تهدید ۱۷۲ هزار هکتار شالیزار خلاف منطق امنیتی است

سعیده علیپور

 

زیر سبزی فریبنده گیلان و مازندران، همان تصویری که در هر تعطیلی موجی از مسافر را فراتر از توان جاده‌ها، جنگل‌ها، سواحل و شبکه‌های فاضلاب به شمال می‌کشاند، آب بدبو و تیره‌ای در جریان است.

کارشناس کشاورزی: پاسخ فوری به آلودگی سفیدرود، تشکیل جلسه‌ای دیگر نیست. بلکه نمونه‌برداری مستقل و دوره‌ای از مخزن این رود و خروجی‌های منجیل، انتشار عمومی نتایج با نام و مختصات ایستگاه‌ها، سنجش آب و خاک شالیزارهای پایین‌دست، تعیین تکلیف حقوقی واحدهای آلاینده، افزایش واقعی ظرفیت تصفیه شیرابه سراوان و ارائه جدول زمانی قابل سنجش برای تکمیل تصفیه‌خانه‌های حوضه تالاب انزلی است

پشت تصاویر کارت‌پستالی اینستاگرام از شالیزار، مه و جنگل و دریا، رودخانه‌های آلوده، دفن‌گاه‌های اشباع، تالاب‌های رو به خشکی و تصفیه‌خانه‌های نیمه‌تمام قرار گرفته‌اند. شبکه‌ای از آلودگی که از خانه و کارخانه آغاز می‌شود، به رودخانه و تالاب می‌رسد و در نهایت می‌تواند خاک کشاورزی، آبزیان، محصول و سفره مردم را درگیر کند.

فیلمی که در روزهای اخیر با ادعای ورود مستقیم فاضلاب شهری منجیل به مخزن سد سفیدرود منتشر شده، فقط تصویر یک خروجی و جریان تیره آب نیست، نمای نزدیک بحرانی است که سال‌ها زیر ظاهر سبز شمال پنهان مانده است.

هرچند فیلم، به‌تنهایی سند آزمایشگاهی درباره نوع و شدت آلودگی نیست، بااین‌حال، اصل مسئله تازه نیست. پس از انتشار گزارش‌هایی درباره سرازیرشدن فاضلاب منجیل و پساب کارخانه‌های فرآوری زیتون به دریاچه پشت سد، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست رودبار و کارشناسان این اداره از خروجی‌های فاضلاب، شهرک صنعتی و نوار ساحلی بازدید کردند و وعده پیگیری قضایی و الزام دستگاه‌های مسئول به جلوگیری از ورود پساب را دادند. 

از منجیل تا بشقاب برنج

اهمیت سفیدرود به یک سد یا منظره گردشگری محدود نیست. گیلان حدود ۲۳۸ هزار هکتار شالیزار دارد؛ ۱۷۲ هزار هکتار آن از شبکه آبیاری سفیدرود آب می‌گیرد و حدود ۷۱ درصد آب موردنیاز شالیزارهای استان از این سامانه تأمین می‌شود. بنابراین هر اختلال جدی در کیفیت آب سفیدرود، بالقوه مسئله هزاران کشاورز، تولید برنج و امنیت غذایی است. نه تخلفی محلی که بتوان آن را با یک بازدید و چند وعده اداری جمع کرد. 

نگرانی درباره کیفیت آب این رودخانه صرفا بر تصاویر شبکه‌های اجتماعی استوار نیست. پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ در نشریه علمی Science of the Total Environment منتشر شد، با بررسی ۲۸ نمونه آب و رسوب سفیدرود نشان داد میانگین غلظت فلزات سنگین از بالادست به پایین‌دست افزایش می‌یابد. در نمونه‌های آب، غلظت آرسنیک، نیکل و وانادیوم بالاتر از مقادیر راهنمای سازمان جهانی بهداشت گزارش شد.  این داده‌ها هرچند ثابت نمی‌کنند که برنج گیلان آلوده است یا هر آبی که از سفیدرود وارد شالیزار می‌شود خطر فوری دارد، اما مسیر انتقال خطر را نیز نمی‌توان انکار کرد.

میترا مشوق‌خواه، در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: حتی با منطق امنیتی نیز رهاکردن آب کشاورزی، خاک و تولید غذا تصمیمی علیه تاب‌آوری جامعه است. کشوری که نگران امنیت غذایی است، نمی‌تواند منبع تأمین آب ۱۷۲ هزار هکتار شالیزار را بدون سامانه شفاف پایش رها کند

 سازمان جهانی بهداشت، کشاورزان، ساکنان مناطق مجاور و مصرف‌کنندگان را سه گروه اصلی در معرض مخاطرات استفاده از فاضلاب در کشاورزی معرفی می‌کند. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد نیز هشدار داده است که پساب شهری، به‌ویژه وقتی فاضلاب صنایع و کارگاه‌ها وارد شبکه مشترک می‌شود، ممکن است حاوی عناصر سمی و فلزات سنگین باشد؛ موادی که برخی از آنها در خاک باقی می‌مانند و در استفاده طولانی‌مدت می‌توانند برای محصول و سلامت انسان مسئله‌ساز شوند. 

فاضلاب علاوه بر آلودگی شیمیایی، مواد آلی، نیتروژن، فسفر و عوامل بیماری‌زا را وارد آب می‌کند. افزایش مواد مغذی، رشد جلبک‌ها و گیاهان مهاجم را تشدید و اکسیژن محلول را کاهش می‌دهد؛ وضعیتی که زیستگاه آبزیان، تخم‌ریزی ماهیان و موجودات کف‌زی را تخریب می‌کند. در سوی دیگر زنجیره، آلودگی آب آبیاری می‌تواند کیفیت خاک، محصول، درآمد کشاورز و اعتماد مصرف‌کننده به تولیدات منطقه را تحت‌تأثیر قرار دهد. امنیت غذایی فقط مقدار برنج تولیدشده نیست؛ سالم‌بودن آب، خاک و محصول نیز بخشی از آن است.

سراوان؛ کوهی که فقط سبزپوش شد

در سراوان، بحران دیگر حتی زیر درختان هم پنهان نیست. بیش از چهار دهه انباشت پسماند، توده‌ای با ارتفاع حدود ۱۱۰ متر ساخته است. کوهی مصنوعی در مجاورت جنگل‌های هیرکانی که با تثبیت و پوشاندن سطح آن شاید از دور زشت به نظر نرسد، اما از درون همچنان شیرابه تولید می‌کند. 

استاندار گیلان گفته است با وجود فعالیت کارخانه پردازش لاکان، روزانه حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ تن پسماند ریجکتی هنوز به سراوان منتقل می‌شود. 

در یک برآورد رسمی در سال ۱۳۹۹، تولید شیرابه در سراسر گیلان ۲۰ لیتر در ثانیه و سهم سراوان ۱۰ لیتر در ثانیه اعلام شد؛ درحالی‌که ظرفیت تصفیه موجود تنها سه لیتر در ثانیه بود. دبی شیرابه با فصل، بارندگی و عملیات تثبیت تغییر می‌کند، اما فاصله تولید و ظرفیت تصفیه روشن است. بازرس کل گیلان نیز در بازدید از محل گفته بود اقدامات انجام‌شده در تصفیه‌خانه شیرابه با قرارداد اولیه مطابقت ندارد و می‌تواند تهدیدی علیه بهداشت عمومی باشد. 

در سراوان، مشکل فقط تولید زباله نیست. مسئله این است که پروژه‌ای برای مهار آلودگی ساخته می‌شود، سال‌ها درباره پیشرفت آن خبر منتشر می‌شود و سرانجام دستگاه نظارتی می‌گوید آنچه روی زمین اجرا شده با قرارداد نمی‌خواند. 

شیرابه، برخلاف مسئولیت اداری، پشت در هیچ سازمانی متوقف نمی‌شود. از شیب جنگل پایین می‌آید، وارد آب‌های سطحی و زیرزمینی می‌شود و می‌تواند از مسیر رودخانه‌ها به زرجوب، گوهررود، تالاب انزلی و حوضه خزر راه پیدا کند. 

تالابی که دارد به زمینی خشک تبدیل می‌شود

تالاب انزلی از سال ۱۹۷۵ با وسعت ثبت‌شده ۱۹ هزار و ۵۰۰ هکتار در فهرست تالاب‌های کنوانسیون رامسر قرار دارد، اما از سال ۱۹۹۳ در فهرست مونترو، یعنی فهرست تالاب‌های دچار تغییرات نامطلوب اکولوژیک، ثبت شده است.

 کنوانسیون رامسر سال‌ها پیش، غنی‌شدن بیش‌ازحد آب با مواد مغذی، فرسایش، جنگل‌زدایی، شکار ناپایدار و توسعه نامناسب شهری، جاده‌ای و گردشگری را از فشارهای اصلی بر تالاب معرفی کرده بود. بیش از سه دهه ماندن در فهرست هشدار، خود خلاصه‌ای از کیفیت مدیریت است. در واقع خطر مدت‌هاست ثبت شده، اما نجات تالاب هنوز میان طرح‌ها، اعتبارها و متولیان سرگردان است. 

 شیرابه، برخلاف مسئولیت اداری، پشت در هیچ سازمانی متوقف نمی‌شود. از شیب جنگل پایین می‌آید، وارد آب‌های سطحی و زیرزمینی می‌شود و می‌تواند از مسیر رودخانه‌ها به زرجوب، گوهررود، تالاب انزلی و حوضه خزر راه پیدا کند

نرگس فلاح، سرپرست پیشین محیط‌زیست بندرانزلی، اخیرا گفته بود که تالاب در برخی نقاط «از یک اکوسیستم آبی به دشت و جنگل تبدیل شده» و وضعیت امروز را حاصل دهه‌ها مدیریت ناهماهنگ و نگاه پروژه‌ای دانسته است. پژوهشی از دانشگاه گیلان درباره رودخانه پسیخان نیز برآورد کرده که سالانه حدود ۸۱ هزار و ۲۳۵ تن رسوب معلق فقط از ایستگاه نوخاله وارد تالاب می‌شود. به این بار رسوب باید فاضلاب شهری و صنعتی، زه‌آب کشاورزی، پسماند، گونه‌های مهاجم و افت تراز دریای خزر را افزود. 

هادی حق‌شناس، استاندار گیلان، چندی پیش مسئله اصلی تالاب را فقط کمبود آب ندانسته و از ورود روزانه صدها هزار مترمکعب فاضلاب و پساب شهری سخن گفته است. او هزینه موردنیاز برای احیای تالاب را حدود ۳۰۰ میلیون دلار برآورد کرده و تکمیل تصفیه‌خانه‌های فاضلاب رشت، صومعه‌سرا و بندرانزلی را از راه‌های اصلی مهار بحران دانسته است. وقتی نجات یک تالاب به صدها میلیون دلار نیاز پیدا می‌کند، معنایش این است که هزینه‌ای که سال‌ها برای پیشگیری پرداخت نشد، اکنون با چند برابر قیمت و احتمال موفقیت کمتر بازگشته است. 

شیوع سرطان هشدار جدی است

هرچند نباید با دیدن یک فیلم به رابطه علت و معلولی قطعی رسید، اما نگرانی درباره سلامت مردم گیلان بی‌پایه نیست. داده‌های ثبت ملی سرطان در سال ۲۰۱۶ نشان می‌دهد نرخ استانداردشده سنی سرطان معده در مردان گیلان ۲۵.۲۸ مورد در هر صد هزار نفر و سرطان کولورکتال ۲۱.۳۱ مورد بوده است؛ هر دو بالاتر از میانگین ملی مردان در همان سال، یعنی ۲۱.۵۶ و ۱۹.۳۰ مورد. مطالعه‌ای دیگر درباره روند سرطان در ایران نیز گیلان و مازندران را در میان استان‌های دارای الگوی نامتناسب بالای برخی سرطان‌های معده و روده بزرگ قرار داده است. 

محیط‌زیست؛ همیشه بعد از بحران

از منجیل تا سراوان و انزلی، الگویی واحد تکرار می‌شود: آلودگی دیده می‌شود، مسئولی بازدید می‌کند، وعده پیگیری می‌دهد، اعتبار درخواست می‌شود و پروژه‌ای نیمه‌تمام، کم‌ظرفیت یا محل اختلاف باقی می‌ماند. در این الگو، محیط‌زیست نه بخشی از سلامت عمومی و امنیت ملی، بلکه پرونده‌ای تزئینی است که معمولا پس از انتشار یک فیلم، اعتراض مردم یا رسیدن بحران به مرز فاجعه از قفسه بیرون آورده می‌شود. اما متاسفانه در وضعیت بحران حکمرانی حتی این کار هم نجات‌بخش نیست.

در میانه جنگ و بحران‌های امنیتی، خطر آن وجود دارد که بودجه، نیروی انسانی و توجه عمومی بیش از پیش از محیط‌زیست منحرف شود. اما جنگ نمی‌تواند بیش از چهار دهه دفن زباله در سراوان، سه دهه حضور تالاب انزلی در فهرست مونترو و سال‌ها تعلل در سامان‌دهی فاضلاب را توضیح دهد. بحران‌های اخیر شاید کمبود منابع را تشدید کرده باشند، اما ریشه این بی‌توجهی بسیار قدیمی‌تر است. جنگ می‌تواند بهانه‌ای برای عقب‌انداختن پروژه‌ها باشد، نه توضیحی برای دهه‌ها تعلل پیش از آن.

میترا مشوق‌خواه، کارشناس کشاورزی در این باره به «توسعه ایرانی» می‌گوید: «حتی با منطق امنیتی نیز رهاکردن آب کشاورزی، خاک و تولید غذا تصمیمی علیه تاب‌آوری جامعه است. کشوری که نگران امنیت غذایی است، نمی‌تواند منبع تأمین آب ۱۷۲ هزار هکتار شالیزار را بدون سامانه شفاف پایش رها کند». 

به اعتقاد این کارشناس، پاسخ فوری، تشکیل جلسه‌ای دیگر نیست. بلکه «نمونه‌برداری مستقل و دوره‌ای از مخزن سفیدرود و خروجی‌های منجیل، انتشار عمومی نتایج با نام و مختصات ایستگاه‌ها، سنجش آب و خاک شالیزارهای پایین‌دست، تعیین تکلیف حقوقی واحدهای آلاینده، افزایش واقعی ظرفیت تصفیه شیرابه سراوان و ارائه جدول زمانی قابل سنجش برای تکمیل تصفیه‌خانه‌های حوضه تالاب انزلی است».

شمال هنوز سبز است، اما سبزی آن نباید پرده‌ای برای پوشاندن آب آلوده باشد. طبیعت گیلان سال‌ها هزینه توسعه بی‌زیرساخت و مدیریت بی‌پاسخ را پرداخته است. حالا صورت‌حساب این تعلل ممکن است روی میز کشاورز، در تور ماهیگیر و در پرونده سلامت خانواده‌ها گذاشته شود؛ صورت‌حسابی که نه جنگ، نه کمبود بودجه و نه وعده تازه‌ای آن را باطل می‌کند.