به مددکاری اجتماعی صرفاً جنبه حمایت‌ روانی و اجتماعی از خانواده‌ها نیست و آن را زمینه‌ساز کاهش هزینه‌های درمانی و بیمارستان‌ها می‌دانند. چرا که مددکاران اجتماعی با حمایت‌های اجتماعی خود مدت بیماری و مدت زمان حضور فرد و بازگشت مجددش به بیمارستان را تغییر می‌دهند، مخصوصاً در بیماری‌های اختلال روانی این مداخلات به قدری محسوس است که می‌تواند میانگین چهار بار مراجعه در سال این افراد به بیمارستان را به یک بار کاهش داد. یا مثلاً در بحث خودکشی مطالعات نشان داده است که پیگیری‌های مددکاری اجتماعی تأثیر بسزایی در پیشگیری از اقدام مجدد به خودکشی دارد.

 برنامه‌های عملیاتی شما برای تحقق بخشیدن به گسترش فعالیت‌های مددکاران اجتماعی در حوزه بهداشت و درمان چیست؟

در حال حاضر ۶۰ درصد از مددکارانی که در مراکز درمانی ما فعال هستند تحصیلات مرتبط با مددکاری اجتماعی دارند و ۴۰ درصد آنها در سایر رشته‌ها مثل روانشناسی و غیره فعال بوده‌اند. به همین دلیل ما قصد گسترش آموزش مددکاری در دانشگاه‌های زیر نظر وزارت بهداشت را داریم.

 از سوی دیگر در بعضی از شهرهای ما بیشتر افراد به دلیل تصادف به اورژانس مراجعه می‌کنند که این تصادفات به دلیل موتورسواری‌های ناایمن رانندگی‌های پرخطر رخ می‌دهد. در این مناطق تیم درمان باید به صورت مداوم به این افراد رسیدگی کند. بر اساس مداخله مددکاران نباید تنها محدود به بیمارستان باشند، بلکه باید در جهت کاهش رفتارهای گروه‌های پرخطر اقداماتی را انجام دهند. به این منظور در برخی از شهرها و استان‌هایی که نرخ تصادفات بالاست و عمده حوادث رانندگی آنها جاده‌ای نیستند، قصد داریم تا ضمن شناسایی گروه‌های پرخطر یکسری آموزش‌ها برای بهبود مهارت‌های کنترل خشم، کنترل هیجان انجام و همچنین با اجرای یک سری از طرح‌ها فرهنگ استفاده ایمن از وسایل نقلیه را افزایش دهیم.

  واقعیت این است که بخش عمده‌ای از بیماری‌هایی که افراد به دلیل آن به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مراجعه می‌کنند به دلیل مشکلات اجتماعی است و لزوماً مشکلات فیزیکی نیست. در این خصوص متخصص‌ترین فردی که می‌تواند به افرادی از این دست؛ مثل بی‌خانمان‌ها یا معتادان یا کودکانی که از مادران معتاد متولد می‌شوند کمک کنند، مددکاران اجتماعی هستند. البته آنها نیز نمی‌توانند این مهم را به تنهایی مدیریت کنند. برای این منظور همکاری شما با دیگر سازمان‌ها به چه صورتی است؟

به طور کلی همکاری بین بخشی گسترده‌ای با سازمان‌ها و نهادهای مختلف داریم و به دنبال توسعه آن هستیم. به دنبال چند تفاهم‌نامه ملی با سازمان بهزیستی کشور، کمیته امداد، جمعیت هلال احمر، سازمان زندان‌ها هستیم تا از شهروندانی که مسائل مختلفی در این حوزه دارند حمایت کنیم.

در کشورهای توسعه‌یافته دنیا مددکاری اجتماعی را در حوزه نظام سلامت به عنوان حرفه‌ای می‌شناسند که باعث کاهش هزینه‌های بیماری و مشکلات اجتماعی می‌شود. حال اینکه ما نتوانستیم در ساختار وزارت بهداشت این موضوع را جا بیندازیم

 یکی از انتقاداتی که همواره به وزارت بهداشت وارد بوده‌، این است که نگاه این وزارتخانه، درمان‌محور است، با کمک مددکار اجتماعی به نظر می‌رسید که این نکته کمرنگ‌تر شود.

در حال حاضر نگاه ما این است که مددکاران می‌توانند در حوزه کاهش آسیب‌های اجتماعی ایفای نقش کنند. برای این موضوع برنامه داریم و تنها اعتقاد ما نیست. واقعیت امر این است که مشکلات اجتماعی ما با یک سازمان و نهاد قابل‌حل نیست. چراکه متغیرهای مختلفی در شکل‌گیری آن مؤثر است؛ اما با توجه به ظرفیت بالایی که وزارت بهداشت ساختار و شبکه بهداشت دارد، اگر این شبکه غنی در حوزه اجتماعی فعالیت مؤثری داشته باشد می‌تواند در حوزه سلامت اجتماعی کمک‌کننده باشد. خانه‌های بهداشت و مراکز بهداشتی ما در سطوح محلی، ظرفیت‌های خیلی خوبی برای مداخلات اجتماعی دارند. اگر متخصصین اجتماعی یعنی مددکاران اجتماعی را در محلات فعال کنیم، آنها می‌توانند در حوزه غربالگری، شناسایی افرادی که در معرض آسیب هستند، ارجاع آنها و نیز حوزه مداخلات اجتماعی مؤثر باشند و ایفای نقش کنند تا افراد کمتر درگیر سیستم قضایی، نیروی انتظامی و مسائل و مشکلات اجتماعی شوند.

در حال حاضر هزار مددکار اجتماعی در مراکز درمانی فعال هستند که قاعدتاً اگر ما بخواهیم حوزه مداخلات اجتماعی را گسترش دهیم باید مددکاران اجتماعی بیشتری را جذب کنیم و باید بتوانیم از مشارکت سازمان‌های غیردولتی استفاده کنیم.

بیشتر فعالیت مددکاران اجتماعی در ایران نیز در حال حاضر در بیمارستان‌هاست، چراکه بخش قابل‌توجهی از بیماران با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند

 در حال حاضر کمبود بودجه و کنترل هزینه‌های حوزه بهداشت و درمان یکی از دغدغه‌های اصلی این وزارتخانه است. شما در صحبت‌هایتان به کاهش هزینه‌ها درمان با کمک مددکاری اجتماعی اشاره کردید. در این مورد بیشتر توضیح دهید. تجربه سایر کشورهای دنیا در این باره چگونه بوده است؟

بله! در کشورهای توسعه‌یافته دنیا مددکاری اجتماعی را در حوزه نظام سلامت به عنوان حرفه‌ای می‌شناسند که باعث کاهش هزینه‌های بیماری و مشکلات اجتماعی می‌شود. حال اینکه ما نتوانستیم در ساختار وزارت بهداشت این موضوع را جا بیندازیم. این نیاز به بازتعریف دارد. حتی در کشورهای توسعه‌یافته نیز مدل‌های خدمات مددکاری اجتماعی خود را باز تعریف کرده‌اند نمونه‌اش ایالات‌متحده‌ای است که ۱۱۵ سال از قدمت خدمات مددکاری‌اش در بخش بهداشت و درمان می‌گذرد. این کشور بعد از حدود ۶۰ سال از گذشتن عمر حرفه مددکاری در نظام سلامت عمومی، خدمات این حرف را بازتعریف کرد تا اثربخشی خدمات را بیشتر کند.