روایت یک فعال صنفی از سالها تلاش برای تشکلیابی ۱۵ هزار کارگر پارس جنوبی
هزینه مطالبهگری سنگین است، اما میارزد
سعید حسامالدینی
مسیر دشوار تشکلیابی کارگران در صنعت نفت و گاز برای مقاومت در برابر زیادهخواهی پیمانکاران به شدت سخت شده و از دالان اخراجها، تهدیدها و لیستهای سیاه میگذرد. با این حال مشخص است که تنها راه حفظ حقوق اولیه و احیای حقوق از دسترفته کارگران، همین موضوع تشکلیابی است.
برای شناخت مسأله حیاتی تشکل و قدرت جمعی کارگران، به سراغ یکی از قدرتمندترین نهادهای کارگری حال حاضر ایران در جنوب کشور رفتیم؛ «کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر» که با بیش از ۱۵هزار عضو فعال، اکنون به الگویی از مطالبهگری بدل شده است. در گفتوگو با «علیرضا افتخاری» نایب رئیس کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر، هدفم واکاوی مسیری بود که منجر به شکلگیری چنین تشکل منسجمی با حدود ۱۵هزار عضو شده و میخواستم بدانم در دل عسلویه و پالایشگاههای گاز، جایی که پیمانکاران و کارفرمایان سالهاست یکهتازی میکردند، چگونه صدای کارگران به یک صدای واحد و قانونمند تبدیل شد.
شهریور ۱۴۰۰ به مثابه یک نقطه عطف
افتخاری در ابتدای این گفتوگو با اشاره به تاریخچه پرفراز و نشیب شکلگیری این نهاد کارگری، نقبی به گذشته میزند و میگوید: سالها بود که پیگیر تشکلیابی بودیم اما متاسفانه سدها آنقدر محکم بود که نمیتوانستیم کاری از پیش ببریم تا اینکه شهریور ماه سال ۱۴۰۰، نقطه عطفی در تاریخ کارگری منطقه رقم خورد و برای اولین بار موفق شدیم انجمن صنفی پالایشگاه نهم را در مجتمع گاز پارس جنوبی راهاندازی کنیم. ما در این مجتمع ۱۲ پالایشگاه داریم ولی استارت کار از پالایشگاه نهم که محل کار خود ما بود، خورد. سپس پالایشگاه دهم و به ترتیب سایر پالایشگاهها به این موج پیوستند و انجمنهای صنفی مستقل شکل گرفتند. در نهایت، با برگزاری انتخابات میان منتخبین این ۱۲ پالایشگاه، «کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز استان بوشهر» متولد شد.
نایب رئیس کانون انجمنهای صنفی کارگران پالایشگاههای گاز بوشهر ادامه میدهد: در ابتدای راه، با کوهی از مشکلات مواجه بودیم. مقاومتهای شدیدی علیه ما وجود داشت. تهدید میشدیم و صراحتاً میگفتند اگر این اتفاق بیفتد برایتان مشکل پیش میآید. در آن زمان، دیدن مدیران پالایشگاه برای کارگر یک رویا بود، چه برسد به دیدار با مدیرعامل مجتمع گاز! فضا به قدری بسته بود که حتی نفس کشیدن هم سخت بود. اما خدا را شکر پس از تشکیل انجمنها، آرامآرام سدها را شکستیم، دیدارها را بیشتر کردیم و توانستیم برای اولین بار صدای کارگر را به گوش کمیسیون کارگری برسانیم.
طی ۴ سال، چندین تجمع بزرگ ۵هزار نفری داشتیم ولی یک شعار ساختارشکنانه ندادیم، یک سنگ پرتاب نشد و یک شیشه نشکست. اجازه ندادیم از اعتراض صنفی ما سوءاستفاده شود اما پاسخ مسئولان به اینهمه صبر و قانونمداری مناسب نبود
هزینههای شخصی برای منافع جمعی
وی در تشریح دشواریهای این مسیر میگوید: رسیدن به این نقطه هزینه داشت؛ هزینههایی که از جان و مال دادیم. بارها پیش میآمد که سه یا چهار روز، با اینکه خانهام در منطقه است، رنگ خانه و خانواده را نمیدیدم. سر کار شبکار بودم و روزها پیگیر امور انجمن و دوباره شب سر کار و روز دوندگی. تمام این هزینهها از جیب شخصی بود و ریالی دریافت نمیکردیم چرا که معتقد بودیم کاری بزرگ در حال انجام است. همین سلامت مالی و عدم وابستگی بود که باعث شد امروز ۱۵هزار کارگر به ما اعتماد کنند و انجمنهایی که در بسیاری از نقاط کشور غیرفعالند، اینجا با قدرت و نظم کار کنند.
از نماینده فرمایشی تا نمایندگی واقعی
افتخاری در بخش دیگری از صحبتهایش به تفاوت ماهوی تشکل امروز با نمایندگان دیروز میپردازد و تاکید میکند: اگر تشکل نبود، محال بود به اینجا برسیم. قبل از این، من خودم نماینده بهرهبرداری بودم که توسط خود رئیس منصوب شده بودم. یک روز انتقاد کردم، فردا گفتند تو دیگر نماینده نیستی! به همین راحتی حذف میکردند. اما الان من با رای کارگران انتخاب شدهام و میتوانم از مدیر پالایشگاه و حتی وزیر انتقاد کنم و آنها نمیتوانند مرا عزل کنند چون پشتوانه رای کارگران را دارم. این قدرت تشکل است.
وی در پاسخ به این سوال که این تشکل چه دستاوردی برای سفره کارگران داشته، میگوید: پیش از این، حق کارگر به راحتی خورده میشد. مرخصیها را نمیدادند یا میسوزاندند. حقالسعی، پاداشها و مواردی که توافق شده بود، توسط پیمانکار پرداخت نمیشد. حتی لباس کاری که طبق قانون باید داده میشد، پایان پیمان میرسید و خبری از آن نبود. یکی از بزرگترین تخلفات، بحث بیمه بود. زمانی که حقوق ما ۶ میلیون تومان بود، پیمانکار لیست بیمه را با حقوق ۲ میلیون تومان رد میکرد! ما آن زمان تشکل نداشتیم اما فعال بودیم و اعتراض میکردیم ولی حتی رئیس منابع انسانی پالایشگاه هم میگفت «امکان اصلاح نیست» و وقتی قانونی هم جلو میرفتیم جوابی نمیگرفتیم.
او در مورد دستاوردهای تشکل میگوید: اما ورق برگشت. وقتی تشکل شکل گرفت من شخصاً وکالت ۳۰۰ نفر از همکاران را گرفتم، در اداره کار شکایت کردیم و حق بچهها را تا ریال آخر زنده کردیم. بیمهها اصلاح شد و متناسب با حقوق واقعی پرداخت شد. حتی در پالایشگاههایی که مدیران همراهی نمیکردند، ما ورود کردیم. مثلاً پیمان تمام شده بود و لباس نداده بودند، ما محاسبه کردیم و مبلغ لباس را از پیمانکار گرفتیم و به حساب پرسنل واریز شد.
اخراج، تعلیق و لیست سیاه؛ تاوان مطالبهگری
افتخاری در ادامه میگوید: سال ۱۴۰۱ بعد از تجمعی که داشتیم، ۱۳ نفر از بچهها اخراج شدند. خود من و آقای غفاری (رئیس کانون) را دو ماه اخراج کردند و خانهنشین شدیم. مجبور شدیم به تهران برویم، با وزارت کشور جلسه بگذاریم تا توانستیم برگردیم. اگر همدلی و حمایت این ۵ هزار کارگر پشت سر ما نبود، قطعاً ما را برای همیشه حذف میکردند. همین الان هم که با شما صحبت میکنم، ده روز است که مجتمع گاز پاسخگوی ما نیست. برای پیگیری رفتم، گفتند وقت نداریم! میخواهند ما را
نادیده بگیرند.
با این حال، نایب رئیس کانون انجمنهای صنفی با تلخی از مشکلات حلنشده میگوید: هنوز هم شرکتهایی هستند که تخلف میکنند و مدیرانی که همراه نیستند. دردناکترین بخش، وضعیت رانندگان ماست. رانندهای که ۲۵ روز در ماه، روزی ۱۲ ساعت کار میکند؛ یعنی ساعت کاریاش بسیار بیشتر از قانون کار است، حقوقش حداقل قانون کار است! بیمه این رانندگان هنوز اصلاح نشده و با دریافتی ۲۰ میلیون تومان، بیمه ۱۳ میلیون تومانی برایشان رد میشود. ما بارها نامه زدیم، پیگیری کردیم اما مجتمع گاز به صورت قاطع پیمانکاران را مجبور به تمکین نمیکند. اضافهکاری این قشر پرداخت نمیشود و این یکی از مطالبات اصلی ما در تجمعات بوده که متاسفانه تا امروز بیپاسخ مانده است.
اگر تشکل نبود، محال بود به اینجا برسیم. قبل از این، من خودم نماینده بهرهبرداری بودم که توسط خود رئیس منصوب شده بودم. یک روز انتقاد کردم، فردا گفتند تو دیگر نماینده نیستی! به همین راحتی حذف میکردند
وعدههایی که ۱۱ ماه است خاک میخورند
افتخاری به معضل قدیمی طرح طبقهبندی مشاغل هم اشاره کرده و میگوید: چندین سال است درگیر اصلاح این طرح در وزارت نفت هستیم. وعدهها زیاد بود. بهمن ماه سال گذشته، جلسهای با حضور خانم «خزایی» معاونت وزارت نفت داشتیم و قول دادند سه ماهه مشکل را حل کنند. الان ۱۱ ماه گذشته و هیچ خبری نیست. ما مخالف اجرای فعلی طرح هستیم. اعتراضات و اعتصابات ما، ازجمله تجمع بزرگ ۱۷ آذر مقابل فرمانداری، برای همین بود. اما نتیجه چه شد؟ هیچ.
این فعال کارگری با انتقاد از رفتار اخیر مدیران مجتمع گاز پارس جنوبی، از صورتجلسهای پرده برمیدارد که حکم تیر خلاص را دارد: همین امروز که با شما صحبت میکنم، صورتجلسهای بیرون آمده که مربوط به جلسه ۱۵ دیماه است. در این جلسه که بدون حضور نمایندگان کارگری برگزار شده، تقریباً تمام خواستههای ما را رد کردهاند! طرح طبقهبندی را به تهران پاس دادهاند (کاری که ماههاست انجام میدهند)، بحث اصلاح بیمه و حقوق رانندگان را دوباره به «پیگیری میشود» حواله دادهاند که یعنی هیچ. بدتر از همه، موضوع پرواز و هزینه غذا و خوابگاه را کلاً از دستور کار خارج کردهاند.
تراژدی جادههای مرگ
افتخاری به موضوع حذف پروازها هم اشاره میکند و میگوید: نیروهای رسمی مجتمع گاز، پرواز رایگان دارند. پیمانکاران منطقه ویژه اقتصادی پارس که دیوار به دیوار ما هستند نیز پرواز رایگان و بلیت هواپیما دارند اما کارگر پیمانکاری ما باید با هزینه خودش رفت و آمد کند. با این گرانیها، کارگری که از ساری یا تبریز میآید، باید ۷ و نیم میلیون تومان پول بلیت بدهد یعنی ۵۰ تا ۶۰درصد حقوقش فقط صرف رفت و آمد میشود! نتیجه چه میشود؟ مجبورند با اتوبوس و ماشین در این جادههای مرگ تردد کنند.
وی ادامه میدهد: در همین دو سه ماه اخیر، دو کشته در جادهها داشتیم. دو همکار عزیز ما در مسیر رفت و آمد جان دادند؛ یکیشان ۴ دختر داشت و دیگری ۲ فرزند. اینها قربانی تبعیض شدند. آن وقت آقایان در آن اتاقهای دربسته نشستهاند و در صورتجلسه تصویب کردهاند که «موضوع پرواز از دستور کار خارج شد». این یعنی جان کارگر برایشان اهمیتی ندارد. این صورتجلسه، جامعه کارگری مجتمع گاز را به شدت بههم ریخته است.
صبر کارگران را امتحان نکنید
افتخاری در پایان به مسئولان زیربط هشدار میدهد و میگوید: توقع ما این است که صدای متانت کارگران شنیده شود. ما در این ۴ سال، چندین تجمع بزرگ ۵ هزار نفری داشتیم. یک شعار ساختارشکنانه ندادیم، یک سنگ پرتاب نشد و یک شیشه نشکست. در اوج شلوغیها، ما فضا را آرام نگه داشتیم و اجازه ندادیم از اعتراض صنفی ما سوءاستفاده شود. اما پاسخ اینهمه صبر و قانونمداری چه بود؟ اینکه امروز صورتجلسه بدهند و بگویند همه خواستههایتان رد شد؟
او در پایان میگوید: این صورتجلسه یعنی به کارگران میگویند هر کاری کردید، برای ما مهم نبود. این رفتارها یعنی هل دادن کارگر به سمت اعتراض. ما یک خواسته حداقلی داشتیم، گفتیم حداقل برای نیروهای راه دور فکری کنید اما دریغ از یک قدم مثبت. این حجم از بیتوجهی، دل انسان را به درد میآورد. با این حال، ما بارها کارگران را به صبر دعوت کردهایم اما مسئولان باید بدانند که این صبر بیپایان نیست.
دیدگاه تان را بنویسید