گمانههایی بر محتوای دیدار پزشکیان و پوتین در حاشیه GECF
از اورانیوم تا هرمز؛ با چاشنی میانجیگری!
همزمانی رایزنیهای امنیتی تهران با اعضای پیمان مکه شامل عربستان، ترکیه و پاکستان با سفر دیشب رئیسجمهور پزشکیان به مسکو، بار دیگر پرسش از نقش روسیه در معادلات منطقهای و خصوصا تقلای تازهاش بابت میانجیگری میان تهران و واشنگتن را مجددا برجسته کرده است؛ نقشی که همواره در قبال ایران کاسبکارانه بوده است. برای ارزیابی نقش امروز روسیه، نمیتوان سابقه دردناک این کشور در مذاکرات هستهای ایران با پنج بعلاوه یک را نادیده گرفت. مسکو ظاهرا در شکلگیری توافق هستهای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، مشارکت داشت، ولی حاضر به امضایش نشد و در روزی که جواد ظریف و جان کری به روی سن میرفتند، لاوروف عازم هواپیما بود به مقصد روسیه. خانمها و آقایان، به «میز سیاستخارجی توسعه ایرانی خوش آمدید.»
حمیدرضا مهدیزاده
«مسعود پزشکیان»، رئیسجمهور ایران، شامگاه دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵، برای سفری یکروزه عازم مسکو شد تا در هشتمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) شرکت کند؛ اجلاسی که با حضور سران و نمایندگان کشورهای عضو برگزار خواهد شد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، دیدار پزشکیان با ولادیمیر پوتین نیز در حاشیه این سفر یکروزه در دستور کار قرار دارد. همکاریهای دوجانبه، مسائل انرژی و تحولات منطقهای و بینالمللی از محورهای مورد انتظار این رایزنیهاست.
در نگاه نخست، این سفر در چارچوب دیپلماسی انرژی و هماهنگی میان کشورهای تولیدکننده گاز تعریف میشود؛ اما شرایط سیاسی و امنیتی حاکم بر منطقه، اهمیت آن را فراتر از دستور کار رسمی اجلاس برده است. تهران و مسکو در مقطعی حساس از روابط خود قرار دارند؛ مقطعی که پرونده هستهای ایران، تنش با واشنگتن، وضعیت تنگه هرمز و تلاش برای جلوگیری از گسترش درگیریها، همگی بر محاسبات دیپلماتیک دو کشور سایه انداختهاند.
این سفر همچنین پس از دیدار سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، از تهران و ملاقات اخیر پوتین با «استیو ویتکاف»، نماینده ویژه دونالد ترامپ، انجام میشود. پوتین در دیدار با ویتکاف بار دیگر آمادگی مسکو را برای کمک به حل بحران مرتبط با ایران اعلام کرد. در نتیجه، دیدار پیشروی رؤسای جمهور ایران و روسیه فرصتی برای بررسی این پرسش فراهم میکند که کرملین در شرایط کنونی چه نقشی میتواند در مسیر کاهش تنش میان تهران و واشنگتن ایفا کند؟
مسئله اصلی اما صرفاً اعلام آمادگی روسیه برای میانجیگری نیست. پرسش مهمتر این است که آیا ابتکارهای مسکو میتوانند به توافقی پایدار و متوازن میان تهران و واشنگتن منجر شوند یا اینکه جنگ دوباره شروع خواهد شد؟
گرههای کور دیپلماسی و محاسبات کرملین
تحولات خاورمیانه بار دیگر دیپلماسی ایران را در برابر مجموعهای از پروندههای بههمپیوسته قرار داده است؛ از آینده مذاکرات هستهای و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده گرفته تا امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و شکلگیری ترتیبات جدید امنیت منطقهای.
در تهران، همزمان با تشدید تنشها و افزایش نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری درگیریها، رایزنیهای امنیتی با کشورهای منطقه اهمیت تازهای یافته است. مقامهای ارشد عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در چارچوب توافق دفاعی مکه دیروز در پایتخت ایران با مقامهای جمهوری اسلامی گفتوگو کردند؛ نشستی که دستور کار آن، بنا بر گزارشهای منتشرشده، مسائل امنیت منطقهای و راههای مهار بحران را دربرمیگیرد. این تماسها در شرایطی انجام میشوند که تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و قطر برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن همچنان با موانع جدی روبهروست.
هرچند در روایتهای مربوط به میانجیگری روسیه، موضوع انتقال اورانیوم به خاک این کشور نیز مطرح شده است. بااینحال، برای نسبتدادن یک پیشنهاد رسمی و مشخص به کرملین یا اعلام رد قطعی آن از سوی تهران، باید به اظهارات رسمی و گزارشهای معتبر و قابل استناد رجوع کرد. تا زمانی که چنین شواهدی در دست نباشد، صورتبندی دقیقتر آن است که انتقال ذخایر به خارج از ایران را یکی از گزینههای مورد بحث در مناقشه هستهای بدانیم، نه توافقی نهایی یا ابتکاری که جزئیات آن بهطور قطعی روشن شده است
در سوی دیگر، پرونده هستهای و وضعیت تنگه هرمز همچنان از مهمترین محورهای اختلاف میان ایران و ایالات متحدهاند. گزارش فایننشال تایمز حاکی است که اختلاف بر سر ترتیب اقدامات متقابل، محدودیتهای دریایی و سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا، پیشرفت مذاکرات را دشوار کرده است. در این میان، پرسش اصلی برای تهران صرفاً یافتن یک میانجی نیست؛ بلکه اطمینان از آن است که هر توافق احتمالی، منافع ایران را تأمین کند و به تعهداتی یکطرفه یا موقت محدود نماند.
اما، یکی از مهمترین موضوعاتی که میتواند بر گفتوگوهای تهران و مسکو تأثیر بگذارد، پرونده هستهای ایران و اختلافات حلنشده با ایالات متحده است. پوتین در دیدار اخیر خود با ویتکاف، آمادگی روسیه برای کمک به حل بحران را مطرح کرد. همزمان، مقامهای روسیه نیز از آمادگی مشروط مسکو برای میانجیگری میان ایران و آمریکا سخن گفتهاند. این مواضع نشان میدهد روسیه همچنان خواهان حفظ جایگاه خود در روندهای دیپلماتیک مرتبط با ایران است. بااینحال، اعلام آمادگی برای میانجیگری با توانایی تضمین یک توافق تفاوت دارد. نتیجه هر ابتکار به مواضع تهران و واشنگتن، محتوای پیشنهادها و آمادگی طرفها برای پذیرش تعهدات متقابل بستگی خواهد داشت.
برای ایران، مسئله اصلی در این روند آن است که میانجیگری به مسیری برای انتقال پیامها و تسهیل مذاکرات محدود نماند، بلکه در صورت شکلگیری توافق، زمینه اجرای تعهدات دو طرف را نیز تقویت کند. تجربه برجام و خروج آمریکا از آن در سال ۲۰۱۸ نشان داده است که توافق سیاسی، بدون سازوکارهای مؤثر برای اجرای تعهدات و مدیریت اختلافات، در برابر تغییرات سیاسی آسیبپذیر خواهد بود.
روسیه، مانند دیگر قدرتهای حاضر در جهان، سیاست خارجی خود را بر پایه مجموعهای از ملاحظات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی تنظیم میکند. روابط این کشور با ایران ظاهرا از یک سو با همکاری در برخی پروندههای منطقهای و بینالمللی همراه بوده و از سوی دیگر، همواره تحتتأثیر مناسبات مسکو با غرب و تحولات گستردهتر نظام بینالملل قرار داشته است. به زبانی سادهتر: نگاه «کالامحور» مسکو به تهران در معاملات با غرب.
گره اورانیوم؛ مسئلهای فراتر از انتقال ذخایر
سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران یکی از حساسترین موضوعات هر توافق احتمالی با ایالات متحده است. گزارش فایننشال تایمز از اختلاف بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالا و خواسته واشنگتن برای انتقال آنها به خارج از ایران حکایت دارد. چنین موضوعی، بهدلیل پیوند مستقیم با برنامه هستهای، نظارت بینالمللی و اعتماد متقابل، نمیتواند صرفاً یک مسئله فنی تلقی شود.
انتقال ذخایر هستهای به کشور ثالث، در صورت طرح و توافق طرفها، ممکن است بخشی از یک سازوکار دیپلماتیک باشد؛ اما نتیجه آن به جزئیات توافق، نحوه نظارت، تعهدات متقابل و تضمین اجرای مراحل مختلف بستگی دارد. بنابراین، صرف طرح چنین گزینهای را نباید معادل دستیابی به توافق یا تضمین رفع تحریمها دانست. ضمن اینکه تهران تاکنون با خروج اورانیوم از کشور مخالفت کرده است.
هرچند در روایتهای مربوط به میانجیگری روسیه، موضوع انتقال اورانیوم به خاک این کشور نیز مطرح شده است. بااینحال، برای نسبتدادن یک پیشنهاد رسمی و مشخص به کرملین یا اعلام رد قطعی آن از سوی تهران، باید به اظهارات رسمی و گزارشهای معتبر و قابل استناد رجوع کرد. تا زمانی که چنین شواهدی در دست نباشد، صورتبندی دقیقتر آن است که انتقال ذخایر به خارج از ایران را یکی از گزینههای مورد بحث در مناقشه هستهای بدانیم، نه توافقی نهایی یا ابتکاری که جزئیات آن بهطور قطعی روشن شده است.
از منظر منافع ملی، معیار ارزیابی هر طرحی روشن است: آیا تعهدات طرف مقابل مشخص و قابل راستیآزماییاند؟ آیا اجرای تعهدات متقابل بهصورت مرحلهای و متوازن پیشبینی شده است؟ و در صورت نقض توافق، چه ابزارهایی برای پیگیری حقوق و منافع ایران وجود خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسشها باید مبنای تصمیمگیری باشد، نه صرفاً هویت کشوری که پیشنهاد میزبانی یا میانجیگری را مطرح میکند.
برای ارزیابی نقش امروز روسیه، نمیتوان سابقه دردناک این کشور در مذاکرات هستهای ایران با پنج بعلاوه یک را نادیده گرفت. مسکو ظاهرا در شکلگیری توافق هستهای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، مشارکت داشت ولی حاضر به امضایش نشد و در روزی که جواد ظریف و جان کری به روی سن میرفتند، لاوروف عازم هواپیما بود به مقصد روسیه
تنگه هرمز؛ پیوند امنیت دریانوردی با مذاکرات سیاسی
تنگه هرمز در کنار پرونده هستهای به یکی از کانونهای اصلی بحران تبدیل شده است؛ آبراهی راهبردی که اختلال در تردد آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه، از بازار انرژی گرفته تا زنجیرههای تأمین جهانی، داشته باشد.
براساس گزارش فایننشال تایمز، اختلاف تهران و واشنگتن بر سر ترتیبات دریایی، محدودیتهای اعمالشده بر بنادر ایران و ترتیب اقدامات متقابل، از موانع اصلی پیشرفت مذاکرات است. گزارش آسوشیتدپرس نیز حاکی است که ایران آمادگی خود را برای بررسی بازگشایی تنگه در چارچوب توافقی که به رفع محاصره دریایی و حل اختلافات گستردهتر پیوند بخورد، اعلام کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد امنیت دریانوردی از سایر پروندههای سیاسی جدا نیست.
پس در چنین شرایطی، نقش میانجیها میتواند به تسهیل تبادل پیامها، تدوین ترتیبات اجرایی و کاهش خطر محاسبات اشتباه محدود یا گسترش یابد. روسیه شاید در صورت برخورداری از ظرفیت ارتباطی با طرفهای مختلف، در این روند سهمی داشته باشد -البته تاکنون چنین ظرفیتی را از خود نشان نداده- اما موفقیت هر ابتکار به پذیرش طرفهای اصلی و قابلیت اجرای توافق وابسته است.
از سوی دیگر، پیوندزدن امنیت دریانوردی با مجموعهای از اختلافات هستهای، تحریمی و منطقهای، دستیابی به توافق را پیچیدهتر میکند. هرچه موضوعات بیشتری در یک بسته واحد قرار گیرند، امکان ایجاد ارتباط میان امتیازها افزایش مییابد، اما خطر شکست کل توافق در صورت اختلاف بر سر یکی از اجزا نیز بیشتر میشود.
برای ایران، مسئله اساسی آن است که هر ترتیبی درباره تنگه هرمز، حقوق و ملاحظات امنیتی کشور را در نظر بگیرد و در عین حال، از تشدید بحران و تحمیل هزینههای گستردهتر به منطقه جلوگیری کند. برای طرفهای مقابل نیز پایداری تردد دریایی و کاهش خطر درگیری از اهمیت بالایی برخوردار است. این منافع متقاطع میتوانند زمینه مذاکره باشند، مشروط بر آنکه به جای فشار یکجانبه، بر تعهدات روشن و متقابل تکیه شود.
جمعبندی
میانجیگری مسکو؛ فرصت دیپلماتیک تهران یا کاسبی مجدد پوتین؟
سفر پزشکیان به مسکو در شرایطی انجام میشود که کرملین بار دیگر میکوشد خود را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی میانجیگری در پرونده ایران معرفی کند. برای پوتین، این نقش صرفاً فرصتی برای کمک به کاهش تنش نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای افزایش وزن دیپلماتیک روسیه، حفظ کانال ارتباطی با واشنگتن و تقویت موقعیت مسکو در معادلات جنگ اوکراین باشد. در چنین چارچوبی، پرونده هستهای ایران و امنیت تنگه هرمز میتوانند به موضوعاتی برای چانهزنی گستردهتر روسیه با اروپا و آمریکا تبدیل شوند؛ هرچند میزان تحقق این سناریو به شواهد و نتایج عملی مذاکرات بستگی دارد.
سفر پزشکیان به مسکو در شرایطی انجام میشود که کرملین بار دیگر میکوشد خود را بهعنوان یکی از بازیگران اصلی میانجیگری در پرونده ایران معرفی کند. برای پوتین، این نقش صرفاً فرصتی برای کمک به کاهش تنش نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای افزایش وزن دیپلماتیک روسیه، حفظ کانال ارتباطی با واشنگتن و تقویت موقعیت مسکو در معادلات جنگ اوکراین باشد. در چنین چارچوبی، پرونده هستهای ایران و امنیت تنگه هرمز میتوانند به موضوعاتی برای چانهزنی گستردهتر روسیه با اروپا و آمریکا تبدیل شوند
بااینحال، پرسش اصلی برای تهران این است که میانجیگری روسیه چه دستاورد مشخصی به همراه خواهد داشت و هزینه آن برای منافع ملی ایران چیست؟ تجربه تلخ برجام نشان داده است که نقش روسیه هرگز متضمن رسیدن به توافقی پایدار با غرب نشد و مسکو در جریان مذاکرات هستهای نیز در لوای همکاری با ایران، ملاحظات خود را در روابط با غرب پیشمیبرد؛ واقعیتی عینی که ضرورت ارزیابی پیشنهادهای کرملین بر اساس نتایج عملی، نه صرفاً مواضع اعلامی، را برجسته میکند.
دیدگاه تان را بنویسید