همه امور کشور، حتی حقوق کارگر به حکمرانی غلط گره خورده است
افزایش دستمزد بدون حمایت از بنگاهها یعنی تعدیل نیرو
با مطرح شدن دوباره موضوع بازنگری و ترمیم دستمزد در نیمه دوم سال، فاصله میان مزد کارگران و هزینههای معیشت بار دیگر به یکی از محورهای اصلی مباحث اقتصادی این روزها تبدیل شده است.
«فرامرز توفیقی» فعال کارگری که سابقه حضور در جلسات شورای عالی کار و کمیته دستمزد این شورا را دارد، معتقد است قانون کار تعیین مزد را به یکبار در سال محدود نکرده و در شرایط تورمی موجود، ضرورت بازنگری در دستمزد وجود دارد. با این حال، او تأکید میکند که مساله تنها افزایش عدد مزد نیست و باید توان بنگاهها، وضعیت اشتغال، سیاستهای اقتصادی، کسری بودجه، فضای سرمایهگذاری و شیوه حکمرانی نیز همزمان مورد توجه قرار گیرد. وی در گفتوگو با اقتصادنیوز از برآورد سبد معیشت کارگران در تیرماه سخن میگوید و در عین حال نسبت به نتیجه عملی جلسات مزدی و قدرت چانهزنی نمایندگان کارگری ابراز تردید میکند.
با توجه به اینکه موضوع بازنگری و ترمیم مزد بار دیگر مطرح شده، به نظر شما چه دلایلی برای این بازنگری در نیمه دوم سال وجود دارد؟
ماده ۴۱ قانون کار هیچوقت نگفته که سالی یکبار مزد تعیین شود، گفته «همهساله» اما متأسفانه تا امسال، دوستان همیشه تعبیر و تفسیرشان این بوده که چون گفته «همهساله» یعنی سالی یکبار. این جفا در حق کارگران بود، به این دلیل که در کشوری که نوسانات تورمی آن وحشتناک است و جدا از آن، بحث تورم مزمن مطرح است که در این سالیان هیچوقت زیر ۴۰درصد نیامده، نمیتوان چنین برداشتی داشت.
درست است که آقای پزشکیان گفته هیچ کشوری را سراغ نداریم که در جنگ باشد و تورم نداشته باشد. بههرحال وقتی پیشآگهیها به سمتی است که نشان میدهد تورم قابل کنترل و مدیریت نیست و قطعاً افزایش پیدا میکند، طبیعتاً باید به این مساله توجه میشد. کمااینکه معاون اجرایی وی گفته کشوری که بودجهاش منفی است و کسری بودجه میآورد، مجبور است پول چاپ کند. نمیدانم وی اصلاً علم اقتصاد میداند یا نمیداند. نمیدانم اصلاً متوجه است چه میگوید؟ این حرفهایی که میزند را کسی به او گفته؟ اصلاً چه میگوید؟ یکی از دلایل ایجاد تورم و یکی از دلایل منفی شدن بودجه، چاپ پول است. ضمن اینکه سبد معیشتی را وزیر کار هرگز جرأت نکرد در بهمنماه و زمانی که قرار بود مزد در اسفندماه تعیین شود اعلام کند، درحالیکه سبد معیشتی همان موقع بالای ۴۵ میلیون تومان بود. در پنج سال گذشته و پیش از میدری، همیشه تعیین حداقل دستمزد بهگونهای بوده که در همان لحظه حدود ۶۵ تا ۷۰درصد سبد معیشت را پوشش میداده است.
نهایتا یک دعوای کارگر و کارفرمایی شکل میگیرد. کارفرما میگوید نمیتوانم و تعدیل میکنم. دولت میگوید تو را خدا تعدیل نکن پس در نهایت به کارگر میگویند بنشین، صدایت هم درنیاید و با همین بساز
اگر سبد معیشت را اعلام میکردند، حتی اگر ۴۰ میلیون تومان اعلام میکردند و نمیگفتند ۴۵ میلیون تومان و میخواستند ۶۰درصد آن را پوشش دهند، همان ۶۰درصد ۴۰ میلیون تومان میشد ۲۴ میلیون تومان. یعنی همانجا باید حداقل دستمزد را روی چنین عددی میگذاشتند. میدانستند با توجه به پیشآگهیهای اقتصادی موجود، کارفرما توان افزایش آن عدد را ندارد که بخواهیم بگوییم از عددی که اضافه کردند، باز هم بیشتر میکنیم. در عین حال میخواستند یک شو هم بدهند که ما امسال مزد را خوب بالا بردیم. مجموع این موارد باعث شد این اتفاق بیفتد. حتی من به شورای عالی کار پیشنهاد داده بودم که اصلاً اینگونه کار نکنید. بیایید کمیته مزد بهصورت فعال هر ماه سبد معیشت را تعیین کند و به محض اینکه قدرت پوشش حداقل دستمزد کمتر از ۵۰درصد شد، مزد را ترمیم کنیم چون میدانستم این اتفاق میافتد.
در آخرین مطالعاتی که خودم انجام دادم و هنوز آمار مردادماه بیرون نیامده سبد معیشتی تیرماه ۹۳ میلیون تومان بود. خوب این رقم قطعاً وحشتناک است. همه به این عدد و رقم اذعان دارند و آن را باور دارند و نمیتوانند بگویند چنین چیزی نیست چون «اظهر من الشمس» است. محاسبات، همان محاسبات قانونی خودشان است و من فقط اعداد را در آن جایگذاری کردهام.
الزام و اجبار برای ترمیم مزد وجود دارد اما آیا قابلیت اجرایی هم دارد؟
اینجا باید این مساله را ببینیم چون نمیخواهم حرکت پوپولیستی انجام دهیم.
الان هم عرض میکنم خیلی خوب است که کمیته مزد تشکیل شود، سبد معیشت اعلام شود و پیشنهادهایی از سمت جامعه کارگری داده شود اما آیا کارفرما توان آن را دارد؟ آیا با این شرایط و با این حجم بیکاری، در حالیکه هیچ حمایتی از کارفرما نمیشود و واقعاً اشتغال به معنای کامل کلمه نابود شده، امکان اجرای آن وجود دارد؟ نگوییم و خوشحال نشویم که نرخ بیکاری بالا نیست. بله بالا نیست اما چرا بالا نیست؟ به این دلیل که جامعه در بازه کار، متأسفانه دیگر دنبال کار نمیرود چون مشاغل دیگر نمیتواند زندگیشان را تأمین کند. در نتیجه افراد به مشاغل پست و مشاغل غیرمولد و غیراثرگذار بر تولید ناخالص ملی روی میآورند. اینکه این مشاغل تا چه زمانی میتوانند باقی بمانند، سؤالی است که جواب ندارد، به این دلیل که قطعاً و یقیناً جامعه به سمت نابودی اخلاقی و بیانضباطی اجتماعی میرود.
جمع اینها نتیجهاش این میشود که دولت کنونی، مثل بقیه دولتهاست. دولت پزشکیان جدا از دولت رئیسی، دولت احمدینژاد، دولت روحانی، دولت خاتمی و... نیست و این دولتها هم جدای از هیچکدام از دولتهایی که قبل از سال ۵۷ بودهاند، نیستند. هیچکدام معنای حکمرانی را نمیدانند. همه میگویند دوست داریم کسی به ما مشاوره بدهد اما متأسفانه نهتنها به حرف مشاوران گوش نمیکنند، بلکه سعی میکنند صدای مشاوران را خفه کنند و صدای دلسوزان را هم خفه کنند. یعنی در این ۴۷ سال استاد تبدیل کردن دلسوزان به معاندان و مخالفان بودهایم، واقعاً استاد بودهایم.
جمع این موارد باعث میشود نتیجه بگیریم که بله، حقوق باید بالا برود و باید ترمیم مزد انجام شود. هر کسی هم میداند که اگر کمیته تشکیل شود، با توجه به افزایش وحشتناک قیمتها، قطعاً سبد معیشت دو برابر شده اما چه راهکاری برای آن داریم؟ دولت میتواند کمک کند؟ دولت الان در ورطه فشار اقتصادی و بودجه منفی دارد خفه میشود. راهبهراه دارد طلا به روسیه میدهد و روسیه برایش اسکناس بیپشتوانه چاپ میکند و وارد کشور میکند، هواپیما میفرستد روسیه تا با کاغذ پول آنجا برایش پول چاپ کنند و بفرستند داخل کشور. از آن طرف هم آیا کارفرما توان دارد؟ خیر. پس در این میان یک دعوای کارگر و کارفرمایی شکل میگیرد. کارفرما میگوید من نمیتوانم و تعدیل میکنم. دولت میگوید تو را خدا تعدیل نکن پس در نهایت به کارگر میگویند بنشین، صدایت هم درنیاید و با همین بساز.
اگر وزیر کار سبد معیشت را اعلام میکرد، حتی اگر ۴۰ میلیون تومان اعلام میکرد و نمیگفت ۴۵ میلیون تومان و میخواست ۶۰درصد آن را پوشش دهد، همان ۶۰درصد ۴۰ میلیون تومان میشد ۲۴ میلیون تومان
ببینید، با این ملغمه شما بگویید چه اتفاقی میافتد؟ هیچ اتفاقی نمیافتد. حالا ما بیاییم بدانیم سبد معیشت اصلاً شده هزار میلیارد تومان؛ قدرت خرید کارگر همچنان پایین است.
همانطور که اشاره کردید، از یکسو قدرت خرید کارگران بهشدت کاهش یافته و از سوی دیگر بسیاری از بنگاهها توان تحمل افزایش دوباره هزینههای مزدی را ندارند. در چنین شرایطی چه سیاستی قابلیت اجرا دارد؟ آیا باید به سمت افزایش مزایای مزدی و سیاستهای حمایتی رفت یا راهکار دیگری وجود دارد؟
باید بپذیریم ضعف حکمرانی داریم. باید بپذیریم که راهکار وجود دارد اما بلد نیستیم از آن استفاده کنیم. باید بپذیریم که جنگ با دنیا، جز اینکه روزها را برای ما سختتر کند، نتیجه بهتری ندارد. اینکه ما خوشحال شویم مساله را حل نمیکند. ما میخواهیم بحث اقتصادی کنیم اما الان دیگر همهچیز به هم گره خورده است. دورانی که نمیدانم، زیستشناسی از فیزیک جدا باشد و فیزیک، شیمی، اقتصاد و بقیه حوزهها از هم جدا باشند، گذشته است.
اینکه من بگویم خواننده و محسن نامجو را میآورم، نشاندهنده باز بودن درهای کشور نیست. قطعاً و یقیناً تا مادامی که ریسک و تهدید سرمایهگذاری در کشور بالاست، کسی رغبت نمیکند بستری ایجاد کند. تا موقعی که این اتفاق نیفتد و نتوانم یک آشتی جهانی برقرار کنم و ریسک خطر سرمایهگذاری را کاهش بدهم، نمیتوانم ارتباط منطقی و درستی برقرار کنم. وقتی نتوانم ارتباط منطقی و درستی برقرار کنم، ته تولید کشور ما همین است، ته صنعت مونتاژ ما همین است و ته بخوربخور و رانت و فسادی که وجود دارد هم همین است.
وقتی ما نتوانیم جلوی رانت را بگیریم و نتوانیم جلوی هیولاهای فساد سیستماتیک نهادینهشده در کشورمان را بگیریم، به هیچجا نخواهیم رسید. پس خیلی راحت میشود مشکلات را حل کرد اما اول باید از خودمان شروع کنیم.
چقدر احتمال میدهید جلساتی که برای بررسی افزایش یا ترمیم مزد تشکیل میشود بتواند به نتیجه عملی برسد و آیا امکان دارد بازنگری دستمزد در طول سال به یک رویه تبدیل شود؟
قدرت چانهزنی کارگران و نمایندگان کارگری از قدیمالایام کم بوده. درباره نحوه انتخاب نمایندگان کارگران صحبت نمیکنم چون همهچیز کاملاً نیمهدولتی و زرد است. درباره آن صحبت نمیکنم چون فضایش مهیا نیست. هیچ نمایندهای بدون عبور از فیلترهای خاص انتخاب نمیشود؛ چه نماینده کارگر باشد و چه افراد دیگر اما قدرت چانهزنی کارگران با این وضع اقتصادی که دوستان به بار آوردهاند، بهمراتب کمتر هم شده است. قطعاً این جلسات مثمرثمر خواهد بود. نمایندگان کارگران و صحبتهایی که مطرح میکنند، چند ماهی سوژه رسانهها میشوند و بالاخره مقداری برای خودشان وجه میخرند اما ته آن چه درمیآید؟ هیچ.
در نهایت، کارگری میماند که ۲۰ میلیون تومان و با سرجمع تمام دریافتیهایش ۲۱ میلیون تومان میگیرد اما با سبد معیشت ۹۰ میلیون تومانی روبهرو است. آن هم تازه سبد معیشت ۹۰ میلیون تومانی در سطح کشور است، نه کلانشهرها. شاید در کلانشهرها این رقم بالای ۱۱۰ میلیون تومان باشد. ما درباره کلانشهر صحبت نمیکنیم. بایذ بپذیریم که کارگر سرخورده، سرافکنده و ناامید است و هیچ فردای بهتری ندارد. ما مشکل حکمرانی داریم.
دیدگاه تان را بنویسید