چراغ زرد وزارت کشور به تجمعات شبانه

نهال فرخی

اظهارات تازه سخنگوی وزارت کشور درباره «در حال بررسی بودن» زمان پایان تجمع‌های شبانه پس از تشییع رهبر شهید انقلاب، شاید مهم‌ترین نشانه ورود به مرحله‌ای تازه از مدیریت فضای پساجنگ باشد. تجمع‌هایی که در روزهای نخست با عنوان نمایش همبستگی ملی، حمایت از کشور در شرایط جنگی و همراهی با مراسم سوگواری شکل گرفتند؛ اکنون شاید به یکی از پیچیده‌ترین مسائل سیاست داخلی ایران تبدیل شده‌اند. جایی که از یک سو دولت و وزارت کشور ناچارند درباره هزینه‌های مادی و اجتماعی ادامه این اجتماعات تصمیم بگیرند و از سوی دیگر بخشی از جریان‌های تندرو تلاش دارند خیابان را به مهم‌ترین ابزار فشار سیاسی بر دولت و حامیان تفاهم اخیر ایران و آمریکا تبدیل کنند. در چنین شرایطی، مساله دیگر فقط برگزاری یا عدم برگزاری یک تجمع نیست؛ بلکه نزاعی بزرگ‌تر بر سر کنترل روایت پساجنگ، مدیریت فضای عمومی و تعیین مرزهای مشروعیت سیاسی در ایران آغاز شده است.

از خیابان‌های جنگ تا خیابان‌های پساجنگ

در روزهای جنگ، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و میدان‌های اصلی شهرها برای بسیاری از نهادهای رسمی نه تنها تهدید محسوب نمی‌شد بلکه بخشی از راهبرد حفظ انسجام اجتماعی و نمایش مقاومت ملی تلقی می‌شد. وزارت کشور نیز اکنون با استناد به همین وضعیت است که ادامه این تجمع‌ها را در آن مقطع توجیه می‌کند.

علی زینی‌وند، سخنگوی وزارت کشور، اما به صراحت اعلام کرد که حضور مردم در خیابان‌ها در برخی مقاطع جنگی حتی به حفظ امنیت کشور کمک کرده است. اشاره او به تجربه چهارشنبه‌سوری و نگرانی‌های امنیتی نیز نشان می‌دهد دولت همچنان بخشی از کارکرد این تجمع‌ها را در قالب کنترل فضای اجتماعی و امنیتی تحلیل می‌کند اما شرایط امروز دیگر شرایط روزهای جنگ نیست و نه تنها جنگ پایان یافته، بلکه مهم‌ترین رخداد سیاسی پس از آن نیز یعنی اجرای تفاهم ایران و آمریکا، آغاز مذاکرات تکمیلی و تلاش برای عبور از فضای پرتنش ماه‌های گذشته در حال شکل‌گیری است. پس در چنین فضایی، طبیعی است که کارکرد تجمع‌هایی که زمانی نماد وحدت بودند، مورد بازبینی قرار گیرد.

جمله‌ای که از پایان یک دوره  خبر می‌دهد

در میان سخنان سخنگوی وزارت کشور، شاید مهم‌ترین بخش پاسخ او این جمله باشد که «قطعاً این تجمع‌ها پایانی دارد و موضوع در حال تدبیر و بررسی است.» این نخستین بار است که یک مقام رسمی به صراحت از پایان قطعی این تجمع‌ها سخن می‌گوید.

تا پیش از این، اغلب مسئولان صرفاً درباره نحوه برگزاری یا ضرورت حفظ آرامش سخن می‌گفتند، اما اکنون وزارت کشور عملاً اصل پایان یافتن این اجتماعات را پذیرفته و فقط زمان آن را به بعد از مراسم‌ محرم و تشییع رهبر شهید موکول کرده و همین جمله کوتاه را می‌توان نشانه آغاز مرحله جمع‌آوری تدریجی خیابان دانست. خیابانی که در ماه‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت سیاسی تبدیل شده است.

تناقضی به نام «کاملاً مردمی»

اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا نه زمان پایان تجمع‌ها، بلکه بحث درباره ماهیت آنها باشد.

زینی‌وند تأکید کرده که این اجتماعات «کاملاً مردمی» هستند و بخش عمده هزینه‌های آنها از سوی مردم، فعالان اقتصادی و موکب‌ها تأمین شده است. این روایت البته با بخشی از واقعیت‌های موجود همخوانی دارد. حضور هیأت‌ها، موکب‌ها، گروه‌های مذهبی و کمک‌های مردمی واقعیتی انکارناپذیر است اما همزمان یک پرسش مهم نیز وجود دارد.

اگر تجمع‌ها کاملاً مردمی بوده‌اند، پس اظهارات مهدی چمران درباره هزینه‌های شهرداری برای بیش از صد روز برگزاری تجمع‌ها چه معنایی دارد؟ رئیس شورای شهر تهران آشکارا اعلام کرده که هزینه‌های انجام شده باید استخراج و به شورا گزارش شود. این سخنان به معنای آن است که حداقل بخشی از امکانات عمومی و منابع شهرداری برای پشتیبانی از این تجمع‌ها مورد استفاده قرار گرفته و درنتیجه دولت اکنون با یک چالش روایی مواجه است و همین تناقض است که احتمالاً در هفته‌های آینده به یکی از موضوعات مهم مناقشه سیاسی تبدیل خواهد شد.

هزینه‌ای که هنوز کسی درباره آن حرف نمی‌زند

اما شاید مهم‌ترین هزینه این تجمع‌ها نه هزینه‌های مالی، بلکه هزینه‌های سیاسی و اجتماعی آنها باشد و این که آیا وزارت کشور هزینه‌های معنوی و سیاسی خروج برخی تجمع‌ها از مسیر اولیه خود را محاسبه کرده است یا خیر؟ سؤالی که پاسخ روشنی دریافت نکرد. واقعیت آن است که بخش مهمی از حساسیت امروز نسبت به این تجمع‌ها نه به دلیل هزینه‌های خدمات شهری بلکه به دلیل تغییر تدریجی محتوای آنهاست.

برخی از این اجتماعات که در ابتدا با محوریت همبستگی ملی شکل گرفته بودند، به مرور به محل طرح شعارها، سخنرانی‌ها و حملات سیاسی علیه دولت، حامیان مذاکرات و حتی مقامات رسمی کشور تبدیل شدند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که دولت و چه‌بسا مجموعه نظام را به فکر تعیین زمان پایان تجمع‌ها انداخته است. زیرا هرچه کشور به سمت اجرای تفاهم و مدیریت فضای پساجنگ حرکت می‌کند، حفظ چنین تریبون‌هایی هزینه‌سازتر می‌شود.

از تریبون سوگواری تا تریبون فشار سیاسی

اما اگر قرار باشد یک نقطه عطف در تغییر ماهیت بخشی از این تجمع‌ها پیدا کنیم، باید آن را در عبور تدریجی برخی تریبون‌ها از فضای سوگواری و همبستگی به فضای تسویه‌حساب سیاسی جست‌وجو کرد. در هفته‌های اخیر، برخی سخنرانی‌ها، نوحه‌ها و اظهارنظرهای مطرح شده در حاشیه این تجمع‌ها، به جای تمرکز بر وحدت ملی، مستقیماً دولت و شخص مسعود پزشکیان را هدف قرار داده‌اند.همین موضوع باعث شده که بحث پایان دادن به تجمع‌ها دیگر صرفاً یک تصمیم اجرایی یا انتظامی نباشد، بلکه به موضوعی سیاسی تبدیل شود. حاکمیت به خوبی می‌داند که ادامه این وضعیت می‌تواند به شکل‌گیری یک اپوزیسیون خیابانی دائمی علیه خود منجر شود؛ اپوزیسیونی که نه در مجلس حضور دارد و نه مسئولیت اجرایی برعهده می‌گیرد، اما از طریق منبرها، هیات‌ها و تجمع‌های شبانه قادر است فضای افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

در واقع، آن چه امروز وزارت کشور درباره «بررسی نحوه ادامه تجمع‌ها» می‌گوید، بیش از آن که یک مساله مدیریتی باشد، تلاشی برای جلوگیری از تثبیت چنین وضعیتی است.

پزشکیان؛ هدف اصلی میدان جدید

در میان تمام چهره‌های سیاسی، کمتر کسی به اندازه مسعود پزشکیان در هفته‌های اخیر هدف حملات قرار گرفته و شاید دلیل این مساله نیز روشن است. تا پیش از امضای تفاهم، بسیاری از جریان‌های سیاسی تلاش می‌کردند مسئولیت مذاکرات را میان نهادهای مختلف تقسیم کنند، اما پس از نهایی شدن سند، پزشکیان به چهره اصلی و امضاکننده توافق تبدیل شد و در نتیجه، طبیعی بود که مخالفان تفاهم نیز تیرهای خود را به سمت او نشانه بگیرند.

نکته مهم آن است که بخش مهمی از این حملات نه از طریق سازوکارهای رسمی سیاسی، بلکه از طریق تریبون‌های مذهبی و تجمع‌های خیابانی صورت گرفته و به عبارت دیگر، خیابان به مهم‌ترین میدان تقابل با دولت تبدیل شده است.

از همین منظر است که بسیاری از ناظران سیاسی، بحث پایان تجمع‌ها را صرفاً یک موضوع انتظامی نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از جدال بزرگ‌تر بر سر آینده تفاهم و آرایش جدید قدرت در دوران پساجنگ تلقی می‌کنند.

وقتی تهدید به جای نقد می‌نشیند

نماد آشکار این تغییر فضا را می‌توان در جنجال مربوط به اظهارات یکی از مداحان علیه رئیس‌جمهور مشاهده کرد. انتشار ویدئویی که در آن رئیس‌جمهور با ادبیاتی خشن و تهدیدآمیز خطاب قرار می‌گرفت، موجی از واکنش‌های سیاسی و رسانه‌ای را به دنبال داشت.

صرف‌نظر از تفسیرهای مختلف درباره نیت گوینده، اصل ماجرا یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ اینکه بخشی از فضای ایجاد شده در اطراف این تجمع‌ها دیگر صرفاً فضای عزاداری یا همبستگی ملی نیست. منتقدان دولت می‌گویند این سخنان بیان احساسات بوده اما منتقدان این رویکرد معتقدند وقتی پای دومین مقام رسمی کشور در میان است، نمی‌توان هر نوع ادبیاتی را ذیل عنوان «احساسات» توجیه کرد. دقیقاً به همین دلیل بود که واکنش‌ها به سرعت از سطح یک اظهارنظر فردی فراتر رفت و به بحثی درباره حاکمیت قانون، استانداردهای دوگانه و مسئولیت نهادهای نظارتی تبدیل شد.

آیا قانون برای همه یکسان است؟

یکی از مهم‌ترین بحث‌هایی که پس از این اتفاق شکل گرفت، مسئله اجرای یکسان قانون بود. به ویژه پس از آنکه واکنش معاون سیاسی وزیر کشور به تهدید رئیس‌جمهور از سوی مداح موصوف این بود که: «مداح شوخی کرده است»!

منتقدان می‌پرسند اگر همین نوع ادبیات از سوی یک فعال سیاسی، روزنامه‌نگار یا منتقد حکومت علیه یک مقام رسمی دیگر مطرح می‌شد، واکنش دستگاه‌های مسئول چه بود؟

همین پرسش است که موجب شده سکوت نهادهای مسئول برای بخشی از افکار عمومی قابل تأمل به نظر برسد.

اظهارات احمد زیدآبادی نیز دقیقاً از همین زاویه قابل فهم است. او پرسید آیا فقط برخی افراد از حق چنین «شوخی‌هایی» برخوردارند یا این قاعده برای همه شهروندان یکسان است؟ این پرسش فراتر از یک جدال سیاسی روزمره است. در واقع، موضوع اصلی اعتماد عمومی به بی‌طرفی نهادهای قانونی است؛ موضوعی که در دوره‌های حساس سیاسی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، سخنان سخنگوی وزارت کشور درباره پایان یافتن تجمع‌ها معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. حاکمیت اکنون با چند واقعیت همزمان روبه‌روست.

نخست آن که شرایط جنگی پایان یافته و دیگر توجیه اولیه برگزاری تجمع‌ها وجود ندارد.

اگر قرار باشد یک نقطه عطف در تغییر ماهیت بخشی از تجمعات خیابانی پیدا کنیم، باید آن را در عبور تدریجی برخی تریبون‌ها از فضای سوگواری و همبستگی به فضای تسویه‌حساب سیاسی جست‌وجو کرد؛ چراکه برخی سخنرانی‌ها، نوحه‌ها و اظهارنظرهای مطرح شده در حاشیه این تجمع‌ها، به جای تمرکز بر وحدت ملی، مستقیماً دولت را هدف قرار داده‌اند

دوم آن که کشور وارد مرحله اجرای تفاهم و مدیریت پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن شده است. سوم که بخشی از تجمع‌ها به بستری برای فشار بر دولت و تشدید شکاف‌های سیاسی تبدیل شده‌اند و چهارم  ادامه این وضعیت می‌تواند فضای اجتماعی کشور را از مسیر همگرایی به سمت قطبی‌سازی سوق دهد.از این منظر، جمع‌آوری تدریجی تجمع‌ها نه صرفاً یک تصمیم امنیتی، بلکه تلاشی برای بازگرداندن سیاست به نهادهای رسمی و جلوگیری از انتقال دائمی منازعات سیاسی به خیابان است.

نبرد بر سر روایت پساجنگ

آن چه امروز در ظاهر به شکل اختلاف بر سر چند تجمع شبانه دیده می‌شود، در واقع بخشی از یک نبرد بزرگ‌تر بر سر روایت پساجنگ است. یک روایت معتقد است کشور پس از ماه‌ها بحران باید به سمت کاهش تنش، بازسازی اقتصادی و تثبیت آرامش حرکت کند. روایت دیگر اما باور دارد که هرگونه عقب‌نشینی از فضای بسیج سیاسی و خیابانی می‌تواند به تضعیف نیروهای ایدئولوژیک منجر شود. به همین دلیل نیز هر دو طرف اهمیت ویژه‌ای برای خیابان قائل هستند .برای دولت و بخشی از حاکمیت، پایان تجمع‌ها نشانه بازگشت کشور به شرایط عادی است .برای مخالفان تفاهم، حفظ این فضا به معنای حفظ مهم‌ترین ابزار فشار سیاسی علیه دولت محسوب می‌شود.

پایان یک دوره یا آغاز فصل تازه؟

اظهارات اخیر معاون سیاسی وزیر کشور را می‌توان نخستین علامت رسمی برای پایان تدریجی یکی از مهم‌ترین پدیده‌های سیاسی دوران جنگ و پساجنگ دانست. با این حال، مساله اصلی فقط جمع شدن موکب‌ها و پایان تجمع‌های شبانه نیست. سؤال مهم‌تر این است که پس از پایان این اجتماعات، انرژی سیاسی انباشته شده در آن ها به کدام سو خواهد رفت؟

آیا جریان‌های منتقد دولت به سازوکارهای رسمی بازخواهند گشت یا تلاش خواهند کرد شکل‌های تازه‌ای از فشار سیاسی را سازماندهی کنند؟ آیا دولت خواهد توانست از فرصت پایان تجمع‌ها برای ترمیم شکاف‌های داخلی و بازسازی فضای وفاق استفاده کند یا این که منازعات بر سر تفاهم و نتایج آن همچنان ادامه خواهد یافت؟

آن چه روشن است این است که وزارت کشور با اعلام این که «تجمع‌ها قطعاً پایانی دارد»، عملاً از پایان یک فصل خبر داده اما تجربه سیاست در ایران نشان می‌دهد پایان هر فصل، اغلب آغاز فصل دیگری از رقابت و کشمکش سیاسی است. 

آیا جریان‌های منتقد دولت به سازوکارهای رسمی بازخواهند گشت و آیا دولت خواهد توانست از فرصت پایان تجمع‌ها برای ترمیم شکاف‌های داخلی و بازسازی فضای وفاق استفاده کند؟ آن چه روشن است این است که وزارت کشور با اعلام این که «تجمع‌ها قطعاً پایانی دارد»، عملاً از پایان یک فصل خبر داده است

شاید به همین دلیل باشد که موضوع تجمع‌های شبانه دیگر صرفاً موضوع چند میدان و چند موکب نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین آزمون‌های سیاست داخلی ایران در نخستین ماه‌های پس از جنگ تبدیل شده است.