دومین گل کریستیانو رونالدو به فرانسه، سرانجام او را به رکورد ۱۰۹ گل ملی رساند. رکوردی که پیش از این در تاریخ فوتبال، تنها علی دایی توانسته بود به آن دست پیدا کند. حالا کاپیتان افسانه‌ای تیم ملی پرتغال، فقط به اندازه یک گل با تبدیل شدن به بهترین گل‌زن ملی تمام تاریخ فاصله دارد. همه می‌دانیم که این اتفاق بالاخره رخ می‌دهد و شاید حتی در همین جام ملت‌ها رقم بخورد اما علی دایی، برای همیشه یک چهره اسطوره‌ای در دنیای فوتبال خواهد بود. رسیدن به ۱۰۹ گل ملی، حقیقتا خیره‌کننده است. چراکه خیلی از فوتبالیست‌های بزرگ حتی به رکورد ۱۰۹ بازی ملی برای کشورشان هم نمی‌رسند!

آریا رهنورد

در شروع یورو 2020 کریستیانو رونالدو 104 گل ملی داشت. ماشین گل‌زنی پرتغالی‌ها اما مرحله گروهی این جام را با پنج گل زده پشت سر گذاشت. او حالا مشترکا با علی دایی، بهترین گل‌زن ملی تاریخ فوتبال به شمار می‌رود. بلافاصله پس از گل دوم رونالدو به تیم ملی فرانسه، دایی تبدیل به اولین چهره‌ای شد که این موفقیت را به ستاره تیم ملی پرتغال تبریک می‌گوید. شهریار که این سال‌های اخیر به خوبی با کارکرد شبکه‌های اجتماعی آشنا شد، به سرعت برای کریس پیام تبریک فرستاد و رونالدو نیز پاسخ جالبی به این پیام مهربانانه داد. علی دایی، بدون تردید یکی از بزرگ‌ترین فوتبالیست‌های قاره آسیا به شمار می‌رود اما دستاوردهای او، حتی از سطح این قاره هم فراتر هستند. او به نسبت بسیاری از ستاره‌ها، خیلی دیر به پیراهن تیم ملی رسید اما به یک گل‌زن مهارنشدنی برای این تیم تبدیل شد. بازیکنی که با تمام وجود برای کشورش بازی می‌کند و حتی با سر بانداژ شده یا طحال پاره، دست از تلاش در خط حمله تیم ملی برنمی‌داشت. قرار نیست این دو نفر را به لحاظ فردی با هم مقایسه کنیم. چراکه آنها دو فوتبالیست کاملا متفاوت از دو دوره متفاوت و در دو نقطه کاملا متفاوت از دنیا هستند. با این حال بین این دو ستاره، یک شباهت بزرگ وجود دارد و آن «سختکوشی» و اراده مثال‌زدنی‌شان است. دایی و کریس در نگاه اول، صاحب استعدادهای ذاتی خیره‌کننده نبودند اما با سال‌ها تلاش و سختکوشی، به دو فوتبالیست درخشان تبدیل شدند. آنها در حقیقت بیشتر از هر چیزی، محصول تمرین‌های سخت و مداوم و البته داشتن یک زندگی حرفه‌ای هستند. دایی و کریس بارها در مصاحبه‌های‌شان هم به مسیر دشواری که سپری کرده‌اند اشاره داشته‌اند. مسیری که خیلی از بازیکن‌ها را وادار به کنار کشیدن و تسلیم شدن می‌کند اما این دو نفر را فقط مصمم‌تر کرده است.

گل صد و نهم رونالدو، نام دایی را دوباره به بزرگ‌ترین رسانه‌ها و محافل فوتبال در جهان رساند. کنایه‌آمیز است که در دوران بازی شهریار، این رکورد هیچ‌وقت جدی گرفته نمی‌شد. حالا اما با تاخیر زیادی همه متوجه شده‌اند که دایی، دست به چه کار فوق‌العاده‌ای زده است

فوتبال ملی در جهان، حالا باید برای یک آقای گل جدید آماده باشد. این اتفاق قبلا در فوتسال هم برای ایران رخ داده است. برای چندین سال، وحید شمسایی بهترین گل‌زن ملی فوتسال دنیا بود اما فالکائوی برزیلی در بازگشت به تیم ملی، این رکورد را از آن خودش کرد. با این حال هیچ دلیلی برای حسرت ‌خوردن وجود ندارد. چراکه همه رکوردها در فوتبال یک روز شکسته می‌شوند. اینکه ستاره‌ای در قواره‌های رونالدو رکورد علی دایی را بشکند نه‌تنها دستاوردهای شهریار را زیر سوال نمی‌برد، بلکه به او به اعتبار بیشتری هم می‌بخشد.

چراکه رونالدو یکی از بهترین فوتبالیست‌های تمام تاریخ به شمار می‌رود. بد نیست این را هم بدانیم که شهریار اولین بازی ملی‌اش را در حوالی 24 سالگی انجام داد اما رونالدو در 17 سالگی پیراهن تیم ملی کشورش را به دست آورد. بد نیست به این نکته هم توجه کنیم که دایی در 149 بازی ملی به این رکورد فوق‌العاده رسید و کریستیانو تا امروز 178 بازی برای تیم ملی پرتغال انجام داده است. علی دایی تنها 13 سال در عضویت تیم ملی بود اما دوران حضور رونالدو در تیم ملی پرتغال همین حالا به 18 سال رسیده است. این آمار، ارزش و اهمیت کار شهریار را نشان می‌دهد. حالا هم بهتر است به جای حسرت خوردن، در انتظار روزی باشیم که دوباره یک فوتبالیست ایرانی این رکورد را از کریس پس می‌گیرد. در فوتبال، هیچ چیز غیرممکن نیست.

گل صد و نهم رونالدو، نام دایی را دوباره به بزرگ‌ترین رسانه‌ها و محافل فوتبال در جهان رساند. کنایه‌آمیز است که در دوران بازی شهریار، این رکورد هیچ‌وقت جدی گرفته نمی‌شد. حالا اما با تاخیر زیادی همه متوجه شده‌اند که دایی، دست به چه کار فوق‌العاده‌ای زده است. با این حال جایگاه امروز او در فوتبال، اصلا متناسب با این دستاوردهای بزرگ نیست. علی دایی در چند سال گذشته مربیگری هیچ تیمی را بر عهده نداشته و همه مذاکراتش برای حضور در تیم‌های مختلف به بن بست رسیده‌اند. ظاهرا او منتظر روزی مانده که بتواند هدایت تیم ملی یا پرسپولیس را بر عهده بگیرد اما اگر این اتفاق باز هم بدون آمادگی قبلی رقم بخورد، چیزی جز شکست در انتظار او نخواهد بود. دایی می‌توانست یکی از معتبرترین مدیران فوتبال ایران در فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا باشد. افسوس که هدایت‌ تیم‌هایی مثل نفت تهران و راه آهن را به این اتفاق ترجیح داد!