خطر «زیاده‌روی ایران در محاسبات خود» جدی است

کشورمان در روزهای گذشته شاهد مراسم سوگواری، تشییع و خاکسپاری پیکر آیت‌الله خامنه‌ای در تهران، قم، نجف، کربلا و درنهایت مشهد بود. هم‌زمان ایرانیان چشم به ادامه مذاکرات فنی دوخته‌ بودند که قرار بود اواسط هفته گذشته در اسلام‌آباد برگزار شود، ولی از شامگاه روز چهارشنبه، سپاه و سنتکام دوباره در «تنگه هرمز» به‌شدت با یکدیگر درگیر شدند. نیروی دریایی سپاه حداقل به سوی سه کشتی در تنگه هرمز شلیک کرد و وارد فاز تقابل نظامی مجدد با سنتکام شد؛ ایالات متحده نیز تعلیق دوماهه تحریم‌های نفتی و پتروشیمی را مجددا «لغو» کرد. حال، نکته مهم اینجاست:«بسیاری براین باورند که اگر کاخ سفید با تکیه برگزارش‌های جهت‌دار و خوانش نادرست از وقایع داخلی ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، دچار یک اشتباه محاسباتی استراتژیک نمی‌شد و بر پایه این فرض توهمی که جمهوری اسلامیِ تضعیف‌شده را می‌توان با ترکیبی از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل و آشوب‌های مرزی به‌فروپاشی کشاند، -کوشنر و ویتکاف- را راهی ژنو نمی‌کرد تا با ژست مذاکره، وارد جنگ شود؛ هرگز وقایع آن- شنبه‌لعنتی- رقم نمی‌خورد و محاسبات منطقه و جهان نیز این‌گونه دگرگون نمی‌شد!» و بر همین مبنا، پرسش نهایی این است: «آیا ترامپ پس از ترور رهبرعالی و فرماندهان ارشد، به‌راه انداختن دو جنگ و عبور از مرزهای بی‌سابقه خشونت، اساساً ظرفیتی برای دیپلماسی با جمهوری اسلامی باقی گذاشته است؟» برای پاسخ به ‌نکته و پرسش فوق، به ‌سراغ باربارا اسلاوین «Barbara Slavin» تحلیلگر ارشد آمریکایی و عضو پیشین شورای آتلانتیک، رفتم. او با صراحتی واقع‌بینانه معتقد است: ترامپ اکنون یک «اردک لنگ» در سیاست آمریکاست که بیش‌از هرچیز نگران میراث شخصی و ثروت خویش است، تا پیشبرد یک جنگ تمام‌عیار دیگر با تهران. با این حال، او چشم‌انداز عادی‌سازی روابط یا لغو موثر تحریم‌ها را در شرایط کنونی -حتی با وجود تفاهم‌نامه‌ موقت اسلام‌آباد- بسیار دور از ذهن می‌داند و درعین حال، به‌شدت نگران زیاده‌روی تهران در محاسبات خویش نسبت به ترامپ است. خانم‌ها و آقایان، به «میز سیاست‌خارجی توسعه ‌ایرانی» خوش آمدید.

حمیدرضا مهدیزاده

   

باربارا اسلاوین عزیز، از این‌که درخواست من را برای مصاحبه با روزنامه «توسعه ایرانی» پذیرفتید، سپاسگزارم. در ابتدا، مایلم تاکید کنم که همزمان با پایان مراسم سوگواری و تشییع پیکر آیت‌الله علی خامنه‌ای در ایران و عراق، نه‌تنها برخلاف انتظار عمومی دور دوم مذاکرات فنی میان جمهوری اسلامی و دولت ترامپ در اسلام‌آباد آغاز نشده که سپاه و سنتکام برای چندمین‌بار بایکدیگر وارد درگیری شدند. پرسش اساسی اینجاست: چرا ویتکاف و کوشنر در ژنو با عراقچی که کاملاً برای یک توافق آماده بود، به تفاهم نرسیدند تا آن «شنبه لعنتی» رقم بخورد؛ شنبه‌ای که آغازگر چهل روز جنگ تصورناپذیر شد و متاسفانه تبعات آن هنوز در حال نمایان شدن است؟

من پیشگو نیستم. اما این‌طور به‌نظر می‌رسد که ترامپ براساس اعتراضات ژانویه -وقایع تلخ دی‌ماه- متقاعد شده بود که حکومت ایران ضعیف شده است و می‌توان آن را از طریق ترکیبی از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل و حملات زمینی شورشیان کُرد سرنگون کرد. یک توافق هسته‌ای دیگر از نوع برجام برای وی کافی نبود؛ کسی که دستورالعمل‌های متناقضی درباره غنی‌سازی اورانیوم و موارد دیگر به ویتکاف داده بود.

 باید تاکید کنم، با وجود این‌که من ترامپ را مقصر شروع این جنگ می‌دانم، اما این خطر نیز به‌طور جدی وجود دارد که ایران در محاسبات خود زیاده‌روی کند، در آن صورت، همه بیش از پیش بازنده خواهند بود

کاملاً واضح است که ترامپ دچار اشتباه محاسباتی شد و نتوانست توانایی ایران در بستن تنگه هرمز و حمله به اهدافی در کشورهای عربی را نادیده نگیرد. ترامپ می‌خواهد جنگ پایان یابد، اما نمی‌خواهد یک بازنده به‌نظر برسد. بنابراین، مذاکرات فعلی-با فرض اینکه در نهایت از سر گرفته شوند- احتمالاً طولانی و دشوار خواهند بود و همان‌طور که نمونه اخیرش را به‌درستی اشاره کردید، با دور جدیدی از حملات تلافی‌جویانه متقابل همراه خواهد شد.

پاسخ شما را درک و تاکید می‌کنم که من هم پیشگو نیستم، اما به‌عنوان پرسش‌گر، باید به واقعیت‌های ساختاری نگاه کنم. به نظر شما چرا ناتو، و به‌ویژه بریتانیا -که به لحاظ سنتی سرسخت‌ترین متحد آمریکا به شمار می‌رود- از ورود به جنگ علیه ایران خودداری کردند؟ آیا ترامپ و نتانیاهو صرفاً آن‌قدر به یک پیروزی سریع و فروپاشی کامل جمهوری اسلامی اطمینان داشتند که نیازی به حمایت متحدان خود حس نمی‌کردند؟ یا اینکه متحدان غربی آمریکا از قبل دریافته بودند که روایت «تغییر رژیم» که از کاخ سفید و تل‌آویو بیرون می‌آید، چیزی بیش از یک توهم نیست؟

خب، ترامپ به خودش زحمت نداد که با متحدان ناتو مشورت کند... اگر این کار را می‌کرد، آن‌ها احتمالاً مخالفت می‌کردند، چرا که همچنان تمرکزشان بر حمایت از اوکراین در برابر حملات روسیه است. ترامپ همچنین به دلیل جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵- که آن را یک موفقیت بزرگ می‌دید- و نیز عملیات تکاوری که منجر به دستگیری رئیس‌جمهور ونزوئلا شد، دلگرم شده بود و تصور می‌کرد که ایالات متحده و اسرائیل می‌توانند به‌راحتی از پسِ یک ایرانِ تضعیف‌شده برآیند.

فضای سیاسی فعلی در ایالات متحده را، به‌ویژه با نزدیک شدن به نوامبر و انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا روایت پیروزمندانه‌ای که ترامپ و جمهوری‌خواهان پیرامون جنگ با ایران به ‌راه انداخته‌اند، آن‌قدر در میان رای‌دهندگان راست‌گرا و جمهوری‌خواهان سنتی طنین‌انداز هست که پیروزی آن‌ها را تضمین کند؟ یا اینکه واکنش‌های منفی و شدید افکار عمومی نسبت به پیامدهای اقتصادی این مناقشه و افزایش هزینه‌های زندگی، اکثریت جمهوری‌خواهان در کنگره را با خطری جدی مواجه کرده است؟

اکثریت جمهوری‌خواهان حتی پیش از جنگ هم در خطر بود، زیرا سیاست‌های تعرفه‌ای ترامپ موجب تشدید تورم و کاهش فرصت‌های شغلی جدید شده است. طرح اخراج دسته‌جمعی مهاجران غیرقانونی توسط ترامپ نیز با استقبال افکار عمومی مواجه نشده است؛ بنابراین، جنگ ایران به‌قول ما آمریکایی‌ها «قشنگ کار را تمام کرد» و به‌نقطه اوج وضعیت رسید. یا به‌قول شما ایرانیان «قوزِ بالای قوز» شد.

ترامپ براساس اعتراضات ژانویه -وقایع تلخ دی‌ماه- متقاعد شده بود که حکومت ایران ضعیف شده است و می‌توان آن را از طریق ترکیبی از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل و حملات زمینی شورشیان کُرد سرنگون کرد. یک توافق هسته‌ای دیگر از نوع برجام برای وی کافی نبود؛ کسی که دستورالعمل‌های متناقضی درباره غنی‌سازی اورانیوم و موارد دیگر به ویتکاف داده بود

همچنین، نظرسنجی اخیر رویترز-ایپسوس که در بازه ۱۸ تا ۲۲ ژوئن انجام شد، نشان داد که تنها ۲۴ درصد آمریکایی‌ها معتقدند این جنگ ارزش هزینه‌هایش را داشته است. همچنین تنها ۲۳ درصد (و تنها نیمی از جمهوری‌خواهان) بر این باورند که ایالات متحده اکنون در موقعیت قوی‌تری قرار دارد.

ترامپ هرگز توضیح نداد که چرا وارد جنگ می‌شویم و طی چند ماه گذشته دلایل متغیری را مطرح کرد که در نهایت به این گزاره ختم شد: «ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد»؛ هدفی که برای رسیدن به آن، اصلاً نیازی به جنگ نداشت. علاوه بر این، قیمت بنزین در ایالات متحده همچنان بسیار بالاتر از دوران پیش از جنگ است. ترامپ ناامیدانه در تلاش است تا میزان مشارکت رای‌دهندگان را کاهش دهد، چرا که این تنها راهی است که جمهوری‌خواهان می‌توانند کنترل کنگره را حفظ کنند. با این حال، دادگاه‌ها مدام مانع کارهای او می‌شوند و مردم اینجا کاملاً مصمم هستند که با مشارکت گسترده در انتخابات ماه نوامبر «رای معناداری بدهند.»

ترامپ به خودش زحمت نداد که با متحدان ناتو مشورت کند... اگر این کار را می‌کرد، آن‌ها احتمالاً مخالفت می‌کردند، چرا که همچنان تمرکزشان بر حمایت از اوکراین در برابر حملات روسیه است. ترامپ همچنین به دلیل جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵- که آن را یک موفقیت بزرگ می‌دید- و نیز عملیات تکاوری که منجر به دستگیری رئیس‌جمهور ونزوئلا شد، دلگرم شده بود و تصور می‌کرد که ایالات متحده و اسرائیل می‌توانند به‌راحتی از پسِ یک ایرانِ تضعیف‌شده برآیند

تحلیلگرانی معتقدند اگر ترامپ و جمهوری‌خواهان کنترل کنگره را در انتخابات میان‌دوره‌ای از دست بدهند، کاخ سفید -علی‌رغم اصطکاک‌های فعلی‌اش با نتانیاهو؛ البته نمی‌دانیم چقدر نمایشی است و چقدر واقعی- ممکن است دوباره به یک وضعیت جنگی تمام‌عیار با ایران در کنار اسرائیل بازگردد. براساس این دیدگاه، احتمال دارد ترامپ از تعهدات آمریکا ذیل تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای اسلام‌آباد به‌صورت کامل عقب‌نشینی کند و از نهایی کردن توافق پایانی سر باز زند. برداشت شما از این موضوع چیست؟

ترامپ یک «اردک لنگ» (محدود در قدرت) است. او دیگر نمی‌تواند نامزد ریاست‌جمهوری شود. او نگران میراث خود است، اما من صریحا فکر می‌کنم که او از دست ایران کلافه و ناامید شده است و به سراغ موضوع دیگری خواهد رفت؛ شاید کوبا. او زمین‌های گلف و طاق‌های یادبود بیشتری در واشنگتن خواهد ساخت و ثروت بیشتری برای خود و خانواده‌اش جمع خواهد کرد.

ترامپ هرگز توضیح نداد که چرا وارد جنگ می‌شویم و طی چند ماه گذشته دلایل متغیری را مطرح کرد که در نهایت به این گزاره ختم شد: «ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد»؛ هدفی که برای رسیدن به آن، اصلاً نیازی به جنگ نداشت

علاوه بر این، اگر دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، دولت ترامپ درگیر انواع و اقسام تحقیقات و احتمالاً یک استیضاح ریاست‌جمهوری دیگر خواهد شد. بنابراین خیر، من فکر نمی‌کنم بازگشتی به یک جنگ تمام‌عیار در کار باشد. اما در عین حال، ممکن است ایران شاهد آن نوع از کاهش تحریم‌ها که برای بهبود وضعیت اقتصادی‌اش به آن نیاز دارد، نباشد و بحران ۴۷ ساله میان دو کشور همچنان ادامه یابد. این وضعیت نه برای ایران خوب است، نه برای ایالات متحده و نه برای منطقه.

برای من بسیار دشوار است که تغییر قاطعی در روابط دو کشور را در دوران او متصور شوم. همچنین برایم سخت است تصور کنم که ایران امتیازاتی -به ویژه در موضوع هسته‌ای- واگذار کند که او را به لغو تحریم‌ها متقاعد سازد. بنابراین واقع‌بینانه به‌نظر نمی‌رسد که تصور کنیم روابط دو کشور حداقل در دولت دونالد ترامپ وارد فاز «عادی‌سازی» شود

پرسشی که آن را از همه مهمانان آمریکایی خود می‌پرسم، این است: با توجه به شرایط فعلی، شما موضوع برقراری روابط دیپلماتیک تهران-واشنگتن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

با توجه به نقش ترامپ در هر دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و ترور قاسم سلیمانی به دستور وی، برای من بسیار دشوار است که تغییر قاطعی در روابط دو کشور را در دوران او متصور شوم. همچنین برایم سخت است تصور کنم که ایران امتیازاتی -به ویژه در موضوع هسته‌ای- واگذار کند که او را به لغو تحریم‌ها متقاعد سازد. بنابراین واقع‌بینانه به‌نظر نمی‌رسد که تصور کنیم روابط دو کشور حداقل در دولت دونالد ترامپ وارد فاز «عادی‌سازی» شود.

و در پایان. همان‌طور که در جریان هستید، عصر سه‌شنبه و هم‌زمان با برگزاری مراسم تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای در عراق، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه نیروی دریایی سپاه به‌سوی سه فروند شناور در تنگه هرمز شلیک کرده است. به‌طور هم‌زمان، ترامپ نیز که در ترکیه حضور داشت، با همان رویکرد هیجانی و آنیِ همیشگی خود، پایان تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را اعلام کرد. متعاقب آن، پنتاگون حملاتی را به ده‌ها هدف در داخل خاک ایران انجام داد و در پاسخ، سپاه نیز ده‌ها پایگاه نظامی آمریکا را هدف قرار داد. در حال حاضر به نظر می‌رسد از شدت حملات تاحدودی کاسته شده و میانجی‌ها -خصوصا قطری‌ها- به شدت فعال شده‌اند. ارزیابی شما از این تحولات جاری چیست؟

این‌ها تحولات ناگواری هستند، اما فکر نمی‌کنم که در حال بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار باشیم. امیدوارم همانطور که اشاره کردید، گفتگوهایی از طریق کانال‌های پشتیبان (پشت پرده) برای حل و فصل مناقشه بر سر تنگه هرمز به‌شیوه‌ای مورد قبول طرفین، در جریان باشد.

من فکر نمی‌کنم بازگشتی به یک جنگ تمام‌عیار در کار باشد. اما در عین حال، ممکن است ایران شاهد آن نوع از کاهش تحریم‌ها که برای بهبود وضعیت اقتصادی‌اش به آن نیاز دارد، نباشد و بحران ۴۷ ساله میان دو کشور همچنان ادامه یابد. این وضعیت نه برای ایران خوب است، نه برای ایالات متحده و نه برای منطقه

دونالد ترامپ نسبت به این انتقاد که «جنگ را باخته و بحرانی (بحران هرمز) ایجاد کرده که ‌قبل از حملات آمریکا و اسرائیل وجود نداشته»، بسیار حساس است. او همچنین از مخالفت ایران بابت دادن اجازه به ‌بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سایت‌های هسته‌ای آسیب‌دیده خود، کلافه شده است. باید تاکید کنم، با وجود این‌که من ترامپ را مقصر شروع این جنگ می‌دانم، اما این خطر نیز به‌طور جدی وجود دارد که ایران در محاسبات خود زیاده‌روی کند، در آن صورت، همه بیش از پیش بازنده خواهند بود.