روبیو در میانة شبکه‌ای از مأموریت‌های دفاعی

رامین پرتو

سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به ایسلند، یونان و پرتغال در شرایطی انجام می‌شود که واشنگتن همزمان با مجموعه‌ای از بحران‌ها و رقابت‌های ژئوپلیتیکی درگیر است؛ از تنش با ایران و تحولات خاورمیانه گرفته تا جنگ اوکراین، رقابت با چین و نگرانی درباره تحرکات روسیه در قطب شمال. از این منظر، سفر سه‌کشوری روبیو را نمی‌توان صرفاً یک تور دیپلماتیک معمول یا حتی سفری با تمرکز محدود بر شمالگان دانست، بلکه این سفر در واقع بخشی از تلاش دولت دونالد ترامپ برای بازتعریف مناسبات امنیتی، دفاعی و اقتصادی آمریکا با متحدان اروپایی و همزمان ارسال پیام به رقبای واشنگتن است.

نخستین مقصد روبیو، ایسلند بود؛ کشوری کوچک اما برخوردار از موقعیتی استثنایی در معماری امنیتی شمال اقیانوس اطلس. ایسلند عضو ناتو است، اما ارتش ندارد و اهمیت آن بیش از توان نظامی مستقیم، به موقعیت جغرافیایی‌اش بازمی‌گردد. قرار گرفتن این کشور میان آمریکای شمالی و اروپا، آن را به نقطه‌ای مهم در معادلات امنیتی اقیانوس اطلس شمالی و قطب شمال تبدیل کرده است.

روبیو در دیدار با مقام‌های ایسلندی، این کشور را «دوست خوب» آمریکا خواند و بر آمادگی واشنگتن برای افزایش همکاری‌های نظامی تأکید کرد. او موقعیت ایسلند را در مرکز بسیاری از مسائل امنیتی و دفاعی منطقه توصیف کرد و هشدار داد که تهدیدها در قطب شمال در حال افزایش است. از نگاه واشنگتن، حضور و همکاری نزدیک‌تر با متحدان شمالی می‌تواند مانعی در برابر افزایش نفوذ روسیه و چین در منطقه باشد.

سفر روبیو را می‌توان بخشی از تلاش آمریکا برای تحکیم شبکه‌ای از همکاری‌های دفاعی در اروپا دانست،  که همزمان می‌تواند برای مهار روسیه، تأمین منافع انرژی و دریایی آمریکا و تقویت صنایع تسلیحاتی این کشور مورد استفاده قرار گیرد

با این حال، انتخاب ایسلند به عنوان نقطه آغاز سفر، پیام دیگری نیز دارد. سیاست‌های ترامپ درباره گرینلند و اظهارات او درباره کانادا و ناتو، در میان متحدان اروپایی نگرانی ایجاد کرده است. انتشار نقشه‌ای که قلمرو آمریکا را تا گرینلند و ایسلند امتداد می‌داد، حساسیت‌ها در ایسلند را افزایش داد و حتی به احضار سفیر آمریکا انجامید. بنابراین روبیو در ایسلند علاوه بر پیگیری منافع راهبردی واشنگتن، مأموریت دشوار دیگری نیز داشت: اطمینان دادن به متحدی که نسبت به رویکرد دولت ترامپ احساس نگرانی کرده است.

شمالگان و راهبرد گسترده‌تر واشنگتن

اگرچه قطب شمال یکی از محورهای آشکار سفر روبیو است، اما مجموعه اظهارات او نشان می‌دهد که اهداف واشنگتن بسیار فراتر از شمالگان است. انتخاب یونان به عنوان مقصد دوم، اهمیت شرق مدیترانه، انرژی، مسیرهای دریایی، همکاری نظامی و تحولات خاورمیانه را وارد این معادله می‌کند. یونان از دید واشنگتن یک شریک مهم ناتو و نقطه‌ای راهبردی در جنوب شرقی اروپا محسوب می‌شود؛ کشوری که به دلیل موقعیت جغرافیایی خود می‌تواند در اتصال اروپا، مدیترانه و مسیرهای انرژی نقش‌آفرینی کند.

روبیو در آتن روابط آمریکا و یونان را برای مقابله با بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی حیاتی دانست و یونان را «ستونی از ثبات» و «ستونی از حضور آمریکا» در منطقه توصیف کرد. موضوعات مطرح‌شده در گفت‌وگوی راهبردی دو کشور نیز نشان می‌دهد که دستور کار واشنگتن بسیار گسترده است: دفاع، انرژی، کشتیرانی، فناوری، تجارت، سرمایه‌گذاری و تحولات منطقه‌ای.

در حوزه دفاعی نیز گزارش‌ها از توافق‌ها و مذاکرات مربوط به خرید تجهیزات و تسلیحات آمریکایی، از جمله برای جنگنده‌های اف-۳۵ و اف-۱۶، و همچنین پشتیبانی از بالگردهای نظامی خبر می‌دهد. بنابراین سفر روبیو را می‌توان بخشی از تلاش آمریکا برای تحکیم شبکه‌ای از همکاری‌های دفاعی در اروپا دانست؛ شبکه‌ای که همزمان می‌تواند برای مهار روسیه، تأمین منافع انرژی و دریایی آمریکا و تقویت صنایع تسلیحاتی این کشور مورد استفاده قرار گیرد.

اعتراض‌های گسترده در آتن و تسالونیکی نیز نشان داد که این راهبرد با مخالفت بخش‌هایی از جامعه و جریان‌های سیاسی یونان روبه‌رو است. معترضان، افزایش حضور نظامی آمریکا، هزینه‌های دفاعی و همکاری‌های انرژی را عامل تشدید فشار اقتصادی و گرفتار شدن یونان در رقابت‌های ژئوپلیتیکی می‌دانند. این اعتراض‌ها بیانگر شکافی است که میان محاسبات امنیتی دولت‌ها و نگرانی‌های اجتماعی در برخی کشورهای اروپایی وجود دارد.

پرتغال نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. این کشور عضو ناتو و واقع در حاشیه اقیانوس اطلس است و می‌تواند در محاسبات دریایی و ارتباطی آمریکا با اروپا نقش داشته باشد. در نتیجه، مسیر ایسلند، یونان و پرتغال را می‌توان زنجیره‌ای از نقاط راهبردی در دو سوی اروپا دانست که هر یک بخشی از نیازهای امنیتی و اقتصادی واشنگتن را پوشش می‌دهند.

اگرچه قطب شمال یکی از محورهای آشکار سفر روبیو است، اما مجموعه اظهارات او نشان می‌دهد که اهداف واشنگتن بسیار فراتر از شمالگان است. انتخاب یونان به عنوان مقصد دوم، اهمیت شرق مدیترانه، انرژی، مسیرهای دریایی، همکاری نظامی و تحولات خاورمیانه را وارد این معادله می‌کند

چرا عضویت اوکراین در ناتو  «روی میز» واشنگتن نیست؟

همزمان با سفر روبیو، اعلام صریح او مبنی بر اینکه عضویت اوکراین در ناتو «در حال حاضر روی میز نیست»، یکی از مهم‌ترین پیام‌های سیاسی واشنگتن بود. این موضع در ظاهر با سیاست حمایت گسترده غرب از اوکراین در برابر روسیه تفاوت دارد، اما با رویکردی که آمریکا برای پایان دادن به جنگ دنبال می‌کند، همخوانی بیشتری دارد.

پذیرش اوکراین در ناتو به معنای افزایش شدید احتمال رویارویی مستقیم میان روسیه و اعضای پیمان آتلانتیک شمالی است. ماده پنجم ناتو تعهد اعضا به دفاع جمعی را در پی دارد و بنابراین عضویت اوکراین در شرایط جنگی می‌تواند محاسبات امنیتی را به سطحی بسیار خطرناک ارتقا دهد. واشنگتن با تأکید بر پایان جنگ، عملاً تلاش می‌کند فضای لازم برای مذاکره و توافق احتمالی با مسکو را باز نگه دارد.

از منظر دولت ترامپ، ادامه جنگ بدون چشم‌انداز مشخص برای پایان آن، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای آمریکا و متحدانش دارد. بنابراین اولویت اعلام‌شده روبیو نشان می‌دهد که واشنگتن در مقطع کنونی میان «گسترش ناتو» و «پایان جنگ» دومی را ترجیح می‌دهد. 

از سوی دیگر، این موضع می‌تواند بخشی از محاسبه آمریکا در قبال روسیه باشد. واشنگتن همزمان که مسکو را رقیب راهبردی می‌داند، نمی‌خواهد تمام مسیرهای گفت‌وگو با کرملین را مسدود کند. 

از نگاه چین و روسیه، سفر روبیو احتمالاً بیش از یک سفر دیپلماتیک اروپایی تلقی می‌شود. روسیه می‌تواند تمرکز آمریکا بر ایسلند و شمالگان را نشانه تلاش واشنگتن برای محدود کردن فضای مانور مسکو در منطقه‌ای بداند که اهمیت آن با تغییرات ژئوپلیتیکی و مسیرهای جدید دریایی و منابع طبیعی افزایش یافته است. همزمان، تقویت همکاری نظامی آمریکا با یونان نیز از دید روسیه می‌تواند به معنای تحکیم حضور واشنگتن در جنوب اروپا و شرق مدیترانه باشد.

چین نیز احتمالاً سفر روبیو را در چارچوب گسترده‌تر رقابت آمریکا برای تثبیت شبکه متحدان خود ارزیابی می‌کند. اگر واشنگتن در شمالگان، اقیانوس اطلس و مدیترانه حضور خود را تقویت کند، این امر می‌تواند بخشی از راهبرد بزرگ‌تر آمریکا برای حفظ برتری ژئوپلیتیکی و جلوگیری از گسترش نفوذ چین در مناطق راهبردی باشد.

در نهایت، سفر روبیو را باید تلاشی چندلایه برای بازآرایی جایگاه آمریکا در برابر روسیه و چین و در عین حال مدیریت روابط با متحدان اروپایی دانست. ایسلند نماد اهمیت فزاینده شمالگان و اقیانوس اطلس شمالی است، یونان حلقه اتصال راهبرد آمریکا به مدیترانه، انرژی و خاورمیانه و پرتغال بخشی از معماری اقیانوس اطلس است. بنابراین، قطب شمال تنها نقطه آغاز این سفر است، نه مقصد نهایی راهبرد واشنگتن. پیام اصلی سفر آن است که آمریکا در شرایط تعدد بحران‌ها، به جای تمرکز بر یک جبهه، در حال تقویت همزمان شبکه‌ای از متحدان و نقاط راهبردی در پیرامون اروپا است؛ اقدامی که برای روسیه و چین نیز نمی‌تواند صرفاً یک تحرک دیپلماتیک عادی تلقی شود.