آسیب بازگشایی نامناسب بازار سرمایه، بیش از توقف معاملات است

با وجود اینکه یک ماه از آغاز تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد، اما معاملات سهام در بازار سرمایه متوقف مانده‌اند که دلیل آن هم به وضوح مربوط به تداوم جنگ و حمله نظامی است. پس از تعطیلات نوروز ۱۴۰۵، برخی معاملات بازار سرمایه نظیر صندوق‌های طلا و درآمد ثابت از سر گرفته شد اما با نوساناتی همراه بود. شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، رئیس مرکز نظارت بر صندوق‌های سرمایه‌گذاری اعلام کرد که در مجموع، حدود ۳۶ همت ورود منابع به صندوق‌های درآمد ثابت مبتنی بر صدور و ابطال ثبت شده است. در روز یکشنبه، ۱۱۴ میلیارد تومان پول حقیقی از صندوق‌های درآمد ثابت خارج شد اما پس از تنها یک روز، ۷۲ میلیارد پول حقیقی به این صندوق‌ها بازگشت. هومن عمیدی، کارشناس و تحلیلگر بازارهای مالی، در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»، به وضعیت بازار سرمایه در سال ۱۴۰۵ پرداخته است که مشروح آن تقدیم خوانندگان می‌شود.

رامتین موثق

    

از شنبه 9 اسفند که جنگ میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران آغاز شد، معاملات بازار سهام متوقف شدند و همچنان هم متوقف مانده است. اولا ارزیابی شما از توقف روند معاملات سهام چیست و ثانیا، آیا تعطیلی بلندمدت بازار به اعتماد سهامداران از طریق فریز سرمایه‌ها، آسیبی نمی‌رساند؟

در ابتدا باید بگویم ما در بازار سرمایه در شرایط اطلاعات متقارن و کارایی، معاملات را تعریف می‌کنیم. اگر یک نفر درباره معامله‌ای اطلاعات نداشته باشد، اصلا انجام آن معامله به صرف و صلاح نیست. 

همانطور که میدانیم هر لحظه ممکن است هرکدام از شرکت‌ها دچار مشکلاتی شوند و زیرساخت‌ها آسیب ببیند یا در این جنگ که یکی از اهداف از بین بردن زیرساخت‌ها هست، ممکن است برخی از صنایع آسیب ببینند. به همین دلیل در جهت شفافیت و تقارن اطلاعات و ارزش‌گذاری منصفانه قیمت شرکت‌ها، این توقف کار درستی است.

این روند با آن اصل فریز سرمایه و اعتماد بازار اصلا سنخیتی ندارد زیرا زمانی می‌توانیم به بحث شناور بازار و نقدشوندگی بازار بپردازیم که شرایط عادی باشد اما اکنون واقعا شرایط عادی نیست و آمار تولید و فروش شرکت‌ها را نمی‌دانیم بنابراین هر نوع معامله‌ای بدون اطلاعات واقعی است.

دلیل بعدی برای توقف معاملات سهام اینست که همیشه یک عده فرصت‌طلب وجود دارند که با جو منفی بازارها، در پایین‌ترین قیمت‌ها سهم سهامدار را از چنگش درمی‌آورند. بنابراین باید بازگشایی بازار سهام باید در یک فضای قطعی، آن هم با ارزش‌گذاری مناسب و حفظ سهم ریسک بقیه، اتفاق بیفتد اما اکنون آن فضا را نداریم که بخواهیم به معاملات منصفانه فکر کنیم و تعطیل بودن معاملات در این مقطع مناسب است.

کارشناس بازارهای مالی: این هشدار را به سازمان بورس می‌دهم که اکنون وظیفه بسیار سنگینی دارد؛ یعنی در این روزها که بازار بسته است، آقای صیدی و همکاران نباید اصلا فرصت سر خاراندن هم داشته باشند و باید برنامه بسیار جامع و کاملی تنظیم کنند و برای آن هر مجوزی که می‌خواهند، از هر نهادی بگیرند. در سال ۱۴۰۵ اگر بازگشایی، بدون یک برنامه بسیار وسیع و گسترده باشد، باخت جنگ اقتصادی خواهد بود

از آنجایی که صنایع مهم کشور نظیر فولاد و پتروشیمی مورد تجاوز نظامی قرار گرفتند، آیا این حملات تاثیری بر بازار سرمایه خواهند گذاشت؟

در بازگشایی خود آن نمادها می‌تواند موثر باشد اما در کلیت بازار خیر اگر در یک فضای باثبات بخواهیم بازار را باز کنیم، که شرایط جنگی نباشد و به تعادل رسیده باشد، همه نمادها باید با شفاف‌سازی باز شوند. ممکن است صنعتی وجود داشته باشد که از این مسئله کمترین آسیب را خورده باشد یا اصلا آسیبی ندیده باشد؛ بعضی از صنایع به دلیل نیاز جامعه، مجبور به تولید بیشتر شدند و آمار تولید و فروش بهتری دارند. یا برخی صنایع ممکن است در ساخت زیرساخت‌ها مشارکت داشته باشند و یک پتانسیل برای فعالیت آینده آن‌ها باز خواهد شد. مثلا تامین سیمان برای ساخت زیرساخت‌ها می‌تواند فرصتی برای صنعت سیمان باشد. 

در همین شرایط شاید بیمه‌ها بزرگترین آسیب‌ها را خورده باشند و یا مثلا خدایی نکرده اگر به زیرساخت‌های انرژی ما حمله بیشتری شود، ممکن است نیروگاه‌های ما دچار مشکل شوند و بازگشایی منفی داشته باشند. پس اوضاع بازار، صنعت به صنعت و شرکت به شرکت متفاوت است به این معنی که ممکن است بعضی شرکت‌ها با استقبال مواجه ‌شوند و یا برخی افت کنند.

یکشنبه 16 فروردین 114 میلیارد تومان پول حقیقی از صندوق‌های درآمد ثابت خارج شد اما در روز بعد، یعنی دوشنبه 17 فروردین، 74 میلیارد پول حقیقی به این صندوق‌ها بازگشت. ارزیابی شما از نوسانات صندوق‌های درآمد ثابت چیست؟

این نوسانات طبیعی است زیرا در شرایط جنگی از نیاز نقدینگی مردم آمار درستی نداریم. مثلا اگر نگاه کنیم اکنون وسط ماه است و برخی حقوق نگرفتند و یا به دلیل هزینه‌های عید ممکن است به تامین مالی نیاز داشتند.

ولی یک عده دیگر هم صندوق طلا را فروختند و می‌خواهند پول خود را در درآمد ثابت بگذارند. این شیفت‌ها را زیاد خواهیم داشت و اگر اندازه هرکدام عدد قابل توجهی نباشد، تاثیر آن چندان مهم نیست. برای مثال برخی نمی‌خواهند بیش از این نوسانات قیمت طلا را تحمل کنند و می‌خواهند یک درآمد ثابتی داشته باشد که هر ماه از آن بهره‌مند شود. بنابراین صندوق طلا را می‌فروشند و وارد صندوق درآمد ثابت می‌شوند و برخی هم هستند که قیمت طلا را در این قیمت برای خرید مناسب می‌بینند و بخشی از درآمد ثابت را در صندوق طلا می‌گذارند.

هومن عمیدی در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: هر لحظه ممکن است هرکدام از شرکت‌ها دچار مشکلاتی شوند و زیرساخت‌ها آسیب ببیند یا در این جنگ که یکی از اهداف از بین بردن زیرساخت‌ها هست، ممکن است برخی از صنایع آسیب ببینند. به همین دلیل در جهت شفافیت و تقارن اطلاعات و ارزش‌گذاری منصفانه قیمت شرکت‌ها، توقف معاملات سهام کار درستی است

به همین دلیل این شیفت بین دو بازار اتفاق افتاده است و معمولا بر اساس نوسانات بازار طلا یا نیاز به نقدینگی، ممکن است تداوم داشته باشد ولی عدد آن قابل توجه نیست و ۷۰ میلیارد تومان برای این تعداد فعال در صندوق‌های درآمد ثابت عدد، رقم توجهی نیست.

پیش‌بینی شما از روند بورس در سال 1405 چیست؟

ما همیشه ریسک جنگ را و ریسک ترور نفرات اول نظام و کشور را به عنوان ریسک‌های بزرگ در بازار سرمایه می‌دیدیم. الان این ریسک‌ها بالقوه نیستند بلکه بالفعل شدند و تاثیر خود را بر بازار گذاشته‌اند. بخشی از این ریسک‌ها هم در قیمت‌های قبلی لحاظ شده و اکنون دیگر آن ریسک‌ها را نداریم.

به قولی بالاتر از سیاهی رنگی نیست و اکنون در آن سیاهی هستیم و هر ریسکی که نگران آن بودیم، اتفاق افتاده است و بازار دیگر چیزی برای ترسیدن ندارند. حتی شرکت‌هایی که تقریبا در این مدت رشد نکرده بودند، اگر مسئله خاصی بابت جنگ نداشته باشند، پتانسیل سود خیلی خوبی خواهند داشت.

بورس ۱۴۰۵ یکی از کم‌سابقه‌ترین اتفاقاتی را که در تاریخ سال‌های کشور در بازار سرمایه اتفاق افتاده بوده است، تجربه می‌کند. اگر به تجربه 8 سال جنگ نگاه کنیم، آن موقع بازار سرمایه فعالیتی نداشت یا اگر داشت، آنقدر ارکان فعال آن محدود بودند که بازتابی نداشت. اکنون بازار سرمایه تقریبا یکی از سنگرها و جبهه‌های قابل رصد جهانی است و همانطوری که میبینیم، در جنگ ما مرتب طرفین به ارکان اقتصاد و نقش این جنگ در قیمت پارامترها اشاره می‌کنند. اصلا کار آقای قالیباف این شده است که تحلیل و آنالیز جنگ را روی قیمت نفت و بازار سهام آمریکا و بقیه دنیا لحاظ کند.

به عنوان سوال پایانی، شرایط بازگشایی کامل بازار سرمایه و معاملات سهام چگونه است؟

بدون تردید اگر بازگشایی بازار سرمایه بدون برنامه‌ریزی و حمایت مناسب اتفاق بیفتد، متقابلاً با توجه به قدرت رسانه‌ای طرف مقابل، مورد حمله قرار می‌گیرد و بالعکس، رشد و توسعه بازار و نقدینگی شارپ در بازار و حمایت از صنایع باعث می‌شود که بازتاب مثبت این قضیه در رسانه‌ها دیده شود.

این جنگ دیگر فقط نظامی و با بمب و موشک نیست بلکه جنگ توییت‌های اقتصادی و رصد و پالایش اطلاعات طرف مقابل و تحقیق بازتاب گسترده بازار سرمایه همه طرفین جنگ، نیز جریان دارد. به همین خاطر قیمت دلار، نرخ سود و بهره و وضعیت شاخص کل و بازار سرمایه و ارزش معاملات، حتما توسط طرف مقابل رصد می‌شود؛ به همین دلیل در سال ۱۴۰۵ اگر بازگشایی، بدون یک برنامه بسیار وسیع و گسترده باشد، باخت جنگ اقتصادی خواهد بود.

این هشدار را به سازمان بورس می‌دهم که اکنون وظیفه بسیار سنگینی دارد؛ یعنی در این روزها که بازار بسته است، آقای صیدی و همکاران نباید اصلا فرصت سر خاراندن هم داشته باشند و باید برنامه بسیار جامع و کاملی تنظیم کنند و برای آن هر مجوزی که می‌خواهند، از هر نهادی بگیرند. این بهانه‌ها بعدا برای بازار سرمایه قابل پذیرش نیست. اکنون که بیش از یک ماه از بسته شدن بازار سرمایه می‌گذرد، بهترین زمان برای ایشان و همکارانش است که تمام مجوزها، تامین مالی‌ها، نقدینگی‌های مناسب و همه اقدامات لازم را انجام دهند تا در زمان بازگشایی بازار، دنبال تماس و برقراری ارتباط با مدیران و بقیه بهانه‌ها نباشند. این بهانه‌ها دیگر قابل پذیرش نیست زیرا زمان زیادی برای همکاری و هماهنگی وجود دارد.

همیشه ریسک جنگ و ترور نفرات اول نظام و کشور، به عنوان ریسک‌های بزرگ در بازار سرمایه مطرح بودند. الان این ریسک‌ها بالقوه نیستند بلکه بالفعل شدند و تاثیر خود را بر بازار گذاشته‌اند. بخشی از این ریسک‌ها هم در قیمت‌های قبلی لحاظ شده و اکنون دیگر آن ریسک‌ها را نداریم. در این شرایط بورس ۱۴۰۵ یکی از کم‌سابقه‌ترین اتفاقاتی را که در تاریخ سال‌های کشور در بازار سرمایه اتفاق افتاده بوده است، تجربه می‌کند

بازگشایی معاملات سهام باید مانند بازگشایی معاملات صندوق‌های درآمد ثابت و طلا باشد که بسیار مرتب باز شدند و کسی در این میان متحمل ضرر نشد و با بازگشایی مناسب، هم به آن‌ها پول وارد و هم از آن‌ها پول خارج شد. همین شیوه هم باید برای بازار سرمایه اتفاق بیفتد. برخی از بهانه‌ها دیگر قابل قبول نیست و اگر شرکتی وضعیت نامشخصی دارد، باید نماد آن متوقف بماند که در یک زمان مناسب، با شفاف‌سازی و حمایت مناسب مجددا باز شود.

بقیه بازار سرمایه هم باید کاملا عادلانه مورد حمایت قرار بگیرد. سابقا رفتار اشتباهی در جریان بوده است که برای مثبت کردن شاخص، تنها چند شرکت را می‌خریدند اما این رفتار غلط باید برای همیشه از بازار سرمایه با رخت بربندد. اگر منابعی برای حمایت وجود دارد، برای کل بازار باید استفاده شود. بارها دیده‌ایم که مسئولین در مواقع بحرانی، به دنبال سیاسی‌بازی برای چند نهاد رفتند و بعدها به بهانه‌هایی از خود سلب مسئولیت کرده‌اند. 

اکنون دیگر وقت این اشتباهات مجدد نیست. این فرصت توسط فعالین بازار رصد می‌شود و اگر چنین مسئولیتی را به درستی انجام ندهند، این دیگر به مثابه ترک فعل نیست بلکه خیانت به بازار سرمایه و  اقتصاد کشورست.