به نظر می‌رسد درست همان چیزی که امیر قلعه‌نویی را به تیم ملی نزدیک کرده، ممکن است این نیمکت را از او بگیرد. قلعه‌نویی به کمک دوران موفقیت‌آمیز سپاهان، دوباره به روزهای خوب برگشته اما نکته اینجاست که سپاهانی‌ها حاضر نیستند به سادگی او را از دست بدهند و حتی با طرح عجیب سرمربیگری همزمان امیر در تیم ملی و سپاهان کنار بیایند. از شواهد این‌طور پیداست که فدراسیون تصمیمش را گرفته و امیر را به عنوان سرمربی بعدی انتخاب کرده و از حالا به بعد، همه چیز به این مربی و البته باشگاه سپاهان بستگی خواهد داشت.

آریا طاری

تا همین چند ماه قبل، افکار عمومی به هیچ وجه با نشستن یک مربی ایرانی روی نیمکت تیم ملی کنار نمی‌آمدند اما شرایط خاص کشور و بحران‌های مربوط به مربیان خارجی پرسپولیس و استقلال، حالا تا حدودی شرایط را تغییر داده است. تغییر اجباری در ساختار فدراسیون، موجب شد که پرونده جذب مربی خارجی برای جانشینی ویلموتس بسته شود. با پیوستن یحیی به پرسپولیس، یکی از کاندیداهای احتمالی کار در تیم ملی نیز از فهرست گزینه‌ها خارج شد تا انتخاب نهایی میان دایی و قلعه‌نویی صورت بگیرد. به نظر می‌رسد تجربه بیشتر ژنرال نسبت به شهریار و سابقه موفقیت‌های او در لیگ برتر، موجب شده که این مربی در وضعیت بهتری برای نشستن روی نیمکت قرار بگیرد. با این حال، برخلاف علی دایی، امیر یک مربی آزاد نیست و برای ملحق‌ شدن به تیم ملی باید رضایت باشگاه سپاهان را دریافت کند. شاید در یک شرایط عادی، این فرصت نصیب مرد اول نیمکت سپاهان نمی‌شد. چراکه او از لیگ دوازدهم به بعد، هرگز جامی را به دست نیاورده است. با این وجود عملکرد او در سپاهان، قابل دفاع به نظر می‌رسد و به همین خاطر است که باشگاه، نمی‌خواهد این مربی  را به هیچ قیمتی از دست بدهد. حالا قلعه‌نویی در آستانه یکی از مهم‌ترین قمارهای دوران مربیگری‌اش قرار دارد. او در سپاهان یک پروژه مطمئن با احتمال بالای رسیدن به موفقیت دارد. تیم او در زمستان نیز تقویت شده و با یک ترکیب کاملا پرستاره، نیم‌فصل دوم لیگ برتر را آغاز کرده است. ترک سپاهان به مقصد تیم ملی، درست مثل رفتن از یک شهر آرام به شهری است که جنگ در آن جریان دارد. ایران در مرحله پیش‌مقدماتی، نتایج ناامیدکننده‌ای را پشت سر گذاشته و ممکن است حتی شانس صعود به دور نهایی مرحله مقدماتی جام جهانی را نیز از دست بدهد. اگر چنین اتفاقی برای امیر رخ بدهد، او دیگر برای همیشه شانس درخشیدن روی نیمکت تیم ملی را سوزانده است. شرایط تیم ملی، کاملا دشوار به نظر می‌رسد اما وسوسه بازگشت برای جبران شکست 2007، همیشه همراه این مربی بوده است.

ترک سپاهان به مقصد تیم ملی، درست مثل رفتن از یک شهر آرام به شهری است که جنگ در آن جریان دارد. ایران در مرحله پیش‌مقدماتی، نتایج ناامیدکننده‌ای را پشت سر گذاشته و ممکن است حتی شانس صعود به دور نهایی مرحله مقدماتی جام جهانی را نیز از دست بدهد

در طول تاریخ، مربیان دیگری هم بوده‌اند که توانسته‌اند بیشتر از یک مقطع را روی نیمکت تیم ملی سپری کنند. حسین فکری اولین مردی بود که چنین موقعیتی را تجربه کرد اما دوران دوم حضور او در تیم ملی، به شدت کوتاه شد و تنها به اندازه دو مسابقه به طول انجامید. دومین نفر، پرویز دهداری بود. او با تیم، به قهرمانی مسابقات بین‌المللی کوروش رسید اما خیلی زود از این تیم جدا شد. او پس از یک دهه دوباره روی نیمکت تیم ملی نشست و این بار تیم را به رده سوم رقابت‌های جام ملت‌های آسیا رساند. «جلال طالبی» که به عنوان سرمربی تیم ملی در جام جهانی 1998 حاضر شده بود، جایش را به منصور پورحیدری داد اما پس از مدتی دوباره برگشت و با ایران به جام ملت‌های 2000 لبنان رفت و در مرحله یک‌چهارم نهایی، از آن تورنمنت کنار رفت. برانکو ایوانکوویچ نیز در روزهای کار در تیم ملی، برای مدتی فوتبال ایران را ترک کرد و نیمکت به همایون شاهرخی رسید اما دوباره به نیمکت برگشت و این بار طعم صعود به جام جهانی را چشید. عجیب‌ترین بازگشت تاریخ اما متعلق به محمد مایلی‌کهن بود. چهره‌ای که پس از بازگشت به تیم ملی، فقط چند روز هدایت این تیم را بر عهده داشت و به خاطر جنجال‌هایی که ایجاد کرده بود، قبل از برگزاری اولین اردو از کار برکنار شد. همه مربی‌ها چنین فرصتی برای حضور دوباره در تیم ملی پیدا نمی‌کنند و بدون تردید این یک موهبت بزرگ، برای قلعه‌نویی خواهد بود. پاسخ نرم امیرقلعه‌نویی به اظهارات تند جواد نکونام، به وضوح نشان می‌دهد که این مربی نمی‌خواهد در چنین روزهایی یک تنش بزرگ را تجربه کند. او راه مایلی‌کهن را نمی‌رود و به خوبی از شانس حضور دوباره‌اش در تیم ملی محافظت می‌کند. در 12 سال گذشته، این مربی روزهای پرفراز و نشیبی را سپری کرده و حالا دوباره قصد دارد به جایگاهی برگردد که خیلی زود آن را از دست داده بود. او می‌خواهد به تیم ملی برگردد و همه چیز را اصلاح کند اما در این شرایط دشوار، گرفتن چنین تصمیمی اصلا ساده نخواهد بود. چراکه ناکامی بعدی روی نیمکت این تیم، دیگر برای همیشه بین این مربی و تیم ملی فاصله خواهد انداخت.