غرویان:
گفتاردرمانی دیگر اثر ندارد؛ مردم اقدام عملی میخواهند
یک استاد حوزه با اشاره به اینکه تغییرات بزرگ دیر هم شده است، گفت: تغییرات بزرگ باید در رویکردها باشد؛ در صدا و سیما، در سیاست خارجی، در همین مسئله تعامل با جهان و در سیاستهای کلان و تحولات کلان ولی دیگر گفتاردرمانی بر مردم اثری ندارد. اقدام عملی میخواهند ببینند.
محسن غرویان در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب هستیم، و باتوجه به اینکه مردم هم در شکلگیری این انقلاب نقش مؤثر داشتند، چه عواملی باعث شده که امروز، بعد از گذشت چهلوهفت الی هشت سال از پیروزی انقلاب، شاهد شکاف بین مردم و حاکمیت باشیم، گفت: نکته مهم به نظر من این است که ما با افکار عمومی فاصله پیدا کردهایم. خواستههای اکثریت ملت مورد توجه قرار نگرفته، و مثلاً در صلاحیتسنجیها و رد صلاحیتها، آنچه که افکار عمومی اقتضا میکرده مورد قبول در شورای نگهبان واقع نشده است، و این مسئله، مسئلهی مهمی است.
باید تنشهایمان را با دنیا کم کنیم
یک جناح خاص همچنان بر آتش تنشهای بینالمللی میدمد
وی ادامه داد: مسائل دیگری که نظر اکثریت مردم برآن بوده، مثلاً در دیپلماسی خارجی این بوده که ما باید تنشهایمان را با دنیا کم کنیم. ولی یک جناح خاص همچنان بر آتش تنشهای بینالمللی میدمد و میخواهند این روابط ما را با جهان و دنیای امروز، روابطی سخت و تنگ و تیره کنند. و اینها خلاف خواست ملت است.
آقازادگی خودش یک مسئلهی بحرانآفرین است
این استاد حوزه گفت: یک جامعهشناس از بیرون که نگاه میکند، میبیند که بین خواستههای حاکمیت و سیاستهای حاکمیت با خواستههای مردم، فاصلهای وجود دارد. به نظرم باید به خواستههای مردم توجه بیشتری شود و اعتراضات مردم شنیده شود، و اقدام عملی صورت بگیرد. جلوی اختلاسها گرفته شود، برخی تخلفها صورت میگیرد و مردم توقع دارند که قوه قضاییه سریع به آنها رسیدگی کند. آقازادگی خودش مسئلهای بحرانآفرین است، و رانتخواری، تبعیضها، اینها مردم را به هر حال خسته و مردم را ناراضی کردهاست.
غرویان گفت: منشأ فساد در نظام حاکمیتی و نظام اداری باید شناخته شود، و البته همهی آقایان این حرفها را میزنند، ولی دیگر گفتاردرمانی بر مردم اثری ندارد. اقدام عملی میخواهند ببینند، همین مسئلهی مهم اقتصاد، به هر حال رفاه، تورم، اینها مسائل مهمی است و با اینکه رهبری چند سال است شعارهای سال را شعارهای اقتصادی انتخاب میکنند، ولی آنچنانی که باید و شاید مورد اقدام قرار نمیگیرد، و سفرههای مردم کوچک میشود، قیمتها افزایش پیدا میکند، تورم زیاد میشود، پول ملی ارزشش کم میشود، قدرت خرید مردم کاهش مییابد.
وی ادامه داد: این موارد به مرور زمان انباشته میشود و متأسفانه منجر به حوادثی مثل حوادث اخیر میشود. اینها، به نظر من، باید مورد توجه بیشتر حاکمیت قرار گیرد؛ یعنی حاکمیت باید به حرفهای مردم، نظرات مردم، و نظرات کارشناسان هر رشتهای توجه داشته باشد، و نباید یک جناح خاص اهداف خودش، افکار، و اندیشههای خودش را مسلط و به دیگران تحمیل کند. این استاد حوزه درباره اینکه در ابتدای انقلاب یکسری شعارهایی داده میشد که بر اساس آن شعارها هم انقلاب صورت گرفت. فکر میکنید از سال ۵۷ تاکنون، چقدر این شعارها عملیاتی شده، و چه عواملی باعث شده که ما از آنها دور شویم؟ شما به برخی از رویکردهایی که باعث شده در این سالها در واقع این فاصله بین مردم و حاکمیت ایجاد بشود اشاره کردید، ولی به نظر شما چقدر به آن شعارهای اول انقلاب عمل شده، گفت: این شعارها، شعارهای مختلفی هستند؛ بعضی شعارها سیاسیاند، بعضی شعارها اقتصادی، و برخی شعارها با رنگ و بوهای دینی و مذهبی در ابتدای انقلاب بودهاند. غرویان با اشاره به شعارهای ابتدای انقلاب گفت: به طور مثال یکی از شعارها «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود. ولی الان ما میبینیم که «نه غربی» ش را خیلی محکم گرفتهاند، ولی «نه شرقی» ش انجام نشد. یعنی کشور ما روابطش با شرق، با چین و روسیه، خیلی محکم است، اما در عوض این همه ما خودمان را با غرب درگیر کردهایم.
این همه غربستیزی منطق ندارد
وی ادامه داد: به یکسری تفکراتی در ایران میدان داده شده که غربستیزی بیخود دارند. یعنی معتقدم این همه غربستیزی منطق ندارد. چرا ما مثلاً باید با غرب اینقدر در ستیز باشیم، در حالیکه با شرق، مثلاً با چین و روسیه اختلاف ایدئولوژیک داریم، ولی اینها نادیده گرفته شده است، اما در مقابل، با غرب در ستیز قرار گرفتهایم. آن شعارهایی که اول انقلاب داده میشد، الان میبینیم که محقق نشده است. آن استقلال حقیقی که ما میگفتیم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، آن استقلال صددرصد حاصل نشده و نمونهاش هم این است که عرض کردم، به هر حال باید یک تعادلی، برقرار باشد.
دیدگاه تان را بنویسید