نهال فرخی 

ژنو دوباره شبیه همان شهرِ قدیمیِ مذاکرات شده؛ شهری که هوا در آن سرد است اما خبرها داغ می‌رسند. حالا امروز صبح، قرار است دور دوم گفت‌وگوهای ایران و آمریکا با میانجی‌گری عمان برگزار شود؛ گفت‌وگوهایی که هنوز «غیرمستقیم» است، اما نگاه‌ها مستقیم به یک نقطه دوخته شده، سفارت عمان در ژنو.

بعد از ماه‌ها تنش و توقفِ مذاکره در میانه بحران؛ حالا بازگشت دیپلماسی همزمان امید و تردید را با هم حمل می‌کند؛ امید به گشایش، تردید از این که اختلاف‌ها عمیق‌تر از آن است که در یک صبح زمستانی حل شود.

ژنو؛ تغییر صحنه، افزایش وزن لحظه

همه‌چیز از یک تغییرِ صحنه شروع شد؛ از مسقطِ گرم و بسته به ژنوِ سرد و شیشه‌ای. میانجی همان عمان است، قالب همان «پیام‌رسانی میان دو اتاق»؛ اما اروپا، با حافظه برجام و حضور پررنگ نهادهای بین‌المللی، به مذاکره وزن نمادین تازه‌ای می‌دهد. کما این که تهران می‌خواهد نشان دهد که کانال گفت‌وگو را زنده نگه داشته، اما حاضر نیست هزینه این زنده نگه‌داشتن، تبدیل شدن مذاکره به صحنه «اجبار» باشد؛ واشنگتن نیز می‌کوشد از همین تغییر مکان، پیام فشار و ضرب‌الاجل را پررنگ‌تر کند.

اگر طرفین بتوانند حتی یک مسیر مرحله‌ای و قابل راستی‌آزمایی طراحی کنند، نفسِ دیپلماسی تقویت می‌شود و سایه جنگ کمی عقب می‌رود. اگر نتوانند، ژنو به جای آن که نقطه آغاز باشد، به عنوان «فرصت ازدست‌رفته» در حافظه می‌ماند؛ آن هم در شرایطی که تهدیدها، ناوها و بحران‌های انباشته، اجازه نمی‌دهد شکست مذاکره یک خبر ساده باشد

ورود عراقچی با «تیم کامل» 

و پیام به بیرون و درون

سید عباس عراقچی اما یکشنبه‌شب وارد ژنو شد؛ با تیمی که بنا بر روایت رسمی، این بار «کامل» توصیف شده است از سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فنی. 

تاکید بر این ترکیب، فقط یک گزارش اداری نیست؛ نشانه‌ای است که تهران می‌خواهد بحث را از سطح کلیات به سطح چانه‌زنی‌های قابل اجرا ببرد، بدون آن که در زمینِ تهدید بازی کند. عراقچی در موضع‌گیری‌اش همزمان دو پیام را حمل کرد از «ابتکارات واقعی» برای توافقی «عادلانه و متوازن» گفت و خط قرمزش را هم روشن گذاشت که «تسلیم در برابر تهدیدها» در دستور کار نیست.

دیدار عراقچی و گروسی چه می‌گوید؟

اما پیش از آن که سه‌شنبه به گفت‌وگوهای ایران و آمریکا برسد، ژنو یک ایستگاه فنی داشت؛ دیدار عراقچی با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی. 

گروسی بعد از ملاقات، از «مذاکرات فنی عمیق/جامع» سخن گفت؛ عبارتی که در ادبیات آژانس یعنی گفت‌وگو از تعارف عبور کرده و به نقاط حساس نزدیک شده است. 

حضور «متخصصان هسته‌ای» در این جلسه هم همان چیزی را نشان می‌دهد که تهران این روزها تلاش می‌کند برجسته کند: مذاکره اگر قرار است نتیجه بدهد، باید روی زمینِ اجرا بنشیند؛ روی موضوعاتی مثل سازوکار راستی‌آزمایی، محدوده نظارت‌ها، گام‌های فنیِ قابل اندازه‌گیری و چگونگی گزارش‌دهی آژانس.

در چنین شرایطی، آژانس به یک ضلع تعیین‌کننده بدل می‌شود؛ نه به معنای «جایگزینی» آمریکا یا ایران، بلکه به این معنا که هر توافقی؛ حتی یک توافق مرحله‌ای، بدون نقشه فنی و امکان راستی‌آزمایی، دوام نمی‌آورد. از نگاه تهران نیز احتمالا همکاری فنی باید به شکلی پیش برود که هم مسیر توافق را باز کند و هم دستِ طرف مقابل را برای تفسیرهای یک‌طرفه نبندد. از نگاه آژانس، بازگرداندن پرونده به سطحی از شفافیت، شرطِ زنده ماندن هر مسیر دیپلماتیک است.

ژنو روز سه‌شنبه قرار نیست همه پاسخ‌ها را بدهد، اما می‌تواند یک پاسخ کلیدی بدهد که آیا دیپلماسی هنوز گزینه اول است، یا فقط مکثی کوتاه قبل از سناریوی بعدی! اگر طرفین بتوانند حتی یک مسیر مرحله‌ای و قابل راستی‌آزمایی طراحی کنند، نفسِ دیپلماسی تقویت می‌شود و سایه جنگ کمی عقب می‌رود

ژنو زیر سایه خبرهای سخت

همزمان با ورود هیات ایرانی، اما گزارش‌ها و تحلیل‌هایی از سوی رسانه‌های آمریکایی و منابع خبری درباره سناریوهای فشار منتشر شد؛ از جمله گزارش‌هایی درباره آمادگی‌های نظامی و همچنین روایت‌هایی که تهدید را به عنوان «پیوستِ مذاکره» روی میز می‌گذارند.

 خبر رویترز درباره این که ترامپ به نتانیاهو گفته اگر مذاکرات شکست بخورد از حمله اسرائیل به برنامه موشکی ایران حمایت می‌کند، دقیقاً در همین نقطه قرار می‌گیرد یعنی ساختن یک پیش‌فرض برای ژنو که شکستِ مذاکره «هزینه فوری» دارد.

 این همان چیزی است که در تهران ذیل عنوان «دیپلماسی اجبارآمیز» خوانده می‌شود؛ مذاکره‌ای که قرار است تنها راه فرار از سناریوی بعدی معرفی شود.

در کنار این فشار روانی، خبرهای مربوط به حضور و جابه‌جایی نیروهای آمریکا در منطقه نیز به تقویت همان سایه کمک می‌کند؛ نشانه‌ای که در واشنگتن می‌تواند اهرم فشار باشد و در تهران، دلیلِ بیشتر برای تاکید بر بازدارندگیِ و به همین دلیل است که ژنو فقط محل گفت‌وگو نیست؛ محل هم‌زیستی دو زبان است: زبان دیپلماسی و زبان تهدید.

مسقط؛ دور اول چه کرد 

و چرا ژنو سخت‌تر است؟

دور اول مذاکرات در عمان بیش از آن که میدان حل اختلافات باشد، میدان باز کردن قفل بود؛ نشان دادن این که هنوز می‌شود کانال را روشن نگه داشت و هنوز می‌شود بر سر حداقل دستورکار توافق کرد. اما ژنو آزمون سخت‌تری است، چون هرچه جلوتر بروی، کلیات تمام می‌شود و اختلاف‌های واقعی خود را نشان می‌دهد که رفع تحریم تا چه حد واقعی و قابل لمس خواهد بود، و محدودیت‌های هسته‌ای تا کجا می‌تواند برود بدون آن که به روایت «تسلیم» تبدیل شود. پس اگر مسقط درِ اتاق را باز کرد، ژنو قرار است معلوم کند داخل اتاق، اصلاً صندلی مشترکی وجود دارد یا نه.

نقش آژانس در روز مذاکره؛

 از فنی تا سیاسی

سه‌شنبه صبح در ژنو، مذاکره احتمالاً با یک سوال محوری شروع می‌شود؛ سوالی که از دل همه مواضع بیرون می‌زند که آیا طرفین می‌توانند «چارچوب» را آن‌قدر روشن کنند که بعداً بتوان روی آن عدد گذاشت؟

یا اختلاف بر سر فلسفه توافق(حق غنی‌سازی، دامنه رفع تحریم، و تلاش آمریکا برای افزودن پیوست‌های غیرهسته‌ای)از همان ابتدا راه را می‌بندد؟ تجربه سال‌های گذشته نشان داده وقتی چارچوب مبهم باشد، جزئیات نه‌تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه بحران را ریزتر و فرساینده‌تر می‌کند.

دیدار عراقچی و گروسی به همین دلیل فقط یک ملاقات تشریفاتی نیست؛ نوعی تلاش برای کم کردن اصطکاک فنی پیش از آن که اصطکاک سیاسی بالا بگیرد.  آژانس به‌طور طبیعی در هر توافق احتمالی باید نقش راستی‌آزمایی را ایفا کند و همین نقش، آن را ناگزیر وارد میدان سیاست هم می‌کند؛ چون گزارش‌های فنی آژانس در غرب «مبنای تصمیم» می‌شود و در ایران «مبنای داوری درباره انصاف توافق». 

اگر سه‌شنبه قرار باشد از ژنو علامتی بیرون بیاید، یکی از علامت‌ها همین خواهد بود که آیا مسیر فنی به اندازه‌ای هموار شده که سیاست بتواند روی آن حرکت کند؟

چرا  اختلاف فقط عدد نیست؟

اما سیاست در خلأ اتفاق نمی‌افتد. خبرهای امنیتی و نظامی فضای ژنو را مثل یک صدای پس‌زمینه دنبال می‌کند. در کنار آن، تهدیدهای مرتبط با سناریوی اقدام اسرائیل علیه توان موشکی ایران هم به یک «پیوست روانی» تبدیل شده است؛ پیوستی که می‌خواهد هزینه «نه گفتن» را بالا ببرد. از نگاه تهران، چنین فشاری مذاکره را دشوارتر می‌کند، چون هر امتیاز دادن، زیر نورافکن «تهدیدپذیری» دیده می‌شود؛ از نگاه واشنگتن، همین فشار می‌تواند ابزارِ تسریع باشد. گره اصلی، صرفاً درصد غنی‌سازی یا تعداد سانتریفیوژها نیست. اختلاف بر سر این است که توافق، قرار است «چه چیزی را تضمین کند؟»

تهران دنبال توافقی است که حقوق هسته‌ای‌اش را در چارچوب ان‌پی‌تی تثبیت کند و رفع تحریم را از حالت نمادین بیرون بیاورد؛ رفع تحریمی که در اقتصاد، نفت، بانک و بیمه حس شود. واشنگتن اما به‌ویژه زیر فشار اسرائیل و فضای سیاسی داخلی شاید به دنبال توافقی است که خطر را «حداکثری» پایین بیاورد

تهران دنبال توافقی است که هم حقوق هسته‌ای‌اش را در چارچوب ان‌پی‌تی تثبیت کند و هم رفع تحریم را از حالت نمادین بیرون بیاورد؛ رفع تحریمی که در اقتصاد، نفت، بانک و بیمه حس شود. واشنگتن اما به‌ویژه زیر فشار اسرائیل و فضای سیاسی داخلی شاید به دنبال توافقی است که خطر را «حداکثری» پایین بیاورد و همین «حداکثری» بودن، آن را به سمت گسترده‌تر کردن دستورکار هل می‌دهد. وقتی دو طرف درباره هدف توافق هم‌وزن نیستند، طبیعی است که رسیدن به عددها هم زمان‌بر شود.

سه مسیر محتمل برای خروجی ژنو

اما اگر ژنو قرار باشد نتیجه بدهد، محتمل‌ترین نتیجه در این مرحله «توافق نهایی بزرگ» نیست، بلکه تعیین مسیر است؛ و مسیر می‌تواند سه شکل کلی داشته باشد.

یک مسیر می‌تواند «نقشه راه مرحله‌ای» باشد؛ توافق بر سر گام‌های محدود و قابل سنجش در برابر گشایش محدود و قابل لمس. چنین مدلی می‌تواند برای هر دو طرف یک پیروزی کوتاه‌مدت بسازد و ایران بگوید حق‌اش حفظ شده و بخشی از فشار شکسته، آمریکا بگوید خطر فوری مهار شده و مسیر راستی‌آزمایی فعال است.

این سناریو زمانی قوت می‌گیرد که هر دو طرف بخواهند از لبه تنش فاصله بگیرند، بدون آنکه مجبور شوند همه اختلافات را همان روز حل کنند.

مسیر دوم، ادامه گفت‌وگو بدون خروجی روشن است؛ همان فرمول آشنایی که معمولاً با جمله‌های کلی توصیف می‌شود. این مسیر در کوتاه‌مدت کم‌هزینه به نظر می‌رسد، چون نه توافقی امضا می‌شود که بعدها زیر ضرب داخلی برود، نه شکستی اعلام می‌شود که بلافاصله به تشدید تنش بینجامد. اما خطرش این است که در فضای تهدید و آرایش نظامی، «بی‌نتیجه ماندن» می‌تواند خودش به‌عنوان شکست تفسیر شود و دست جریان‌های تندرو را بازتر کند.

مسیر سوم، بن‌بست سریع است؛ سناریویی که در آن اصرار آمریکا بر خواسته‌های حداکثری یا تلاش برای وارد کردن موشک به متن، با خط قرمزهای تهران برخورد کند و مذاکره از ابتدا قفل شود. در این حالت، فشار اقتصادی و امنیتی تشدید می‌شود و احتمال خطای محاسبه بالا می‌رود؛ خطایی که در منطقه‌ای با تجربه بحران‌های پی‌درپی، می‌تواند خیلی زود از کنترل خارج شود.

در پسِ همه این سناریوها، یک نکته تعیین‌کننده وجود دارد و آن تصمیم در تهران است. اشاره سخنگوی وزارت خارجه به «چارچوب‌های نهادهای بالادستی»، و همزمان پررنگ شدن نقش لاریجانی، به طرف مقابل می‌گوید مذاکره‌کننده ایرانی تنها نیست و اگر به نقطه‌ای برسد که قابل دفاع باشد، امکان تثبیت آن در ساختار تصمیم‌گیری هم بیشتر است. این برای دوام توافق مهم است، چون توافقی که پشتوانه نهادی نداشته باشد، یا در داخل فرسوده می‌شود یا در بیرون بی‌اعتبار.

ژنو، آزمونِ امکان نه قطعیت

ژنو روز سه‌شنبه قرار نیست همه پاسخ‌ها را بدهد، اما می‌تواند یک پاسخ کلیدی بدهد که آیا دیپلماسی هنوز گزینه اول است، یا فقط مکثی کوتاه قبل از سناریوی بعدی!

اگر طرفین بتوانند حتی یک مسیر مرحله‌ای و قابل راستی‌آزمایی طراحی کنند، نفسِ دیپلماسی تقویت می‌شود و سایه جنگ کمی عقب می‌رود. اگر نتوانند، ژنو به جای آن که نقطه آغاز باشد، به عنوان «فرصت ازدست‌رفته» در حافظه می‌ماند؛ آن هم در شرایطی که تهدیدها، ناوها و بحران‌های انباشته، اجازه نمی‌دهد شکست مذاکره یک خبر ساده باشد.

سه‌شنبه صبح در ژنو، دیپلماسی دوباره امتحان می‌دهد؛ امتحانی که نتیجه‌اش نه فقط در اتاق‌های سفارت عمان، بلکه در قیمت ریسک منطقه، در ضربان اقتصاد و در نفسِ امیدِ عمومی معنا پیدا می‌کند.