اظهارات کرباسچی در «بهوقت ایران»، در جامعه سیاسی ایران موجی از واکنش ایجاد کرد؛
سه نفتکش، یک توافق و جامعهای چندپاره
طهمورث گیلانی
حضور چهرههای سیاسی با سابقه در رسانه ملی همواره ظرفیت بالایی برای تولید موجهای خبری و شکلدهی به افکار عمومی دارد؛ اما حضور اخیر غلامحسین کرباسچی، فعال سیاسی و از اعضای ارشد حزب کارگزاران سازندگی، در برنامه «بهوقت ایران» از شبکه خبر، ابعاد تازهای از تقابل گفتمانها پیرامون بحرانهای منطقهای، هزینههای معیشتی و دیپلماسی کشور را به نمایش گذاشت.
تحلیل رفتار و کلام کرباسچی در این برنامه نشان میدهد که او از وضعیت موجود و ناآگاهی یا بیاطلاعی برخی مسئولان از چرایی شکلگیری بحرانها دچار نوعی تعجب و شوک شده است. او بدون تعارفهای معمول، سعی داشت نشان دهد که اتخاذ تصمیمات احساسی بدون توجه به موازنه قدرت و فشارهای طاقتفرسای اقتصادی بر دوش مردم، میتواند هزینههای جبرانناپذیری برای آینده کشور به همراه داشته باشد. این مطالب در واقع زبان حال بخشی از جامعه است که تحت شدیدترین فشارهای معیشتی قرار دارند و خواستار پایان دادن به تنشهای پرهزینه از طریق دیپلماسی و واقعبینی هستند.
ماجرای سه نفتکش و گره کور تفاهمنامه اسلامآباد
محور جنجالی و اصلی سخنان کرباسچی به ماجرای تفاهمنامه اسلامآباد و هدف قرار گرفتن سه نفتکش پس از امضای این تفاهمنامه اختصاص داشت. وی در این زمینه تصریح کرد: «اگر توافق اسلامآباد آنطور که باید اجرا میشد، ماجرای هدف قرار گرفتن سه کشتی پیش نمیآمد. هنوز این سؤال وجود دارد که چه کسی این سه کشتی را هدف قرار داده است. همه دنیا تعجب میکردند درشرایطی که آمریکا زیر بار چنین توافقی رفته است در نهایت ماجرای هدف قرار گرفتن سه کشتی به بهانهای برای نقض تفاهمنامه تبدیل شد. آقای نبوی دو روز پیش با رئیس جمهور صحبت داشته، همه هم میگویند نمیدانیم چه کسی سه کشتی را زده»، مجری: «شاید ایشان نمیداند»؛ کرباسچی: «یعنی میشود که رئیسجمهور نداند؟» کرباسچی میان «علت اصلی نقض یک توافق» و «بهانهجویی دشمن» تفکیک قائل میشود. از منظر او، تفاهمنامه اسلامآباد دستاورد دیپلماتیک فوقالعادهای بود که حتی حیرت ناظران بینالمللی و مخالفت شدید اسرائیل را برانگیخت؛ بنابراین، هرگونه اقدام شتابزده نظامی یا غیرهماهنگ در تنگه هرمز، عملاً فرصت بهانهجویی را به جناحهای جنگطلب آمریکایی داده تا توافقی را که به نفع ایران بود لغو کنند. همچنین، علامت استفهام بزرگ او روی بیاطلاعی رئیسجمهور، نقد ساختاری عمیقی به ناهماهنگی میان بخشهای دیپلماتیک و اجرایی با تصمیمگیریهای میدان است.
پاسخ نهادهای نظامی و ادعای نقض عهد مکرر واشنگتن
طرح این مباحث بلافاصله با واکنش تند نهادهای نظامی و مسئولان ارشد سپاه پاسداران روبهرو شد. سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه، گفت: «حمله به کشتیهای متخلف پاسخی به سومین نقض عهد آمریکا بود. آمریکا ۲ بار حین مذاکرات نقض عهد و حمله کرد و بار سوم بعد از امضای تفاهمنامه دوباره نقض عهد کرد. حمله به کشتیهای متخلف بعد از امضای تفاهمنامه، نه اقدام خودسرانه بوده و نه بدون هماهنگی با مسئولان بالاتر. این حمله قطعا پاسخ قاطع و دندانشکن به نقض عهد سوم آمریکا بود.» به نظر میرسد نهادهای دفاعی کشور، چرخه تحولات را از زوایهای کاملاً متفاوت میبینند. در دکترین نظامی آنها، انفعال در برابر بدعهدیهای مکرر آمریکا موجب جریتر شدن دشمن میشود و حمله به کشتیهای متخلف نه اقدامی خودسرانه، بلکه یک واکنش بازدارنده و قانونی برای حفظ اقتدار دریایی کشور بوده است. این تعارض دیدگاه، چالش عمیق میان دو نگاه «دیپلماسیمحور» و «میادین دفاعی» را در تصمیمگیریهای کلان امنیت ملی آشکار میکند.
موج شدیدی از انتقادات از سوی نهادهای نظامی، نمایندگان مجلس و چهرههای اصولگرا علیه مواضع کرباسچی شکل گرفت. سخنگوی سپاه پاسداران حمله به کشتیهای متخلف را اقدامی هماهنگشده و پاسخی قاطع به سومین نقض عهد آمریکا خواند و نمایندگان مجلس سخنان کرباسچی را «سفیدشویی چهره دشمن» و «نادیده گرفتن فداکاری رزمندگان» تلقی کردند
اتهام سفیدشویی اقدامات آمریکا
اظهارات کرباسچی موجی از انتقادات شدید را در میان نمایندگان مجلس شورای اسلامی به راه انداخت. نمایندگان معتقد بودند که اینگونه سخنان ناخواسته به پاککردن صورتمسئله بدعهدیهای آمریکا میانجامد. یوسفی، نماینده اهواز در مجلس، با انتقاد از اظهارات کرباسچی درباره دلایل نقض تفاهم اسلامآباد، گفت: «برخی افراد با سفیدشویی چهره آمریکا و نادیده گرفتن بدعهدیهای این کشور، در پی توجیه اقدامات آن هستند؛ در حالی که آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کرد و برخلاف مفاد تفاهمنامه عمل کرد.» مسئله عجیب و پرتکرار این است که جریان اصولگرا هرگونه آسیبشناسی در رفتارهای داخلی را به معنای «سفیدشویی» جبهه دشمن قلمداد میکند. نگاهی که باعث میشود فضای نقد سیاسی بهشدت محدود شود؛ چراکه هرگونه تحلیل متفاوت از علل شکست توافقات، فوراً با اتهام همصدایی با آمریکا یا تطهیر جنایات دشمن روبهرو میشود.
اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، با لحنی تند به نقد مواضع کرباسچی و همفکرانش پرداخت و گفت: «علت اینکه کرباسچی بدون سند صحبت میکند، این است که برخی تصور میکنند مردم از واقعیتها اطلاع ندارند و مسائل را نمیدانند؛ به همین دلیل چنین حرفهایی مطرح میکنند. ظریف نیز مانند کرباسچی همین حرفهای بیاساس را مطرح میکند. متأسفانه برخی از افراد خودی تلاش میکنند همان حرف آمریکاییها را تکرار کنند و بهخاطر عنادی که با سپاه دارند، مسئله را به شکلی مطرح کنند که گویا سپاه در زمینۀ حملۀ ایران به سه کشتی متخلف در تنگۀ هرمز تخلف کرده است.» این واکنش کوثری ابعاد شدید جناحی این مناقشه را روشن میکند. کوثری با گره زدن سخنان کرباسچی به چهرههایی مانند ظریف و متهم کردن آنها به «حرکت در مسیر دشمن»، نشان میدهد که خاستگاه و همفکران او، هرگونه تشکیک در عملکرد میدان را نوعی عناد ساختاری با سپاه و همکاری نخواسته یا خواسته با دشمن فراملی تلقی میکنند.
در همین زمینه، حاجیدلیگانی، نایبرئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، اظهار کرد: «کرباسچی با وارونهنمایی واقعیت، بدعهدی آمریکا را نادیده میگیرد. کرباسچی و همفکرانش با نادیده گرفتن بدعهدی آمریکا، واقعیتها را وارونه جلوه میدهند و همچنان «عمو ترامپ» را بهنوعی ناجی خود میدانند. کرباسچی، خاتمی، ظریف و روحانی از یک آبشخور فکری تغذیه میکنند؛ غربگرایی و نادیده گرفتن واقعیتهای کشور! عدهای حاضر بودند از سهم ۵۰ درصدی ایران در دریای خزر کوتاه بیایند و به سهم ۳.۵ تا ۵ درصدی رضایت بدهند؛ مسئولیت این رویکرد متوجه روحانی و تیم دیپلماسی اوست!» استفاده از واژههایی مانند «عمو ترامپ» حاکی از آن است که منتقدان سخنان کرباسچی، مسئله را نه یک نقد کارشناسی به یک تاکتیک نظامی، بلکه ناشی از یک وابستگی ایدئولوژیک و غربگرایی مزمن میدانند که در پی تسلیم منافع حیاتی کشور است.
کرباسچی در برنامه «بهوقت ایران»، با نقد عدم شفافیت و اتخاذ تصمیمات پرهزینه، هدف قرار گرفتن سه نفتکش پس از تفاهمنامه اسلامآباد را بهانهای طلایی برای آمریکا جهت خروج از توافق دانست و بر ارزیابی غیراحساسی از موازنه قدرت، توجه به سفره مردم و پایان دادن به جنگ از طریق دیپلماسی تأکید کرد. وی زبان حال بخشی از جامعه است که تحت شدیدترین فشارهای معیشتی، خواستار عقلانیت و بازسازی اعتماد عمومی هستند
تحلیل چهار انگاره خطا در یادداشت جلاییپور
علاوه بر نمایندگان مجلس، برخی چهرههای سیاسی و تحلیلگران نیز به نقد فنی و نظری سخنان کرباسچی پرداختند. محمدرضا جلاییپور، فعال سیاسی، در یادداشتی به بررسی صحبتهای اخیر «غلامحسین کرباسچی» در رسانه ملی پرداخته است. او در یادداشت خود نوشت: «جناب آقای کرباسچی گرامی! صحبتهای دیشب شما در برنامه «بهوقتایران» فرصت خوبی برای گفتوگوی عمومی درباره انگارههایی است که گرچه باور شما و تعدادی از نیروهای سیاسی و بخشی از شهروندان است، میتواند به ارزیابیها و تجویزهایی بینجامد که در خدمت منافع ملی در این ماههای ریلگذار برای امنیت و چشمانداز ایران نیست. توسل به این انگارههای خطا میتواند این تصویر را ایجاد کند که بخشی از اصلاحطلبان در مباحث مهم امنیت ملی با مبانی نظری سست یا منقرضوابطالشده و دادههای اشتباه و سهلانگاری داوری میکنند و به تغییرات صحنه منطقهای و جهانی و اقتضائات تقویت مولفههای قدرت ملی در برابر متجاوزانی که آشکارا تهدید وجودی و تمدنی میکنند توجه کافی ندارند.» او هشدار میدهد که سادهانگاری تحولات بینالمللی و تقلیل رفتارهای تهاجمی آمریکا به «بهانهجویی»، میتواند جایگاه نخبگان اصلاحطلب را در معادلات کلان امنیت کشور تضعیف کند.
تقابل رویکردهای دیپلماتیک و تهاجمی
حواشی سخنان کرباسچی به خطبای جمعه و مراجع مذهبی نیز کشیده شد. احمد خاتمی در واکنش به سخنان اخیر غلامحسین کرباسچی گفت: «چرا نیش میزنید؟ رزمنده کشتی آمریکایی را دیده و زده و امنیت شما را تأمین کرده است؛ میآیید زبان آمریکا را باز میکنید. رزمنده دیده است که سه کشتی تخلف کردهاند و آنها را زده است و دستش هم درد نکند.» حامیان میدان، نقد عملیات نظامی را معادل کملطفی و قدرنشناسی نسبت به جانفشانیهای نیروهای مسلح میدانند. اما این سوال در اذهان ایجاد میشود که اگر نیروهای مسلح در مقطعی اشتباه کردند، حرفی نباید زد؟
در ادامه این واکنشها، علمالهدی، امام جمعه مشهد، نیز راهبرد تهاجمی کامل را مطرح کرد و گفت: «حرکتهای دیپلماتیک در جنگ و میانجیگریها خوشبختانه به بنبست رسید و شکست خورد. شرایط امروز جامعه ما این است که حرکتهای دیپلماتیک در جنگ و میانجیگریها به بنبست رسیده است همه حرکتها در مقام معامله با قاتل امام شهید مظلوم ما بود که خوشبختانه شکست خورد و به نتیجه نرسید.» این اظهارات علمالهدی اوج گسست منطق سیاسی در کشور را نشان میدهد. در حالی که کرباسچی از بنبست دیپلماتیک ابراز نگرانی میکند، علمالهدی این بنبست را یک «پیروزی و خوشبختی» قلمداد کرده و تغییر استراتژی از دفاع به تهاجم را نوید میدهد. این تقابل عمیق، دو الگوی کاملاً متفاوت برای جهتیابی آینده کشور را در برابر افکار عمومی قرار میدهد.
بازخوانی سخنان کرباسچی در رسانههای حامی دیپلماسی
در میان موج اتهامات، برخی روزنامهها و فعالان سیاسی مستقل تلاش کردند هسته اصلی و عقلانی سخنان کرباسچی را استخراج و تبیین کنند. روزنامه هممیهن در یادداشتی نوشت: «حرف اصلی کرباسچی چه بود؟ اگر بخواهیم تمام صحبتهای او را در پنج محور خلاصه کنیم، به این موارد میرسیم: واقعبینی بهجای شعار، تلاش برای پایان جنگ، بازسازی اعتماد عمومی،کاهش برخوردهای سیاسی و شجاعت در تصمیمگیری. نکته محوری سخنان کرباسچی این بود که قدرت یک کشور فقط به توان نظامی آن وابسته نیست؛ حمایت مردم، انسجام داخلی و توانایی تصمیمگیری واقعبینانه نیز در حفظ منافع ملی نقش اساسی دارند.» به نظر میرسد، جریان میانه و اصلاحطلب سعی دارد سخنان کرباسچی را از فضای اتهامزنی خارج کرده و آن را به یک «مانیفست عقلانیت حکمرانی» تبدیل کند. این محورهای پنجگانه نشان میدهند که دغدغه اصلی، بازتعریف مفهوم قدرت ملی بر پایه رضایت عمومی و اتخاذ تصمیمات شجاعانه است.
در همین راستا، احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی نزدیک به جریان اصلاحات، در یادداشتی با عنوان «بیهودگی»، نسبت به پیامدهای سهمگین تداوم جنگ هشدار داد و تصریح کرد: «اگر به هر دلیل و علتی بار دیگر شعله جنگی در ابعاد جنگ ۴۰ روزه و یا شدیدتر از آن، دامن سرزمین و مردم ایران را بگیرد، حضور دکتر پزشکیان در نهاد ریاستجمهوری بیهوده بوده است، شرکت ما در انتخابات بیهوده بوده است، تمام تلاشهای فکری و عملی معطوف به حفظ و اعتلای ایران بیهوده بوده است، بسیاری چیزهای بینهایت ارزشمند، بیهوده بوده است، تقریباً همه چیزمان بیهوده بوده است.......! خداوندا! ما را اسیر بیهودگی در این ابعاد دهشتناک مکن!»
یادداشت زیدآبادی نقد عمیق و دردآلود جریان روشنفکری به انسداد اوضاع است. تحلیل کلام او یعنی نخبگان سیاسی نگران بیمعنا شدن تمام سازوکارهای مدنی و انتخاباتی در صورت بروز یک جنگ خانمانسوز جدید هستند و تداوم این وضعیت را برابر با نابودی تمام دستاوردهای اصلاحگرایانه میدانند.
چالش میان واقعگرایی معیشتی و بازدارندگی نظامی
گزارشهای موجود و مجموع واکنشها نشان میدهد که سخنان غلامحسین کرباسچی در برنامه «بهوقت ایران» فراتر از یک برنامه چنددقیقهای، گسلهای تحلیلی و سیاسی عمیقی را در کشور فعال کرده است. از یکسو، جریان رسمی نظامی و نمایندگان منتقد بر این باورند که پاسخ قاطع به تجاوزات و بدعهدیهای آمریکا تنها ضمانت امنیت ملی است و طرح تشکیک در این اقدامها، سفیدشویی دشمن و تضعیف روحیه رزمندگان است.
فضای شکل گرفته در پی اظهارات کرباسچی در رسانه ملی، نشان داد که جامعه سیاسی ایران در بزنگاهی حساس، میان الگوی «مقاومت و بازدارندگی تهاجمی» و الگوی «واقعگرایی دیپلماتیک و مصلحتسنجی معیشتی» در نوسانی تعیینکننده قرار گرفته است
از سوی دیگر، کرباسچی و همفکرانش با منطقی متکی بر واقعیات عینی معیشتی و موازنه قوا، هشدار میدهند که ندیدن هزینههای جنگ و بیتوجهی به سفره مردم و افکار عمومی، خود بزرگترین خطری است که همبستگی ملی را تهدید میکند. تعجب کرباسچی از روند امور و عدم اطلاع شفاف مسئولان از اتفاقات خطیری چون شلیک به کشتیها، ناشی از هراس وی برای آینده ایران است؛ دیدگاهی بر مدار منطق که در فضای شعاری و پرتنش موجود، شنونده چندانی در میان صاحبان قدرت ندارد.
دیدگاه تان را بنویسید