«هزار و یک شب» را باید جدی گرفت
از تناسخ تا عشق؛ سفری در جهانهای موازی
محمد تقیزاده
سریال «هزار و یک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، یکی از بحثبرانگیزترین آثار نمایشی این سالها به شمار میرود. این مجموعه که با ترکیبی از بازیگران نامدار و ایدهای بلندپروازانه پا به عرصه نمایش گذاشت، از همان ابتدا با واکنشهای متفاوت مخاطبان و منتقدان روبهرو شد. اگرچه نقدهایی به فیلمنامه و اجرای آن وارد است، اما نمیتوان از تلاش سازندگان برای خلق اثری متفاوت و جسورانه چشم پوشید.
بازیگران؛ سرمایه اصلی سریال
بدون تردید، یکی از مهمترین نقاط قوت «هزار و یک شب»، انتخاب هوشمندانه بازیگران است. حضور چهرههای مطرحی همچون هدیه تهرانی، پرویز پرستویی، بهرام رادان، سحر دولتشاهی و محسن کیایی، ترکیبی ستارهوار را شکل داده که هر کدام به تنهایی میتوانند ضامن جذب مخاطب باشند. تماشاگران از دیدن این بازیگران در کنار هم لذت میبرند و حتی در میان انتقادها، به درجه یک بودن آنها اذعان دارند. این انتخابها نشاندهنده دقت نظر تیم تولید در خلق شخصیتهایی باورپذیر و جذاب است؛ شخصیتهایی که هر کدام لایههای پنهانی دارند و در طول داستان با چالشهای عمیق اخلاقی و عاطفی روبهرو میشوند.
بازگشت هدیه تهرانی پس از شش سال دوری از قاب تصویر، یک رویداد رسانهای مهم محسوب میشود. او که در این سریال نقش یک استاد دانشگاه(سارا پرنیان) را ایفا میکند، با وقار و تسلط همیشگی خود، جلوۀ ویژهای به اثر بخشیده است. بسیاری از مخاطبان، صرفاً به عشق دیدن این بازیگر سراغ سریال آمدهاند و این خود نشاندهنده محبوبیت ماندگار او در دل تماشاگران است.
موسیقی؛ فراتر از یک اثر نمایشی
یکی از درخشانترین بخشهای «هزار و یک شب»، موسیقی متن آن است. ساخت موسیقی توسط سهراب پورناظری و خوانندگی علیرضا قربانی و سحر محمدی (بروجردی)، قطعهای ماندگار خلق کرده که فراتر از سریال، به اثری مستقل تبدیل شده است. آنچه این همکاری را ویژه میکند، تکخوانی یک زن در کنار خوانندهای نامدار است؛ اقدامی که در شرایط فرهنگی ایران، جسورانه و تأثیرگذار ارزیابی میشود و بسیاری از شنوندگان از آن به عنوان حرکتی در مسیر حمایت از حق آواز زنان یاد کردهاند.
موسیقی سریال نه تنها در القای فضاهای احساسی و تعلیقآمیز موفق عمل میکند، بلکه با مخاطب ارتباطی عمیق برقرار میسازد؛ چنان که برخی حتی پس از انتقاد از سریال، به ستایش این قطعه پرداختهاند. این نشان میدهد که تیم تولید به خوبی دریافته است موسیقی میتواند روح یک اثر باشد و آن را برای همیشه در حافظه مخاطب ماندگار کند.
جنبههای فنی؛
تلاش برای استانداردسازی بصری
از نظر فنی، «هزار و یک شب» نشانههایی از یک اثر با کیفیت بصری بالا را به نمایش میگذارد. فیلمبرداری سریال با نگاه تازه و زوایای خلاقانه، توانسته است فضاهای رازآلود و پرتنش داستان را به خوبی منتقل کند. طراحی صحنه و لباس نیز با دقت و وسواس انجام شده و به باورپذیری جهان داستان کمک شایانی کرده است. این توجه به جزئیات فنی، اگرچه ممکن است برای مخاطب عام چندان مشهود نباشد، اما برای تماشاگران حرفهای و علاقهمندان به سینما ارزشمند و قابل تقدیر است.
رنگ و نور و وجوه بصری سریال هزار و یک شب یکی از برجستهترین انواع تکنیکی و فرمی است که تماشاگران نمایش خانگی به خود دیدند.
ایدهپردازی؛
جسارت در عبور از مرزهای مرسوم
شاید مهمترین ویژگی «هزار و یک شب» که آن را از بسیاری از سریالهای ایرانی متمایز میکند، جسارت در انتخاب ایده و روایت است. ورود به مفاهیمی چون تناسخ، جهانهای موازی، و تلاقی واقعیت و خیال، ایدهای بلندپروازانه و تازه در سریالسازی ایران محسوب میشود. این سریال تلاش میکند مرزهای مرسوم را جابجا کند و مخاطب را به سفری در دنیایی ببرد که میان کابوس و بیداری، اسطوره و واقعیت در نوسان است.
اگرچه برخی معتقدند این ایدهها در اجرا به خوبی شکوفا نشدهاند، اما نمیتوان از پتانسیل بالای آنها چشم پوشید. شروع سریال با روایتی پرشتاب و فضاسازی سنگین، نوید اثری پرتعلیق و پیچیده را میدهد که به دنبال بازتعریف ژانر معمایی و ملودرام در ایران است.
نگاهی به نقدها؛ پلی به سوی بهبود
هر اثر هنری در کنار نقاط قوت، ضعفهایی نیز دارد و «هزار و یک شب» نیز از این قاعده مستثنا نیست. برخی مخاطبان به کندی پیشرفت داستان، دیالوگهای گاه تصنعی و عدم انسجام در روایت اشاره کردهاند. این نقدها به ویژه در بخشهایی که سریال میان جهان واقعی و خیالی معلق میماند، پررنگتر میشود. همچنین استفاده از جلوههای ویژه بصری، آنچنان که باید نتوانسته است مخاطب را با دنیای فانتزی اثر همراه کند.
اما باید توجه داشت که هر کار جسورانهای با ریسکهایی همراه است. آنچه مهم به نظر میرسد، پذیرش این ریسکها و تلاش برای عبور از کلیشههاست. سازندگان «هزار و یک شب» نشان دادهاند که به دنبال تجربهای جدید هستند، حتی اگر این تجربه در همه جنبهها موفق نباشد. چنین رویکردی در درازمدت به پویایی سینما و سریالسازی ایران کمک خواهد کرد.
اثری که باید جدی گرفت
سریال «هزار و یک شب» را میتوان یک تجربه هنری جسورانه دانست که با تکیه بر بازیگران توانمند، موسیقی ماندگار و ایدههای نو، توانسته است بحثهای زیادی را برانگیزد. این اثر نشان میدهد که سریالسازی ایرانی ظرفیت ورود به ژانرها و فضاهای تازه را دارد و مخاطب نیز از این تنوع استقبال میکند.
اگرچه فیلمنامه و اجرا در برخی بخشها نیاز به پالایش دارد، اما تلاش برای خلق جهانی پیچیده و چندلایه ارزشمند است. «هزار و یک شب» یادآوری میکند که سینما و تلویزیون تنها برای سرگرمی نیستند، بلکه میتوانند بستری برای طرح پرسشهای عمیق درباره زندگی، مرگ، عشق و هویت باشند. برای مخاطبانی که به دنبال اثری متفاوت و خارج از چارچوبهای مرسوم هستند، تماشای این سریال میتواند تجربهای تازه و تأملبرانگیز باشد؛ تجربهای که شاید در برخی لحظات ناامیدکننده باشد، اما بیتردید نشانههایی از آیندهای روشنتر برای سریالسازی ایران را در خود دارد.
دیدگاه تان را بنویسید