به بهانۀ امکان خرید قسطی بلیت کنسرت همایون شجریان
وقتی فرهنگ هم قسطبندی میشود!
شاید چند سال پیش، تصور اینکه کسی بلیت کنسرت را قسطی بخرد، عجیب به نظر میرسید. امروز اما خرید اعتباری تقریبا به بخشهای مختلف زندگی اقتصادی مردم راه پیدا کرده است. مسئله مهم اینجاست که اکنون این مدل پرداخت به حوزهای رسیده که اصولا قرار بود بخشی از کیفیت زندگی باشد .
عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - این که برای خرید بلیت کنسرت همایون شجریان امکان پرداخت اعتباری فراهم شده، در نگاه اول شاید اتفاقی مثبت و حتی نشانهای از نوآوری در بازار موسیقی باشد اما پشت این خبر، واقعیتی تلختر پنهان است. وقتی مردم برای رفتن به کنسرت هم به اعتبار و قسط نیاز پیدا میکنند، یعنی فشار اقتصادی تا جایی پیش رفته که حتی تفریح و تجربه فرهنگی نیز دیگر بهسادگی از درآمد ماهانه خانوار
تأمین نمیشود.
شاید چند سال پیش، تصور اینکه کسی بلیت کنسرت را قسطی بخرد، عجیب به نظر میرسید. امروز اما خرید اعتباری تقریبا به بخشهای مختلف زندگی اقتصادی مردم راه پیدا کرده است. مسئله مهم اینجاست که اکنون این مدل پرداخت به حوزهای رسیده که اصولا قرار بود بخشی از کیفیت زندگی باشد . قیمت بلیت کنسرت همایون شجریان در شیراز از ۸۰۰ هزار تومان آغاز میشود و تا دو میلیون تومان میرسد.
این ارقام شاید برای همه مردم غیرقابل پرداخت نباشد، اما برای خانوادهای که بخش عمده درآمدش صرف مسکن، خوراک، آموزش، درمان و سایر هزینههای ضروری میشود، پرداخت یکجای چنین مبلغی برای یک شب کنسرت میتواند به تصمیمی جدی تبدیل شود. اینجاست که وجه نگرانکننده ماجرا خود را نشان میدهد.
در دوران فشار اقتصادی، معمولا نخستین هزینههایی که از سبد خانوار حذف میشوند، هزینههایی هستند که در دسته نیازهای ضروری قرار نمیگیرند. فرهنگ، هنر، تفریح، سفر، کتاب، سینما و موسیقی معمولا در همین دسته قرار میگیرند. مردم ابتدا از تعداد دفعات رستوران رفتن و سفر کردن میزنند، بعد خرید کتاب و رفتن به سینما و تئاتر کمتر میشود و در نهایت ممکن است کنسرت نیز به تجربهای تبدیل شود که فقط گروه محدودی از جامعه توان پرداخت هزینه آن را دارند.از این منظر، «کنسرت قسطی» صرفا یک مدل فروش نیست، میتواند نشانهای از کوچک شدن سفره فرهنگی مردم باشد.
اما درست همینجا باید نیمه دیگر ماجرا را هم دید. آیا باید از قسطی شدن بلیت کنسرت گلایه کرد؟ شاید نه.اگر قرار است انتخاب میان «اصلا نرفتن» و «رفتن با پرداخت اعتباری» باشد، دومی میتواند اتفاق مثبتی باشد. در شرایطی که بحران اقتصادی ممکن است فرهنگ را به تدریج از سبد خانوار حذف کند، هر روشی که بتواند مخاطب را همچنان با هنر و هنرمند مرتبط نگه دارد، ارزش بررسی دارد.
اتفاقا اهمیت این اقدام از همینجا ناشی میشود. شاید همایون شجریان و مجموعه برگزارکننده کنسرت، ناخواسته به یک واقعیت مهم توجه کردهاند: مخاطب موسیقی همچنان وجود دارد، علاقه به کنسرت از بین نرفته، اما توان پرداخت نقدی کاهش پیدا کرده است. بنابراین به جای اینکه مخاطب را از دست بدهند، شیوه پرداخت را تغییر دادهاند. این البته نباید ما را از ریشه مسئله غافل کند.
وقتی تهیهکنندگان موسیقی از افزایش هزینههای برگزاری کنسرت و خطر ضرر مالی سخن میگویند و همزمان قیمت بلیت برای مخاطب بالا میرود، یک چرخه معیوب شکل میگیرد. هزینه تولید افزایش مییابد، قیمت بلیت بالا میرود، بخشی از مخاطبان توان خرید خود را از دست میدهند، استقبال کاهش مییابد و در نهایت تهیهکننده نیز با ریسک بیشتری برای برگزاری کنسرت مواجه میشود.
در چنین شرایطی، انتظار اینکه صرفا تهیهکننده از سود خود بگذرد، راهحل کاملی نیست. اگر قرار است موسیقی زنده در ایران همچنان مخاطب گسترده داشته باشد، باید درباره کل زنجیره هزینههای برگزاری کنسرت، از قیمت سالن و خدمات اجرایی گرفته تا سایر هزینهها، بازنگری جدی صورت گیرد.چرا که مسئله فقط اقتصاد کنسرت نیست، مسئله اقتصاد فرهنگ است.
جامعهای که فرهنگ و هنر در آن به کالایی لوکس تبدیل شود، دیر یا زود با مسئلهای فراتر از کاهش فروش بلیت مواجه خواهد شد. هنر بخشی از زندگی اجتماعی مردم است و دسترسی به آن، بخشی از کیفیت زندگی محسوب میشود. نمیتوان انتظار داشت مردم در شرایط دشوار اقتصادی، هزینههای فرهنگی خود را حفظ کنند، اما همزمان هیچ سازوکاری برای قابل دسترس ماندن این خدمات فرهنگی وجود نداشته باشد.
از این منظر، خرید اعتباری بلیت کنسرت را باید همزمان یک «زنگ خطر» و یک «راهحل موقت» دانست.زنگ خطر است، چون نشان میدهد حتی برای تجربهای مانند رفتن به کنسرت، توان پرداخت نقدی بخشی از جامعه کاهش یافته است. اما راهحل موقت هم هست، چون میتواند مانع شود که مخاطب بهطور کامل از سبد فرهنگی خود حذف کند.
شأن مردم را نباید در این دید که آیا برای خرید بلیت کنسرت قسط میدهند یا نه. شأن مردم در این است که اساسا بتوانند در جامعهای با اقتصاد دشوار، همچنان امکان دسترسی به هنر و فرهنگ را داشته باشند.قسطی شدن بلیت، تصویر زیبایی از اقتصاد امروز ایران نیست. اما اگر انتخاب میان «کنسرت قسطی» و «جامعه بدون کنسرت» باشد، شاید بهتر باشد به جای سرزنش مخاطبی که توان پرداخت یکجای بلیت را ندارد، از خود بپرسیم چرا باید فرهنگ نخستین چیزی باشد که مردم در روزهای سخت اقتصادی از آن صرفنظر میکنند.
کنسرت قسطی بیش از آنکه خبر یک مدل جدید فروش باشد، آینهای است که وضعیت اقتصادی و فرهنگی امروز جامعه را به ما نشان میدهد؛ آینهای که تصویرش چندان خوشایند نیست، اما نادیده گرفتن آن هم کمکی به بهتر شدن واقعیت نمیکند.
چرا تصمیم همایون شجریان بحثبرانگیز شد؟
رویداد 24 هم در مطلبی در این مورد نوشت: همایون شجریان از ۱۵ مهرماه، اجرای خود را در شیراز آغاز میکند و قرار است تا ۲۳ مهرماه روی صحنه باشد و پس از آن نیز در اصفهان اجرا داشته باشد. قیمت بلیت کنسرت شیراز، طبق گزارشهای منتشرشده، از ۸۰۰ هزار تومان آغاز میشود و تا دو میلیون تومان میرسد؛ رقمی که برای بخشی از جامعه در شرایط اقتصادی فعلی، قابل پرداخت نیست. در همین راستا، اعلام شده مخاطبان این کنسرت امکان خرید اعتباری بلیت را نیز خواهند داشت.
این اقدام شاید در نگاه اول مثبت باشد؛ بالاخره کسی که توان پرداخت یکجای هزینه بلیت را ندارد، میتواند با پرداخت مرحلهای به کنسرت برود. اما مسئله اینجاست که چرا باید وضعیت معیشتی مردمی به این روز افتد که حتی برای تامین ابتداییترین نیازهایشان به اعتبار و قسط پناه بردهاند یا حتی تفریح هم به فهرست بدهیهای خانوار اضافه شود؟
زندگی چطور قسطی شد؟
قسطی شدن خریدها دیگر محدود به کالاهای گرانقیمت نیست. سالها پیش خرید اقساطی بیشتر برای مسکن، خودرو، لوازم خانگی یا کالاهایی با قیمت بالا معنا داشت؛ امروز، اما مفهوم «قسطی» به بخشهایی از زندگی رسیده که قرار بود سادهترین و عادیترین هزینههای یک خانواده باشند.
مردم برای خرید خوراکیها، پرداخت هزینه درمان، آموزش، سفر و انواع خدمات به اعتبار نیاز دارند. در چنین شرایطی، اعلام امکان خرید قسطی بلیت کنسرت، بیش از آنکه صرفاً یک نوآوری در شیوه فروش باشد، نشانهای از فلاکت جامعه است.
نقدی بر اقدام همایون شجریان
وجه دیگر این ماجرا، اما اقتصادی نیست و به رفتار و تصمیم همایون شجریان برمیگردد. اگر هدف از فروش اعتباری بلیت این است که مردم بیشتری بتوانند به کنسرت بیایند، چرا با کاهش قیمت بلیت این امکان را فراهم نکردهاند؟
طبیعی است که برگزاری کنسرت هزینه دارد. دستمزد نوازندگان، سالن، تجهیزات، تبلیغات، حملونقل، عوامل اجرایی و دهها هزینه دیگر باید پرداخت شود و نمیتوان از هنرمند انتظار داشت تمام هزینههای یک پروژه تجاری را شخصاً تقبل کند. اما وقتی سخن از کمک به مخاطب و حفظ ارتباط با مردم به میان میآید، میتوان پرسید آیا واقعاً بهترین راه، بدهکار کردن مخاطب است؟
برای خانوادهای که توان پرداخت دو میلیون تومان را ندارد، اینکه بتواند این مبلغ را چند مرحلهای بپردازد، الزاماً به معنای ارزان شدن کنسرت نیست. فقط پرداخت هزینه را از امروز به ماههای آینده منتقل میکند.
اگر یک هنرمند واقعاً میخواهد بخشی از جامعهای را که تحت فشار اقتصادی است همراه خود نگه دارد، میتواند با تخفیف مستقیم بلیت، اختصاص بخشی از ظرفیت سالن به بلیتهای ارزانتر یا طراحی بلیتهای حمایتی، اقدام موثرتری انجام دهد.
آنچه باعث میشود از همایون شجریان توقع داشته باشیم که به جای قسطی کردن بلیت، قیمت را کاهش دهد این است که همین یک سال پیش برای برگزاری کنسرت خیابانی و رایگان او در میدان آزادی کلی جنجال به راه افتاده بود. عدم برگزاری این برنامه حواشی بسیاری داشت که قصد ورود به آن را نداریم، اما آقای هنرمند آن زمان با ناراحتی اعلام کرده بود که تجهیزات گروه اجازه ورود به میدان آزادی را پیدا نکرده و امکان مدیریت جمعیت میلیونی وجود ندارد؛ لذا انتظار میرفت همایون شجریان اکنون که فرصتی فراهم شده با اعمال تخفیف در هزینه بلیت کنسرت خود- به جای قسطی کردن آن- آن تصویری که در ذهن مردم ساخته شده بود را از میان نبرد؛ تصویری هنرمندی که میخواست برای جمعیتی گسترده و بدون دریافت پول از مردم روی
صحنه برود.
دیدگاه تان را بنویسید