صندلی خالی تهران در داووس؛ نماد چالشهای دیپلماتیک ایران در پی اعتراضات اخیر است
اگر این روند ادامه یابد...
طهمورث گیلانی
لغو دعوت سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در اجلاس داووس خبری کوتاه بود اما معناهای بلندی با خود داشت؛ برگزارکنندگان مجمع جهانی اقتصاد اعلام کردند وزیر امور خارجه ایران در نشست داووس حضور نخواهد داشت. جملهای که در نگاه اول شبیه یک اطلاعیه اداری به نظر میرسید، اما در بطن خود، تصویری فشرده از وضعیت امروز روابط ایران و اروپا را بازتاب میداد؛ روابطی که سالهاست در مسیر فرسایش، سوءظن و انباشت بحران حرکت میکند. از جنگ اوکراین تا جنگ دوازده روزه، از اعتراضات سال ۱۴۰۱ تا ناآرامیهای خشونتبار اخیر در ایران، واکنشهای مختلف مقامات اروپا را در پی داشته است تا روابط دو طرف را به سمت سردی و رخوت پیش ببرد. اما سوال اساسی اینجاست که این واکنشها چه تاثیری بر نقش ایران در اروپا و صحنه جهانی خواهد داشت؟
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به تصمیم اروپاییها برای عدم حضورش در مجمع جهانی اقتصاد، آن را نتیجه «دروغها و فشارهای سیاسی اسرائیل و حامیانش» دانست؛ روایتی که تلاش داشت توپ را به زمین تلآویو بیندازد، اما باید بپذیریم سطح تنش دیپلماتیک در روابط ایران و اروپا بدون نقشآفرینی اسرائیل نیز در حال رشد روزافزون است
آخرین اقدام اروپایی در ابراز خصومت علیه ایران، لغو حضور وزیر امور خارجه ایران در نشست مجمع جهانی اقتصاد است و باید در نظر داشته باشیم که داووس، صرفاً یک اجلاس اقتصادی نیست. برای بسیاری از کشورها، ویترینی است به جهت دیده شدن، گفتوگو، چانهزنی و روایتسازی. حذف یا غیبت ایران از چنین صحنهای، خواه به تعبیر مقامات «فنی» باشد یا به روایت منتقدان «سیاسی»؛ نشانهای است از تداوم فاصلهگیری ایران از ساختارهای گفتوگوی غربمحور؛ فاصلهای که در ماهها و سالهای اخیر، بهویژه پس از اعتراضات داخلی، به شکل محسوسی عمیقتر شده است.
اعتراضات داخلی و واکنشهای خارجی
اعتراضات اخیر در ایران، که از سوی بسیاری از مقامات اروپایی با تعابیری چون «قیام» و «فریاد آزادی» توصیف شد، نقطه عطف تازهای در روابط تهران و بروکسل رقم زد. رئیس پارلمان اروپا صریحا اعلام کرد که اروپا باید فشارها و تحریمها علیه ایران را تشدید کند و کشورهای این قاره تلاش برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی را ادامه میدهند. همزمان، پارلمان اروپا ورود تمامی نمایندگان جمهوری اسلامی به ساختمانهای این نهاد را ممنوع کرد؛ اقدامی بیسابقه که پیام سیاسی روشنی داشت.
در همین روزهای اخیر، اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، از «استفاده بیش از حد از زور» در ایران انتقاد کرد و خبر داد که اتحادیه اروپا خود را برای اعمال تحریمهای جدید آماده میکند. مانفرد وبر، رئیس فراکسیون محافظهکاران پارلمان اروپا، حتی یک گام جلوتر رفت و پیشنهاد داد سفارتخانههای اروپایی در ایران به «پناهگاه معترضان تحت تعقیب» تبدیل شوند؛ اظهارنظری که در تهران، بهعنوان مصداق آشکار مداخله در امور داخلی تلقی شد. در اخبار آمده که سفیر انگلستان نیز تهران را ترک کرده است که در نگاه تحلیلگران یک اقدام نمادین تلقی میشود.
اعتراضات اخیر در ایران، که از سوی بسیاری از مقامات اروپایی با تعابیری چون «قیام» و «فریاد آزادی» توصیف شد، نقطه عطف تازهای در روابط تهران و بروکسل رقم زد. رئیس پارلمان اروپا صریحا اعلام کرد که اروپا باید فشارها و تحریمها علیه ایران را تشدید کند و کشورهای این قاره تلاش برای قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی را ادامه میدهند. همزمان، پارلمان اروپا ورود تمامی نمایندگان جمهوری اسلامی به ساختمانهای این نهاد را ممنوع کرد؛ اقدامی بیسابقه که پیام سیاسی روشنی داشت
این مواضع و اقدامات تنها به سطح سیاسی محدود نماند. نهاد هماهنگکننده امنیت هوانوردی اتحادیه اروپا به شرکتهای هواپیمایی توصیه کرد از ورود به حریم هوایی ایران خودداری کنند و لوفتهانزا پروازهای خود به تهران را به حالت تعلیق درآورد. مجموعه این اقدامات، تصویری از ایران بهعنوان کشوری «ناامن» در ذهن افکار عمومی اروپا ترسیم کرد؛ تصویری که تبعات اقتصادی، دیپلماتیک و روانی آن، فراتر
از بیانیههاست.
واکنش تهران؛ تقابل روایتها
در مقابل، واکنش مقامات ایرانی، ترکیبی از رد اتهامات، حمله به استانداردهای دوگانه اروپا و متهم کردن غرب به پیروی از آمریکا و اسرائیل بود. وزارت امور خارجه ایران بیانیه گروه ۷ که در اعتراض به شرایط حال حاضر در ایران بود را «مداخلهجویانه» خواند و آن را نشانهای از رویکرد مزورانه کشورهای غربی در موضوع حقوق بشر دانست. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه نیز در نشست خبری اخیر خود تأکید کرد ادعای دلسوزی اروپا برای مردم ایران، با تداوم تحریمهایی که مستقیماً زندگی و درمان مردم را هدف گرفته، همخوانی ندارد.
از نگاه تهران، اروپا نه یک بازیگر مستقل، بلکه بخشی از پازل فشار آمریکاست؛ پازلی که با لابی فعال اسرائیل تکمیل میشود. لغو حضور وزیر امور خارجه ایران در داووس نیز از همین زاویه تحلیل شد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در واکنش به تصمیم اروپاییها برای عدم حضورش در مجمع جهانی اقتصاد، آن را نتیجه «دروغها و فشارهای سیاسی اسرائیل و حامیانش» دانست؛ روایتی که تلاش داشت توپ را به زمین تلآویو بیندازد، اما باید بپذیریم سطح تنش دیپلماتیک در روابط ایران و اروپا بدون نقشآفرینی اسرائیل نیز در حال رشد روزافزون است. از طرفی تظاهراتی اعتراضی نیز در شهرهای کشورهای اروپایی مرتبط با حوادث اخیر، در حال برگزاری است که مقامات اروپایی را ناگزیر کرده نسبت به وقایع ایران موضعگیری داشته باشند و دست به اقدامات سلبی و حذف ایران در مجامع بینالمللی بزنند. تحلیلگران بر این باورند که دیاسپورای ایرانی (ایرانیان مقیم کشورهای خارجی) تاثیر بسزایی در سیاستهای خارجی ایران دارند و براساس همین تحلیل باید پرسید چرا دستگاه دیپلماسی ایران توجهی به نقش جامعه ایرانی ساکن اروپا ندارد؟!
لغو داووس؛ نماد یک روند، نه یک استثنا
با این حال، لغو دعوت یا عدم حضور ایران در داووس، تنها یک حلقه از زنجیرهای طولانیتر است. پیش از آن، بحثهایی درباره عدم نهایی شدن دعوت ایران به کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح شد؛ کنفرانسی که اگرچه محل امضای توافقنامه نیست، اما یکی از مهمترین میدانهای گفتوگوی غیررسمی امنیتی در جهان به شمار میرود. این تصمیم اروپاییها تنها به عدم حضور دیپلمات ارشد کشورمان ختم نمیشود و ذهنیت منفی از ایران را در نگاه اروپاییان تشدید میکند. پیشتر نیز رئیس کمیسیون اروپا اعلام کرد: «در همکاری نزدیک با کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به زودی تحریمهای بیشتری علیه ایران وضع خواهیم کرد.» هر چند العنونی، سخنگوی ارشد کمیسیون اروپا در کنفرانسی خبری گفت: «تغییر رژیم بخشی از سیاست اتحادیه اروپا نیست.» اما روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا «ورود نمایندگان جمهوری اسلامی ایران به امکان پارمان اروپا»را ممنوع اعلام کرد.
لغو دعوت ایران در داووس، تنها یک حلقه از زنجیرهای طولانیتر است. پیش از آن، بحثهایی درباره عدم نهایی شدن دعوت ایران به کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح شد؛ کنفرانسی که اگرچه محل امضای توافقنامه نیست، اما یکی از مهمترین میدانهای گفتوگوی غیررسمی امنیتی در جهان به شمار میرود. این تصمیم اروپاییها تنها به عدم حضور دیپلمات ارشد تهران ختم نمیشود و ذهنیت منفی از ایران را در نگاه اروپاییان تشدید میکند
شاید این اقدامات عملیاتی نباشد، اما نشانگر سطح تنشها میان تهران و پارلمان اروپا است که میتوانند در سیاستگذاریهای اتحادیه اروپا تاثیرگذار باشد. همچنین غیبت ایران در این نشستهای بینالمللی که پیامد رویکرد فعلی اروپا نسبت به ایران است، به گفته بسیاری از تحلیلگران، به معنای واگذاری میدان روایت به رقبا و منتقدان تلقی میشود. در سالهایی که نمایندگان رسمی ایران در مونیخ حضور نداشتند، چهرههای اپوزیسیون و فعالان خارج از کشور فرصت یافتند روایت خود از ایران را در این تریبونها ارائه دهند. این خلأ دیپلماتیک، بارها به زیان تهران عمل کرده و به تصریح مقامات، تصویر یکسویهای از تحولات داخلی ایران را تثبیت کرده است.
ریشههای تیرگی؛ از برجام تا اوکراین
اما این وضعیت از کجا آغاز شد؟ برای پاسخ، باید چند سال به عقب بازگشت. خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، نقطه عطف مهمی در روابط ایران و اروپا بود. اگرچه اروپاییها در آن مقطع تلاش کردند با ابتکارهایی مانند اینستکس، توافق را زنده نگه دارند، اما در عمل نتوانستند در برابر فشارهای واشنگتن کاری از پیش ببرند. ایران نیز در واکنش، بهتدریج تعهدات هستهای خود را کاهش داد؛ اقدامی که شکاف اعتماد را عمیقتر کرد. سپس جنگ اوکراین آغاز شد و معادلات اروپا بهکلی تغییر کرد. اروپا که با بحران انرژی و امنیت روبهرو بود، بیش از پیش به آمریکا نزدیک شد و حساسیتش نسبت به هرگونه همکاری ایران با روسیه افزایش یافت. در همین دوره، اعتراضات داخلی در ایران در سال 1401، فضای افکار عمومی اروپا را علیه تهران بسیج کرد. ایرانیان مقیم اروپا که پیشتر در بزنگاهها نقش لابی غیررسمی برای ایران ایفا میکردند، به مخالفان فعال تبدیل شدند و فشار سیاسی بر نهادهای اروپایی را
افزایش دادند.
با وجود همه این تنشها، پرسش کلیدی این است: چرا روابط ایران و اروپا همچنان اهمیت دارد؟ پاسخ، فراتر از سیاست روز است. اروپا همچنان یکی از قطبهای اصلی اقتصاد جهانی، فناوری، سرمایهگذاری و انرژی است. برای کشوری مانند ایران، که بهدنبال توسعه، جذب سرمایه و تنوعبخشی به روابط خارجی است، قطع یا تضعیف این مسیر، هزینههای بلندمدت دارد. تجربه کشورهای منطقه نشان میدهد که توسعه بدون پیوند منافع با بازیگران بزرگ جهانی، دشوار است. اروپا، با وجود ضعفهایش، همچنان ظرفیت ایجاد زیرساخت، انتقال فناوری و ایفای نقش متوازنکننده در برابر آمریکا را دارد؛ نقشی که البته بدون تعامل مستقیم ایران و آمریکا، بهشدت محدود میشود.
زنگ خط تغییر جایگاه ایران در نظم جهانی
ادامه روند کنونی، بیش از هر چیز، بر چهره جهانی ایران تأثیر میگذارد. غیبت از نشستهای مهم، تشدید تحریمها، محدودیتهای پروازی و انزوای دیپلماتیک، بهتدریج ایران را از یک بازیگر «مسئلهدار اما قابل گفتوگو» به یک بازیگر «حاشیهای و پرهزینه» تبدیل میکند. در جهانی که دیپلماسی شبکهای و غیررسمی اهمیت فزایندهای یافته، غیبت، گاهی پرهزینهتر از حضور پرچالش است.
لغو حضور وزیر امور خارجه در داووس، شاید در ظاهر یک خبر کوتاه دیپلماتیک باشد، اما در لایههای زیرین، زنگ خطری است درباره جایگاه ایران در نظم در حال تغییر جهانی. هشداری که یادآور میشود سیاست خارجی، نه فقط میدان اعلام مواضع، بلکه عرصه مدیریت تصویر، روایت و منافع است. درنهایت، مسئله اصلی شاید نه داووس باشد و نه مونیخ؛ بلکه این پرسش بنیادین است که ایران میخواهد در جهان امروز چگونه دیده شود و با چه ابزارهایی از منافع خود دفاع کند؟ پاسخی که اگر بهموقع داده نشود، صندلیهای خالی بیشتری را در آینده رقم خواهد زد.
دیدگاه تان را بنویسید