گزارشها از پیچیدهتر شدن معادلات بازگشایی تنگه هرمز خبر میدهند
شروط تهران؛ دیپلماسیزدایی یا رمز پیروزی؟!
طهمورث گیلانی
در حالی که طی روزهای اخیر عقربههای ساعت دیپلماسی در منطقه خلیج فارس به نفع آرامش در حرکت بود و سیگنالهای مثبتی از سوی تهران و مسقط مبنی بر نزدیک شدن به یک توافق نهایی برای تعیین سازوکار جدید عبور کشتیها مخابره میشد، انتشار بیانیه ششبندی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران، بار دیگر نگاهها را به سمت پیچیدگیهای بنیادین این پرونده معطوف کرد. این تحولات نشان میدهد که برخلاف تصورات اولیه در محافل غربی، بازگشایی شریان حیاتی انرژی جهان تنها یک مسئله فنی میان ایران و عمان نیست، بلکه تابعی از یک معادله چندمجهولی میان تهران و واشنگتن است که اکنون با شروط جدید ایران، وارد فاز تازهای از جنگ ارادهها شده است.
تحقق مطالبات ایران، بهویژه دریافت غرامت جنگی و لغو کامل محاصره، اکنون به جدیترین چالش پیش روی دولت ترامپ برای بازگرداندن جریان انرژی بدل شده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند گره زدن امنیت کشتیرانی به مسائل کلان سیاسی، دستیابی به یک توافق زودهنگام را بیش از هر زمان دیگری در ابهام فرو برده است
انتشار شش شرط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، چشمانداز بازگشایی این تنگه در کوتاهمدت را در ابهام بیشتری فرو برد. محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفت که این شورا چه در جنگ و چه در مذاکره هرگز کوتاه نخواهد آمد. شورای عالی امنیت ملی ایران زبان صریحتری در مقایسه با تفاهمنامه با آمریکا به کار بسته است. در یک مقایسه سریع با یادداشت تفاهم، ایران این بار به شکلی صریح خواستار پرداخت بیکم و کاست خسارتهای دو جنگ شده است، موضوعی که در نص یادداشت تفاهم دیده نمیشد. پذیرش آمریکا تقریبا ناممکن است چرا که آن کشور را در موضع متجاوز قرار میدهد و به زبان سیاسی هم به شکست تعبیر میشود. در عین حال، پرداخت غرامت، تبعات حقوقی دیگری هم بهعنوان آغازگر جنگ و همچنین اقدامات غیرقانونی بینالمللی دارد.
شروط ششگانه؛ تغییر زمین بازی از فنی به راهبردی
دبیر شورای عالی امنیت ملی میگوید هرمز تا زمانی که آمریکا رفتار خود را اصلاح نکند باز نخواهد شد؛ موضعی که در رسانههای بینالمللی بهعنوان نشانهای از سختتر شدن موضع تهران و افزایش فاصله میان دو طرف برای رسیدن به توافق تعبیر شده است. محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورای عالی امنیت ملی، روز گذشته در پیامی اعلام کرد: «تا آمریکا رفتارش را تصحیح نکند، تنگه هرمز باز نخواهد شد.» او تاکید کرد که شورای عالی امنیت ملی «هرگز کوتاه نخواهد آمد؛ چه در جنگ و چه در مذاکره».
ذوالقدر سپس ۶ مطالبه ایران را برای تغییر رفتار آمریکا برشمرد: «۱- ایران را هرگز و با هیچ زبانی تهدید و به مقدسات این ملت توهین نکند. ۲- به جنگ و تجاوز علیه ایران و متحدان ایران در لبنان، فلسطین، یمن و عراق برای همیشه پایان دهد. ۳- محاصره دریایی را بردارد و نیروهای نظامی (دریایی و هوایی) خود را از پیرامون ایران خارج کند. ۴- خسارتهای دو جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی به ایران را بیکم و کاست بپردازد. ۵- تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی علیه ملت ایران را بردارد. ۶- دارائیهای مسدود شده و دزدیده شده مردم ایران را بیقید و شرط آزاد کند.»
این فهرست در واقع مجموعهای از مطالبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی تهران را یکجا در برابر بازگشایی هرمز قرار میدهد؛ به همین دلیل اهمیت اظهارات ذوالقدر صرفاً به مسئله کشتیرانی محدود نمیشود و مستقیماً به آینده مذاکرات تهران و واشنگتن گره خورده است. این در حالی است که دونالد ترامپ گفته بود که خسارات حملات ایران را از پولهای بلوکه شده ایران میگیرد. این موضع آمریکا عملا نفی ششمین شرط ایران برای آزادسازی تمامی داراییهاییهایش است. شرط دوم ایران هم اگرچه به بند نخست یادداشت تفاهم میماند، یک تفاوت بنیادین دارد. در تفاهمنامه دو کشور تنها از پایان دائمی تخاصم در ایران و لبنان نام برده شده بود. این بار اما ایران خواستار پایان دائمی جنگ در فلسطین، یمن و عراق هم شده است.
دیپلماسی در مسقط؛ توافق فنی یا بنبست سیاسی؟
اهمیت این موضع زمانی بیشتر میشود که چند روز پیش، فضای مذاکرات درباره هرمز متفاوت به نظر میرسید. ایران و عمان در هفتههای گذشته درباره سازوکاری برای مدیریت عبور و مرور کشتیها مذاکره کردهاند. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در حاشیه رویداد محرم و عاشورا در وزارت امور خارجه، در جمع خبرنگاران گفت: «مذاکره با آمریکا نداریم.» وی تاکید کرد: «تبادل پیام از طریق واسطهها وجود دارد، اسم این مذاکره نیست، بلکه تبادل پیام است. واسطهها همچنان تلاش میکنند که زمینههای مذاکره را مجددا ایجاد بکنند.»
عراقچی در مورد مذاکرات ایران و عمان گفت: «مذاکرات با عمان در خصوص تعیین مسیر دریایی جدید در تنگه هرمز است. این مذاکرات خود پیش رفته و میتوانم بگویم که در مراحل پایانی هستیم. مسیرهای قدیمی که وجود داشته با مسیر های جدیدی جایگزین میشوند. متخصصین در حال کار روی نقشهها هستند.» وی در مورد اثر توافق احتمالی با عمان توضیح داد: «توافق بر سر مسیر جدید با عمان به معنی باز شدن تنگ هرمز نیست. توافق با عمان ممکن است که صورت بگیرد ولی باز شدن تنگه هرمز منوط به تحقق یک سری شرایط دیگری است که به هر حال این شرایط از طریق واسطهها منتقل شدهاست.»
وزارت خارجه عمان نیز روز شنبه اعلام کرد مذاکرات با ایران درباره ترتیبات کشتیرانی در تنگه هرمز در فضایی «مثبت و سازنده» ادامه دارد. مسقط در عین حال حملات مکرر به کشتیها هنگام عبور از تنگه را محکوم کرد، بدون آنکه مسئولیت این حملات را متوجه طرف مشخصی کند. وزارت خارجه عمان تأکید کرده است که باید از هر اقدامی که بتواند بر مذاکرات و پیشرفت حاصلشده تأثیر بگذارد، پرهیز شود و منافع همه طرفها در نظر گرفته شود.
ترامپ در دوراهی بنزین و اعتبار
رسانههای بینالمللی نیز دقیقاً بر همین نکته تمرکز کردهاند. نیویورک تایمز در گزارشی نوشته است که شرایط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، چشمانداز توافق برای بازگشایی تنگه هرمز را پیچیده کرده است. بنابر این گزارش، فهرست شروط جدید ایران این انتظار را که توافق با عمان بتواند بهزودی عبور و مرور تجاری از تنگه را از سر بگیرد، برهم زده است و میتواند فشار را بر دونالد ترامپ برای پذیرش برخی از خواستههای تهران افزایش دهد. گاردین هم خواستههای ایران را سختگیرانه توصیف کرد و نوشت که با شرایط ایران توافق برای بازگشایی تنگه هرمز همچنان دور از دسترس است. سیانان هم با اشاره به شرایط ایران نوشته است که به نظر میرسد تهران مصمم است پیش از بازگشایی تنگه هرمز، از آمریکا امتیاز بگیرد.
والاستریت ژورنال در گزارشی نوشته است: «ایران خواهان خروج نیروهای آمریکایی از منطقه، لغو محاصره دریایی، برداشتن تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدود شده و دریافت میلیاردها دلار غرامت جنگی پیش از بازگشایی کامل تنگه است. این موضوع گزینههای کمتری را برای ترامپ باقی میگذارد. به نظر میرسد ایران معتقد است واشنگتن برای خروج اشتیاق دارد و از توانایی خود در به هم زدن تنگه هرمز و جریان جهانی نفت به عنوان اهرم فشار استفاده میکند.» با توجه به اینکه قیمت بنزین در ایالات متحده حدود ۴ دلار در هر گالن است و انتخابات میانی نزدیک است، ترامپ انگیزههای قوی برای به دست آوردن یک توافق دارد.
نورالدین بوزیان، خبرنگار شبکه الجزیره در واشنگتن، به نقل از جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گزارش داد که ایالات متحده به توافقی درباره تنگه هرمز نزدیک شده است که ممکن است در روزهای آینده منعقد شود. ونس گفت ایالات متحده به دنبال آن است که «حجم نفت و گازی که از تنگه هرمز خارج میشود به حداکثر برسد.» او افزود: «انتظار ما این است که همان میزان نفت و گازی را از خلیج [فارس] شاهد باشیم که پیش از آغاز درگیری از آن خارج میشد. این همان کاری است که ائتلاف کشورهای خلیج فارس نیز میخواهد انجام دهد.»
بازدارندگی در میدان؟
در کنار میز مذاکره، زبان میدان نیز همچنان تند و تیز است. سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه ، گفت: «تنگه هرمز برای ما یک جغرافیای نبرد است و یک راهبرد نیست. راهبرد فعلی ما حفظ این تنگه هست تا زمانی که دشمن همهی شرایط ما را بپذیرد.» این موضعگیری در کنار سخنان محمد مرندی، کارشناس امور راهبردی، معنای دقیقتری از مواضع این روزهای ایران پیدا میکند. محمد مرندی در مصاحبه با شبکه المیادین گفت: «ایران از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز هزینه دریافت خواهد کرد.» همزمان با این مذاکرات، امارات متحده عربی اعلام کرد یک کشتی متعلق به شرکت نفت و گاز دولتی ادنوک ابوظبی هنگام عبور از تنگه هرمز هدف قرار گرفته است. وزارت خارجه امارات مدعی شد که ایران این کشتی را با موشک هدف قرار داده است. شرکت ادنوک اعلام کرد در حمله بامداد شنبه هیچ تلفاتی رخ نداده است اما این موضوع نشان میدهد که همچنان سطح تنشها به صفر نرسیده است.
ایران با تفکیک «توافق فنی با عمان» از «تصمیم سیاسی برای بازگشایی»، تنگه هرمز را به اهرمی برای تحمیل شروط ششگانه خود بر واشنگتن تبدیل کرده است. دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تأکید دارد که تا زمان اصلاح رفتار آمریکا و پذیرش مطالبات تهران، این آبراه حیاتی به روی کشتیرانی عادی باز نخواهد شد
هرمز به شرایط پیشین باز نمیگردد
نگاهی به مواضع چهرههای ارشد کشور نشاندهنده یک اجماع کلی در نحوه مدیریت این بحران است. آیتالله آملی لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اعلام کرد: «ایران به هیچ قیمتی از تنگه هرمز عقب نشینی نخواهد کرد و تنگه هرمز به شرایط پیشین باز نخواهد گشت. ملت ایران و نیروهای مسلح پای تنگه هرمز ایستاده اند و حاکمیت این آبراه با جمهوری اسلامی است. دشمن با تمام قوا در پی حصر ایران است، هرچند جمهوری اسلامی بیش از ۴۰ سال تجربه تحریم را پشت سر گذاشته است.» در مجلس نیز، حاجی بابایی نائب رئیس مجلس در نطق پیش از دستور گفت: «هر طرح و گفتهای که حاکمیت جمهوری اسلامی در تنگه هرمز را نقض کند مقبول جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود.» جمیع این اظهارات این نکته را برجسته میکند که گویا ایران تصمیم گرفته حلقه فشارها را محکمتر کند که اساسا معلوم نیست در راستای دیپلماسی پیش خواهد رفت یا جنگ جدید را برای منطقه رقم خواهد زد.
از سوی دیگر، علیاکبر صالحی، وزیر اسبق امور خارجه، خطاب به عراقچی گفت: «عاشورا مدرسه گفتوگو بود، امام حسین (ع) تا آخرین لحظه راه گفتوگو را نبست. بارها حجت را بر سپاه کوفه تمام کرد. مقاومت هرگز به معنای نفی گفتوگو نیست، بلکه گفتوگو تا آخرین لحظه ادامه دارد.» این سخنان توصیهای به وزیر امور خارجه برای ادامه مذاکرات بود و بیانگر این نکته که تهران در تلاش است تا از اهرم هرمز برای حلوفصل نهایی پروندههای کلانی همچون تحریمها و داراییهای مسدود شده استفاده کند. تحلیلگران نیز بر این باورند که شاید به بتوان از این اهرم استفاده کرد اما در ادامه یک پرسش بنیادین را مطرح میکنند؛ تا چه زمانی میتوان از تنگه هرمز به عنوان ابزار بازدارنگی استفاده کرد، آن هم در روزگاری که معادلات منطقه به سرعت نور در حال تغییر است.
هرمز، گلوگاه نظم جدید جهانی
آنچه امروز در تنگه هرمز میگذرد، فراتر از یک مناقشه دریایی ساده است. ایران، عبور از این گلوگاه را به اصلاح رفتار آمریکا گره زده است. دانیل بایمن، پژوهشگر ارشد CSIS، تأکید میکند که مناقشه هرمز دیگر صرفاً مسئله توان نظامی نیست، بلکه به نبرد بر سر تحمل هزینه، اهرم فشار و اراده سیاسی تبدیل شده است. به تعبیر او، ایران با ایجاد اختلال در جریان انرژی تلاش کرده از موقعیت جغرافیایی خود برای ایجاد اهرم سیاسی استفاده کند و آمریکا نیز با ایجاد محاصره دریایی در برابر ایران، در واقع تلاش کرده محاصرهکننده را محاصره کند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، نیز استراتژی تهران در هرمز را نوعی تلاش برای ایجاد کنترل هوشمند بر این آبراه توصیف کرده بود. در تحلیل او، تهران تلاش میکند با ایجاد ترتیبات جدید برای مدیریت تردد کشتیها و تثبیت واقعیتهای جدید در آبراه، اهرم خود را در میز مذاکره افزایش دهد. به اعتقاد ندیمی، هدف لزوماً بستن دائمی تنگه نیست؛ بلکه ایران میتواند از کنترل بر نحوه عبور کشتیها بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی استفاده کند.
بازگشایی تنگه هرمز نه با نقشههای فنی مهندسان در مسقط، بلکه با اراده سیاسی در واشنگتن و تهران گره خورده است. آیا ترامپ حاضر است برای نجات اقتصاد خود و کاهش قیمت بنزین، از سیاست فشار حداکثری دست کشیده و شروط تهران را بپذیرد؟ یا اینکه بار دیگر با اصرار بر مواضع خود، فرصت دیپلماسی را از دست خواهد داد؟ از سوی دیگر ممکن است ایران این شروط را تعیین کرده که دست بالا را داشته باشد و بر سر تعدادی از آن ها توافق کند اما بعید به نظر میرسد ترامپ تک تک شروط ایران را بپذیرد. پاسخ این سوالات در روزهای آینده و با روشن شدن نتایج تبادل پیامها مشخص خواهد شد، اما یک چیز قطعی است: هرمز دیگر آن آبراه سابق نخواهد بود و قواعد جدید عبور از آن برای کل منطقه و حتی جهان نوشته خواهد شد.
دیدگاه تان را بنویسید