در قاره سبز علیه یکجانبهگرایی ترامپ، قوای مستقل دفاعی در حال شکلگیری است
جنگ ایران؛ پیشران نامنتظر ناتوی اروپایی
تنش در دو سوی آتلانتیک حالا وارد دور جدیدی شده و به نوعی یک روند صعودی را سیر میکند که به زعم بسیاری از تحلیلها و دادههای موجود میتواند سرآغاز یک واقعه مهم باشد؛ واقعهای که احتمال جدایی ایالات متحده از ناتو و همچنین تصمیم مستقل اروپایی را در بطن خود دارد.
آنچه باعث شده در شرایط کنونی اختلاف میان کشورهای اروپایی و ایالات متحده تا حد زیادی در قالب ناتو تشدید شود، پرونده تنگه هرمز و جنگی است که واشنگتن و اسرائیل علیه ایران به راه انداختند. این اختلاف را به صورت کلی باید در دو پرده تشریح کرد. پرده اول درخواست مداخله ترامپ از ابتدای جنگ از ناتو برای ورود به خلیج فارس و شرکت در جنگ علیه ایران بود که با مخالفتهای گوناگون کشورهای اروپایی روبرو شد. اما پرده دوم از این اختلافات زمانی نمایان شد که آتشبس میان ایالات متحده و ایران برقرار شد و سپس مذاکرات بدون نتیجه میان ایران و آمریکا پایان پیدا کرد و ترامپ محاصره دریایی ایران را در دستور کار قرار داد.
ترامپ به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده که به نوعی رهبری ناتو را در دست دارد، بر این عقیده بود که میتواند با اعمال فشار و تهدید علیه کشورهای اروپایی، اعضای ناتو را وارد مجادله با ایران با مرکزیت تنگه هرمز کند اما مواضع دولتهای اروپایی در این راستا دقیقاً برخلاف خواستههای وی پیش رفت و هیچکدام از اعضای ناتو تا به این لحظه حاضر نشدند بر اساس میل ترامپ عمل کنند.
ناتوی اروپایی در راه است؟
کشورهای اروپایی بر این عقیدهاند که نباید وارد جنگ یا سناریوی جنگی شوند که ترامپ بدون اطلاع و مشورت با آنها اقدام به کلید زدن آن کرده و حالا نه تنها جریان صادرات انرژی مورد نیاز اروپا را با خلل روبرو کرده، بلکه مشکلات جدی در خصوص رسیدن کالاهای اساسی به قاره سبز رخ داده است. بر این اساس مقامات اروپایی تمام این ضرر و زیانهای به وجود آمده را حاصل یکجانبهگرایی سیاسی و نظامی ترامپ میدانند و نمیدانند در این شرایط بحرانی آینده جنگ با ایران چه میشود؛ چراکه آنها ترامپ را از منظر اتخاذ مواضع رسمی، دارای ثبات کلام، رفتار و تصمیمگیری نمیدانند و همین موضوع آنها را نه تنها در مورد جنگ با ایران، بلکه در قبال رهبری و تعهد ایالات متحده در قبال ناتو با شک و تردید عمیق و چند لایه مواجه کرده است.
بر این اساس اروپا در حال بررسی طرح جایگزینی است که این قاره را قادر میسازد در صورت خروج آمریکا از ناتو با استفاده از ساختارهای نظامی موجود ناتو از خود دفاع کند و گفته شده که این طرح پس از جلب موافقت آلمان که پیشتر مخالف سرسخت تامین مستقل امنیت بود، در حال پیشرفت است. روزنامه وال استریت ژورنال در این خصوص نوشته است مقاماتی که روی این طرح موسوم به «ناتوی اروپایی» کار میکنند به دنبال آن هستند که اروپاییهای بیشتری را به نقشهای فرماندهی و کنترل ناتو بگمارند و داراییهای نظامی آمریکا را با تجهیزات اروپایی تکمیل کنند.
ناتوی اروپایی در حالی مطرح میشود که هیچ کشور اروپایی صلاحیت جایگزینی فرماندهی عالی متفقین در ناتو را ندارد، چراکه این کشورها تنها میتوانند چتر حمایتی قارهای را ارائه دهند که پشتیبان اصل اساسی بازدارندگی دوجانبه از طریق قدرت در ائتلاف ناتو است
به گفته هدایتکنندگان این طرح که به طور غیررسمی و در حاشیه نشستهای ناتو پیش برده میشود، قصد رقابت با ائتلاف فعلی را ندارد و هدف مقامات اروپایی حفظ بازدارندگی در برابر روسیه، تداوم عملیاتی و اعتبار هستهای، حتی در صورت خروج نیروهای واشنگتن از اروپا یا سر باز زدن آن از دفاع اروپا است. این در حالیست که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پیشتر به دلیل درگیریهای اخیر در غرب آسیا بر تهدیدهای خود به خروج از ناتو و برداشتن چتر امنیتی آمریکا از این قاره افزوده بود.
این طرح که نخستین بار سال گذشته مطرح شد، نشاندهنده عمق نگرانی اروپا از قابل اعتماد نبودن آمریکا است. روند اجرای آن پس از تهدید ترامپ برای تصرف جزیره خودمختار گرینلند از دانمارک به عنوان یکی از کشورهای عضو ناتو شتاب گرفت و اکنون در پی خودداری اروپا از حمایت از جنگ آمریکا در ایران بر فوریت آن افزوده شده است.
آلمان، موتور محرک ناتوی اروپایی
نکته بسیار مهم در خصوص این طرح، موضع آلمان است. تغییر موضع سیاسی بیسابقه در برلین امری است که به پیشبرد این طرح شتاب بخشیده است. آلمان دههها در برابر فراخوان فرانسه برای حاکمیت بیشتر دفاعی اروپا مقاومت کرد و آمریکا را ضامن نهایی امنیت اروپا میدانست، اما به گفته چندین تن از مقامات نظامی که با وال استریت ژورنال مصاحبه کردهاند، اکنون برلین تحت رهبری«فریدریش مرتس» صدراعظم آلمان و به دلیل نگرانی از قابل اعتماد بودن آمریکا در دوران ترامپ و پس از آن این رویه در حال تغییر است.
در این میان باید توجه شود که چالش فعلی در این خصوص بسیار بزرگ است؛ ساختار ناتو از سطح لجستیک و اطلاعاتی تا بالاترین فرماندهی نظامی بر اساس رهبری آمریکا طراحی شده است و اروپاییها اکنون میکوشند سهم بیشتری از مسئولیتهایی را که ترامپ مدتها خواستار آن بود بر عهده گیرند؛ تا جایی که «مارک روته» دبیرکل ناتو اخیرا گفته است که نقش اروپا در رهبری این ائتلاف تقویت خواهد شد.
نکته دیگر این است که اروپاییها به دلیل خصومت فزاینده ترامپ و نه به خاطر تحریک آمریکا ابتکار عمل را در دست گرفتهاند. ترامپ اخیراً متحدان اروپایی را «ترسو» خواند و ناتو را «ببر کاغذی» نامید. در این زمینه، الکساندر اشتوب، رئیسجمهور فنلاند (از طراحان طرح) گفته است که «تغییر بار از دوش آمریکا به سمت اروپا در جریان است و باید به شکلی مدیریت شده و کنترلشده انجام شود، نه با خروج ناگهانی آمریکا».
با توجه به این تفسیر و اظهارات مقامات اروپایی، شمار فزایندهای از پستهای فرماندهی کلیدی ناتو در اختیار اروپاییها است و بسیاری از رزمایشهای اخیر و آتی توسط نیروهای اروپایی رهبری میشوند، اما حفرههای دشواری در زمین اطلاعات و بازدارندگی هستهای وجود دارد. تغییر موضع آلمان راه را برای حساسترین عنصر دفاع مستقل اروپا یعنی جایگزینی چتر هستهای آمریکا باز کرده است؛ به گونهای که پس از تهدید ترامپ به حمله به گرینلند، مرتس و «امانوئل ماکرون» رئیسجمهور فرانسه درباره توسعه بازدارندگی هستهای فرانسه با دیگر کشورهای اروپایی از جمله آلمان گفتوگو کردند.
ترامپ اخیراً متحدان اروپایی را «ترسو» خواند و ناتو را «ببر کاغذی» نامید. در این زمینه، الکساندر اشتوب، رئیسجمهور فنلاند (از طراحان طرح ناتوی اروپایی) گفته است که تغییر بار از دوش آمریکا به سمت اروپا در جریان است و باید به شکلی مدیریت شده و کنترلشده انجام شود، نه با خروج ناگهانی آمریکا
به هر ترتیب در حالی که اقدامات اروپا در این راستا نشاندهنده تغییر در دیدگاه این کشورها است، پی بردن به چگونگی تحقق این ایده بلندپروازانه دشوار خواهد بود. فرماندهی متحدان اروپایی همواره با آمریکا بوده است و مقامات آمریکایی گفتهاند که دیگر قصدی برای تصدی این سمت ندارند. از طرفی، هیچ کشور اروپایی نیز صلاحیت جایگزینی فرماندهی عالی متفقین در ناتو را ندارد؛ چراکه این کشورها تنها میتوانند چتر حمایتی قارهای را ارائه دهند که پشتیبان اصل اساسی بازدارندگی دوجانبه از طریق قدرت در ائتلاف ناتو است.
لذا اگرچه اروپاییها شروع به تصدی نقشهای رهبری و فرماندهی بیشتری کردهاند اما هنوز فاقد توانمندی کافی به دلیل چندین سال اتکا به آمریکا هستند و باید دید سناریوی ناتوی اروپایی به کجا میرسد؟
دیدگاه تان را بنویسید