بازداشت کودکان، خشم و کینه نسبت به نهادهای رسمی را تشدید می‌کند

افزایش بازداشت‌های نوجوانان در جریان اعتراضات دی‌ماه، نه فقط یک مسئله امنیتی، بلکه بحران روانی و اجتماعی قابل‌توجهی را پیش روی جامعه ایران قرار داده است. گزارش‌های اخیر و هشدارهای انجمن علمی روانپزشکان و روانشناسی نشان می‌دهد که این بازداشت‌ها می‌تواند تبعات گسترده‌ای فراتر از نفس بازداشت داشته باشد؛ از اختلالات خواب و اضطراب گرفته تا تغییرات رفتاری بلندمدت و حتی اختلال در رشد اجتماعی. تحلیل روانشناسی نشان می‌دهد که محیط‌های پرتنش و محدود، حتی برای کوتاه‌مدت نیز می‌توانند برخی نوجوانان آرام و همدل را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه یا افسردگی سوق دهند، و نوجوانان دیگر ممکن است با افزایش کینه نسبت به نهادهای رسمی، از مسیر مشارکت اجتماعی فاصله بگیرند. پیامد این وضعیت تنها محدود به کودکان بازداشت‌شده نیست؛ دیده شدن بازداشت همکلاسی‌ها و دوستان در میان جامعه نوجوانان، سطح اضطراب و بی‌اعتمادی اجتماعی را بالا می‌برد و ممکن است احساس ناامنی را در جمع گسترده‌تر افزایش دهد. در سطح جامعه، این تجربه‌ها اگر بدون مداخله و حمایت روانشناسی و حقوقی باقی بماند، می‌تواند نسلی با آسیب‌های روانی عمیق، کاهش انگیزه مشارکت اجتماعی و افزایش رفتارهای پرخطر تولید کند. به این بهانه با دکتر فاطمه قاسم‌زاده، روانشناس و مدرس، پژوهشگر روانشناسی کودکان ونوجوانان گفت‌وگو کردیم تا از زاویه تخصصی‌تر به تحلیل این تبعات و راهکارهای کاهش آسیب بپردازیم.

سعیده علیپور

 

    

همان‌طور که در جریان هستید در اعتراضات اخیر بازداشت‌های نوجوانان و مواجهه آن‌ها با نهادهای رسمی افزایش داشته است. از نظر شما، این تجربه‌ها چه تغییراتی در رفتار و هیجانات نوجوانان ایجاد می‌کند؟

تجربه بالینی من نشان می‌دهد نوجوانان و حتی کودکان، وقتی از خانه‌های خود جدا می‌شوند- چه به دلیل بازداشت کانون اصلاح و تربیت یا مکان‌های مشابه- با مجموعه‌ای از آسیب‌های روانی و رفتاری مواجه می‌شوند. این بچه‌ها نه احساس آرامش دارند و نه امنیت؛ همواره در حالت اضطراب و ترس هستند. دوری از خانواده و محرومیت از محیط‌های امن، مانند مدرسه و جمع دوستان، باعث اختلال در فعالیت‌های روزمره‌شان مثل خواب، تغذیه و 

تمرکز می‌شود.

یعنی می‌توان گفت محرومیت از خانواده و مدرسه به صورت همزمان اثر منفی روی آن‌ها می‌گذارد؟

دقیقاً. مدرسه جایگاهی است که نوجوانان ساعت‌ها در آن می‌گذرانند، دوستان و روابط اجتماعی خود را شکل می‌دهند و بخش زیادی از رشد عاطفی و اجتماعی آن‌ها در آنجا رخ می‌دهد. وقتی از مدرسه محروم می‌شوند، هم فرصت یادگیری از بین می‌رود و هم ارتباط اجتماعی‌شان قطع می‌شود. این محرومیت باعث می‌شود که احساس امنیت و تعلق نداشته باشند. 

تأثیر بازداشت بر کودکان، به شدت بستگی به شرایط محیط بازداشت و شدت عوامل منفی دارد. هرچه این عوامل شدیدتر باشند، آسیب‌ها عمیق‌تر خواهد بود. نوجوانان ممکن است در مواجهه با فشار؛ پرخاشگری، اضطراب شدید، مشکلات خواب و اختلالات رفتاری نشان دهند. حتی ممکن است این تجربه‌ها آثار منفی بر دیگران؛ اعم از خانواده و همسالان داشته باشد

این آسیب‌ها تا چه حد گسترده است؟ فقط روی رفتار یا روی جنبه‌های دیگر هم اثر دارد؟

آسیب‌ها در همه جنبه‌های رشد دیده می‌شود: رشد جسمی، رشد عاطفی، رشد اجتماعی و رشد ذهنی. وقتی بچه‌ها از خانواده دور هستند، حتی تغذیه، نظافت و مراقبت‌های ابتدایی ممکن است ناقص شود. از نظر عاطفی، فقدان حمایت و امنیت باعث اضطراب و بی‌اعتمادی می‌شود. از نظر اجتماعی، ارتباط با همسالان و محیط مدرسه قطع می‌شود و رشد ذهنی و فکری نیز متوقف می‌ماند، زیرا برنامه مشخص یا فعالیتی برای تحریک ذهنی آن‌ها وجود ندارد.

با توجه به این تجربه‌ها، نوجوانانی که این شرایط را تحمل می‌کنند، بعد از بازگشت به زندگی عادی چه تغییرات روانی یا رفتاری ممکن است داشته باشند؟

این تغییرات به شدت بستگی به شرایط محیط بازداشت و شدت عوامل منفی دارد. هرچه این عوامل شدیدتر باشند، آسیب‌ها عمیق‌تر خواهد بود. نوجوانان ممکن است در مواجهه با فشار؛ پرخاشگری، اضطراب شدید، مشکلات خواب و اختلالات رفتاری نشان دهند. حتی ممکن است این تجربه‌ها آثار منفی بر دیگران؛ اعم از خانواده و همسالان داشته باشد.این در حالی است که به دلیل ویژگی‌های روان‌شناختی خاص سن نوجوانی، آن‌ها نسبت به محیط‌های نامناسب حساس‌تر هستند. آسیب‌ها می‌تواند هم برای خودشان و هم برای دیگران بازتاب داشته باشد، به خصوص وقتی با فشار و تنش‌های شدید مواجه می‌شوند.

هرچقدر محیط تنش‌زا و عوامل منفی شدیدتر باشند، آثار روانی و رفتاری شدیدتر می‌شود و ممکن است حتی بعد از پایان بازداشت هم باقی بماند.

اشاره کردید که نوجوانان و کودکان وقتی در این محیط‌های نامناسب نگهداری می‌شوند، شخصیت و رفتارشان ممکن است تغییر کند. می‌توانید درباره این تغییرات دقیق‌تر توضیح بدهید؟

تجربه نشان می‌دهد بعضی از این کودکان که پیش از بازداشت خیلی آرام و کمک‌رسان بودند و اهل خشونت نبودند، بعد از قرار گرفتن در محیط‌های پرتنش و محدود، برخی خصوصیات منفی از خود بروز می‌دهند. برای نوجوانان، که سن حساس‌تری دارند، شدت این آثار بیشتر است. ممکن است بعد از بازگشت، رفتارهای منفی مانند پرخاشگری یا گوشه‌گیری بروز کند، یا افسردگی پیدا کنند. به هر حال، هیچ‌کدام از این بچه‌ها بدون اثر منفی از این محیط‌ها خارج نمی‌شوند و مدت‌ها طول می‌کشد تا این آثار کاهش یابد.

تجربه نشان می‌دهد بعضی از این کودکان که پیش از بازداشت خیلی آرام و کمک‌رسان بودند و اهل خشونت نبودند، بعد از قرار گرفتن در محیط‌های پرتنش و محدود، برخی خصوصیات منفی از خود بروز می‌دهند. برای نوجوانان، که سن حساس‌تری دارند، شدت این آثار بیشتر است. ممکن است بعد از بازگشت، رفتارهای منفی مانند پرخاشگری یا گوشه‌گیری بروز کند، یا افسردگی پیدا کنند. به هر حال، هیچ‌کدام از این بچه‌ها بدون اثر منفی از این محیط‌ها خارج نمی‌شوند و مدت‌ها طول می‌کشد تا این آثار کاهش یابد

اقدام ضروری در این زمینه چیست؟

به نظر من، رسانه‌ها، سازمان‌های غیردولتی، پزشکان و کسانی که با کودکان و نوجوانان کار می‌کنند، باید در اولین قدم تلاش کنند این بچه‌ها را از این وضعیت نجات دهند و به خانواده‌هایشان بازگردانند. این کار می‌تواند حداقل بخشی از آسیب‌ها را کاهش دهد. اگر بچه‌ها مدت طولانی در این محیط‌ها بمانند، امکان دارد یا به افراد انتقام‌گیر و خشن تبدیل شوند، یا به افرادی افسرده و گوشه‌گیر.

یعنی فقط خود بازداشت‌شدگان از محیط بازداشت متأثر نمی‌شوند

خیر، حتی نوجوانانی که بازداشت نشده‌اند اما شاهد این وقایع هستند یا همکلاسی‌ها و دوستانشان در معرض بازداشت‌اند، تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند. شنیدن اخبار این بازداشت‌ها باعث نگرانی و اضطراب آن‌ها می‌شود و می‌تواند خشم و کینه نسبت به نهادهای رسمی را در جامعه تشدید کند.

از نظر شما، برخورد با این گروه سنی چه اهمیتی دارد؟ آیا از لحاظ حقوق بشری و انسانی معنایی دارد که این بازداشت‌ها اتفاق بیافتد؟

برخورد با کودکان و نوجوانان باید با توجه به معیارهای علمی، حقوق بشری و انسانی باشد. ایران هم کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرده است و براساس این قانون، کودکان نباید در این محیط‌ها نگه داشته شوند. آن‌ها باید در خانه‌های خود، در محیطی امن و آرام، با دوستان و در مدرسه باشند. هر قدر مدت زمان نگهداری طولانی‌تر شود، آسیب‌ها عمیق‌تر می‌شوند و بازگرداندن شرایط به حالت عادی دشوارتر خواهد بود.

خانواده‌ها در کاهش این آسیب‌ها چه نقشی دارند؟

خانواده‌ها باید فعال باشند، با مشورت و راهنمایی‌های تخصصی تلاش کنند تا آثار منفی کاهش یابد و تشدید نشود. این بعد قانونی هم دارد و باید در چارچوب قوانین و استانداردهای حقوق کودک پیش بروند. رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران نیز می‌توانند نقش اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی داشته باشند، تا خانواده‌ها بدانند چگونه از کودکان و نوجوانان خود حمایت کنند و خطرات موجود را کاهش دهند.

برخورد با کودکان و نوجوانان باید با توجه به معیارهای علمی، حقوق بشری و انسانی باشد. ایران هم کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرده است و براساس این قانون، کودکان نباید در این محیط‌ها نگه داشته شوند. آن‌ها باید در خانه‌های خود، در محیطی امن و آرام، با دوستان و در مدرسه باشند. هر قدر مدت زمان نگهداری طولانی‌تر شود، آسیب‌ها عمیق‌تر می‌شوند و بازگرداندن شرایط به حالت عادی دشوارتر خواهد بود

به این ترتیب، علاوه بر بعد روان‌شناختی، بعد حقوقی و اطلاع‌رسانی هم مهم است.

دقیقاً، صرفاً نوشتن مقاله کافی نیست. باید گروه‌هایی از حقوقدانان و فعالان حقوق کودک، همراه با روانشناسان و روانپزشکان، این موضوع را پیگیری کنند تا اقدامات لازم برای بازگشت و حمایت از کودکان و نوجوانان انجام شود.

خانم دکتر، اشاره کردید که باید گروه‌هایی از حقوقدانان و روانشناسان به‌صورت مستقیم پیگیری کنند تا بچه‌ها از این وضعیت خارج شوند. لطفاً توضیح بدهید این گروه‌ها دقیقاً چه کارهایی باید انجام دهند؟

به نظر من باید نمایندگانی از انجمن روانشناسی و گروه‌های حقوق کودک انتخاب شوند تا مستقیماً به مراکز مراجعه و اعلام کنند این کودکان به هیچ وجه نباید در این شرایط نگه داشته شوند. الان در فضای مجازی همه باخبرند که از دید روانشناسی و حقوقی این بچه‌ها آسیب می‌بینند، اما کسانی که باید بشنوند، معمولاً این اطلاعات را نمی‌بینند یا اهمیت نمی‌دهند. بنابراین لازم است یک گروه تخصصی اقدام کند، نامه بنویسد، با مسئولان مربوطه صحبت و خطرات موجود را مستقیماً گوشزد کند.

اطلاع‌رسانی مهم است، اما کافی نیست. باید پیگیری مستقیم انجام شود. گروه‌ها می‌توانند از ساختار تشکیلاتی انجمن روانشناسی و دستگاه‌های قضایی استفاده کنند و نمایندگانی بفرستند تا خطرات و آسیب‌ها را به مسئولان منتقل کنند. این کار باعث می‌شود هم مسئولان با واقعیت روبه‌رو شوند و هم اقدامات مؤثر برای کاهش آسیب‌ها آغاز شود.

نوجوانانی که بازداشت نشده‌اند اما شاهد بازداشت دوستان خود هستند یا همکلاسی‌ها و دوستانشان در معرض بازداشت‌اند، تحت تأثیر قرار می‌گیرند. شنیدن اخبار این بازداشت‌ها باعث نگرانی و اضطراب آن‌ها می‌شود و می‌تواند خشم و کینه نسبت به نهادهای رسمی را در جامعه تشدید کند

بحث بعدی، تأثیر مثبت احساس مشارکت اجتماعی روی این نوجوانان است. آیا ممکن است نوجوانانی که در بازداشت هستند، حس کنند کاری مفید انجام داده‌اند و این تاحدی اثر منفی تجربه بازداشتش را کاهش دهد؟

این امکان وجود دارد، اما محدود و وابسته به شرایط است. برخی نوجوانان ممکن است حس کنند با مشارکتشان در مسائل اجتماعی قدمی مثبت برداشته‌اند و برای جامعه کاری کرده‌اند. این می‌تواند تا حدی احساس ارزش و اعتماد به نفس ایجاد کند. اما در شرایط فعلی، وقتی محیط بازداشت نامناسب و پرخطر است، این حس غالباً تحت تأثیر تجربه منفی قرار می‌گیرد. بدون حمایت خانواده، وکیل یا روانشناس که این پیام را به صورت حضوری منتقل کنند، بچه‌ها معمولاً متوجه نمی‌شوند که اقدامشان ارزشمند بوده است و بیشتر تحت تأثیر رفتارها و شرایط منفی قرار می‌گیرند.

اگر کودکان و نوجوانان برای مدت طولانی در بازداشت و زندان بمانند، امکان دارد یا به افراد انتقام‌گیر و خشن تبدیل شوند، یا به افرادی افسرده و گوشه‌گیر

 اگر بخواهید یک هشدار حرفه‌ای و غیرسیاسی به تصمیم‌گیران بدهید، چه خواهید گفت؟

کودکان و نوجوانان با بزرگسالان متفاوت هستند و هرگونه محیط منفی، چه ناشی از جنگ، اختلافات خانوادگی یا بازداشت باشد، آسیب شدیدی به آن‌ها می‌رساند. این نسل سرمایه‌های آینده جامعه هستند و تجربه‌های بزرگسالان را ندارند. بنابراین باید به‌سرعت از محیط منفی خارج شود و به خانواده‌های خود بازگردند. در واقع می‌توان گفت یک اصل جهانی وجود دارد: هیچ کودکی نباید در این شرایط نگه داشته و آزار داده شود.