راه فرهاد و استقلال، دوباره از هم جدا شده است. او که قبل از دیدار فینال جام حذفی عملا از موقعیتش در این باشگاه کنار کشیده بود، پس از شکست در این مسابقه از همه نفرات تیمش خداحافظی کرد و رسما از اردوی آبی‌ها خارج شد. حالا استقلال بدون سرمربی به کارش ادامه می‌دهد و با نیمکتی بلاتکلیف، آماده حضور در لیگ قهرمانان آسیا می‌شود. فرهاد مجیدی هم از این پس، در معرض انتخاب‌های تازه‌ای قرار می‌گیرد. انتخاب‌هایی که آینده او به عنوان یک مربی جوان و جاه‌طلب را تعیین خواهند کرد.

آریا طاری

هیچ‌کدام از سه تجربه سرمربیگری فرهاد مجیدی، پایان خوشایند و مطلوبی نداشته‌اند. همیشه اوضاع آن‌طور که فرهاد می‌خواسته شروع شده اما آن‌طور که باب میل او بوده، به پایان نرسیده است. مرد محبوب آبی‌ها اواخر فصل گذشته به عنوان سرمربی جدید استقلال جایگزین وینفرد شفر شد. او تا پایان فصل هیچ شکستی را تجربه نکرد و نتایج خوبی به دست آورد اما باشگاه به سراغ آندره‌آ استراماچونی رفت و این مربی را به جای مجیدی به خدمت گرفت. بسیار عجیب به نظر می‌رسد اما این اتفاق، حالا دوباره در حال تکرار شدن است. استقلالی‌ها فرهاد را در اختیار دارند و نتایج این فصل استقلال، نشان می‌دهد که آنها می‌توانند برای آینده روی مجیدی حساب باز کنند اما عملا پروژه عبور از این مربی را کلید زده‌اند تا باز هم با هیجانی زایدالوصف، سراغ استراماچونی را بگیرند. بین این دو تجربه، مجیدی برای مدتی هم سرمربی تیم ملی امید شد اما در این تیم، چاره‌ای بجز استعفا نداشت. چراکه حجم دخالت‌ها در تیم دیگر از حد تحمل او خارج شده بود. داستان فرهاد و مربیگری، داستان عجیبی به نظر می‌رسد. او نشان داده که مایه‌هایی از تبدیل شدن به یک مربی درجه یک را دارد. مجیدی به خوبی جو رختکن را در دست می‌گیرد و در بین مهره‌های خودی، شخصیتی مقبول دارد. سابقه درخشان فوتبال، به این مربی کمک می‌کند تا روی سکوها پذیرفته شود و درک درستی از شرایط و فشارها برای مهره‌های تیمش داشته باشد. با این حال، گاهی مزاحمت‌هایی از سوی دیگران و گاهی رفتارهایی از سوی خود مجیدی، سد راه این مربی می‌شوند. فرهاد به لحاظ فنی، قابلیت‌های زیادی دارد اما از لحاظ رفتاری، هنوز آماده پشت سر گذاشتن بزرگ‌ترین پروژه‌ها نیست. با این حال او دیر یا زود دوباره به نیمکت استقلال و تیم‌های بزرگ دیگر برمی‌گردد. قبل از این اتفاق اما فرهاد باید تغییراتی در خودش به وجود بیاورد. تغییراتی که او را برای تبدیل شدن به یک مربی بزرگ‌تر، آماده کنند.

فرهاد به لحاظ فنی، قابلیت‌های زیادی دارد اما از لحاظ رفتاری، هنوز آماده پشت سر گذاشتن بزرگ‌ترین پروژه‌ها نیست. با این حال او دیر یا زود دوباره به نیمکت استقلال و تیم‌های بزرگ دیگر برمی‌گردد

واکنش‌های احساسی، بزرگ‌ترین مشکل این روزهای فرهاد است. مشکلی که در سال‌های بازی نیز همراه این بازیکن بود. برای تبدیل شدن به یک مربی بزرگ، این واکنش‌های انتحاری، کاملا زهرآلود به نظر می‌رسند. چراکه تمرکز و آمادگی یک مربی را به طور کامل زیر سوال می‌برند. موفق‌ترین نتایج این فصل مجیدی نیز، زمانی به دست آمدند که او ترجیح داده بود سکوت کند و در جنجال‌های رسانه‌ای سهمی نداشته باشد. تا زمانی که سکوت، اصلی‌ترین اولویت مجیدی بود، اوضاع خیلی خوب پیش رفت اما وقتی که «هیس» نشان دادن به دوربین‌ها، استوری‌های جنجالی در اینستاگرام و البته واکنش‌های لحظه‌ای به تحولات باشگاه در دستور کار فرهاد قرار گرفتند، اوضاع به شکل عجیب و ناخوشایندی تغییر کرد. مجیدی دیگر به اندازه گذشته قابل اعتماد به نظر نمی‌رسید و جایگاه او در باشگاه، دیگر چندان مستحکم نبود. فرهاد در این فصل، دستاوردهایی داشت که انکارشان ساده به نظر نمی‌رسد. او برای مدتی با سیستم استراماچونی به کار ادامه داد و پس از مدتی، تغییرات دلخواه خودش را در تیم پیاده کرد. مجیدی از سیستم سه دفاعه استقلال فاصله گرفت و با چهار مدافع، به ماجراجویی در این فصل ادامه داد. او کارهای زیادی را پشت سر گذاشت تا نتایج دلخواهش را به دست بیاورد اما در نهایت، اوضاع آن‌طور که مد نظر او بود، رقم نخورد. بردن یک جام، همه چیزی بود که می‌توانست در دومین حضور روی نیمکت استقلال به فرهاد اعتبار فوق‌العاده‌ای ببخشد اما این اتفاق در نهایت رخ داد. مجیدی، اصلی‌ترین مقصر این ناکامی نبود. چراکه مدیران باشگاه تیم را به طرف بن‌بست هدایت کردند اما خود سرمربی استقلال هم می‌توانست وضعیت مطلوب‌تری برای تیمش به وجود بیاورد و استقلال را روبه‌روی حواشی، مصون کند.

اولین کاری که فرهاد برای آینده شغلی‌اش به آن نیاز دارد، فاصله گرفتن از اینستاگرام است. وقت گذراندن در این فضا، تا امروز چیزی بجز لطمه برای این مربی نداشته است. او باید تمرکز کافی را به دست بیاورد و با فاصله گرفتن از هر چیزی که این تمرکز را از بین می‌برد، در مسیر متفاوتی قرار بگیرد. شاید مجیدی همین حالا هم پیشنهادهایی در لیگ برتر داشته باشد. او می‌تواند خودش را در یک باشگاه کم‌هیاهوتر از استقلال اثبات کند و دوباره به این تیم برگردد. همه از انگیزه‌های مجیدی خبر دارند و همه می‌دانند که پروژه او به عنوان یک سرمربی، در همین نقطه به پایان نمی‌رسد. حتی داستان این مربی و استقلال هم برای همیشه به پایان نرسیده است. این بازگشت اما باید زمانی رقم بخورد که او پخته‌تر، دقیق‌تر و جاه‌طلب‌تر از گذشته باشد.