کمانه «شجاعت انقلابی» به «مصلحت ملی»!

طهمورث گیلانی

 

شامگاه دوشنبه ۲۲ تیرماه، عقربه‌های ساعت صحن علنی مجلس شورای اسلامی پس از وقفه تامل‌برانگیز ۴ ماه و ۱۳ روزه، بار دیگر به حرکت درآمدند تا شاهد حضور ۲۵۹ نماینده‌ای باشند که در شرایطی اضطراری و تحت تدابیر شدید امنیتی گرد هم آمده بودند. این نشست که به ریاست حمیدرضا حاجی‌بابایی برگزار شد، فراتر از یک جلسه عادی برای رفع انباشت طرح‌ها و لوایح، به میدانی برای بازتعریف نقش مجلس در میانه یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های نظامی و دیپلماتیک تاریخ معاصر ایران بدل شد. در ابتدای جلسه، پس از نطق نایب‌رئیس مجلس، نمایندگان از صندلی‌های خود برخاسته و با حضور در وسط صحن و جنب سخنگاه، فریادهای «انتقام! انتقام!» سر دادند. شعارهایی همچون «نه سازش، نه تسلیم؛ نبرد با آمریکا» و «می‌جنگیم می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم» فضای پارلمان را به شدت ملتهب کرد. این اتمسفر، پیش‌درآمدی بود بر بررسی طرح‌هایی که قرار است در مجلس مطرح شود.

بی‌وزنان پرصدا در مجلس، اگرچه تصمیم‌گیر نهایی نیستند، اما در فضای «دیپلماسی رسانه‌ای» هزینه‌های گزافی می‌تراشند. پافشاری بر ترجیع‌بند کلامی «انتقام» و «بمب اتم»، به ترامپ این فرصت را می‌دهد تا رقبای دموکرات خود را به ضعف متهم سازد و فضای داخلی آمریکا را برای اجماع علیه ایران آماده‌تر کند. همین الگو در پیشنهاد‌های مربوط به انسداد شاهراه‌های حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز تکرار می‌شود

دستور کار اصلی، اصلاح ماده یک قانون آیین‌نامه داخلی مجلس بود تا تکلیف جلسات در زمان بحران روشن شود. محسن زنگنه، سخنگوی کمیسیون آیین‌نامه، در دفاع از این طرح با اشاره به ضرورت تداوم قانون‌گذاری گفت: «بر اساس مواد مختلف آئین‌نامه داخلی مجلس، نظیر ماده ۲۰، ماده ۹۹، ماده ۱۰۳ و ماده ۸۲ آئین‌نامه؛ برگزاری جلسات در صحن علنی مجلس جز تکالیف هیئت رئیسه و رئیس مجلس است. واقعیت این است که ما نباید قانون‌گذاری مجلس را متوقف و تعطیل کنیم.» او تاکید کرد که در این طرح، بستر لازم برای برگزاری جلسات در مکان‌های جایگزین یا فضای مجازی فراهم شده است. اما این سخنان با واکنش تند مخالفانی روبرو شد که معتقد بودند تعطیلی طولانی‌مدت اخیر توجیه قانونی نداشته است. مهدی کوچک‌زاده با انتقاد از عملکرد ماه‌های اخیر گفت: «در این ایام که مجلس تعطیل شده بود، وقایع بزرگی اتفاق افتاد که انتظار می‌رفت در اولین جلسه علنی مجلس، به آن وقایع بطور واقعی و نه نمایشی پرداخته شود. متاسفانه شاهدیم همان رویه‌های سابق ادامه دارد. در قانون‌گذاری از کلمات کلی و مبهم نمی‌توان استفاده کرد. اینکه گفته می‌شود در شرایط خاص و اضطرار کشور، کلی و ابهام دارد چراکه به این بهانه ۴ ماه است مجلس تعطیل است.» حمید رسایی نیز ، هیئت‌رئیسه را به چالش کشید و عنوان کرد: «همین هیئت رئیسه ۵ ماه مجلس را بدون دلیل و به اسم امنیت و به اسم شعام تعطیل کرده است. طبق قانون اساسی، حکومت نظامی ممنوع است اما اگر مجلس نظر دهد می‌توان انجام داد اما همین مجلس را ۵ ماه است تعطیل کرده‌اند. با این طرح تعطیلی مجلس ادامه‌دار خواهد بود.»

بازگشایی مجلس پس از ۱۳۳ روز تعطیلی، به جای تمرکز بر حل بحران، به میدانی برای  جنجال درباره ساخت بمب اتم و بستن تنگه هرمز تبدیل شد که در شرایط تهدیدات نظامی آمریکا، تیم مذاکره‌کننده را با چالش‌های امنیتی و دیپلماتیک جدیدی مواجه می‌کند

در مقابل، عباس گودرزی به دفاع از مجلس پرداخت و در مقام موافق، تصریح کرد: «باید بگویم که مجلس تعطیل نبوده است. اینکه بگوییم مجلس تعطیل بوده، جفای به مجلس است. قانونگذاری، نظارت بر حسن اجرای قانون و نمایندگی مردم وظیفه مجلس است. مخالفت با این طرح به معنای استمرار وقفه در امر نمایندگی است.» علی خضریان نیز گفت: «ما اجازه نداریم عافیت‌طلبی در پیش بگیریم و بگوییم اگر صحن علنی مجلس تشکیل نشد، ما دیگر در هیچ شرایطی قانونگذاری نخواهیم کرد؛ این حتماً ظلم به مردم، ظلم به امام شهید و ظلم به امام حی و حاضر خواهد بود.» در نهایت، کلیات این طرح با ۲۱۱ رأی موافق تصویب شد تا مجلس در شرایط بحرانی دیگر به کما نرود.

دکترین هسته‌ای و معمای تنگه هرمز؛ شمشیر دو دم دیپلماسی

در حالی که جو صحن همچنان تحت تاثیر شعارهای ضدآمریکایی بود، اعلام وصول طرح «اقدام راهبردی تامین امنیت و پیشرفت پایدار تنگه هرمز و خلیج فارس» توسط سمیه رفیعی، شوک جدیدی به فضای سیاسی وارد کرد. حمیدرضا حاجی‌بابایی در این باره یادآور شد: «ما در این رابطه ۱۱ طرح داریم، حال این طرح را اعلام وصول کردیم تا در کمیسیون جمع‌بندی و بررسی شود و نمایندگان پیرامون آنها بحث و تبادل نظر کرده و به اجماع برسند.» تحلیلگران درباره این طرح پیش از مطرح شدن در مجلس بر این باور بودند که مانند قانون اقدام راهبردی در دوران برجام، دست مذاکره‌کنندگان را خواهد بست، اما جنجالی‌ترین بخش دخالت‌های مجلس در اقدامات دیپلماتیک کشور، اظهارات برخی نمایندگان درباره تغییر دکترین نظامی کشور است. دیروز احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی در گفت‌وگو با ایلنا، از ضرورت ساخت «بمب هسته‌ای» سخن گفت. این موضع‌گیری در کنار بیانیه ۱۸۰ نماینده مجلس که خواستار «ارتقای دکترین دفاعی» و «پایان یافتن تفاهم با آمریکا» شده بودند، فضای دیپلماتیک را برای دولت دشوارتر کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «در سنگر مجلس عهد می‌بندیم در مسیر خون‌خواهی و انتقام، لحظه‌ای از تلاش، برنامه‌ریزی و اقدامات عملی غفلت نکنیم. اکنون که رئیس‌جمهور آمریکا این تفاهم را پایان‌یافته اعلام کرده، انتظار می‌رود سران قوا مواضع قاطع و انقلابی خود را در این زمینه اعلام کنند.»

محمد بیات، عضو کمیسیون امور داخلی، نیز با ادبیاتی تندتر به استقبال تهدیدات ترامپ رفت و گفت:«ما منتظر حمله آمریکا هستیم تا در ادامه جنگ، کار ترامپ و نتانیاهو یکسره شود. گره‌هایمان با آمریکا را با موشک باز می‌کنیم، نه با رفتارهای انفعالی و آمریکایی‌ها باید مراقب رفتارهای خود باشند. آمریکا ثابت کرده که به هیچ‌یک از اصول انسانی پایبند نیست و با چنین کشوری فقط باید با زبان زور صحبت کرد.» این دست مواضع، درست در زمانی که واشنگتن به دنبال بهانه‌ای برای تشدید فشارها و حتی حمله نظامی است، می‌تواند به مثابه چالشی جدی در زمین دیپلماسی تلقی شود. واقعیت این است که سیاست خارجی عرصه شجاعت در کلام نیست، بلکه عرصه مهارت در عمل است. سخن گفتن از بمب اتم یا انسداد شاهراه‌های انرژی، در حالی که کشور تحت فشارهای شدید قرار دارد، بیش از آنکه ابزار بازدارندگی باشد، بهانه‌ای برای اجماع‌سازی علیه تهران فراهم می‌کند. تهدید به قتل ترامپ یا انسداد باب‌المندب، به جای گره‌گشایی، تنها به حریف اجازه می‌دهد تا فضای داخلی خود را برای فشار بیشتر آماده‌تر کند. در دنیای امروز، رسانه‌های غربی کاری به وزن واقعی سیاسی گوینده ندارند؛ برای آن‌ها، عنوان «عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس» کافی است تا هر اظهارنظری را به عنوان راهبرد پنهان نظام فاکتور کنند.

اظهارات بی‌پروا و رادیکال برخی نمایندگان، بیش از آنکه قدرت بازدارندگی ایجاد کند، بهانه‌ای برای اجماع‌سازی علیه ایران فراهم آورده و با تبدیل شدن به خوراک تبلیغاتی رسانه‌های غربی، هزینه‌های سنگینی را بر دیپلماسی و معیشت مردم تحمیل خواهد کرد

در حاشیه این نشست ملتهب، انتخابات هیئت‌رئیسه کمیسیون‌های تخصصی نیز نتایج تامل‌برانگیزی داشت. در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، ابراهیم عزیزی به عنوان رئیس انتخاب شد، اما نکته کلیدی، حذف چهره‌های تندرویی چون محمود نبویان و ابراهیم رضایی از ترکیب هیئت‌رئیسه بود. ابراهیم رضایی که پیش از این با انتقاد از تیم مذاکره‌کننده گفته بود: «اگر سند تفاهم را قابل دفاع می‌دانند با مردم حرف بزنند. تفاهم‌نامه نقاط مثبت و منفی دارد اما متناسب با پیروزی بزرگ ملت ایران در جنگ چهل‌روزه نیست»، حالا جایگاه سخنگویی را از دست داده است. ناظران سیاسی بر این باورند که حذف این چهره‌ها می‌تواند سیگنالی برای «متعادل شدن» مواضع کمیسیون امنیت ملی باشد. با این حال، ابراهیم عزیزی، رئیس جدید، بلافاصله پس از انتخاب، بر مواضع سخت‌گیرانه در قبال تنگه هرمز تاکید کرد و نوشت: «مجلس شورای اسلامی محکم و استوار بر روی خطوط قرمز به‌ویژه مدیریت تنگه هرمز ایستاده است. این اولین قدم است، اقدامات بعدی خواب را از چشم دشمنانمان خواهد گرفت.»

وقتی شعار جای مصالح ملی را می‌گیرد

نگاهی به فضای کلی مجلس نشان می‌دهد که نوعی «مسابقه در تندی» میان برخی نمایندگان شکل گرفته است. احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، در یادداشتی با عنوان «پای توطئه در میان است»، نسبت به تبعات این اظهارات هشدار داد و نوشت: «موساد ظاهراً استفاده خود را از آقای پهلوی کرده و اینک در حال به خدمت گرفتن گروهی در داخل کشور است که از قضا خود را ضداسرائیلی‌ترین نیرو معرفی می‌کند! سلامت‌نفس، دشمن تعصب‌ کور و پافشاری‌ هیستریک در امور پیچیده است. کسانی که این دو سیئه را دارند، سلامت‌نفس لازم را ندارند و در نتیجه ابزار توطئه‌گران می‌شوند.» این هشدار ناظر بر این واقعیت است که در شرایط حساس کنونی، هر سخنی که بوی تقابل اتمی بدهد، مستقیم بر معیشت مردم و امنیت ملی اثر می‌گذارد. اظهارات احمد بخشایش اردستانی مبنی بر ضرورت ساخت «بمب هسته‌ای»، درست در نقطه‌ای مقابل عقلانیت دیپلماتیک قرار دارد. شکی نیست که ایران هزینه‌های سنگینی بابت پرونده هسته‌ای خود پرداخته است، اما پاسخ به این هزینه‌ها، فرو غلتیدن در مسیر تقابل مطلق و بهانه دادن به دست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تندرو‌های واشنگتن نیست. این دست مواضع، به جای آنکه موضع ایران را تقویت کند، فضای بین‌المللی را علیه تهران منسجم‌تر کرده و واکنش‌های تندتر ایالات متحده را به دنبال خواهد داشت.

بی‌وزنان پرصدا در مجلس، اگرچه تصمیم‌گیر نهایی نیستند، اما در فضای «دیپلماسی رسانه‌ای» هزینه‌های گزافی می‌تراشند. پافشاری بر ترجیع‌بند کلامی «انتقام» و «بمب اتم»، به ترامپ این فرصت را می‌دهد تا رقبای دموکرات خود را به ضعف متهم سازد و فضای داخلی آمریکا را برای اجماع علیه ایران آماده‌تر کند. همین الگو در پیشنهاد‌های مربوط به انسداد شاهراه‌های حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز تکرار می‌شود. مسدود کردن یا سفت‌وسخت گرفتن غیرعادی در تنگه هرمز، بر خلاف تصور مدافعان آن، ائتلاف‌های نظامی بین‌المللی را به خلیج فارس می‌کشاند و کشور‌های همسایه را نیز به صف‌آرایی در برابر تهران مجاب می‌کند.

مجلس دوازدهم با بازگشایی صحن علنی خود، اگرچه به تعطیلی ۴ ماهه پایان داد، اما با طرح موضوعات جنجالی، خود را در مرکز یک طوفان سیاسی قرار داده است. تصویب قانون برای برگزاری جلسات در شرایط اضطرار، گامی در جهت تقویت نهاد مجلس بود، اما همزمان، نطق‌های آتشین درباره توانمندی‌های هسته‌ای و تهدید به بستن تنگه هرمز، تیم مذاکره‌کننده را با چالش‌های جدیدی مواجه کرده است. اکنون که آمریکا تفاهم‌نامه را پایان‌یافته می‌بیند و بر طبل جنگ می‌کوبد، بیش از هر زمان دیگری به صدایی واحد، سنجیده و مبتنی بر مصلحت ملی نیاز است. تریبون بهارستان نباید به محلی برای مسابقه در ابراز مواضع هزینه‌ساز تبدیل شود؛ چرا که در دنیای امروز، کلمات به اندازه موشک‌ها برد دارند و یک موضع‌گیری نسنجیده می‌تواند بهایی سنگین بر معیشت و امنیت کشور تحمیل کند. اگر قرار است در برابر فشارهای خارجی ایستادگی شود، این ایستادگی باید با اتکا به دیپلماسی هوشمندانه و پرهیز از بهانه دادن به دست دشمن باشد، نه با فریاد کشیدن استراتژی‌هایی که پیش از اجرا، تاثیر منفی خود را بر بازار و امنیت کشور بر جای می‌گذارند. روزهای آینده نشان خواهد داد که آیا بهارستان‌نشینان می‌توانند میان «شجاعت انقلابی» و «مصلحت ملی» توازنی برقرار کنند یا خیر؟ آنچه روشن است، این است که در جنگ پست‌مدرن امروز، عقلانیت و سلامت‌نفس، بزرگترین سلاح در برابر توطئه‌های پیچیده است.