تقابل امنیتی اروپا و روسیه در سایه جنگ اوکراین و افزایش تهدیدها اوج گرفت؛
رزمایش هستهای ناتو، پیام بازدارندگی به مسکو
رامین پرتو
آغاز رزمایش هستهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در ایتالیا، در شرایطی که اختلافات روسیه و غرب بر سر اوکراین و ترتیبات امنیتی اروپا ادامه دارد، نشانهای از اهمیت فزاینده بازدارندگی هستهای در محاسبات نظامی قدرتهای بزرگ است. این رزمایش با مشارکت ۱۷ کشور عضو ناتو برگزار میشود و فنلاند و سوئد، که بهترتیب در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به این ائتلاف پیوستند، نیز در آن حضور دارند.
روز گذشته (سهشنبه) کارزار بینالمللی برای نابودی سلاحهای هستهای (ICAN) آغاز این رزمایش را اعلام کرد و ایتالیا یکی از شش کشور عضو ناتو است که میزبان تسلیحات هستهای آمریکا هستند.
ناتو این تمرین سالانه را اقدامی دفاعی و بخشی از آمادگی نظامی خود معرفی میکند. در مقابل، منتقدان هشدار میدهند که نمایش آمادگی هستهای در فضای پرتنش کنونی میتواند نگرانی روسیه را افزایش دهد و به واکنش متقابل مسکو بینجامد. پرسش اصلی این است که آیا نمایش قدرت، امنیت را تقویت میکند یا با تحریک طرف مقابل، زمینه رقابتی خطرناکتر را فراهم میآورد؟
اهداف ناتو از رزمایش هستهای
برای درک انگیزه ناتو باید به تحولات اروپا پس از آغاز تهاجم گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ توجه کرد. تهدیدهای آشکار و ضمنی هستهای مسکو و نگرانی دولتهای اروپایی از گسترش جنگ، اهمیت آمادگی دفاعی و بازدارندگی را افزایش داده است. در این شرایط، رزمایش هستهای تنها تمرینی نظامی نیست؛ بلکه پیامی راهبردی درباره توانایی و آمادگی ائتلاف برای مقابله با تهدیدهای احتمالی محسوب میشود.
نخستین هدف این رزمایش، تقویت بازدارندگی است. منطق بازدارندگی بر این فرض استوار است که اگر رقیب از توان پاسخگویی نظامی و هزینههای سنگین حمله آگاه باشد، احتمال دارد از اقدام نظامی صرفنظر کند. ناتو با برگزاری تمرین مشترک میکوشد نشان دهد که تحولات پیرامون اوکراین، اراده آن برای دفاع از اعضایش را تضعیف نکرده است.
هدف دوم، تقویت هماهنگی عملیاتی میان کشورهای عضو است. مشارکت ۱۷ کشور، از جمله فنلاند و سوئد، بر اهمیت همکاری دفاعی در چارچوب ائتلاف تأکید دارد. پیوستن این دو کشور، جغرافیای امنیتی ناتو را تغییر و ضرورت هماهنگی میان اعضا را افزایش داده است. رزمایش میتواند فرصتی برای تمرین رویههای مشترک، ارزیابی آمادگی و تقویت اعتماد میان متحدان باشد.
هدف سوم، ارسال پیام سیاسی به روسیه است. ناتو میخواهد نشان دهد که تهدیدهای مسکو نمیتواند بهسادگی تصمیمهای دفاعی کشورهای اروپایی را تغییر دهد. با این حال، برگزاری رزمایش بهخودیخود به معنای تصمیم برای استفاده از سلاح هستهای نیست. میان تمرین نظامی، بازدارندگی و تصمیم واقعی برای بهکارگیری تسلیحات تفاوت وجود دارد؛ هرچند در فضای بیاعتمادی، طرف مقابل ممکن است اقدامات دفاعی را تهدیدآمیز تفسیر کند.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که برخی سیاستمداران اروپایی طی دو سال گذشته آشکارا از ضرورت دستیابی به توان هستهای مستقل سخن گفتهاند. چنین بحثهایی پرسشهایی درباره تعهدات حقوقی کشورهای اروپایی ذیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای ایجاد کرده است. گسترش این رویکرد میتواند بهجای ایجاد اطمینان، رقابت تسلیحاتی را تشدید کند.
نگاه روسیه به رزمایش ناتو
از نگاه مسکو، رزمایش هستهای ناتو را نمیتوان جدا از تحولات نظامی و سیاسی پیرامون اوکراین ارزیابی کرد. روسیه تقویت همکاری نظامی غرب و افزایش آمادگی دفاعی کشورهای اروپایی را تهدیدی علیه منافع خود میداند. از این منظر، تمرینهای هستهای ممکن است نشانه تقویت ظرفیت نظامی رقیب تلقی شوند و بر محاسبات امنیتی کرملین اثر بگذارند.
یکی از حساسترین نقاط این تقابل، منطقه کالینینگراد است؛ قلمرو روسی میان لهستان و لیتوانی که هر دو عضو اتحادیه اروپا هستند. مسکو هشدار داده است اگر ناتو علیه این منطقه اقدام کند، برای دفاع از آن از همه ابزارهای در اختیار خود، از جمله سلاحهای هستهای، استفاده خواهد کرد. این موضع نشان میدهد که روسیه میخواهد هرگونه اقدام احتمالی علیه کالینینگراد را با خطر پاسخ شدید روبهرو کند.
آزمایش موشکی فرانسه نیز در همین فضای حساس اهمیت یافته است. وزارت دفاع این کشور اعلام کرد که آزمایش شلیک موشک بالستیک زیردریاییپرتاب نسل جدید «ام۵۱.۳» انجام شده است. این موشک بدون محموله جنگی از سواحل بریتانی شلیک شد و هدف آزمایش، تأیید توانایی زیردریایی هستهای «لو ویگیلان» در بهکارگیری این سامانه پس از تعمیر و نگهداری اساسی بود.
نکته این است که رقابت هستهای نیز به اروپا محدود نیست. آمریکا بهطور منظم موشکهای بالستیک قارهپیمای خود را در اقیانوس آرام آزمایش میکند. چین نیز چند ماه پیش یک موشک بالستیک زیردریاییپرتاب را در این اقیانوس آزمایش کرد. هند و کره شمالی هم به آزمایشهای موشکی خود ادامه دادهاند. این تحولات نشان میدهد که نمایش توان راهبردی همچنان یکی از ابزارهای قدرتنمایی دولتهای هستهای است.
با این همه، واکنش روسیه به رزمایش ناتو صرفاً تابع توان نظامی نیست؛ برداشت رهبران این کشور از اهداف غرب نیز اهمیت دارد. اگر مسکو تمرین را اقدامی دفاعی بداند، ممکن است آن را بخشی از وضعیت متعارف امنیتی تلقی کند؛ اما اگر آن را نشانه تغییر توازن قوا یا مقدمه فشار نظامی گستردهتر ارزیابی کند، احتمال واکنش سیاسی و نظامی افزایش خواهد یافت.
آینده تنش میان روسیه و غرب
نشانههای تنش به رزمایشهای هستهای محدود نمیشود. دریای سیاه نیز به یکی از کانونهای نگرانی اروپا تبدیل شده است. اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، حملات پهپادی به کشتیهای تجاری نزدیک سواحل بلغارستان را محکوم کرده و هشدار داده است که این حوادث جان خدمه و امنیت دریایی را تهدید میکنند.
بر اساس گزارش اداره منطقهای وارنا، کشتی باری «چلسی ۳» با پرچم مالت، در فاصله حدود ۱۵ مایل دریایی از شهر بیالا هدف حمله پهپادی قرار گرفت. هر ۱۵ خدمه تخلیه شدند و بنا بر اطلاعات اولیه، این حادثه مصدومی نداشت. پیشتر نیز در ششم اکتبر، دو کشتی در منطقه انحصاری اقتصادی بلغارستان هدف حمله قرار گرفته بودند؛ یکی غرق شد و دیگری آسیب دید. منشأ پهپادهای مهاجم بهطور قطعی مشخص نشده بود و سفارت روسیه در بلغارستان نیز خواستار انتظار برای نتایج تحقیقات شد. بنابراین، انتساب قطعی این حملات به یک طرف، بدون شواهد نهایی، موجه نیست.
در کنار این تحولات، پیشنهاد افزایش بیش از ۵۰۰ میلیارد دلاری بودجه دفاع ملی آمریکا نیز بر فضای امنیتی اثر میگذارد. راجر ویکر، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، اعلام کرده است که در صورت موافقت رئیسجمهوری و کنگره، بودجه نظامی واشنگتن میتواند به حدود ۱.۵ تریلیون دلار برسد. این پیشنهاد شامل حدود ۱.۱۵ تریلیون دلار اعتبار دفاعی در روند عادی بودجهریزی و ۳۵۰ میلیارد دلار اعتبار اضافی از طریق سازوکار آشتی بودجهای است.
بر این اساس احتمال تداوم فشارهای متقابل قابل توجه است؛ زیرا جنگ اوکراین، نگرانیهای امنیتی کشورهای اروپایی، اختلاف بر سر کالینینگراد و رقابت تسلیحاتی همچنان پابرجا هستند. حوادث دریای سیاه نیز نشان میدهند که جنگ میتواند امنیت کشتیهای تجاری و کشورهای پیرامونی را تهدید کند، حتی زمانی که منشأ یک حمله هنوز روشن نیست.
در نهایت، رزمایش ناتو در ایتالیا را باید هم نشانه تلاش غرب برای حفظ بازدارندگی و هم بخشی از رقابت امنیتی گسترده میان روسیه و غرب دانست. آینده این رقابت به توانایی طرفین برای برقراری تعادل میان آمادگی دفاعی و جلوگیری از تحریک متقابل بستگی دارد. اگر نمایش قدرت جایگزین دیپلماسی شود، خطر گسترش بحران افزایش مییابد؛ اما همراهی بازدارندگی با گفتوگو و مدیریت تنش، همچنان میتواند از وخامت بیشتر اوضاع جلوگیری کند.
دیدگاه تان را بنویسید