خبرهایی که این روزها از باشگاه پرسپولیس به گوش می‌رسند، اصلا شبیه خبرهایی نیستند که باید از تیم فینالیست آسیا شنیده شوند. فاصله بین دو جدال نیمه نهایی و فینال لیگ قهرمانان، برای آنها با هراس جدایی ستاره‌ها پر شده و بعید نیست قرمزها همین روزها چند مهره کلیدی را به سادگی از دست بدهند. پرسپولیس باید با تمام قدرت، به استقبال فینال لیگ قهرمانان برود اما روند باشگاه، کاملا معکوس به نظر می‌رسد و شرایط تیم، هر روز بدتر می‌شود. اولین جلسه تمرینی یحیی و تیمش، نشان از نزدیک شدن سرخ‌ها به مرحله فروپاشی دارد.

آریا رهنورد

شادی صعود به فینال آسیا، خیلی زود جایش را به یک نگرانی بزرگ برای پرسپولیسی‌ها داده است. اوضاع باشگاه هر روز نگران‌کننده‌تر می‌شود و معلوم نیست با ادامه این روند، چه سرنوشتی در انتظار پرسپولیسی‌ها خواهد بود. بسیاری از ستاره‌های این تیم، در اولین جلسه تمرینی برای فصل جدید غیبت داشته‌اند. آن هم در شرایطی که خیلی از تیم‌های لیگ برتری، اردوهای تدارکاتی‌شان را از مدت‌ها قبل برگزار کرده‌اند. با این برنامه‌ریزی برای لیگ برتر، پرسپولیس فرصت استراحت ندارد و احتمال رقم خوردن مصدومیت‌های جدی در شروع فصل برای این تیم بسیار بالا به نظر می‌رسد. علاوه بر این، شاهکارهای مدیریتی نیز هر روز جدی‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌شود. شاید کم‌تر تیمی وجود داشته باشد که بتواند 6 امتیاز از پرسپولیس بگیرد اما تیم مدیریتی خود این باشگاه، قطعا قادر است با نادیده گرفتن عواقب پرداخت نشدن دستمزد برانکو، چنین کاری انجام بدهد و این آوار را روی سر باشگاه فرو بیاورد. این همان کاری است که آنها در انجام دادنش، استاد هستند.

اینجا مدیرانی داریم که در شرایط فوق‌العاده تعیین‌کننده بین دو مسابقه حساس، به راحتی با جدایی ستاره‌ها موافقت می‌کنند و تن و بدن هواداران باشگاه را می‌لرزانند. مشکل اینجاست که پیروزی‌ها و شکست‌های تیم، مطلقا هیچ تاثیری در شرایط شغلی این مدیرها ندارند

بهترین اتفاق ممکن برای پرسپولیس می‌توانست این باشد که فینال لیگ قهرمانان آسیا، فقط چند روز بعد از فینال منطقه غرب برگزار شود. در آن مقطع فشرده، پرسپولیس همه چیز داشت و برای رسیدن به موفقیت، کاملا حریص به نظر می‌رسید. به لطف مدل برگزاری رقابت‌ها توسط ای.اف.سی اما، بین نبرد نیمه‌نهایی و فینال، فاصله بسیار زیادی وجود دارد. این فاصله برای پرسپولیس، بی‌نهایت مسموم‌کننده خواهد بود. چراکه در همین چند روز نیز، باشگاه با مشکلات بسیار بزرگی روبه‌رو شده است. قطری‌ها از قرارداد احتمالی بشار رسن با یک باشگاه در لیگ ستارگان قطر خبر داده‌اند، شجاع خلیل‌زاده مسیر جدایی را در پیش گرفته و آقای مدیرعامل، عملا آب پاکی را روی دست او ریخته است. در اولین تمرین تیم، تنها 11 بازیکن شرکت کرده‌اند و یحیی، کاملا از اوضاع باشگاه ناراضی است. حتی احتمال جدایی نفراتی مثل کمال کامیابی‌نیا هم از باشگاه وجود دارد و در مجموع، اوضاع برای قرمزها بسیار ناامیدکننده به نظر می‌رسد. این وسط نباید فراموش کرد که وحید امیری و احسان پهلوان هم از حضور در فینال لیگ قهرمانان محروم هستند و برای بخشش محرومیت طولانی‌مدت عیسی ‌آل‌کثیر، هنوز قدمی برداشته نشده است. در حقیقت این احتمال وجود دارد که ترکیب پرسپولیس در فینال لیگ قهرمانان در مقایسه با ترکیب اصلی این تیم در دیدارهای گذشته، تغییر قابل توجهی داشته باشد. ممکن است قرمزها بدون 6 بازیکن فیکس به دیدار نهایی قدم بگذارند و برای دومین بار، قهرمانی را به رقبا تقدیم کنند. اگر چنین اتفاقی رخ بدهد، تک تک افرادی که این روزها در باشگاه مسئولیت دارند و این‌چنین، ذهن مهره‌های تیم، سرمربی و هوادارها را آشفته کرده‌اند، باید پاسخگوی عملکرد فاجعه‌بارشان باشند.

پس از پیروزی سرخ‌ها روبه‌روی النصر، انواع و اقسام تصاویر در تمسخر مدیر باشگاه عربستانی در فضای فوتبال ایران منتشر شد. جرم این مدیر از نگاه هواداران فوتبال ایران، این بود که در غصه شکست تیمش غرق شد و به تیر دروازه تکیه زد. در ایران، این تصویر را «مضحک» می‌دانستیم، چراکه هرگز شبیه‌اش را در فضای فوتبال خودمان ندیده بودیم. هرگز تماشا نکرده بودیم که یک مدیر، پا به پای تیمش حرص و جوش بخورد. هرگز ندیده بودیم که یک مدیر، این‌چنین سنگینی بار شکست را روی شانه‌های خودش احساس کند و حتی از ستاره‌های تیمش هم، مبهوت‌تر باشد. هرگز ندیده بودیم که یک مدیر فوتبالی، این‌چنین احساس یکی بودن با تیم را به نمایش بگذارد و برای موفقیت تیم، دست به هر کاری بزند. در فوتبال ایران، خبری از این رفتارها نیست. اینجا مدیرانی داریم که در حساس‌ترین برهه‌های ممکن، به جز خراب کردن کار تیم هیچ قدم دیگری برنمی‌دارند. اینجا مدیرانی داریم که در شرایط فوق‌العاده تعیین‌کننده بین دو مسابقه حساس، به راحتی با جدایی ستاره‌ها موافقت می‌کنند و تن و بدن هواداران باشگاه را می‌لرزانند. مشکل اینجاست که پیروزی‌ها و شکست‌های تیم، مطلقا هیچ تاثیری در شرایط شغلی این مدیرها ندارند. بیشتر آنها تنها به خاطر «رفاقت» با وزیر ورزش انتخاب می‌شوند و ظاهرا هر چقدر که ناکام‌تر باشند، جای مستحکم‌تری به دست می‌آورند. اگر تیم هم شکست بخورد، کک‌شان نمی‌گزد و تا امروز، هیچ‌کس حتی یک تصویر «ناراحت» از آنها بعد از باخت‌های باشگاه‌های مختلف، شکار نکرده است. آنها آینه تمام نمای این فوتبال هستند. آینه‌ای که دیگر باید شکسته شود.