ماه‌هاست که پول ونزوئلا بی‌ارزش‌تر از یک برگ دستمال کاغذی شده است. تابستان امسال که پول ایران در سراشیبی افتاده بود، بولیوار ونزوئلا دیگر سراشیبی را طی کرده و از نفس افتاده بود. حالا اما دو هفته‌ای است که تمام آن خبرهای شوکه‌کننده درباره اقتصاد ونزوئلا، جای خود را به خبرهای بحران سیاسی داده است. بحران در این ونیز کوچک تا جایی پیش رفته که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند دولت ونزوئلا به زودی به سرنوشت پول این کشور دچار خواهد شد. اگر چنین شود تکلیف سرمایه‌های اقتصادی و سیاسی متحدانی چون ایران در ونزوئلا چه خواهد بود؟

محبوبه ولی، روزنامه نگار

آخرین باری که ونزوئلا تا این حد به تیتر اخبار سیاسی رسانه‌های ایران آمده بود، سال 2013 میلادی، وقتی بود که چاوز بر اثر سرطان روده درگذشت. البته آن موقع سوژه اصلی ونزوئلا نبود، بلکه حضور جنجالی احمدی‌نژاد در مراسم خاکسپاری چاوز بود درحالی که مادر چاوز را دلداری می‌داد، پسرش را شهید می‌خواند و طی پیامی اعلام کرد: «تردید ندارم که او بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و عیسی مسیح و تنها باقی‌مانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد»! او علاوه بر این پیام شگفتی‌ساز یک روز را هم در هیأت دولت عزای عمومی اعلام کرد.

احمدی‌نژاد و چاوز از نظر ظاهری هیچ شباهتی با هم نداشتند که بتوان اشتراکات نژادی در آنها پیدا کرد، اما وقتی به هم می‌رسیدند، چنان یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند که گویی دو برادر به هم رسیده‌اند؛ دو برادری که حالا یکی از آنها در این دنیا نیست و دیگری هم در مقام ریاست‌جمهوری نیست.

ارادت احمدی‌نژاد به چاوز منحصر به سوگواری و اغراق‌گویی در مراسم ترحیم او نبود، بلکه در دوران ریاست‌جمهوری او، ونزوئلا یکی از کشورهای هدف سرمایه‌گذاری ایران شده بود؛ میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری شامل راه‌اندازی کارخانجات کامیون و خودرو و پروژه‌های ساختمان‌سازی و تاسیس بانک و ... 

 ونزوئلایی که درون  چارچوب بود

هرچند که دوران ریاست‌جمهوری احمدی نژاد اوج این سرمایه‌گذاری‌ها بود، اما آغاز آن نبود. می‌توان گفت روابط ایران و ونزوئلا تقریبا همواره مبتنی بر همکاری بوده است؛ حتی پیش از انقلاب. دو کشور گرچه هیچ قرابت جغرافیایی و فرهنگی و تاریخی ندارند اما دو وجه مشترک دارند؛ نفت و آمریکاستیزی. این دو در کنار عراق، امارات و عربستان سعودی سال ها قبل از وقوع انقلاب اسلامی در ایران از موسسان اولیه اوپک بودند.  انقلاب که شد، آمریکای لاتین و ونزوئلا که جزئی از آن بود نماد ظلم‌ستیزی و مبارزه با استکبار بود و از این حیث در چارچوب ایدئولوژی انقلاب اسلامی قرار می‌گرفت. از این رو علاوه بر روابط اقتصادی که بر پایه نفت بود، روابط سیاسی نیز بین دو کشور شکل گرفت که آغاز آن مربوط به دوره محمد خاتمی است. 

چاوز در دوران ریاست جمهوری خاتمی برای اولین بار در سال 2001 به ایران آمد و اظهار کرد که به ایران آمده تا مسیر صلح، عدالت، ثبات و پیشرفت را برای قرن 21 آماده کند. محمد خاتمی هم سه بار به ونزوئلا سفر کرد و حتی پروژه‌هایی را نیز در آنجا افتتاح کرد. در سفری که سال 2005 به ونزوئلا داشت چاوز او را «مبارزی خستگی‌ناپذیر برای همه نهضت‌های راستین جهان» خواند. 

احمدی‌نژاد که رئیس جمهور شد با آن تب بالای انقلابیگری و استکبارستیزی که داشت، نزدیکی به ونزوئلا و چاوز را چندین و چند برابر کرد. اما با مرگ چاوز دلهره به دل ایران افتاد که حالا تکلیف میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری ایران در ونزوئلای عزادار چه می‌شود. 

بخت یار شد و نیکلاس مادورو از چهره‌های نزدیک به چاوز رأی آورد و رئیس‌جمهوری ونزوئلا شد. روابط ایران با ونزوئلا در همان مسیر پیشین ادامه پیدا کرد هرچند که دولت روحانی به اندازه احمدی‌نژاد تب ارتباط به ونزوئلا را نداشت.

یک رئیس‌جمهوری شهرآشوب

اما تحولی دیگر در نظام جهانی دوباره ونزوئلا را به هم ریخته و ایران را مجبور به تصمیم‌گیری درباره روابطش با آن کرده است؛ آن تحول ظهور رئیس‌جمهوری شهرآشوب آمریکا، دونالد ترامپ است. 

مدت‌هاست که کمر ونزوئلا زیر بار تحریم‌های ترامپ خم شده و اکنون به نظر می‌رسد با بلوای سیاسی که مابین رئیس پارلمان ونزوئلا و نیکلاس مادورو در جریان است، تیر آخر برای سقوط دولت مادورو پرتاب شده است.

«گوایدو» رئیس پارلمان این کشور دو هفته‌ای است که رهبری مخالفان نیکلاس مادورو را به عهده گرفته، خود را رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا اعلام کرده و ونیز کوچک را وارد یک بحران سیاسی بی‌سابقه کرده است. مواجهه جهان با تغییرات ونزوئلای جدید دو پاره است، عده‌ای به پرچمداری آمریکا حامی سرنگونی دولت مادورو و قدرت گرفتن مخالفان او هستند و گروهی دیگر به سردمداری روسیه در جبهه مقابل‌اند.

ایران هم که اتحادی طولانی با ونزوئلا دارد قطعا در کنار دولت مادوروست؛ اما شرایط به نفع مادورو نیست. پیروزی بیش از آنکه به او نزدیک باشد، در دسترس گوایدوست.

انقلاب که شد، ونزوئلا نمادی از ظلم‌ستیزی و مبارزه با استکبار بود و از این حیث در چارچوب ایدئولوژی انقلاب اسلامی قرار می‌گرفت. از این رو علاوه بر روابط اقتصادی که بر پایه نفت بود، روابط سیاسی نیز بین دو کشور شکل گرفت 

سرمایه‌گذاری در حیاط خلوت آمریکا

حالا دوباره سوالی که سال 2013 پس از مرگ چاوز پرسیده شده بود، تکرار می‌شود و آن اینکه تکلیف سرمایه‌گذاری‌های ایران در ونزوئلا چه می‌شود؟ و البته تکلیف بسیاری موضوعات دیگر. گذشته از سرمایه‌گذاری‌ها، با پیروزی جناح نزدیک به ترامپ در ونزوئلا، ایران یکی از متحدان دیرین خود را در آمریکای لاتین هم از دست می‌دهد و این خسران سیاسی به ضرر احتمالی اقتصادی نیز افزوده می‌شود. 

تا سال‌ها کارشناسان و حتی تصمیم‌گیران در مجلس و دولت ایران بر ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری در ونزوئلا تاکید می‌کردند و وعده سودهای سرشار را به تجار می‌دادند، این روزها اما ورق برگشته است. 

علی بیگدلی، تحلیلگر مسائل بین‌المللی به سایت «سلام نو» می‌گوید: «من این حرف را در زمان خود آقای احمدی‌نژاد و در میزگردی در صدا و سیما هم گفتم که سرمایه‌گذاری ما در ونزوئلا راه به تاریکی بردن است، چون این کشور از ما فاصله زیادی دارد و نه در حوزه استراتژیک و نه حوزه تاکتیکی سیاست خارجی ایران جایی ندارد.»

او با بیان اینکه آمریکای لاتین حیاط خلوت آمریکاست ادامه داده: «متاسفانه ما در کشوری که حکومتش برآمده از کودتا است با احساساتی غیردیپلماتیک و به دور از خرد سیاسی سرمایه‌گذاری کردیم.»

سید جلال ساداتیان، عضو اسبق نمایندگی ایران در سازمان ملل نیز درباره حمایت ایران از مادورو به ایلنا گفته است: «به هر حال کشور ما روابط گرمی‌ با ونزوئلا داشته و سرمایه‌گذاری‌هایی در این کشور انجام داده است. اکنون به نظر می‌رسد ایران بیشتر به رودربایستی با مادورو مواجه شده است.»

این دیپلمات سابق افزود: «ایران سرمایه‌گذاری‌ها و کمک‌هایی به ونزوئلا کرده و طبیعی است که نگران این سرمایه‌گذاری‌ها و کمک‌ها باشد و اینچنین موضع‌گیری کند.»

 عضو اسبق نمایندگی ایران در سازمان ملل: به هر حال کشور ما روابط گرمی‌ با ونزوئلا داشته و سرمایه‌گذاری‌هایی در این کشور انجام داده است. اکنون به نظر می‌رسد ایران بیشتر به رودربایستی با مادورو مواجه شده است

همیشه پای نفت در میان است

نه‌تنها ایران که روسیه نیز همین شرایط را دارد؛ همانطور که دویچه وله چند روز پیش دلیل حمایت مسکو از دولت قانونی ونزوئلا را سرمایه‌گذاری‌های روسیه در کاراکاس و وضعیتی که ممکن است در بازار نفت در صورت سقوط «مادورو» پیش بیاید، عنوان کرده بود.

اساسا حمایت ترامپ از مخالفان مادورو هم زیر سر همین نفت است؛ چراکه در این صورت شیر نفت به دست او خواهد افتاد؛ هر زمان که بخواهد آن را باز خواهد کرد و هر زمان که بخواهد آن را خواهد بست.

برخی کارشناسان معتقدند که تغییرات ونزوئلا تاثیر چندانی بر ایران نخواهد داشت؛ اما شماری دیگر بر این باورند که ایران دست کم به طور غیرمستقیم از تمام این تحولات متاثر خواهد شد؛ به ویژه که پای نفت نیز وسط باشد. 

از این رو موضع ایران تلاش برای جلوگیری از تغییرات مورد نظر ترامپ در ونزوئلاست. این تلاش‌ها حتی صورت نمادین هم دارند. روز گذشته در خبرها آمده بود که جمعی از دانشجویان بسیجی دانشگاه‌های تهران تابلوی تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال 58 را به سفیر ونزوئلا در ایران اهدا و با تقدیم گل از این کشور بابت اخراج سفر رژیم صهیونیستی تقدیر کرده‌اند.

اما اگر تلاش‌های نمادین و غیرنمادین ایران و روسیه و دیگر متحدان در حمایت از دولت مادورو به نتیجه نرسد، این کشورها باید تدبیر تازه‌ای برای بازگرداندن سرمایه‌های سیاسی و اقتصادی خود از ونزوئلا بیندیشند.