«نفوذ» در جریان «ذوب در ولایت»!

طهمورث گیلانی

در تاریخ تحولات سیاسی پس از انقلاب، صداوسیما بارها شاهد حضور چهره‌های جنجالی و بیان اظهارات شاذ بوده است، اما آنچه در شامگاه ۳۰ خردادماه در استودیوی پخش زنده شبکه خبر رخ داد، فراتر از یک جنجال سیاسی ساده بود. محمود نبویان، نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و از اعضای برجسته جبهه پایداری، در حالی مقابل دوربین قرار گرفت که با خود بسته‌ای از اسناد را حمل می‌کرد که طبق پروتکل‌های حفاظتی ایران، دسترسی به آن‌ها برای بسیاری از مقامات تراز اول اجرایی نیز به سهولت امکان‌پذیر نیست. او با خونسردی تمام، شروع به قرائت متونی کرد که مدعی بود مکاتبات مستقیم و «به‌کلی سری» میان رهبر انقلاب و اعضای شورای عالی امنیت ملی و تیم مذاکره‌کننده است. این اقدام، نه تنها پروتکل‌های امنیتی کشور را در پخش زنده به چالش کشید، بلکه پرسشی بزرگ‌تر را در اذهان عمومی و محافل سیاسی ایجاد کرد: در ساختاری که حتی رئیس‌جمهور برای برخی هماهنگی‌ها با دشواری‌های اداری و امنیتی روبروست، چگونه یک نماینده مجلس به مکاتبات فوق‌محرمانه دست یافته است؟ اکنون در بررسی ابعاد مختلف این رخداد یک این پرسش کلیدی درباره «فرد پشت‌پرده» که اسناد نظام را به عنوان ابزاری برای تسویه‌حساب سیاسی در اختیار یک جریان خاص قرار داده است،  مطرح می‌شود.

روایت نبویان از شروط ۱۱گانه 

محمود نبویان در این برنامه مدعی شد که برخلاف ادعای دولتمردان، رهبری نظام با روند کنونی مذاکرات و توافقات صورت گرفته در پاکستان و ژنو مخالف بوده‌اند. او با قرائت بخش‌هایی از آنچه «پاسخ سه‌صفحه‌ای رهبری» می‌خواند، مدعی شد که ایشان در ۱۵ فروردین‌ماه، اصل مذاکره با آمریکا را تنها با رعایت ۱۱ شرط سخت‌گیرانه بلامانع دانسته‌اند. نبویان با لحنی که بوی افشاگری می‌داد، گفت که تیم مذاکره‌کننده به ریاست محمدباقر قالیباف، نتوانسته است این شروط را تأمین کند. او به طور مشخص به موضوع تضمین‌ها اشاره کرد و گفت: «مذاکره‌کنندگان ایرانی تضمین شورای امنیت را مطرح کرده بودند، اما رهبری پاسخ داده بودند که شورای امنیت تضمین قابل‌اعتمادی نیست و تجربه برجام این را ثابت کرده است.»

بخش جنجالی‌تر سخنان او به ادعای دستور توقف مذاکرات بازمی‌گشت. نبویان مدعی شد رهبری در نامه‌ای دوصفحه‌ای صریحا پرسیده‌اند که چرا شروط رعایت نشده و تأکید کرده‌اند که آنچه در مذاکرات پاکستان رقم خورده، با آنچه قرار بود انجام شود تفاوت اساسی دارد و فاقد مشروعیت است. او با این جملات، عملاً کل ساختار دیپلماسی کشور را که تحت نظارت شورای عالی امنیت ملی فعالیت می‌کند، به سرپیچی از دستورات عالی نظام متهم کرد. اما پیش از آنکه او به قرائت متن نهایی یادداشت تفاهم برسد، پخش برنامه به طور ناگهانی قطع شد؛ قطعی‌ای که نشان از دستپاچگی و شوک در اتاق فرمان صداوسیما داشت.

امنیت ملی در مسلخ سیاست؛ فرد پشت‌پرده کیست؟

بلافاصله پس از این رخداد، موجی از سؤالات امنیتی فضای رسانه‌ای را دربرگرفت. نکته کلیدی اینجاست که اسناد «به‌کلی سری» در نظام طبقه‌بندی ایران، تنها در اختیار تعداد انگشت‌شماری از مقامات است. نبویان به عنوان نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی، اگرچه دسترسی‌هایی دارد، اما این دسترسی‌ها شامل مکاتبات مستقیم و آنی دفتر رهبری با دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی نمی‌شود. تحلیلگران می‌پرسند: آیا کسی از داخل شورای عالی امنیت ملی، این نامه‌ها را به صورت گزینشی به نبویان رسانده است تا او در آستانه مذاکرات حساس ژنو، زیر پای تیم مذاکره‌کننده را خالی کند؟

امیرابراهیم رسولی، مشاور سیاسی رئیس مجلس، در شبکه ایکس نوشت: «شورای عالی امنیت ملی با فرد پشت‌پرده پنهان نبویان برخورد کند تا مسیر انحراف مسدود شود.» این موضع‌گیری نشان می‌دهد که در بدنه حاکمیت، این باور وجود دارد که نبویان تنها یک «مهره» یا «تریبون» برای جریانی است که در لایه‌های عمیق امنیتی نفوذ دارد. جریانی که از شفافیت گریزان است اما برای ضربه زدن به رقیب، از افشای محرمانه‌ترین اسرار کشور ابایی ندارد. این پرسش که «نبویان در سایه چه کسی این تخلف را مرتکب شد؟» اکنون به مطالبه‌ای ملی تبدیل شده است، چرا که افشای این اسناد در میانه یک نبرد دیپلماتیک، چیزی جز «خنجر از پشت» به منافع ملی نیست. از سوی دیگر برخی از فعالان رسانه‌ای از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کردند. سردبیر مشرق خطاب به نبویان در خصوص افشای نامه محرمانه رهبر انقلاب نوشت: چرا نمی‌گویید این بریده‌های گزینش شده شما از حدود ۲۰ و چند مکاتبه بوده و از قضا از اولین مکاتبه‌هاست؟ شما که اسناد سری و به کلی سری نظام را افشا و منتشر کردید، لااقل درست و دقیق فاش می‌کردید.

جریان پایداری با گروگان گرفتن تریبون‌های رسمی، درصدد است تا با تفاسیر گزینشی از دیدگاه‌های رهبری، مسیر دیپلماسی و رأی اکثریت ملت برای تنش‌زدایی را مسدود کند. این رفتار که با تهدید صریح رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده همراه شده، نشان‌دهنده خروج یک اقلیت از دایره عقلانیت و ترجیح منافع فرقه‌ای بر مصالح ملی است

صداوسیمای «جبلی-جلیلی»؛ تریبون یا کارزار جناحی؟

واکنش صداوسیما به این واقعه، آمیزه‌ای از فرار به جلو و قربانی کردن مهره‌ها بود. معاونت سیاسی صداوسیما با صدور اطلاعیه‌ای، سخنان نبویان را «ناقص و مخدوش» و «تخلف قانونی» خواند و از استعفای مدیرکل شبکه خبر، خبر داد. اما منتقدان می‌پرسند: آیا یک مدیرکل یا یک مجری، توانایی دعوت از چهره‌ای چون نبویان و اجازه دادن به او برای قرائت اسناد سری را بدون هماهنگی با سطوح بالاتر دارد؟ بسیاری از تحلیلگران معتقدند که صداوسیما در دوران پیمان جبلی و تحت نفوذ فکری وحید جلیلی، عملاً به ارگان رسمی جبهه پایداری تبدیل شده است. دعوت از نبویان در آستانه سفر رئیس مجلس و وزیر خارجه به سوئیس، نمی‌تواند یک تصادف رسانه‌ای باشد.

مهرداد خدیر، روزنامه‌نگار می‌نویسد که این واقعه یادآور برنامه جنجالی «چراغ» در دهه هفتاد و حضور روح‌الله حسینیان است. با این تفاوت که حسینیان با وجود تمام تندروی‌ها، حریم اسناد سری نظام را حفظ می‌کرد. اکنون اما، جریانی که خود را «ذوب در ولایت» می‌نامد، برای تخریب دولت پزشکیان و تیم قالیباف، ابایی ندارد که مکاتبات رهبری را به صورت تقطیع شده و با تفاسیر شخصی به حراج بگذارد. در این میان، سکوت و حیرت مجری برنامه که هیچ واکنشی به افشای اسناد محرمانه نشان نداد، گویای آن است که بدنه کارشناسی رسانه ملی تا چه حد مسلوب‌الاختیار شده و تنها به عنوان اپراتور جریانی خاص عمل می‌کند.

تفسیری که بوی جنگ می‌دهد

یکی از خطرناک‌ترین بخش‌های اظهارات نبویان، ادعای او درباره دستور رهبری برای «انحصار مدیریت تنگه هرمز» و اخذ عوارض از تمامی کشتی‌های عبوری بود. او مدعی شد رهبری تأکید کرده‌اند که برای این کار حتی نیازی به تصویب مجلس نیست. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که طبق معاهدات بین‌المللی و حقوق دریاها، مدیریت تنگه هرمز میان ایران و عمان مشترک است و هرگونه اقدام یک‌جانبه برای اخذ عوارض می‌تواند به معنای اعلان جنگ یا نقض فاحش قوانین بین‌المللی تلقی شود.

کارشناسان سیاست خارجی معتقدند که نبویان با بیان این مطالب، نه تنها به تیم مذاکره‌کننده آسیب زد، بلکه هزینه‌های امنیتی سنگینی را برای کشور در مجامع بین‌المللی ایجاد کرد. این نوع روایتگری، تصویری از ایران ارائه می‌دهد که به دنبال بن‌بست‌شکنی نیست، بلکه قصد دارد از آبراه‌های بین‌المللی به عنوان ابزار فشار غیرقانونی استفاده کند. سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است: آیا نبویان عواقب حقوقی و نظامی این سخنان را درک می‌کند، یا او صرفاً مأمور بوده تا با ایجاد یک فضای رادیکال، راه هرگونه توافق عقلانی را سد کند؟

افشای اسناد «به‌کلی سری» روی آنتن زنده، بیش از آنکه قدرت‌نمایی یک نماینده باشد، نشان‌دهنده نفوذ جریانی در لایه‌های حساس امنیتی است که اسناد نظام را به ابزار تسویه‌حساب سیاسی بدل کرده است. پرسش اساسی اینجاست که در ساختار صلب قدرت، چه کسی دسترسیِ فراتر از پروتکل را برای نبویان فراهم کرده تا علیه اجماع حاکمیتی اقدام کند؟

اقلیت پرصدا در برابر اکثریت خاموش

رفتار جبهه پایداری و چهره‌هایی چون نبویان، نشان‌دهنده یک بحران عمیق در پذیرش «جمهوریت» است. در حالی که مردم ایران در چندین انتخابات پیاپی (خاتمی، روحانی و اکنون پزشکیان) با مجموع بیش از ۱۰۰ میلیون به مسیر تنش‌زدایی و عقلانیت رأی داده‌اند، این جریان اقلیت سعی دارد با تکیه بر تریبون‌های نذری و دسترسی‌های خاص، اراده خود را بر کل کشور تحمیل کند. نبویان که با آرایی محدود از یک کلان‌شهر به مجلس راه یافته، اکنون خود را در جایگاهی می‌بیند که حتی تصمیمات شورای عالی امنیت ملی را که به تأیید رهبری رسیده است، زیر سؤال ببرد.

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در واکنشی به این فضا گفت: «اداره کشور با شعار ممکن نیست؛ کسانی که راه مذاکره را نفی می‌کنند باید توضیح دهند جایگزین عملی آنان چیست؟» واقعیت این است که جریان مخالف مذاکره، هیچ نقشه راهی برای اداره کشور در شرایط تحریم و انزوا ندارد و تنها هنرشان، تخریب مسیرهایی است که با خون‌دل گشوده شده است. آن‌ها با تهدید رئیس‌جمهور و تیم مذاکره‌کننده، عملاً فضای سیاسی کشور را به سمت یک «جنگل‌محوری» سوق می‌دهند که در آن هر کسی بلندتر فریاد بزند یا دسترسی بیشتری به اسناد محرمانه داشته باشد، حق با اوست.

آیا قانون اجرا می‌شود؟

حسام‌الدین آشنا، از کارگزاران دولت دوازدهم در واکنش به اظهارات اخیر نبویان نوشت: «این مکاتبات یا دارای سطح محرمانگی «بکلی سری» هست یا نیست؛ اگر هست؛ قانون تکلیف افشاگر را مشخص کرده ‌است. اگر  نیست؛ پس چه سندی بکلی سری است؟» با توجه به این نوع نگاه به موضوع، اکنون توپ در زمین دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی است. افشای اسناد «به‌کلی سری» طبق قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و دولتی، جرمی سنگین است که مجازات‌های حبس طولانی‌مدت را در پی دارد. صابرین‌نیوز و بسیاری از رسانه‌های نزدیک به بدنه حاکمیت، خواستار برکناری نبویان از کمیسیون امنیت ملی شده‌اند، چرا که کسی که خود تهدیدی برای امنیت ملی است، نمی‌تواند در جایگاه ناظر بر امنیت کشور بنشیند.

اما فراتر از برخورد با نبویان، اصلاح ساختار صداوسیما و پاکسازی شورای عالی امنیت ملی از عناصر «نفوذی» که اسناد را به بیرون درز می‌دهند، یک ضرورت حیاتی است. اگر امروز با این تخلف برخورد نشود، فردا هیچ سندی در این کشور مصون نخواهد ماند و هر جریانی به خود اجازه خواهد داد تا برای پیروزی در یک رقابت سیاسی کوچک، بزرگ‌ترین مصالح ملی را قربانی کند. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، به درستی اشاره کرده است که این نوع «خودحق‌پنداری» و استفاده از ابزار تهدید و افشاگری علیه رقبا، باید ریشه‌کن شود، وگرنه «سر سالمی در این جامعه به گور نخواهد رفت.»

ماجرای نبویان تنها یک اتفاق رسانه‌ای نبود؛ بلکه زنگ خطری بود برای تمام کسانی که دل در گرو ثبات و امنیت ایران دارند. این واقعه نشان داد که تندروی، مرزی نمی‌شناسد و حتی حاضر است برای رسیدن به اهداف خود، از اعتبار عالی‌ترین مقام کشور نیز هزینه کند. اکنون زمان آن است که مشخص شود آیا نظام در برابر این «نفوذ ساختاری» ایستادگی خواهد کرد یا اجازه خواهد داد تا اقلیتی پرخاشگر، سرنوشت  میلیون‌ها ایرانی را در استودیوهای پخش زنده به بازی بگیرند. نبویان و حامیان پشت‌پرده‌اش باید بدانند که امنیت ملی، ملک طلق هیچ جریانی نیست و افشای اسرار کشور، خنجری است که پیش از همه، سینه اعتماد عمومی را می‌شکافد.