محو چشم‌انداز صلح در سایه بن‌بست دیپلماسی

رامین پرتو

جنگ روسیه و اوکراین پس از دوره‌ای از نبردهای فرسایشی، بار دیگر وارد مرحله‌ای تازه و پرتنش شده است؛ مرحله‌ای که ویژگی اصلی آن انتقال دامنه درگیری از خطوط مقدم به عمق خاک دو کشور و تمرکز بر حملات گسترده پهپادی، موشکی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های راهبردی است. در روزهای اخیر، حملات متقابل روسیه و اوکراین نه تنها شدت بیشتری گرفته، بلکه ابعاد جدیدی نیز پیدا کرده است؛ از حمله اوکراین به پالایشگاه‌ها، کارخانه‌های صنایع دفاعی و ناوگان انرژی روسیه گرفته تا حملات موشکی گسترده مسکو علیه کی‌یف و دیگر شهرهای اوکراین.

کرملین معتقد است هدف نهایی غرب صرفاً حمایت از اوکراین نیست، بلکه فرسایش توان اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیکی روسیه است، ازاین‌رو هر حمله پهپادی به عمق خاک روسیه در ذهن رهبران کرملین، صرفاً یک عملیات اوکراینی تلقی نمی‌شود، بلکه بخشی از رویارویی گسترده‌تر روسیه با ناتو به شمار می‌رود

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، اوکراین طی چند روز گذشته صدها پهپاد را به سمت مناطق مختلف روسیه، از جمله مسکو، کالوگا، بریانسک و پالایشگاه بزرگ اومسک در عمق سیبری شلیک کرد؛ حملاتی که موجب توقف فعالیت بزرگ‌ترین پالایشگاه نفت روسیه و آسیب به برخی مراکز صنعتی و نظامی شد. در مقابل، روسیه نیز حملات سنگینی را علیه کی‌یف و دیگر شهرهای اوکراین انجام داد که ده‌ها کشته و زخمی برجای گذاشت.

همزمان، روسیه (جمعه) اعلام کرد که طرح سرویس اطلاعاتی اوکراین برای حمله گسترده به یکی از پایگاه‌های هوایی در منطقه روستوف را خنثی کرده و سامانه‌های پدافندی این کشور نیز ده‌ها پهپاد مهاجم را رهگیری کرده‌اند. در مقابل، ارتش اوکراین تأکید کرده که کارخانه‌های تولید تجهیزات جنگ الکترونیک، صنایع شیمیایی مرتبط با تولید مواد منفجره و همچنین ناوگان انتقال سوخت روسیه از اهداف اصلی عملیات اخیر بوده‌اند.

در چنین شرایطی، فضای سیاسی نیز همسو با تحولات میدانی در حال تغییر است. دونالد ترامپ از احتمال حمایت بیشتر واشنگتن از سامانه‌های دفاعی اوکراین، انتقال فناوری تولید موشک‌های پاتریوت و حتی سفر احتمالی خود به کی‌یف سخن گفته است؛ در حالی که مقامات روسیه بار دیگر اعلام کرده‌اند اعتماد خود به مذاکرات با غرب را از دست داده‌اند و همچنان آمادگی ادامه جنگ برای مدت نامحدود را دارند.

ورود جنگ به مرحله جدید؟

آنچه امروز در میدان نبرد مشاهده می‌شود، صرفاً افزایش تعداد حملات نیست؛ بلکه تغییر ماهیت جنگ است. در سال‌های ابتدایی جنگ، تمرکز اصلی روسیه بر تصرف سرزمین و پیشروی زمینی بود و اوکراین نیز عمدتاً در موضع دفاع قرار داشت، اما اکنون هر دو طرف تلاش می‌کنند توان راهبردی یکدیگر را هدف قرار دهند.

اوکراین به این جمع‌بندی رسیده است که بدون وارد کردن هزینه اقتصادی و صنعتی به روسیه، امکان تغییر موازنه جنگ وجود ندارد. به همین دلیل، پالایشگاه‌ها، مراکز ذخیره سوخت، صنایع دفاعی، کارخانه‌های تولید قطعات نظامی و حتی ناوگان انتقال انرژی روسیه به اهداف اصلی حملات پهپادی تبدیل شده‌اند.

اوکراین به این جمع‌بندی رسیده است که بدون وارد کردن هزینه اقتصادی و صنعتی به روسیه، امکان تغییر موازنه جنگ وجود ندارد و به همین دلیل، پالایشگاه‌ها، مراکز ذخیره سوخت، صنایع دفاعی، کارخانه‌های تولید قطعات نظامی و حتی ناوگان انتقال انرژی روسیه به اهداف اصلی حملات پهپادی تبدیل شده‌اند

هدف کی‌یف از این راهبرد، صرفاً تخریب چند تأسیسات نیست؛ بلکه ایجاد فشار اقتصادی، افزایش هزینه‌های جنگ، کاهش توان لجستیکی ارتش روسیه و ایجاد نارضایتی داخلی است. اگر تولید سوخت، انتقال فرآورده‌های نفتی و زنجیره تأمین صنایع دفاعی روسیه دچار اختلال شود، هزینه ادامه جنگ برای کرملین به شکل محسوسی افزایش خواهد یافت.

در مقابل، روسیه نیز با تشدید حملات موشکی و پهپادی علیه مراکز شهری اوکراین تلاش می‌کند زیرساخت‌های نظامی، صنعتی و روحیه عمومی جامعه اوکراین را هدف قرار دهد. بنابراین، جنگ امروز بیش از آنکه نبردی صرفاً زمینی باشد، به جنگ زیرساخت‌ها، اقتصاد، انرژی و فناوری تبدیل شده است.

با این وجود تمرکز اوکراین بر پالایشگاه‌های نفت، انبارهای سوخت و مراکز انرژی روسیه اتفاقی نیست. اقتصاد روسیه تا حد زیادی بر درآمدهای نفت و گاز استوار است و بخش قابل توجهی از هزینه‌های جنگ نیز از همین منابع تأمین می‌شود.

از نگاه فرماندهان اوکراینی، هر پالایشگاهی که از مدار خارج شود، هر مخزن سوختی که منهدم شود و هر مسیر انتقال انرژی که مختل شود، به معنای کاهش توان روسیه برای ادامه عملیات نظامی خواهد بود.

از سوی دیگر، حمله به زیرساخت‌های انرژی تأثیر روانی قابل توجهی نیز بر جامعه روسیه دارد. کمبود سوخت، افزایش قیمت‌ها و ایجاد اختلال در زندگی روزمره می‌تواند فشار افکار عمومی بر دولت روسیه را افزایش دهد؛ موضوعی که کی‌یف امیدوار است در بلندمدت بر تصمیمات کرملین اثر بگذارد.

جنگی فراتر از اوکراین

یکی از مهم‌ترین ابعاد مرحله جدید جنگ، برداشت روسیه از نقش آمریکا و ناتو است. از دیدگاه کرملین، حملات گسترده اوکراین دیگر صرفاً عملیات یک کشور نیست، بلکه نتیجه پشتیبانی اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی غرب محسوب می‌شود.

اعلام آمادگی آمریکا برای انتقال فناوری تولید موشک‌های پاتریوت، ادامه ارسال تسلیحات پیشرفته، حمایت اطلاعاتی و تشویق کشورهای اروپایی به ادامه کمک‌های نظامی، در نگاه مسکو به معنای مشارکت مستقیم غرب در جنگ است.

به همین دلیل، مقامات روسیه بارها تأکید کرده‌اند که دیگر به وعده‌های غرب درباره مذاکره اعتماد ندارند. سرگئی لاوروف اعلام کرده است که کشورهای غربی در ظاهر از مذاکره سخن می‌گویند اما در عمل به دنبال افزایش فشار نظامی بر روسیه هستند.

از منظر راهبردی، کرملین معتقد است هدف نهایی غرب صرفاً حمایت از اوکراین نیست، بلکه فرسایش توان اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیکی روسیه است. به همین دلیل، هر حمله پهپادی به عمق خاک روسیه در ذهن رهبران کرملین، صرفاً یک عملیات اوکراینی تلقی نمی‌شود؛ بلکه بخشی از رویارویی گسترده‌تر روسیه با ناتو به شمار می‌رود.

همین برداشت باعث شده است روسیه تهدیدهای خود علیه کشورهای عضو ناتو را نیز افزایش دهد. هشدارها درباره احتمال واکنش به حمایت‌های نظامی غرب، بحث درباره حملات محدود به زیرساخت‌های ناتو و افزایش ادبیات بازدارندگی، همگی در همین چارچوب قابل ارزیابی هستند.

آیا جنگ به اروپا  کشیده خواهد شد؟

مهم‌ترین پرسش امروز این است که آیا مرحله جدید جنگ می‌تواند دامنه درگیری را به خارج از اوکراین گسترش دهد؟

در شرایط فعلی، احتمال آغاز جنگ مستقیم میان روسیه و ناتو همچنان پایین ارزیابی می‌شود؛ زیرا چنین رویارویی می‌تواند به یک بحران غیرقابل کنترل میان قدرت‌های هسته‌ای تبدیل شود. با این حال، احتمال افزایش جنگ‌های نیابتی، عملیات هیبریدی، حملات سایبری، خرابکاری در زیرساخت‌ها، جنگ اطلاعاتی و حتی حملات محدود علیه اهدافی در اروپا نسبت به گذشته افزایش یافته است.

ادامه حملات اوکراین به عمق خاک روسیه و حمایت گسترده غرب از این عملیات، احتمال واکنش‌های نامتقارن مسکو را افزایش می‌دهد. در مقابل، اروپا نیز با تقویت توان دفاعی، افزایش بودجه نظامی و گسترش حضور ناتو در جناح شرقی، خود را برای یک دوره طولانی از تنش آماده می‌کند.

در همین حال، روند مذاکرات صلح نیز بیش از هر زمان دیگری با ابهام روبه‌رو شده است. اگرچه دونالد ترامپ همچنان از امکان دستیابی به توافق سخن می‌گوید، اما مواضع رسمی کرملین، ادامه ارسال تسلیحات غربی، افزایش حملات متقابل و اصرار هر دو طرف بر تحقق اهداف نظامی، نشان می‌دهد که چشم‌انداز توافق در کوتاه‌مدت بسیار ضعیف است.

در مجموع، جنگ اوکراین اکنون وارد مرحله‌ای شده که در آن نبرد نظامی، جنگ اقتصادی، رقابت فناوری، فشارهای انرژی و رویارویی ژئوپلیتیکی روسیه و غرب به صورت همزمان جریان دارد. تا زمانی که هیچ‌یک از طرفین احساس نکند هزینه ادامه جنگ از هزینه مصالحه بیشتر شده است، احتمال تداوم درگیری‌ها، تشدید حملات به زیرساخت‌های حیاتی و افزایش تنش میان روسیه و غرب همچنان بالا خواهد بود؛ وضعیتی که نه تنها صلح را از دسترس دورتر می‌کند، بلکه امنیت اروپا را نیز وارد یکی از حساس‌ترین مقاطع چند دهه اخیر کرده است.