خسته از وعده‌ها و ناامید از تجمع و مطالبه‌گری!

جمعه (24 مهرماه) در تقویم ایران به عنوان روز پرستار نامگذاری شده است. به گفته یکی از فعالان صنفی این حوزه، هر سال در این روز، مسئولان سراغ پرستاران می‌آیند با وعده‌های شیرین و البته توخالی، از تعابیری چون فرشته و قهرمان و... در بیان پرستاران استفاده می‌کنند اما به‌رغم هزاران وعده تکراری در این سال‌ها، مشکلات پرستاران کم نشده که هیچ، هر سال اوضاع بدتر هم شده است.

«محمد شریفی‌مقدم» دبیرکل خانه پرستار در این باره به ایلنا گفت: مشکلات جامعه پرستاری کاملا واضح و بارها درباره آنها صحبت شده است. سال‌ها درباره تعرفه‌گذاری، حقوق پایین، شرایط نامناسب کاری و وعده‌هایی که مسئولان در مقاطع مختلف، به‌ویژه در مناسبت‌هایی مانند روز پرستار، مطرح کرده‌اند، صحبت کرده‌ایم. بارها گفته شده که پرستاران در دوران کرونا چه کردند، قهرمان هستند، فرشته‌اند و از این دست تعابیر اما واقعیت این است که جامعه پرستاری امروز نسبت به مسئولان حوزه سلامت تقریباً به‌طور کامل بی‌اعتماد شده است.

وی ادامه داد: پرستاران تقریباً هر مسیری را که از نظر قانونی و صنفی امکان‌پذیر بوده، طی کرده‌اند. مکاتبه، مذاکره، تجمع، اعتراض و حتی دو سال پیش شاهد یکی از بی‌سابقه‌ترین اعتصاب‌های پرستاری بودیم. از طرف دیگر، مثلا قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری را از مجلس پیگیری کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، هر کاری که تصور کنید جامعه پرستاری باید انجام می‌داده، انجام داده است.

بی‌اعتمادی کامل به مسئولان

شریفی‌مقدم ادامه داد: با این حال، نسخه‌ای که وزارت بهداشت طی این سال‌ها برای پرستاران پیچیده، عمدتاً مجموعه‌ای از وعده‌های تکراری، کلیشه‌ای و بی‌اساس بوده که نتیجه ملموسی برای پرستاران نداشته است. حاصل این وضعیت این است که امروز پرستاران از پایین‌ترین حقوق‌ها در میان کارکنان دولت برخوردارند. البته ممکن است گفته شود حقوق معلمان و پرستاران تقریباً مشابه است اما تفاوت اصلی در شرایط کاری است. ساعت کار و نوع فعالیت پرستار با معلم قابل مقایسه نیست. پرستار شب و روز، در شیفت‌های مختلف و در شرایط بسیار سخت کار می‌کند.

دبیرکل خانه پرستار افزود: از سوی دیگر، اختلاف در پرداخت‌ها، امروز ابعاد بسیار گسترده‌تری پیدا کرده. زمانی صحبت از این بود که یک پرستار چند میلیون تومان دریافت می‌کند و گروه‌های دیگری چند ده میلیون یا حتی چند صد میلیون تومان اما امروز در مواردی صحبت از پرداخت‌های میلیاردی است. مجموعه این شرایط باعث شده جامعه پرستاری به این نتیجه برسد که ظاهراً دیگر راه اصلاحی در درون این ساختار وجود ندارد و مسیری که عملاً پیش روی آنها قرار گرفته، خروج از حرفه است.

وقتی خانه‌نشینی مقرون‌به‌صرفه‌تر است

شریفی‌مقدم گفت: خروج از حرفه پرستاری، اشکال مختلفی دارد. گروهی مهاجرت می‌کنند که به دلیل شرایط فعلی کشور، روند آن نسبت به گذشته با دشواری‌های بیشتری مواجه شده است. شکل دیگر، تغییر شغل و ترک حرفه است. ما پرستارانی داریم که بعد از ۲۰ سال کار، حرفه خود را ترک می‌کنند.

وی ادامه داد: مساله‌ای که کمتر به آن توجه شده، این است که بسیاری از پرستاران از اطراف تهران برای کار می‌‌آیند. پرستاری که باید ساعت هفت صبح سر کار باشد، ممکن است مجبور شود ساعت پنج صبح از خواب بیدار شود تا خودش را به محل کار برساند. هزینه رفت‌وآمد، خستگی، شرایط کاری و مسائل مربوط به امنیت و زندگی شخصی، همه اینها در کنار هم باعث شده برخی پرستاران به این نتیجه برسند که حتی خانه‌نشینی برایشان مقرون‌به‌صرفه‌تر است.

به گفته وی، موضوع مهم این است که دیگر مساله اصلی، صرفاً خود پرستاران نیستند بلکه مردم هستند. مردم به پرستاری نیاز دارند. اگر پرستار از بیمارستان خارج شود، مردم آسیب می‌بینند. پرستاری، مشکل نظام سلامت نیست بلکه بخشی از راه‌حل است. نظام سلامت بدون پرستاری عملاً فرو می‌پاشد و امروز که پرستاری در بحران قرار دارد، در نهایت این مردم هستند که آسیب می‌بینند.

بن‌بست اصلاحات به واسطع تعارض منافع

شریفی‌مقدم بیان کرد: برای برون‌رفت از این وضعیت، باید نظام حکمرانی سلامت تغییر کند. البته با این میزان تعارض منافع و با شرایطی که یک گروه خاص، بخش‌های مختلف نظام سلامت را در اختیار دارد، نمی‌توان انتظار اصلاح جدی داشت. وی گفت: بارها درباره اختلاف پرداخت‌ها صحبت می‌کردیم که به پرداخت‌های میلیاردی هم رسیده است. البته می‌گویند که درصد بسیار کمی چنین مبالغی دریافت می‌کنند اما مساله این است فردی که خودش درآمد بسیار بالایی دارد و هم‌زمان مسئولیت مدیریتی هم برعهده دارد، طبیعتاً شرایط فردی را که با درآمد ۲۰ یا ۲۵ میلیون تومان و با حجم بالای کار زندگی می‌کند، از همان زاویه درک نمی‌کند.

دبیرکل خانه پرستار گفت: در یک تیم درمانی مثل اتاق عمل، ممکن است هفت یا هشت نفر حضور داشته باشند که بخش قابل توجهی از آنها نیروهای پرستاری، بیهوشی و اتاق عمل هستند. همه این افراد یک کار تیمی انجام می‌دهند اما در پایان، اختلاف بسیار زیادی میان دریافتی آنها وجود دارد.

وزارت بهداشت از مشکلات خبر دارد

وی تاکید کرد: البته وزارت بهداشت از مشکلات اطلاع دارد. اخیراً سندی دیدم که وزارت بهداشت به سازمان جهانی بهداشت ارائه کرده و در آن، در قالب اولویت‌های سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰، به‌صراحت درباره مشکلات پرستاری صحبت و بهبود شرایط کاری پرستاران به‌عنوان یک اولویت مطرح شده است. درباره ساعت کاری انعطاف‌پذیر صحبت شده، درباره پرداخت مناسب صحبت شده که معنایش این است که شرایط پرداخت فعلی مناسب نیست، افزایش مهاجرت پرستاران به‌عنوان یک مشکل مورد اشاره قرار گرفته و بر کمبود شدید نیروی انسانی در پرستاری تأکید شده است.

شریفی‌مقدم ادامه داد: حتی در آن سند درباره کشورهایی که نیروی پرستاری خود را از دست می‌دهند و پرستاران‌شان مهاجرت می‌کنند هم صحبت شده و پیشنهادهایی برای جبران هزینه تربیت این نیروها از طریق کشور مقصد مهاجرت مطرح شده؛ یعنی خودشان پذیرفته‌اند که مهاجرت پرستاران یک مساله جدی است. در همان سند، افزایش استقلال حرفه‌ای پرستاران و توانمندسازی آنها برای حضور در پست‌های مدیریتی هم جزو اولویت‌ها قرار گرفته و درباره تعارض منافع نیز صحبت شده. وقتی ما در داخل درباره تعارض منافع صحبت می‌کنیم، گاهی گفته می‌شود این موضوع را مطرح نکنید یا گروه‌های مختلف نسبت به آن حساس می‌شوند اما خود وزارت بهداشت در یک سند رسمی که به سازمان جهانی بهداشت ارائه کرده، این مساله را به رسمیت  شناخته است.

وی افزود: لذا دیگر نمی‌توان گفت مسئولان از مشکلات پرستاری اطلاع ندارند. شاید سال‌ها تصور می‌کردیم مشکلات را نمی‌دانند اما وقتی خود وزارت بهداشت در یک سند رسمی بین‌المللی مشکلات را ذکر می‌کند، مشخص می‌شود که مساله، شناخت مشکل نیست بلکه نبود عزم و اراده کافی برای اصلاح آن است.

مشکلات را می‌دانند اما کاری نمی‌کنند

شریفی‌مقدم گفت: سازمان جهانی بهداشت نیز در گزارش‌های خود بر اهمیت شرایط کاری پرستاران، رهبری پرستاری و مشارکت پرستاران در سیاست‌گذاری تأکید کرده که دلیلش روشن است. پرستاران نزدیک‌ترین گروه حرفه‌ای به بیمار هستند، بیشترین زمان را در کنار بیمار می‌گذرانند و خدمات آنها به‌صورت شبانه‌روزی و در سراسر کشور ارائه می‌شود. بنابراین طبیعی است که پرستاران از صاحب‌نظرترین افراد در مورد مسائل و مشکلات بیماران باشند و باید در سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نظام سلامت مشارکت داشته باشند. مدیریت حوزه‌های مرتبط با پرستاری نیز باید تا حد زیادی با حضور و مشارکت خود پرستاران انجام شود.

وی ادامه داد: خب اینجا یک سؤال مطرح می‌شود: اگر مسئولان وزارت بهداشت خودشان مشکلات را می‌دانند، چرا برای حل آنها اقدام مؤثر نمی‌کنند؟ چرا سال‌هاست این مشکلات باقی مانده؟ چرا امروز پرستاری یکی از پایین‌ترین سطوح پرداختی را در میان کارکنان دولت دارد؟ چرا تعرفه پرستاری به شکل مطلوب و کامل اجرا نشده؟ چرا اضافه‌کاری اجباری وجود دارد؟ چرا پرستاران به نقطه‌ای رسیده‌اند که یکی از مهم‌ترین گزینه‌های پیش روی خود را خروج از حرفه می‌دانند؟ به نظر من، مساله اصلی، نوع حکمرانی در نظام سلامت است.

شریفی‌مقدم گفت: در همان سند وزارت بهداشت درباره استقلال حرفه‌ای، تعارض منافع، نقش پرستاران در مدیریت و حتی حضور آنها در پست‌های مدیریتی صحبت شده اما سؤال این است که این اصول در تصمیم‌گیری‌های واقعی نظام سلامت کجا اجرا شده‌اند؟

وی ادامه داد: ما یک معاونت پرستاری داریم اما این معاونت استقلال کافی ندارد. حتی استقلال حرفه‌ای پرستاری در ساختار نظام سلامت هم با مشکلات جدی مواجه است. بنابراین بین آنچه روی کاغذ نوشته می‌شود و آنچه در میدان اتفاق می‌افتد، شکاف بزرگی وجود دارد.

شفافیت و پاسخگویی؛ حلقه مفقوده نظام سلامت

دبیرکل خانه پرستار در ادامه تاکید کرد: امروز دیگر بحث فقط جامعه پرستاری نیست و موضوع، مطالبه مردم است. وقتی بیمارستان از پرستار خالی شود، مردم دیگر خدمات پرستاری مناسب دریافت نمی‌کنند و این می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری به دنبال داشته باشد.

وقتی افراد دیگر تجمع نمی‌کنند، لزوماً به این معنا نیست که مشکلی وجود ندارد. گاهی برعکس، نشان‌دهنده این است که امید به اصلاح از مسیرهای قبلی از بین رفته است

شریفی‌مقدم تاکید کرد: بنابراین این اهداف نباید صرفاً در قالب شعار، بیانیه و سند باقی بماند. باید از مرحله شعار و بیانیه وارد بودجه، قانون، ساختار مدیریتی و زندگی واقعی پرستاران شود. پرستاران به دلیل همین شرایط مهاجرت می‌کنند یا از حرفه خارج می‌شوند. اگر بخواهم جمع‌بندی کنم، راه‌حل اصلی را باید در اصلاح حکمرانی جست‌وجو کرد؛ حکمرانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی، حسابدهی و عدالت. شفافیت یعنی مشخص باشد منابع وزارت بهداشت از کجا می‌آید و چگونه هزینه می‌شود. باید مشخص باشد چه کسانی تصمیم گرفته‌اند که وضعیت نیروی پرستاری به اینجا برسد. وقتی دانشگاه‌های بزرگ کشور برای جذب پرستار اعلام نیاز می‌کنند اما هم‌زمان تعداد زیادی پرستار فارغ‌التحصیل بیکار داریم، باید مشخص باشد این سیاست‌ها چگونه شکل گرفته‌اند و چه کسانی مسئول آنها بوده‌اند.

وی افزود: بعد از شفافیت، پاسخگویی مطرح است. کسانی که سیاست‌گذاری کرده‌اند و تصمیم گرفته‌اند، باید پاسخگو باشند چون مردم در نهایت از پیامد این تصمیم‌ها آسیب می‌بینند.

شریفی‌مقدم ادامه داد: موضوع دیگر منابع مالی وزارت بهداشت است. وزارت بهداشت منابع مختلفی دارد؛ از بودجه عمومی گرفته تا منابع حاصل از هدفمندی یارانه‌ها، مالیات بر ارزش افزوده، منابع بیمه‌ها، بیمه شخص ثالث در حوادث و تصادفات و منابع مربوط به بیمه‌های مختلف ازجمله تأمین اجتماعی، بیمه سلامت و سایر مجموعه‌ها. در کنار همه اینها، پرداخت از جیب مردم هم وجود دارد که امروز به‌شدت افزایش پیدا کرده است.

وی تاکید کرد: باید منابع ورودی وزارت بهداشت شفاف باشد و مشخص باشد چه میزان منابع وارد این وزارتخانه می‌شود و این منابع در چه بخش‌هایی هزینه می‌شود. باید معلوم باشد بودجه‌های عمرانی کجا و چگونه توزیع می‌شوند و بودجه نیروی انسانی چه وضعیتی دارد.

شریفی‌مقدم ادامه داد: در این میان، بودجه نیروی انسانی اهمیت ویژه‌ای دارد چون مأموریتی که حاکمیت به وزارت بهداشت داده، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی است و این مأموریت را نیروهای خط مقدم انجام می‌دهند. پرستاران، در کنار سایر گروه‌های درمانی، یکی از مهم‌ترین گروه‌های ارائه‌دهنده این خدمات هستند و بزرگ‌ترین گروهی محسوب می‌شوند که به‌صورت شبانه‌روزی و در سراسر کشور خدمات پرستاری ارائه می‌کنند.

بارها گفته شده که پرستاران در دوران کرونا چه کردند، قهرمان هستند، فرشته‌اند و از این دست تعابیر اما واقعیت این است که جامعه پرستاری امروز نسبت به مسئولان حوزه سلامت تقریباً به‌طور کامل بی‌اعتماد شده است

پرستاری را با سربازی اشتباه گرفته‌اند

این فعال صنفی تاکید کرد: پرستاران و سایر نیروهای نظام سلامت سرمایه‌های وزارت بهداشت هستند. فلسفه وجودی وزارت بهداشت، ارائه خدمات سلامت است و این خدمات را همین نیروها انجام می‌دهند اما امروز همین نیروها دچار بحران شده‌اند.

شریفی‌مقدم تصریح کرد: بخش قابل توجهی از پرستاران دیگر وارد سیستم نمی‌شوند و آنهایی هم که باقی مانده‌اند، در موارد زیادی خسته، فرسوده و بی‌انگیزه هستند. بخشی از نیروها نیز به شکل اجباری در سیستم حضور دارند. برای مثال نیروهای طرحی که باید مدتی را در سیستم خدمت کنند. وی گفت: در حالی‌که وزارت بهداشت به جای اینکه برای نگهداشت نیروی پرستاری برنامه‌ریزی کند، ظرفیت پذیرش دانشجوی پرستاری را افزایش داده است. افزایش ظرفیت دانشجوی پزشکی واکنش‌های زیادی به دنبال داشت اما در مورد پرستاری نیز ظرفیت دانشجویی افزایش پیدا کرده است. سالانه تعداد زیادی از دانشجویان پرستاری فارغ‌التحصیل می‌شوند و باید دوره طرح خود را بگذرانند. این طرح اجباری تا حدی شبیه سربازی است یعنی فرد باید دوره‌ای را در سیستم سپری کند. مشکل اینجاست که وقتی زیرساخت مناسب، مربی علمی کافی و فضای آموزشی مناسب وجود نداشته باشد، صرف افزایش تعداد دانشجویان الزاماً به معنای تربیت نیروی توانمندتر نیست.

این فعال صنفی تاکید کرد: پرستاری فقط دانش تئوریک نیست؛ تجربه بالینی و آموزش عملی اهمیت بسیار زیادی دارد. بنابراین وقتی نیروی تازه‌کار وارد بیمارستان می‌شوند، عملاً هزینه آموزش و تجربه‌اندوزی آنها را مردم و سیستم سلامت پرداخت می‌کنند. در کنار اینها، نیروهای شرکتی و سایر شکل‌های استخدامی هم وجود دارند که در شرایط پرفشار کار می‌کنند. 

خروج پرستاران از حرفه پس از کسب آموزش و تجربه

شریفی‌مقدم در خصوص استعفای پرستاران گفت: امروز شرایط به‌گونه‌ای شده که بسیاری از پرستاران از خودشان می‌پرسند «آیا واقعاً ارزش دارد با این شرایط به کار ادامه بدهند؟». وقتی شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور تغییر کرده و هزینه‌های زندگی افزایش پیدا کرده، طبیعی است که فرد برای ادامه یک شغل سخت و طاقت‌فرسا، به این فکر کند که آیا درآمد و شرایط آن شغل ارزش این میزان فشار و استهلاک را دارد یا نه؟

وی گفت: شخصا مدتی است می‌گویم دیگر نمی‌خواهم فقط از مشکلات پرستاران صحبت کنم چون این صحبت‌ها آن‌قدر تکرار شده که حتی خود پرستاران می‌گویند این حرف‌ها برای ما تکراری و خسته‌کننده شده است. سال‌هاست مشکلات را گفته‌ایم اما اتفاقی نیفتاده است. وقتی نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود، طبیعی است که جامعه پرستاری نسبت به تکرار این حرف‌ها ناامید شود.

 تا زمانی که واقعیت‌ها و تبعیض‌ها پذیرفته نشود و اصلاحات ساختاری صورت نگیرد، مهاجرت، ترک شغل، خانه‌نشینی و بی‌انگیزگی پرستاران ادامه خواهد داشت

کاهش تجمعات پرستاری؛ نشانه بارز ناامیدی

دبیرکل خانه پرستار بیان کرد: از طرف دیگر، هر پرستاری هم که اعتراض می‌کند، ممکن است با فشار، تهدید، برخورد یا ارجاع به هیات‌های تخلفات مواجه شود. همین مساله باعث شده حتی شکل اعتراضات پرستاران هم تغییر کند.

وی گفت: قبلاً تجمع‌های پرستاری بیشتر بود اما امروز حتی تجمع هم کمتر شده، در حالی‌که تجمع، خودش نشانه این است که یک گروه هنوز امیدوار است از طریق اعتراض و بیان مطالبه بتواند تغییری ایجاد کند. وقتی افراد دیگر تجمع نمی‌کنند، لزوماً به این معنا نیست که مشکلی وجود ندارد. گاهی برعکس، نشان‌دهنده این است که امید به اصلاح از مسیرهای قبلی از بین رفته است.

تغییر شکل اعتراض به مهاجرت، ترک حرفه و عوض کردن شغل

شریفی‌مقدم بیان کرد: به همین دلیل، بخشی از پرستاران امروز دیگر مسیر اعتراض را انتخاب نمی‌کنند و به این نتیجه رسیده‌اند که راهی که برایشان باقی مانده، خروج از حرفه است؛ یعنی مهاجرت، تغییر شغل یا ترک کار.

وی تصریح کرد: اگر بخواهیم از بحران فعلی پرستاری عبور کنیم، راه‌حل فقط افزایش تعداد پرستاران یا افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها نیست. باید ریشه‌های مساله را اصلاح کنیم؛ از ساختار حکمرانی و تعارض منافع گرفته تا شفافیت منابع، نحوه توزیع بودجه، عدالت در پرداخت، شرایط کاری، مشارکت پرستاران در تصمیم‌گیری و احترام به استقلال حرفه‌ای آنها. امروز دیگر نمی‌توان مساله پرستاری را صرفاً مساله یک صنف دانست. این مساله مستقیماً با سلامت مردم ارتباط دارد. اگر پرستار نباشد، بیمارستان نمی‌تواند خدمات مناسب ارائه کند. بنابراین، حفظ و نگهداشت پرستاران نه یک امتیاز صنفی، بلکه یک ضرورت برای ادامه فعالیت نظام سلامت است.

شریفی‌مقدم در پایان تاکید کرد: تا زمانی که این واقعیت پذیرفته نشود و اصلاحات ساختاری صورت نگیرد، مهاجرت، ترک شغل، خانه‌نشینی و بی‌انگیزگی پرستاران ادامه خواهد داشت. مساله امروز این نیست که ما نمی‌دانیم مشکل چیست بلکه این است که با وجود شناخت مشکل، هنوز اراده و سازوکار لازم برای اصلاح آن به وجود نیامده است.