عملیات فریب در ایران یا لاپوشانی شکست‌های اطلاعاتی؟

دیوید بارنئا، رئیس سابق موساد، با افتخار مدعی شده انتشار تصاویر مأموران اسرائیلی در خاک ایران، بخشی از یک عملیات فریب حساب‌شده برای سردرگم کردن دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی بوده است. اما روایت پیروزمندانه بارنئا پرسش‌های بی‌پاسخ فراوانی دارد.

به گزارش رویداد24، اظهارات تازه دیوید بارنئا، رئیس پیشین موساد، درباره عملیات اطلاعاتی اسرائیل در جنگ ۱۲روزه، پرسش‌های مهمی را درباره اتفاقات پس از آغاز حملات اسرائیل به ایران مطرح کرده است. او مدعی شده موساد عمداً تصاویر عملیات مأمورانش در خاک ایران را منتشر کرد تا دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی به بازداشت گسترده مظنونان روی بیاورند و نتوانند جاسوسان واقعی را شناسایی کنند.

این اظهارات از یک جهت اهمیت ویژه‌ای دارد: پس از انتشار تصاویر و گزارش‌های اسرائیلی درباره عملیات موساد در خاک ایران، فضای امنیتی کشور به‌شدت تغییر کرد. موج بازداشت مظنونان به همکاری با اسرائیل شکل گرفت و هم‌زمان، اتباع افغانستان با اتهام‌های گسترده‌ای درباره جاسوسی، ساخت پهپاد و همکاری با موساد روبه‌رو شدند.

بارنئا مدعی است تقریباً تمام مأموران موساد ناشناس باقی مانده‌اند، درحالی‌که پس از پایان دوران ریاستش، گزارش‌هایی از برکناری مدیران ارشد این سازمان، از جمله مسئول بخش ایران، منتشر شد.

برای روشن شدن این تناقض‌ها، ابتدا گزارش یدیعوت آحارانوث رسانه اسرائیلی از اظهارات اخیر بارنئا را باید خواند.

گزارش رئیس سابق موساد از جاسوسانش در ایران

 و عملیات انفجار پیجرهای حزب‌الله 

دیوید بارنئا در یک سخنرانی در کنفرانس مدعی شده موساد عمداً عملیات خود در داخل ایران را علنی کرد تا با ایجاد موج گسترده بازداشت‌ها، نیروهای امنیتی ایران را سردرگم کند. 

دیوید بارنئا، رئیس سابق موساد، روز پنجشنبه جزئیات تازه‌ای از عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران و انفجار پیجرهای مورد استفاده نیروهای حزب‌الله در لبنان در سال ۲۰۲۴ را فاش کرد. او توضیح داد که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل چگونه تلاش کرد از مأمورانش در داخل ایران محافظت کند، در دقایق پرتنش پیش از انفجار پیجرها چه اتفاقی افتاد و چه محاسبات راهبردی پشت هر دو عملیات قرار داشت.

بارنئا در نشست «پرایوریتی سامیت» گفت که موساد در نخستین ساعات جنگ دوازده روزه، عمداً یک ویدئوی رسمی از مأموران خود هنگام اجرای عملیات در خاک ایران منتشر کرد.

این ویدئو که نشان رسمی موساد به‌وضوح در آن دیده می‌شد، صرفاً برای تبلیغ عملیات منتشر نشده بود. به ادعای بارنئا، هدف آن بود که دستگاه‌های امنیتی ایران با شمار زیادی مظنون روبه‌رو شوند و شناسایی مأموران واقعی اسرائیل برایشان دشوار شود.

بارنئا مدعی شده: «یکی از دلایلی که بلافاصله در صبح عملیات طلوع شیران، ویدئویی رسمی با نشان موساد منتشر کردیم، محافظت از مأمورانی بود که آنجا حضور داشتند. می‌خواستیم مطمئن شویم که آن‌قدر آدم در ایران بازداشت می‌کنند که دیگر نتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند و در نهایت همه را آزاد کنند. اتفاقاً دقیقاً همین اتفاق افتاد.»

به گفته بارنئا، مقام‌های ایرانی در دومین روز درگیری‌ها ۲۱ هزار نفر را بازداشت کردند.

او ادامه داد: «باید تصور کنید وقتی ۲۱ هزار نفر را بازداشت می‌کنید، حتی اگر یکی دو مأمور را هم گرفته باشید، سرانجام ناچار می‌شوید آن‌ها را آزاد کنید؛ چون داستان همه یکسان خواهد بود: داشتم در خیابان راه می‌رفتم، داشتم رانندگی می‌کردم که بازداشتم کردند. و در پایان هم همه را آزاد کردند.»

به گفته بارنئا، برخی از افرادی که در ایران به اتهام همکاری با دستگاه اطلاعاتی اسرائیل بازداشت یا اعدام شده‌اند، هرگز با موساد ارتباطی نداشته‌اند.

بارنئا مدعی شد هویت ۹۹.۹ درصد از مأموران موساد هرگز افشا نشده است. او گفت افرادی که در عملیات نظامی علیه ایران مشارکت داشتند، همچنان در تهران زندگی می‌کنند. «نمی‌توانم به شما بگویم که اینجا کنار ما هستند؛ اما آن‌ها آنجا، در تهران، هستند و همچنان زندگی خوب خودشان را دارند. در قلبشان می‌دانند که در راه هدفی شریف خدمت کرده‌اند؛ نه برای دولت اسرائیل، بلکه برای خودشان.»

مأموران موساد هفته‌ها پیش از خلبانان اسرائیلی 

از حمله به ایران خبر داشتند

بارنئا در ادامه از محرمانگی فوق‌العاده تدارکات جنگ دوازده روزه سخن گفت. او مدعی شده که حتی خلبانان جنگنده‌های اسرائیلی هنگام فراخوانده شدن به یگان‌های خود نمی‌دانستند قرار است چه مأموریتی انجام دهند.

در مقابل، به گفته او، ده‌ها مأمور موساد از چند هفته پیش از آغاز عملیات در داخل ایران مستقر شده بودند و از مأموریت خود و حمله نظامی قریب‌الوقوع اطلاع داشتند.

پس از انتشار تصاویر موساد چه اتفاقی در ایران افتاد؟

نخستین مسئله مهم در ادعاهای بارنئا، ادعای طراحی یک عملیات فریب برای ایجاد موج بازداشت‌ها در ایران است. به بیان دیگر، رئیس سابق موساد مدعی است که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل آگاهانه کاری کرد تا نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با انبوهی از مظنونان روبه‌رو شوند و فرصت شناسایی مأموران واقعی را از دست بدهند.

این ادعا را می‌توان با اتفاقاتی که در ایران رخ داد مقایسه کرد.

در ۲۱ مرداد ۱۴۰۴، سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فرماندهی انتظامی، اعلام کرد که در جریان جنگ ۱۲روزه حدود ۲۱ هزار نفر به‌عنوان مظنون بازداشت شده‌اند. او همچنین از افزایش ۴۱ درصدی تماس‌ها با پلیس ۱۱۰ و دریافت ۷۸۵۰ گزارش مردمی سخن گفت.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه، در ۳۱ تیر ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که در جریان جنگ و پس از آن حدود دو هزار نفر بازداشت شده‌اند، اما بسیاری از آنان در مدت کوتاهی آزاد شده‌اند، زیرا جاسوس نبوده و با اسرائیل همکاری نداشته‌اند. در مقابل، سخنگوی فراجا چند هفته بعد از رقم ۲۱ هزار نفر سخن گفت.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی جنگ ۱۲روزه، افزایش سوءظن نسبت به اتباع افغانستان و شکل‌گیری موجی از اتهام‌های جاسوسی علیه آنان بود.

پس از حمله اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، تصاویری از عملیات ادعایی موساد در داخل ایران منتشر شد. هم‌زمان گزارش‌هایی درباره استفاده از تجهیزات پهپادی، انتقال قطعات و عملیات علیه سامانه‌های پدافند هوایی ایران در رسانه‌ها دست‌به‌دست می‌شد.

در چنین فضایی، اتهام همکاری با اسرائیل متوجه بخشی از جمعیت مهاجر افغانستانی شد و در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، اتباع این کشور به جاسوسی و مشارکت در عملیات پهپادی متهم شدند.

در همین تاریخ ها شاهد افزایش چشمگیر اخراج مهاجران افغانستانی پس از آغاز جنگ بودیم. طبق این گزارش، شمار افرادی که روزانه از ایران به افغانستان بازگردانده می‌شدند، در دوره جنگ به بیش از ۳۰ هزار نفر رسید؛ درحالی‌که پیش از آن حدود دو هزار نفر در روز بود.

این آمارها نشان‌دهنده ابعاد گسترده بازگشت و اخراج اتباع افغانستانی است. رسانه‌های دولتی ایران اعتراف‌های دست‌کم چهار مرد افغانستانی را پخش کردند.

ماجرا با گفت وگوی حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران پیچیده تر هم شد.

نجات در بهمن ۱۴۰۴، ماه‌ها پس از پایان جنگ، اعلام کرد که در جریان جنگ ۱۲روزه هیچ کارگاه ساخت پهپادی وابسته به دشمنان جمهوری اسلامی کشف نشده بود.

این یعنی ادعای بارنئا درباره فریبکارانه بودن انتشار ویدئو از عوامل موساد در خاک ایران، می‌تواند بی‌ربط نبوده باشد. اما این همه ماجرا نیست.

برکناری مدیران موساد؛ تناقضی در روایت پیروزی بارنئا؟

بارنئا در ژوئن ۲۰۲۶ پس از پنج سال ریاست موساد جای خود را به رومان گوفمن داد. چند ماه پس از تغییر رئیس موساد، رسانه‌های اسرائیلی از برکناری دو مقام بلندپایه این سازمان خبر دادند.

روزنامه تایمز اسرائیل در ۶ اوت ۲۰۲۶، به نقل از شبکه ۱۲ اسرائیل گزارش داد که گوفمن دو مقام ارشد موساد را که در طراحی برنامه‌ای ناموفق برای تغییر حکومت ایران نقش داشته‌اند، از سمت خود کنار گذاشته است.

این دو مقام عبارت بودند از رئیس اداره اطلاعات موساد و رئیس بخش ایران در موساد.

دو چهره‌ای که مستقیما به موضوع جاسوس‌ها در ایران ارتباط داشتند، از سمت خود برکنار شدند و این یعنی برخلاف ادعای بارنئا، پروژه جاسوس‌گیری موساد در خاک کشورمان چندان هم موفق نبوده است. 

این موضوع پرسش مهمی در برابر روایت پیروزمندانه بارنئا قرار می‌دهد: اگر دستگاه اطلاعاتی اسرائیل به‌گونه‌ای که رئیس سابق آن می‌گوید، توانسته بود شبکه مأموران خود را تقریباً به‌طور کامل حفظ کند و عملیات فریب نیز با موفقیت اجرا شده بود، چرا پس از تغییر مدیریت موساد، دو مقام مسئول پرونده‌های اطلاعاتی و ایران از سمت خود کنار گذاشته شدند؟

این بخش از ادعای بارنئا را که می‌گوید هیچ‌یک از مأموران مهم او گرفتار نشده‌اند، یک ادعای اطلاعاتی از سوی یکی از طرف‌های درگیر است و نباید جدی تلقی شود.

یکی از رویدادهایی که ادعاهای بارنئا را زیرسوال می برد، حمله به زندان اوین در روزهای پایانی جنگ ۱۲روزه رخ داد؛ زمانی که اسرائیل بخش‌هایی از زندان اوین را هدف حملات هوایی قرار داد. مقام‌های اسرائیلی در نخستین واکنش‌ها، این حمله را اقدامی علیه یکی از نمادهای سرکوب در جمهوری اسلامی معرفی کردند.

اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، بسیار فراتر از آسیب رساندن به یک نماد سیاسی بود.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه ایران، در ۲۹ ژوئن اعلام کرد که ۷۱ نفر در حمله به زندان اوین کشته شده‌اند. این افراد شامل کارکنان اداری زندان، سربازان وظیفه، زندانیان، خانواده‌های ملاقات‌کننده و ساکنان اطراف زندان بودند. شمار اعلام‌شده کشته‌شدگان بعداً به دست‌کم ۸۰ نفر افزایش یافت.

دیدبان حقوق بشر این حمله را اقدامی ظاهراً مغایر قوانین جنگ و مصداق احتمالی جنایت جنگی دانست.

 یکی از فرضیه‌هایی که درباره حمله به زندان اوین مطرح شده بود، این بود که اسرائیل قصد داشته افرادی را که به اتهام همکاری با موساد بازداشت شده بودند، هدف قرار دهد تا از افشای اطلاعات شبکه‌های اطلاعاتی خود جلوگیری کند. هرچند بعدها جهانگیر این فرضیه را رد کرد، اما هنوز تردیدهایی درباره پشت پرده این حمله پابرجاست.

اگر حمله به اوین با هدف از بین بردن عوامل موساد انجام شده باشد، ادعای بارنئا درباره حفاظت از جاسوسان اسرائیل، خنده دار خواهد بود.

عملیات فریب یا جنگ روایت‌ها؟

از مجموع تحولات جنگ ۱۲روزه می‌توان دریافت که نبرد ایران و اسرائیل به میدان نظامی محدود نبود و جنگ اطلاعاتی و رسانه‌ای نیز بخش مهمی از آن را تشکیل می‌داد.

پرسش اصلی این است که هزینه انسانی جنگ اطلاعاتی موساد در ایران را چه کسانی پرداخته‌اند؟

برای پاسخ به این پرسش به جای اتکا بر ادعای پیروزی مطلق موساد باید به شمار شهدای جنگ نگاه کرد.