نهال فرخی

خاورمیانه این روزها بیش از هر زمان دیگری شبیه همان سرزمین پرآشوب قصه‌ها و افسانه‌های کهن است؛ اما نه با روایت علی‌بابا و چهل دزد، نه با جادوی هزارویک‌شب. این‌بار، داستان با ناوهای هواپیمابر، جنگنده‌های آماده‌باش، پیام‌های متناقض دیپلماتیک و سکوت‌های سنگین امنیتی نوشته می‌شود.

منطقه‌ای که سال‌هاست به بحران خو کرده، حالا در وضعیتی ایستاده که خودِ سکون، به خطر تبدیل شده و چشم‌ها به آرایش‌های نظامی و خط و نشان‌هایی که کشیده می‌شود، دوخته شده است.

تحولات هفته‌های اخیر نشان می‌دهد خاورمیانه از مرحله هشدارهای لفظی عبور کرده و وارد فاز تازه‌ای از آرایش نظامی و محاسبات پرریسک شده است. هم‌زمانی تحرکات آمریکا، تهدیدهای تل‌آویو، پاسخ‌های صریح تهران و هشدار کم‌سابقه آنکارا، تصویری از منطقه‌ای می‌سازد که روی باروت خوابیده و منتظر جرقه‌ای است؛ جرقه‌ای که می‌تواند دومینوی بی‌ثباتی را از غزه تا خلیج فارس و حتی فراتر از آن به حرکت درآورد.

آلارم از آنکارا؛ 

وقتی میانجی نگران می‌شود

ترکیه در سال‌های اخیر کوشیده میان نقش میانجی، بازیگر امنیتی و قدرت منطقه‌ای توازن برقرار کند. از جنگ اوکراین تا بحران غزه، آنکارا همواره تلاش کرده خود را در موقعیتی قرار دهد که هم در معادلات امنیتی حضور داشته باشد و هم کانال‌های دیپلماتیک را باز نگه دارد.

در چنین چارچوبی، هشدار صریح ‌هاکان فیدان درباره تلاش اسرائیل برای یافتن «فرصتی برای حمله به ایران» معنایی فراتر از یک تحلیل رسانه‌ای دارد. وقتی وزیر خارجه کشوری که عضو ناتو است و هم‌زمان روابط پیچیده‌ای با تل‌آویو، واشنگتن و تهران دارد، از احتمال وقوع یک جنگ تازه و تمام‌عیار سخن می‌گوید، یعنی برآوردهای امنیتی در سطحی جدی تغییر کرده است.

میانجی‌ها به خط شده‌اند تا شاید مسیر سخت و صعب دیپلماسی باز بماند و گفت‌و‌گو با تنفس مصنوعی هم که شده همچنان نفس بکشد. حالا چشم‌ها به خاورمیانه دوخته شده است. همان خاورمیانه که روزگاری سرزمین افسانه‌ها بود و حالا شاید متراکم‌ترین سرزمین از نظر وجود تسلیحات نظامی باشد

فیدان عملاً از شکل‌گیری پروژه‌ای خطرناک خبر می‌دهد؛ پروژه‌ای که می‌تواند دومینوی بی‌ثباتی را از غزه تا خلیج فارس به حرکت درآورد.

پس با این روند اظهارات صریح وزیر امور خارجه ترکیه، روز گذشته و درباره تلاش اسرائیل برای یافتن «فرصتی برای حمله به ایران» دیگر تنها یک موضع‌گیری دیپلماتیک نیست؛ این سخنان از زبان وزیر خارجه کشوری بیان می‌شود که در سال‌های گذشته نیز همواره تلاش داشته میان نقش میانجی و بازیگر امنیتی منطقه توازن برقرار کند و حالا خود نسبت به تبعات یک اقدام نظامی جدید  هشدار می‌دهد.

وزیر خارجه ترکیه اما با تأکید بر این که اسرائیل علی‌رغم آگاهی از تبعات امنیتی، همچنان گزینه اقدام تنش‌زا علیه تهران را روی میز نگه داشته، عملاً از شکل‌گیری یک پروژه خطرناک در منطقه خبر داد؛ پروژه‌ای که می‌تواند دومینوی بی‌ثباتی را از غزه تا خلیج فارس به حرکت درآورد. این هشدار زمانی معنا‌دارتر می‌شود که در کنار آن، تحرکات هم‌زمان آمریکا در منطقه و ادبیات تهدیدآمیز کاخ سفید قرار می‌گیرد.

واشنگتن؛ نمایش قدرت 

یا آمادگی برای اقدام؟

در سوی دیگر واشنگتن نیز بار دیگر به زبان آشنای قدرت نظامی بازگشته است. اعزام ناوگروه‌های ضربت، تشدید حضور جنگنده‌ها و تحرکات لجستیکی پنتاگون، همگی با ادعای «بازدارندگی» توجیه می‌شوند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، همان دوگانه همیشگی را تکرار می‌کند: از یک سو تأکید بر این‌که تمایلی به جنگ ندارد و از سوی دیگر، احیای ادبیات تهدید و فشار حداکثری.

در این شرایط، به نظر می‌رسد دونالد ترامپ بار دیگر تلاش کرده با نمایش قدرت نظامی، پیام روشنی به تهران بدهد اعزام ناو‌های جنگی و تشدید حضور نظامی آمریکا در آب‌های منطقه، اگرچه با ادعای «بازدارندگی» همراه شده، اما تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد که چنین آرایش‌هایی بیش از آن که صرفاً نمادین باشند، حامل پیام‌های عملیاتی‌اند. 

ترامپ از یک‌سو می‌گوید تمایلی به جنگ ندارد و از سوی دیگر، زبان تهدید و فشار حداکثری را زنده نگه داشته؛ دوگانه‌ای آشنا که پیش‌تر نیز بار‌ها منطقه را تا آستانه درگیری برده است.

اما شاید اکنون پرسش اصلی این باشد که آیا واشنگتن در حال آماده‌سازی برای یک اقدام محدود است یا صرفاً می‌کوشد توازن روانی میدان را به نفع خود تغییر دهد، پرسشی که به نظر می‌رسد فیدان را نیز نگران کرده است.

 مجموع تحرکات منطقه‌ای و اظهارنظرها و نشانه‌ها حاکی از آن است که احتمال حمله به ایران، دست‌کم در سطح محاسبات نظامی و سناریو‌های روی میز، بیش از گذشته جدی شده است. اما با این حال، هنوز دیپلماسی به‌طور کامل از صحنه خارج نشده؛ هرچند صدای آن زیر غرش ناو‌ها و تهدید‌های سیاسی، روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود

تهران؛ خط قرمزی برای 

یک جنگ تمام‌عیار

اما پاسخ‌های تهران به این فضاسازی و رخدادها کاملا صریح و بی‌پرده بوده است. مقامات ارشد جمهوری اسلامی هشدار داده‌اند که هرگونه حمله مستقیم، چه محدود و چه گسترده، به‌منزله ورود به یک جنگ تمام‌عیار تلقی خواهد شد؛ جنگی که محدود به جغرافیای ایران نمی‌ماند. این موضع‌گیری‌ها بیش از آنکه مصرف تبلیغاتی داشته باشد، تلاشی است برای افزایش هزینه تصمیم نظامی برای واشنگتن و تل‌آویو.

ایران به‌خوبی می‌داند که در یک رویارویی کوتاه‌مدت می‌تواند ضربه بخورد، اما هم‌زمان بر این باور است که ابزارهای کافی برای کشاندن جنگ به سطحی فرسایشی و منطقه‌ای را در اختیار دارد.

 از نگاه تهران نیز بازدارندگی دیگر صرفاً در توان دفاعی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی ایجاد بی‌ثباتی کنترل‌نشده برای طرف مقابل تعریف می‌شود. مقامات ایرانی با درک همین موقعیت است که هشدار داده‌اند هرگونه حمله مستقیم، به‌منزله ورود به یک «جنگ تمام‌عیار» تلقی خواهد شد؛ جنگی که محدود به جغرافیای ایران نخواهد ماند و به نظر می‌رسد که این موضع‌گیری‌ها بیش از آنکه جنبه تبلیغاتی داشته باشد، تلاشی است برای بالا بردن هزینه هرگونه تصمیم نظامی از سوی واشنگتن 

و تل‌آویو.

سکوت خطرناک؛ 

خطای محاسباتی در کمین

در این میان اما تحلیل‌های رسانه‌ای در غرب و منطقه، بیش از هر چیز بر مفهوم «خطای محاسباتی» تمرکز دارند. تراکم ناوهای جنگی، عملیات‌های محدود، پیام‌های متناقض سیاسی و فشار افکار عمومی، همگی می‌توانند به جرقه‌ای ناخواسته منجر شوند. جنگی که شاید هیچ‌یک از بازیگران اذعان نکنند خواهان آن هستند، اما همگی برایش آماده می‌شوند.

چنان که میدل ایست آی به تازگی در گزارشی نوشت که راهروهای پنتاگون و اردوگاه‌های نظامی ایران در سکوتی عجیب فرورفته‌اند. این سکوت، سکوتِ تصمیم نیست؛ بلکه سکوتِ پیش از یک درگیری قریب‌الوقوع است. سکوتی که از این آگاهی مشترک می‌آید که حمله‌ بعدی در خاورمیانه می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را آغاز کند که حتی طراحان جنگ نیز از مهار آن مطمئن نیستند.

در واقع میدل ایست آی به صراحت در گزارش خود از احتمال وقوع یک درگیری قریب الوقوع خبر داد و از زنجیره‌ای واکنش‌ها سخن گفت که می‌تواند از کنترل طراحان آن نیز خارج شود. 

فارن پالیسی نیز روز گذشته در گزارشی به همین روند اشاره کرد و نوشت که اسرائیل و ایران سال‌ها درگیر جنگی در سایه بود‌ند و پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ سه دور رویارویی مستقیم بین آنها رخ داد که به یک جنگ محدود ۱۲ روزه در ژوئن گذشته منجر شد. و این درگیری هنوز نشانه‌ای از پایان ندارد.

گزارش در بخش دیگری می‌افزاید: اما همان‌طور که گاه در خاورمیانه اتفاق می‌افتد، ممکن است اتفاقات غیرمنتظره‌ای رخ دهد.

وقتی در ایران اعتراضاتی رخ داد، نتانیاهو، که سال‌ها علیه ایران موضع سخت داشت، در ظاهر عقب‌نشینی کرد و برخی ناظران معتقدند که اسرائیل و ایران به این نتیجه رسیده‌اند که هیچ‌کدام به دیگری حمله نکنند؛ ولی  با این حال، چنین اتفاقی بیشتر یک توقف تاکتیکی است تا تغییر جدی در رقابت موجود. این توقف احتمالا دوام نخواهد داشت و دلایل زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد دور بعدی جنگ ایران و اسرائیل حتی بزرگ‌تر از قبل  خواهد بود. 

اسرائیل؛ ایستاده میان بازدارندگی و فرسایش

این بازی اما یک بازیگر دیگر نیز دارد. برای تل‌آویو، معادله پیچیده‌تر از همیشه است. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که اسرائیل، هرچند شاید از برتری متعارف و فناوری دفاعی پیشرفته برخوردار باشد اما در برابر حملات موشکی و پهپادی ایران آسیب‌پذیر است. کاهش ذخایر رهگیرهای دفاع هوایی و فشار بر سیستم‌های دفاعی، این واقعیت را عریان‌تر کرد.

در بخشی از گزارش دیروز فارن پالیسی به همین موضوع نیز اشاره شد که اسرائیل به احتمال زیاد مایل نیست بازسازی نظامی ایران بدون چالش باقی بماند. حتی پیش از جنگ ژوئن، نتانیاهو شک داشت که ایران برنامه هسته‌ای خود را داوطلبانه کنار بگذارد، چه رسد به برنامه موشکی. حال که ایران نشان داده توانایی دارد با حملات موشکی و پهپادی مستقیما اسرائیل را هدف قرار دهد، هرگونه سلاح هسته‌ای یا بیولوژیکی برای اسرائیل تهدیدی وجودی محسوب می‌شود. در ذهنیت استراتژیک اسرائیل پس از ۷ اکتبر، پیش‌دستی بر بازدارندگی به عنوان روش ترجیحی مقابله با این تهدیدها  دیده می‌شود. 

ترامپ همچنان مواضع کاملا متفاوت و متناقضی می‌گیرد. از یک سو ناوگانی از تسلیحات و سلاح به خاورمیانه پرآشوب می‌فرستد و از سوی دیگر از مقامات ایران تشکر می‌کند و می‌گوید مذاکره می‌کنیم؛ و به نظر می‌رسد حالا همین سیگنال‌های متناقض هم منطقه را آشفته‌تر کرده است

کما این که نتانیاهو سرمایه سیاسی خود را بر تضمین امنیت، به‌ویژه در مقابل ایران، گذاشته است و اکنون  نیاز دارد تا ائتلاف راست‌گرای تندرو خود را راضی نگه دارد و مهم‌تر این است که حتی اگر دولت نتانیاهو سقوط کند، مشخص نیست دولت معتدل‌تر اسرائیل سیاست نرم‌تری در قبال ایران اتخاذ کند، پس سایه و خطر یک تقابل تازه نظامی میان ایران و اسرائیل کاملا جدی است.

سیگنال‌های متناقض در منطقه

اما همچنان مهره اصلی بازی فعلا و در شرایط کنونی آمریکاست. رئیس جمهوری آمریکا، روز پنج‌شنبه گفت که یک «ناوگان» ایالات متحده  به سمت ایران در حرکت است، اما امیدوار است که مجبور به استفاده از آن نشود. هم چنین به نوشته نیویورک تایمز، ترامپ هنگام بازگشت از مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس در هواپیمای ایر فورس وان به خبرنگاران گفت: «ما ایران را زیر نظر داریم. ما یک ناوگان بزرگ به آن سمت روانه کرده‌ایم و خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد».

با این حال به نظر می‌رسد ترامپ در این سخنان تاحدودی از تهدیدهای خود برای حمله به ایران عقب‌نشینی کرده و نباید از یاد برد که هم‌پیمانان و شرکای اقتصادی آمریکا در قامت رهبران کشورها در خاورمیانه به ترامپ هشدار داده بودند که یک رویارویی نظامی می‌تواند منطقه را بی‌ثبات کند. 

اما ترامپ همچنان مواضع کاملا متفاوت و متناقضی می‌گیرد. از یک سو ناوگانی از تسلیحات و سلاح به خاورمیانه پرآشوب می‌فرستد و از سوی دیگر از مقامات ایران تشکر می‌کند و می‌گوید مذاکره می‌کنیم. به نظر می‌رسد حالا همین سیگنال‌های متناقض هم منطقه را آشفته‌تر کرده است.

تکاپوی میانجی‌ها 

در میان تراکم جنگ‌ابزارها

حالا به نظر می‌رسد که منطقه روی خط آتش خوابیده باشد و شاید بسیاری بوی باروتی که هنوز چاشنی آن شلیک نشده را حس می‌کنند.

مجموع تحرکات منطقه‌ای و اظهارنظرها و نشانه‌ها حاکی از آن است که احتمال حمله به ایران، دست‌کم در سطح محاسبات نظامی و سناریو‌های روی میز، بیش از گذشته جدی شده است. اما با این حال، هنوز دیپلماسی به‌طور کامل از صحنه خارج نشده؛ هرچند صدای آن زیر غرش ناو‌ها و تهدید‌های سیاسی، روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود.

در این میان، نقش ترکیه با اخطار جدی روز گذشته بیش از همیشه قابل‌توجه است. به نظر می‌رسد که آنکارا که هم‌زمان از آمادگی برای اعزام نیرو به غزه سخن می‌گوید و نسبت به تحرکات اسرائیل علیه ایران هشدار می‌دهد، عملاً از گسترش یک بحران چندلایه در منطقه نگران است. بحرانی که می‌تواند موازنه‌های امنیتی را به‌طور کامل بر هم بزند و حتی پای بازیگران جدیدی را به میدان باز کند، بازیگرانی که شاید نه فقط ترکیه که قطر و عربستان هم تمایلی به حضور آنان ندارند. پس میانجی‌ها حتی در حد اخطار به خط شده‌اند تا شاید مسیر سخت و صعب دیپلماسی باز بماند و گفت‌و‌گو با تنفس مصنوعی هم که شده همچنان نفس بکشد. حالا چشم‌ها به خاورمیانه دوخته شده است. همان خاورمیانه که روزگاری سرزمین افسانه‌ها بود و حالا شاید متراکم‌ترین سرزمین از نظر وجود تسلیحات  نظامی باشد.