معلوم نیست بازی تکراری فدراسیون‎نشینان با اسم جواد نکونام چه زمانی به پایان می‌رسد. او قصد ندارد به تیم ملی برود و باشگاه فولاد هم قصد ندارد مجوز این کار را صادر کند. با این حال رییس فدراسیون هر بار اسم این مربی را می‌آورد و یک شکست دیگر برای خودش رقم می‌زند. آیا فدراسیون واقعا دغدغه دیگری برای تیم ملی ندارد؟ آیا آنها نمی‌خواهند وقت و انرژی‎شان را صرف پرونده دیگری کنند که حداقل جواب بدهد و پایانی نامشخص نداشته باشد؟

 آریا   طاری

 

    

رفتار فدراسیون فوتبال در پرونده جذب نکونام برای دستیاری تیم ملی، رفتاری آماتورگونه و کاملا مغایر با اصول حرفه‌ای فوتبال است. فدراسیونی‌ها بدون اطلاع دادن به باشگاه فولاد، با نکو مذاکره کردند و حتی بدون اطلاع تیم تحت قرارداد با این مربی، جلسه‌ای بین او و کی‌روش برگزار شد. این جلسه به سرانجام نرسید و جواد در نهایت به فدراسیون پاسخ منفی داد تا در فولاد بماند.

حالا رییس فدراسیون فوتبال در یک اقدام باورنکردنی در یک برنامه زنده تلویزیونی، از پیوستن نکو به تیم ملی تا پایان جام جهانی گفته است. آن هم در حالی که روح مدیران فولاد از چنین ماجرایی خبر نداشته و آنها در واکنشی تند، تاکید کرده‌اند که به هیچ وجه اجازه جدایی سرمربی‌شان را صادر نمی‌کنند. رفتن نکونام به تیم ملی-حتی اگر تصمیم خوبی بود- با این روند کاملا غلط به نظر می‌رسید. مگر می‌توان بدون اطلاع و رضایت یک باشگاه، این‌چنین مربی‌اش را برای یک پست دیگر انتخاب کرد؟

مگر می‌توان بدون فسخ قرارداد قبلی، قرارداد جدیدی مقابل این مربی گذاشت؟ فدراسیون می‌خواهد به هر قیمتی یک مربی ایرانی را در کنار کی‌روش روی نیمکت قرار بدهد. دلیل این اتفاق هم روشن است.

آنها قصد دارند با این کار، برای آن مربی ایرانی رزومه بسازند و او را بعد از کی‌روش سرمربی تیم ملی کنند. خود کی‌روش هم به هیچ قیمتی زیر بار استفاده از یک مربی ایرانی دیگر نمی‌‎رود. او اساسا از جذب مربیان ایرانی استقبال نمی‌کند و شاید دلیل پافشاری‌اش برای جذب نکو نیز اطلاع از وضعیت این مربی در باشگاه فولاد باشد. این ماجرا چندان هم پیچیده نیست.

فدراسیون به سراغ نکو رفته و با جواب منفی او و باشگاه فولاد روبه‌رو شده است. با این حال چه اصراری وجود دارد که هر بار نام این مربی در اطراف تیم ملی مطرح شود؟ چرا مهدی تاج باید به خودش اجازه بدهد که به همین سادگی و به صورت کاملا یک‌طرفه، نام این مربی را به عنوان مربی جدید تیم ملی در یک برنامه تلویزیونی مطرح کند؟ این روند از همان شروع تا امروز، همواره اشتباه و نادرست بوده است. روندی که هم شأن تیم ملی را زیر سوال می‌برد و هم اقتدار باشگاه‌ها را

لگدمال می‌کند.

اما سوال مهم‌تری هم در این مورد وجود دارد. آیا جواد به لحاظ فنی انتخاب مناسبی برای تیم ملی خواهد بود؟ شاید اگر کی‌روش همین امروز سرمربی تیم ملی می‌شد، نکو می‌توانست در انتخاب فهرست نهایی به او کمک کند. چراکه این مربی از مدت‌ها قبل لیگ را زیر نظر داشته است. با این حال همه می‌دانند که کی‌روش از ماه‌ها قبل پیشنهاد کار در تیم ملی را دریافت کرده بود و بازیکنان را زیر نظر داشت.

فدراسیون به سراغ نکو رفته و با جواب منفی او و باشگاه فولاد روبه‌رو شده است. با این حال چه اصراری وجود دارد که هر بار نام این مربی در اطراف تیم ملی مطرح شود؟

او تیم ملی را به اردوی اتریش برده، دو دیدار دوستانه برگزار کرده، سه اردوی ارزیابی فنی در داخل ایران داشته و حتی فهرست اولیه بازیکنانش را به فیفا داده است. پس کمک نکو در انتخاب فهرست، منتفی به نظر می‌رسد. در بعد فنی و برای تصمیم‌های کلیدی نیز، کی‌روش اساسا طرفدار کمک گرفتن از کمک‌هایش نیست.

او قبلا هم با انتخاب طولانی‌مدت مارکار آقاجانیان، نشان داده بود که دوست ندارد روی مربی ایرانی حساب ویژه‌ای باز کند. در نتیجه حضور جواد به لحاظ فنی تاثیری برای تیم ملی نخواهد داشت. شاید برای خود این مربی، این تجربه جذابی باشد.

با این حال، نکو با فضای جام جهانی غریبه نیست و دو بار به عنوان بازیکن به این تورنمنت رفته است. جواد مسیر مربیگری را به صورت تدریجی طی کرده و حالا نفر اول نیمکت فولاد است. شاید خود او از بازگشت به جایگاه نفر دوم استقبال نکند.  او در فولاد یک پروژه طولانی و یک جاه‌طلبی قابل توجه را در ذهن دارد و نمی‌خواهد از این باشگاه جدا شود. حضور موقت در تیم ملی هم فقط برنامه‌های آماده‌سازی او برای فولاد را دچار

مشکل می‌کند.

فدراسیون فوتبال باید بپذیرد که در این پروژه شکست خورده است. آنها وقتی بازنده شدند که کی‌روش فقط حاضر شد یک مربی ایرانی را در کنار خودش قرار بدهد و آن مربی نیز در لیگ برتر تیم داشت! تیم ملی در شرایط فعلی، نه یک دستیار ایرانی لازم دارد و نه یک مبصر فنی می‌خواهد.

این تیم می‌داند که باید دست به چه کاری بزند و در اردوها نیز نظم کافی دارد. اصرار فدراسیون در چنین شرایطی، فقط نزدیک و نزدیک‌ترین شدن به انتهای کوچه بن‌بست را در پی خواهد داشت.