علی فتح‌الله‌زاده، همان مدیری است که همیشه بود. بدون اینکه حتی ذره‌ای تغییر کند. بدون اینکه حتی ذره‌ای جنس شعارهایش را تغییر بدهد. او باز هم مدعی شده که در سال دوم مدیریت، لیونل مسی را به استقلال خواهد آورد! بازیکنی که دستمزدش برای یک فصل به تنهایی چندین برابر بودجه سالانه استقلال است. شاید حرف‌هایی شبیه به این، دو دهه قبل در فوتبال جواب می‌دادند اما حالا دیگر یک نفر باید مدیرعامل استقلال را از این خواب بیدار کند. او اصرار عجیبی دارد که همچنان به طرفداران باشگاه رویا بفروشد. در این عصر اما دیگر هیچ‌کس چنین حرف‌هایی را جدی نمی‌گیرد و برای چنین وعده‌هایی، تره خرد نمی‌کند.

آریا طاری

 

    

سال‌ها می‌روند و می‌آیند، علی فتح‌الله‌زاده مدیرعامل استقلال می‌شود و همان حرف‌های همیشگی را تکرار می‌کند. اینکه حرف‌های یک مدیر و جنس وعده‌های او با وجود متفاوت‌شدن تقریبا همه چیز، هنوز تغییر نمی‌کنند، اصلا نشانه خوبی نیست. فتح‌الله‌زاده انگار هنوز در دهه 70 به سر می‌برد. هنوز می‌خواهد هوادارها را با وعده‌های بزرگ و عجیب سرگرم کند و هنوز می‌خواهد بمب بترکاند و تیتر یک خبرها باشد. آمدن لیونل مسی به استقلال، چیزی ماقبل یک شوخی است. این بازیکن همین حالا پیشنهاد تمدید با پی‌اس‌جی را روی میز دارد، بارسلونایی‌ها در رویای بازگرداندن او هستند و اگر هم تصمیم به ترک اروپا بگیرد، دیوید بکام در اینتر میامی برای او و خانواده‌اش فرش قرمز پهن می‌کند. در چنین شرایطی، صحبت از آمدن او به استقلال، یک شوخی بی‌اساس است. اصلا مگر هواداران استقلال از مدیر باشگاه مسی را خواسته‌اند؟ فتح‌الله‌زاده همین که هنر کند و بدهی‌های سنگین باشگاه را بپردازد، برای هواداران این تیم کافی خواهد بود. هیچ‌کس نمی‌خواهد او ماموریت جذب مسی را برعهده بگیرد. همین که این مدیر نهایتا یک هافبک خلاق مثل علی کریمی را جذب کند، برای تیمش کافی خواهد بود. آخرین قهرمانی استقلال در لیگ برتر، در حالی به دست آمد که این باشگاه از همیشه کم‌ستاره‌تر بود. آ‌نها در فصل گذشته به معنای واقعی کلمه یک تیم شدند و نتیجه‌اش را هم گرفتند. وزارت ورزش اما برای انتخاب مدیر، چنین چیزهایی را در نظر نمی‌گیرد. آنها دوباره به سراغ مردی رفته‌اند که عادت دارد بدهی روی بدهی بگذارد. که به هر قیمتی ستاره جذب کند و تیم‌های شلوغ بسازد. کسی که عادت دارد وعده‌های بزرگ و نشدنی بدهد و همه را با این وعده‌ها سرگرم کند. اینجا باشگاه استقلال است آقای مدیر! اینجا کلوب کمدی نیست. اینجا سالن نمایش نیست. این شوخی‌ها را کنار بگذارید و روی تیم‌تان متمرکز شوید. تیمی که همین حالا هزار و یک مشکل ریز و درشت دارد. با این تیم، مثل سیرک برخورد نکنید آقای مدیر.

فتح‌الله‌زاده انگار هنوز در دهه 70 به سر می‌برد. هنوز می‌خواهد هوادارها را با وعده‌های بزرگ و عجیب سرگرم کند و هنوز می‌خواهد بمب بترکاند و تیتر یک خبرها باشد

مدیریت استقلال با فتح‌الله‌زاده هم به مسیر منطق برنمی‌گردد. این حقیقت دیگر مثل روز روشن به نظر می‌رسد. اساسا این باشگاه سه دسته مدیرعامل داشته است. مردانی شیفته شهرت مثل احمد مددی و امیرحسین فتحی که اساسا هیچ قدمی برای استقلال برنداشتند و حتی در گرفتن یک زمین تمرین برای باشگاه ناکام بودند. مردانی شیفته شعار مثل علی فتح‌الله‌زاده که یک عمر با چک‌های شخصی‌شان حاشیه ساختند و همیشه تیم‌های شلوغی برای استقلال به وجود آوردند. دسته سوم هم مدیران رادیکالی بودند که عادت داشتند از آن طرف بوم بیفتند. مردانی مثل سردار آجورلو که با «حکم جهاد» به استقلال آمدند و قصد داشتند حق استقلال را بگیرند اما در واقعیت با زمین و زمان دعوا داشتند و شیوه گرفتن حق را به کار بردن «زور» می‌دانستند! این مدیران هم هیچ کمکی به استقلال نکردند. آجورلو همان مدیری بود که در تابستان با سلام و صلوت قرارداد ارسلان مطهری را تمدید کرد و در کنار او عکس یادگاری گرفت اما وقتی فهمید که فهرست تیمش پر شده، خواهان فسخ قرارداد این بازیکن شد و وقتی نتوانست، کاوه رضایی را دودستی به باشگاه تراکتور تقدیم کرد! این خلاصه و چکیده مدیریت در فوتبال ایران است. در این فوتبال، باید هم افرادی مثل فتح‌الله‌زاده روی کار بیایند. در این فوتبال، باید هم افرادی مثل فتح‌الله‌زاده وعده جذب لیونل مسی را بدهند و رویا بفروشند. همه این مدیران کدام کار مثبت را برای تیم انجام داده‌اند؟ آیا بدهی‌های استقلال به حداقل رسیده است؟ آیا مساله حق پخش حل شده است؟ آیا مجوز حرفه‌ای باشگاه صادر شده است؟ این مدیرها فقط پشت سر هم اوضاع تیم را بدتر کرده‌اند.

اصرار وزارت ورزش به درک نکردن شرایط دو باشگاه بزرگ فوتبال ایران، این دو تیم را به قهقرا می‌کشاند. پیام انتخاب چهره‌ای مثل فتح‌‌الله‌زاده روشن است. وزارت برنامه مدونی برای دو باشگاه ندارد و مقابل واگذاری آنها نیز مقاومت به خرج می‌دهد. با حضور مدیری مثل فتح‌الله‌زاده، بوی بهبود از اوضاع استقلال شنیده نخواهد شد. فقط بوی وعده‌های سوخته‌ای مثل جذب مسی به گوش می‌رسد. شما حتی بدل مسی را هم نمی‌توانید جذب کنید آقای مدیرعامل. کمی از این خواب بیدار شوید و واقعیت‌های استقلال را ببینید. کمی از رویا فاصله بگیرید و هوادارها را در معرض سراب‌های متوالی قرار ندهید.