جنگ بهانه‌ای برای افزایش قیمت مواداولیه شده است

عضو هیات مدیره انجمن صنایع همگن قطعه ‌سازان ایران، با اشاره به شرایط حاکم بر بخش تولید، اظهار کرد: تولید در وضعیت بلاتکلیفی قرار گرفته است. اگر بخواهیم تصویری از این شرایط ارائه دهیم، باید گفت تولیدکننده میان دو تیغه یک قیچی گرفتار شده است؛ یک تیغه، ورودی‌های کارخانه و هزینه تأمین مواد اولیه و نهاده‌های تولید است و تیغه دیگر، وصول مطالبات حاصل از فروش محصولات، فشار این قیچی نیز روزبه‌روز بیشتر می‌شود و تولیدکننده و کارفرما را در تنگنای جدی قرار می‌دهد.

محمود نجفی سهمی در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز، با تأکید بر اینکه نابسامانی در دو سوی این چرخه دیده می‌شود، بیان کرد: از یک سو، در قیمت‌گذاری و تأمین ورودی کارخانه‌ها بی‌ثباتی و آشفتگی وجود دارد و از سوی دیگر، تولیدکنندگان برای دریافت مطالبات خود با مشکلات فراوان مواجه هستند. این وضعیت تنها مختص خودروسازان نیست و بازار قطعات یدکی نیز دقیقا با همین الگو عمل می‌کند. فعالان بازار یدکی قطعات را به‌صورت نقدی عرضه می‌کنند، اما هنگام خرید از تولیدکننده، چک‌های سه‌ماهه ارائه می‌دهند و حتی در برخی موارد، چک متعلق به خودشان نیست. گاهی نیز اعلام می‌کنند پس از فروش کالا به مشتری نهایی، خریدار باید وجه را مستقیم به حساب تولیدکننده واریز کند. در چنین شرایطی، فشار سنگینی بر دوش قطعه‌سازان قرار گرفته است.

این فعال تولیدی با اشاره به اینکه بخشی از این وضعیت به رفتار فعالان همین صنعت بازمی‌گردد، تصریح کرد: رقابت برای افزایش سهم بازار، چه در ارتباط با خودروسازان و چه میان تولیدکنندگان به شکلی پیش رفته که زمینه سوءاستفاده برخی بازیگران را فراهم کرده است. خودروسازان از این شرایط بهره می‌برند و بازار یدکی نیز با استناد به همین رفتار، پرداخت‌های خود را به تعویق می‌اندازد. خودروساز محصولات خود را به‌صورت نقدی یا پیش‌فروش عرضه می‌کند؛ بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که چرا قطعه‌سازان باید هزاران میلیارد تومان از خودروسازان طلبکار باشند. بازار یدکی نیز همین منطق را به کار گرفته است و می‌گوید وقتی قطعه‌سازان با وجود تأخیرهای طولانی، خطوط تولید خودروسازان را متوقف نمی‌کنند، ضرورتی برای پرداخت نقدی وجود ندارد.

نجفی سهمی با اشاره به مسئولیت‌های سنگین واحدهای تولیدیف عنوان کرد: تولیدکننده با تعهدات متعددی روبه‌روست؛ از پرداخت حقوق کارکنان و ایفای تعهدات مالی گرفته تا حفظ سرمایه‌گذاری‌هایی که طی سال‌ها انجام شده است. کارخانه را نمی‌توان مانند یک واحد صنفی کوچک تعطیل کرد و از زیر بار مسئولیت‌ها کنار رفت. به همین دلیل، فشار واردشده بر واحدهای تولیدی بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور می‌شود. ممکن است خودروساز نیز با مشکلاتی مواجه باشد، اما شدت فشار بر قطعه‌ساز قابل مقایسه با شرایط خودروساز نیست. خودروساز از محل پیش‌فروش، منابع مالی خود را زودتر تأمین می‌کند، اما قطعه‌ساز باید سه، چهار یا حتی پنج ماه در انتظار دریافت مطالبات خود بماند و در بسیاری از موارد، تنها با پیگیری‌های مکرر بتواند بخشی از مطالباتش را وصول کند. بازار یدکی نیز همین مسیر را طی می‌کند و حتی در برخی موارد شرایط آن از خودروسازان هم سخت‌تر است. تولیدکننده در چنین وضعیتی ناچار است هم هزینه‌های جاری را تأمین کند، هم خطوط تولید را فعال نگه دارد و هم پاسخگوی 

تعهدات خود باشد.

او با اشاره به تأثیر تحولات اخیر بر بازار مواد اولیه اظهار کرد: جنگ بهانه‌ای برای افزایش قیمت‌ها شده است. ممکن است برخی صنایع بالادستی با مشکلاتی روبه‌رو شده باشند، اما مسائل کنونی تولید ریشه در این اتفاقات ندارد و سهم این عوامل در مقایسه با مشکلات ساختاری، چندان قابل توجه نیست. افرادی که پیش از این مواد اولیه خریداری کرده‌اند، از شرایط فعلی سود برده‌اند و قیمت‌ها را به بهانه جنگ افزایش داده‌اند. برای مثال، ورقی که پیش‌تر با قیمت هر کیلوگرم ۲۰۰ هزار تومان عرضه می‌شد، اکنون با نرخ ۲۴۰ تا ۲۵۰ هزار تومان به فروش می‌رسد؛ در حالی که افزایش روزانه قیمت‌ها منطقی نیست و تبعات آن مستقیم بر تولید تحمیل می‌شود.